چهارشنبه سوری آئین ویژه و پرطرفدار نوروز، رسم و آیینی کهن در ایران زمین بوده که در مناطق مختلف شهری و روستایی آذربایجان غربی نیز با برپایی مراسمی خاص و ویژه ای جشن گرفته می شد، جشنی که امروز با نزدیک شدن به روز موعد خانواده ها را غرق دلهره و نگرانی می کند.
اگرچه مراسم چهارشنبه سوری یک آئین باستانی ایرانی است اما این روزها این جشن تبدیل به یک آسیب شده است که می تواند خطرات جدی را برای شهروندان در پی داشته باشد.
میدانیم که از زمانهای دور باور انسانها بر این بود که چهار عنصر آب و آتش و باد و خاک هستند که باعث بیداری طبیعت میشوند.
مردم آذربایجان چهار هفته قبل از عید، و به مناسبت همین چهار عنصر روزهای چهارشنبه را برای اجرای مراسم انتخاب کرده اند. این مراحل عبارتند از:
1) سوچرشنبه سی 2) اُد چرشنبه سی 3) یئل چرشنبه سی 4) توپراق چرشنبه سی
این چهار اصل یعنی آب، حرارت، باد و خاک لازمه بیداری طبیعت اند و اگر یکی از آنها نباشد طبیعت سرسبز نمیشود.
اولین چهارشنبه را «سو چرشنبه سی» یا « ازل چرشنبه » یا « چیلله قاچدی » یا « اول چرشنبه » یا «یالانچی چرشنبه» مینامند.
صبح چنین روزی قبل از اینکه آفتاب بالا بیاید، کنار آب رفته و کوزه های سفالی را پر از آب میکنند، روی هم آب پاشیده و
در نهایت ناخنهای خود راگرفته از روی آب می پرند و حین این کارها چنین میگویند:
«اوغورلوغوم دوشسون سو اوستونه»
و یا:
«سئل چارپار،سوچارپار/ بیرگوناه ایشلتدیم/ گَل اونو توت آپار/ سئل چارپار،سوچارپار/ گل آپار،گل آپار»
دومین هفته را نیاکان ما تحت عنوان «اود چرشنبه سی» نام نهاده اند که مظهر حرارت و نور و روشنایی است.
آتش، نور و حرارت است که به طبیعت روح تازه میبخشد و به زمین حرارت میدهد.
عصر این چهارشنبه مردم آتش درست کرده و از روی آن میپرند. در ضمن این کار چنین میگویند.
«آتیل باتیل چرشنبه/ آینا کیمی بختیم آچیل چرشنبه/ ...»
سومین هفته آخر ماه فصل زمستان را پدران و مادران ما تحت عنوان «یئل چارشنبه سی» نامگذاری کرده اند، چون در این هفته باد با آمدن خود به زمین و طبیعت زندگی و نوید بیداری میدهد.
«یئل» در یک مدت کوتاه تمامی زمین را پشت سر میگذارد و زمین را به بیداری فرا میخواند. در گذشته نچندان دور،در چنین روزی کودکان آذربایجان که بخاطر سرمای زمستان چند ماهی به دور از همبازیهای خود اغلب در خانه سپری کرده اند بیرون آمده و حین بازیهای ملی منصوب به آذربایجان اشعاری در رابطه با «یئل» میخوانند. مانند:
«قاش- قاباقلی بیر بولوت/ آل گونشی بورویور/ یئل پوفلهیرکن فلوت/ داغین قارین کورویور.»
ویا:
«گؤی گورلاییر، یئل اسیر/شیمشک شاخیر، گون چیخیر/ یاز گلمهیه تلهسیر/ سئوینجدن کاریخیر.»
و نیز کسانی هم به نیت برآورده شدن آرزوی خود پرنده ای را از قفس آزاد میکردند. یا زیر درخت سؤیوت ( بید مجنون) رفته
خواسته های دلشان را آرزو میکردند.
آخرین چهارشنبه(چرشنبه) سال نیز تحت عنوان «تورپاق چرشنبه سی» نامگذاری شده است که طبیعت با جذب گرما و حرارت بیدار میشود. این روز در نزد مردم با نام «ایلین سون چرشنبه سی» مشهور است. در آخرین چرشنبه سال «تورپاق» با قدرت و کمک «سو»،«اُد» و«یئل» جان میگیرد.
آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال و پریدن از روی آن
آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.
در برخی از شهرهای آذربایجان چون ارومیه، اردبیل و زنجان، همه چهارشنبه های ماه اسفند هر یک نقش و نام معینی دارند.
امروز، با رسمیت یافتن تقویم مصوب ۱۳۰۴، دیگر از جشن های پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پایان سال بود ) کمتر نشانی میتوان یافت. چهار شنبه سوری پایان ماه صفر نیز – تا آن جا که آگاهی در دست است – فراموش شده، و تنها با برگزاری مراسم چهار شنبه آخر سال یا چهارشنبه سوری، که در بر دارنده رسم هایی از فرهنگ عامه است، مردم به پیشواز نوروز می روند.
رفتن به بلی بلی
در برخی از مناطق در چنین شبی پس از آتش افروزی چهارشنبه سوری، جوانان بر بام خانه همسایگان و خویشاوندان می روند و از آن جا دستمال بزرگی را از طریق پنجره به درون اتاق آویزان می کنند. صاحب خانه دستمال را از میوه و آجیل انباشته می کند و به سوی آن ها که بر بام منتظرند باز می فرستد.
در روستاهای اطراف ارومیه نیز بچه ها و جوانان، دستمالی را بر سر نخی می بندند و آن را از روزنه اتاق به درون خانه می اندازند، خداوند خانه، بادام، تخم مرغ رنگ کرده و پول توی دستمال می گذارد و می گوید: « بکش، خدا مرادت را بدهد.»
در برخی رسم و رسومات مردم آذربایجان نیز کسانی که نامزد دارند، برای شال اندازی با شالی که به آن « سالماخ» می گویند به پشت بام خانه نامزد خود می روند، و دستمال را از روزنه اتاق به درون می آویزند، همین که زن خانه می آید تا چیزی در دستمال بگذارد، پسر دستمال را می کشد و این کار را چند بار تکرار می کند. مادر متوجه می شود که شال انداز داماد اوست و دستمال را پر از سبزه می کند تا همیشه سبز و خرم باشد. در ارومیه و بعضی روستاهای اطراف آن نیز دامادها این کار را با تشریفات بیشتری انجام می دادند، به این ترتیب که کجاوه ای آرایش شده را که بر شال بسته و آینه بندان شده را با طناب به داخل روزن می فرستند و صاحبخانه آجیل و شیرینی و میوه خشک در درون کجاوه می ریزد. اگر اتاق ها پنجره نداشته باشد، کجاوه را پشت در خانه یا اتاق عروس می گذارند و به انتظار پر شدن آن در گوشه ای پنهان می مانند.
در برخی مناطق کرد نشین نیز مردم در شب نوروز بر بام خانه هاشان آتش می افروزند و پس از آتش افروزی است که شال می اندازند. این مراسم را در مهاباد «هلاوهی» می گویند. صاحبخانه تخم مرغ و گردو و بادام یا مقداری پول و گاهی جوراب پشمی در درون شال پیچیده و می گوید:«ای کشه خدا مراگویی» یعنی بکش، خدا مرادت دهد.
یکی دیگر از مراسم در چهارشنبه سوری فرستادن خنچه ای از هدایا به همراه نقل وشیرینی و آیینه برای تازه عروس ها است، ولی متاسفانه طی دهه اخیر با به فراموشی سپرده شدن این رسوم، این روز به موعد شادی جوانان و دلهره خانواده ها تبدیل شده است.
خالق منظومه «حیدربابایه سلام» استاد محمد حسین شهریار نیز به زیبایی هرچه تمامتر آئینهای عید نوروز ،چهارشنبه سوری و مراسم این ایام را چنین به نظم کشیده است:
بایرامدی،گئجه گوشی اوخوردی
آداخلی قیز، بیگ جرابین توخوردی
هرکس شالین بیر باجادان سوخوردی
آی نه گوزل قایدادی شال ساللاماق
بیگ شالینا بایرامیلیغین باغلاماق!
ترجمه فارسی:
عید که مرغ شب ، آوازش رساند پشت قاف
دختران نامزد، جوراب دامادانه باف
شالها آویزد از هر روزنی و هر شکافی
وه... چه دلکش باشد این آئین شال آویختن،
بر کمند شالی داماد عیدی ریختن
شال ایستدیم منده ائوده آغلادیم
بیر شال آلوپ تئز شالی باغلادیم
غلام گیله قاشدیم شالی سالادیم
فاطمه خالامنه جوراب باغلادی
خان ننهمی، یادا سالوپ آغلادی
ترجمه فارسی:
بهر شالی خویش را گریان و نالان ساختم،
تا گرفتم، بر کمر پیچیده، بیرون تاختم،
رفته از بام غلام آن را فرو انداختم،
خاله جانم «فاطمه» بر شال من جوراب بست
یاد «خانمننه»ما جان و دلش را سخت خست
اما با وجود این، در حال حاضر، آییئن چهارشنبه سوری با رسم و رسوماتش تبدیل به چهارشنبه سوزی هایی شده که شیرینی عید را برای برخی خانواده ها تلخ می کند.