به
جرأت می توان گفت که جای جای آذربایجان و قلب تپنده ی آن یعنی ارومیه مملو
از شخصیتهایی است که در ابعاد مختلف اجتماعی ، سیاسی ، ادبیات ، موسیقی ،
فرهنگ، تاریخ ، هنر و ... آنچه که در ذات وجود خویش داشته اند در اعصار
وقرون تاریخی بسان انوار نورانی خورشید ، شعاعهای منور خویش را بر فضای
تاریک و مه آلود عصر حیات خویش و حتی پس از آن تابانده اند و دیدگان مردم
بویژه اصحاب قلم و اندیشه را روشن نموده اند. چه در بین این شخصیتهای
برجستۀ آذربایجان ، بودند زنان دلاور و غیر تمندی که با تأسی از آموزه های
مذهبی و تاریخی ودر سایۀ تربیت و پرورش نیاکان و آباء و اجدادی خویش آنچنان
تأثیری بر جامعۀ استبداد زده و گرفتار جهالت و خودکامگی حاکمان زمان
گذاشته اند که رد پای قدمهای استوار آنان هنوز هم که هنوز است در جای جای
فضای سیاسی اجتماعی ، ادبی، تاریخی این مرز و بوم به روشنی قابل رؤیت است .
زنانی که برخی از آنان هرچند اجل مهلتشان
نداد و شمع وجودشان چند سالی دوام نیاورد و در عنفوان جوانی یا میان سالی
به خاموشی گرایید، اما انوار تابناک آنان همچنان روشنی بخش محفل ادبا و
مورّخین و محققین و علاقمندان آنان می باشد . در این مقاله سعی بر این است
تا بر اساس جستجوها و تکاپوهای ژورنالیستی ، شمه ای از شخصیت وجودی ، شرح
حال و آثار بجای مانده از زنان دلاور این شهر به خوانندگان و دلبستگان
تاریخ و فرهنگ آذربایجان بویژه شهر اورمیه شناسانده شود . هرچند با نهایت
تأسف و تأثربایستی اذعان نمودکه اطلاعات کافی و وافی در مورد تمامی
شخصیتهای برجستۀ زن در عرصه های گوناگون وجود ندارد ولی تلاشی شده از طریق
انجام مطالعات و جستجو در نوشته ها و جراید و کتب و سایتهای معتبر به بخشی
از وجوه شخصیتی زنان برجسته اورموی پرداخته شود . سپاسگذار خواهیم بود
چنانچه خوانندگان، محققین ، علاقمندان ، خانواده ها و دوستانی که در ارتباط
با موضوع این مقاله ، اطلاعات ، تصاویر ، آثار یا نوشته هایی از زنان
تاریخ ساز ارومیه دارند به آدرس دورنانیوز ارسال تا بنام آنان در این
وبسایت چاپ و منتشر گردد.
قمر نساء بیگم
وی دخترحسین قلی خان بیگلر بیگی اورموی
است که بعد از فوت عمه اش« مریم بیگم خانم» به عقد ازدواج فتحعلی شاه قاجار
در آمد . قمر نساء شانزدهمین زوجه از یکصد و پنجاه و هشتمین زوجات شاه
قاجار است . یحیی میرزا و جهانسوز میرزا و ساره سلطان و قیصر خانم و بدر
جهان خانم از بطن اوست . مرحومه ساره سلطان که در اورمیه به شاهزاده خانم
استشهار داشت به فرمان فتحعلی شاه به عقدمرحوم جهانگیرخان بیگلربیگی اورموی
درآمدواولادی پیدا نکرد .
مریم بیگم خانم
مریم بیگم خانم دختر امام قلی خان قاسملوی
افشار بیگلربیگی اورمیه است که آن مرحوم به سردار آذربایجان مشهور
بود.درفتنۀ محمد قلی خان بیگلربیگی که فتحعلی شاه قاجار ناگزیر شخصاً برای
خواباندن شورش در رأس عده ای از سپاهان خود به اورمیه آمد در سال ۱۲۱۱ هجری
قمری مریم بیگم را به حبالۀ نکاح خود در آورد. به طوری که در ناسخ
التواریخ مندرج است او زوجۀ پانزدهم شاه قاجار است.ملک قاسم میرزا
فرمانروای کل آذربایجان و ملک منصورمیرزا که مدت ها حکومت اورمیه و توابع
را بر عهده داشته از فرزندان مریم بیگم خانم می باشند .
بانو نوش آفرین آقا خانی
این بانوی بزرگوار به علت تاسیس اولین
مدرسۀ دوشیزگان در اورمیه در تاریخ تعلیم و تربیت اهمیت بسزایی دارد . بانو
نوش آفرین دختر شادروان حسین خان بیگلربیگی بوده و به نوشابه خانم استشهار
داشته که در تاریخ ۱۲۷۰ شمسی در اورمیه متولد شده و پس از گذراندن تحصیلات
مقدماتی در مکتب خانگی از مدرسۀ آمریکایی های اورمیه فارغ التحصیل شده است
. این بانوی خیرخواه و فرهنگ دوست در سال ۱۲۹۸ شمسی دبستان چهار کلاسۀ ملی
به نام « دوشیزگان » را در یکی از خانه های خیابان ارک فعلی اورمیه تأسیس
کرد. طولی نکشید که مردم آگاه اورمیه از آن استقبال کردند و در اندک زمانی
تعداد دانش آموزان آن به ۱۸۰ نفر رسید. این مدرسه به مدت دو سال به مدیریت
این بانو به فعالیت و خدمات ملی خود ادامه داد ، ولی به علت انقلابات و هرج
و مرجی که در این مرز و بوم روی داده بود، ناگزیر تعطیل شد . قابل ذکر است
بانو بدرالملوک انصاری،وی را درتأسیس این مدرسه یاری نمود.چون بانو نوش
آفرین عروس یکی ازمالکان مشهور این دیار به نام مرحوم «آقاخان میر پنج»
بوده به همین سبب نام خانوادگی ایشان«آقا خانی » است .
نادره امین
وی از بانیان فرهنگ نوین در اورمیه به
شمار می رود و مدتی در اورمیه از سال ۱۳۱۳ شمسی به بعد ریاست نخستین
دبیرستان شاهدخت را بر عهده داشت . زمانی که بانو امین ریاست دبیرستان را
برعهده داشت، دبیرستان نیز دارای سالنامه بود این سالنامه به سال ۱۳۱۶ در
۹۱ صفحه در چاپخانۀ مجلس شورای ملی به چاپ رسیده که حاوی اطلاعات مفید می
باشد و بیانگر این است که این دبیرستان در سطح کشور از نظر علمی فرهنگی و
تربیتی از مدارس نمونه به شمار می رفته است . لازم به ذکر است که این بانو
دارای مدال درجه اول علمی نیز بوده است . بانو امین پس از خدمات علمی و
فرهنگی فراوان در اورمیه ، در سال ۱۳۱۹ به آذربایجان شرقی منتقل شد و تا
پایان خدمت فرهنگی از همان سال تا تاریخ ۱۵/۹/۴۶ در دبیرستان پروین تبریز
ادای وظیفه نمود . ولی متأسفانه در همان سال به علت شکستگی پا نتوانست
ادامۀ وظیفه کند و در تاریخ ۵/۱۰/۴۶ به افتخار بازنشستگی نائل شد وی پس از
جندسال دار فانی را وداع گفت و در قبرستان طوبائیۀ تبریز آرام گرفت .
لیلی اوراهم :
لیلی اوراهم بانوی برجسته آشوری - ایرانی
در سال ۱۹۰۰ در روستای زیبای کوهستانی سیر اورمیه از پدری یونانی به نام
اوراهم که نخستین چاپخانه را در اورمیه به راه انداخت و همراه با آن در
انتشارروزنامه « ستارۀ شرق» همکاری داشت بدنیا آمد. به خواست پدر از کودکی
با زبانهای خارجی و موسیقی آشنا شد ، اما در هنگامه جنگ جهانی اول که اسارت
برخی خانواده های آشوری به دست ترکها را به دنبال داشت پدرش را از دست داد
و خانواده اش به تبریز گریختند. وی پس از چند سال مجدداً به زادگاه خود
بازگشت و در آنجا با دکتر«بنیامین تمرز» که تحصیلات پزشکی خود را در مسکو
به پایان برده بود پیوند ازدواج بست و در پی آن برای ادامه تحصیل به تفلیس
رفت و پس از فرا آموزی زبان روسی ، توانست دوره انستیتو اقتصاد و بازرگانی و
تاریخ کهن همراه با دورۀ زبان انگلیسی را در آنجا به پایان برساند در پی
آن در دانشکده تاریخ دوره شرق باستان را هم تمام کردو برای مدتی در یکی از
مدارس مشغول تدریس شد و پس از آنکه با چاپ قصه های کودکانه و سروده هایش در
نشریات نامی برآورد ، سرانجام در سال ۱۹۴۱ به اورمیه بازگشت و در این شهر
به خدمات روزنامه نگاری و ترجمه شعر و داستان و سرودن شعر ادامه داد و در
ضمن موفق به تأسیس کودکستانی برای آشوریها شد . این بانوی فعال پس از مرگ
شوهرش به تهران رفت و پس از مدتی فعالیت در انجمن آشوریها سرانجام به ریاست
انجمن برگزیده شد .
ازآثار لیلی اوراهم که در خلال فعالیت در انجمن
آشوریها موفق به تأسیس گروه هنری آشوری شمیزام نیز شد میتوان به دو کتاب
ترجمه شده « درخت کریسمس» اثر کینگ لی و «مجموعه اشعار شاعر روسی مارشاک»
به زبان آشوری ، «یک مجموعه داستان کودکان» و «یک مجموعه از فولکلور ایران»
و ترجمۀ «دوازده ماه» از روسی به آشوری اشاره کرد .
بتول رضایی
بانو رضایی فرزند یکی از تجار روشنفکر
ارومیه بود که در سال ۱۳۰۴ شمسی دبستان ملی ناموس را تأسیس کرد . این
دبستان ابتدا با مساعدت مالی شیر و خورشید سرخ رضائیه و بعد با شهریه دانش
آموزان اداره می شد و نظر به حسن اداره این بانو درسال ۱۳۱۰ از طرف وزارت
معارف ، ماهانه ۶۰ تومان برای ادارۀ این مدرسه مقرر گردید. این بانوی
نیکوکار مدت ها نیز با شایستگی مدیریت دبستان پروین را در اورمیه عهده دار
بوده است . وی بعد از سال ها خدمت به افتخار بازنشستگی نایل آمد و سرانجام
در سوم اسفند ماه ۱۳۷۸ شمسی دار فانی را وداع گفت و در آرامگاه باغ رضوان
اورمیه به خاک سپرده شد
مستوره افشار
مستوره افشار دختر مجدالسلطنه افشار است
که به زبان های ترکی آناتولی، ترکی آذربایجانی ، فرانسه ، روسی و فارسی
تسلط داشت . وی یکی از یاران محترم اسکندری ( همسر سلیمان اسکندری و دبیر
یکی از اندک مدارس دخترانه در ایران بود ) واز اعضای انجمن نسوان وطن خواه
بود. با فعالیت های او نخستین کنگرۀ زنان ایران به دهم بهمن ۱۳۰۱ شمسی پس
از مرگ محترم اسکندری (در ۲۳ ذیحجه ۱۳۴۲ قمری ) مستوره افشار در سال ۱۳۰۳
شمسی به ریاست جمعیت انتخاب شد . اهداف جمعیت نسوان وطن خواه عبارت بودند
از :
لزوم تهذیب و تربیت زنان ، ترویج کالای تولید شده درصنایع کشور،
سوادآموزی زنان ، تأسیس بیمارستان برای زنان فقیر و سرپرستی دختران یتیم .
جمعیت نسوان وطن خواه در حالی که دارای ۱۹۵ عضو رسمی بود در سال ۱۳۱۲ شمسی
به فرمان رضا شاه منحل شد . لازم به ذکر است که مرحومۀ افشار در اواخر عمرش
سرپرستی شیرخوارگاه تهران را عهده دار بود.وی در سال ۱۳۴۴ یا ۱۳۴۵ شمسی به
رحمت ایزدی پیوست.
کبری تسلیمی
این بانوی فرهنگ دوست سهم بسزایی در تربیت
دختران شهر اورمیه و مهاباد دارد . وی پس از سه سال تدریس و مدیریت
دبیرستان شاهدخت به تهران منتقل شد و موفق به أخذ درجۀ دکتری در رشتۀ زبان و
ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد و مدتی ریاست دبیرستان نوربخش تهران را
به سال ۱۳۲۹ عهده دار بود. سپس با افتخار بازنشستگی نائل آمد و در اورمیه
مدت ها مشاور امور بانوان استانداری بود. مرحومه تسلیمی مدتی پس از
بازنشستگی جان به جان آفرین تسلیم کرد .
بدرالملوک انصاری
این بانوی خیّر دختر مرحوم حاج میرزا آقا
بابا جعفری دیلمقانی از بازرگانان روشنفکر ، متدین و خیّر اورمیه بود که در
سال ۱۲۹۰شمسی در اورمیه دیده به جهان گشود.بیمارستان شیر و خورشید ( شهید
مطهری فعلی)،سینما شیروخورشید ( تربیت فعلی) و ادارۀ پست(مخابرات فعلی در
خیابان امام اورمیه)درزمانی که ایشان سمت مدیر عاملی سازمان شیر و خورشیدرا
داشت به کوشش وی احداث شده است.خانم انصاری از جمله بانوانی است که در
تعلیم وتربیت شهر اورمیه زحمت فراوانی کشید (۱۲۹۸ شمسی)وی یکی از مؤسسان
نخستین مدرسۀ دخترانۀ اورمیه به نام دبستان دوشیزگان به شمارمیرود.در
سال۱۳۰۵شمسی که مرحوم احمدخان محسنی مأمورتشکیلات معارف آذربایجان بود،
دبستان دولتی شش کلاسۀ شاهدخت پهلوی با مدیریت بانو بدرالملوک تأسیس و
گشایش یافت و بعداً این مدرسه به هما تغییر نام داد.این بانو سالیانی چند
دبیری دبیرستان های دخترانۀ اورمیه را عهده دار بوده است .وی درسال۱۳۳۳
مدیریت دبیرستان همام رضائیه(اورمیه)را نیزبرعهده داشته است.بانو انصاری
صادقانه خدمت نمودو موفق به أخذ مدال علمی نیز شد و دردورۀ بازنشستگی به
تأسیس کلاس های مبارزه با بی سوادی پرداخت و همچنین ازکارهای نیک وی
واگذاری خانۀ انصاری به آموزش و پرورش در مورخۀ ۱۶/۲/۱۳۸۳ است .
اکرم فتحی
اکرم فتحی از معدود زنانی است که در
روزنامه نگاری و ترجمه مقالات اجتماعی و سیاسی و چاپ و انتشارآنها
درروزنامه هاوجراید محلی اورمیه تبحر خاصی داشت.هرچندمتأسفانه از تاریخ
ولادت و فوت ایشان وابعادمختلف شخصیتی ایشان اطلاعاتی دردست نیست
اماازآثاربجا مانده ازایشان در جرایدسالهای۱۳۲۴تا۱۳۲۵بخوبی مشخص است که وی
قلم توانایی درتقریرمقالات ومطالب داشته است.عمده مقالاتی که ایشان
درروزنامه «ارومیه» به چاپ می رساند بیشتردرحوزه اجتماعی،زنان و ادبیات
زبان ترکی بوده است
مریم جهانگیری
مریم جهانگیری(بیگلربیگی)درسال۱۲۹۶ش مصادف
با۱۹۱۷میلادی دراورمیه متولدشد.پدرش حسینخان بیگلربیگی اورمیه ازخاندان با
شرف افشارهای اورمی بود که درادبیات و شاعری «رهی»تخلص داشت. مریم در۷
سالگی به دبستان آمریکایی ها دراورمیه رفت ودرسال۱۳۱۰ازآن مدرسه گواهی ۶
ساله ابتدایی را تحصیل کرد.پس ازاتمام تحصیلات ابتدایی ومتوسطه درهمان سنین
جوانی ابتدادراداره فرهنگ آن زمان شروع به کارکردودر کودکستان شماره ۳ به
امرتعلیم و تربیت کودکان اورمیه ای پرداخت.در۱۷ سالگی بایکی از خویشان خود
ازدواج کرد که حاصل این ازدواج ۴ فرزند بود. سپس از اداره فرهنگ به اداره
کشاورزی منتقل شد.
از کودکی ازذوق لطیفی برخورداربودودرمحضر
پدرادیب خودبه تکمیل معلومات ذوقی میپرداخت.وی درسالهای تحصیل مجله
حبلالمتین را مطالعه مینمودوبه «فضولی»و«حیران خانم»ازشاعران مشهوروتوانای
آذربایجان علاقه فراوانی داشت.اشعارش درجریده «ارومیه»ارگان فرقه دموکرات
آذربایجان،«شاهین»درتبریزوکانون شعرادرتهران به چاپ میرسید.درهمان ایام
جوانی«اپرای گلها»ونمایشنامه های«فرشتگان»و«سربازمیهن»رانوشت وسروده هایی
برای دوشیزگان ساخت وزبانش به سرودن شعرگویاشد.اواشعارش را به دوزبان ترکی
وفارسی می سرود.بعداز مرگش ، علاءالدین تکش برادر وی آثارنظم او راتحت
عنوان«به یادمریم»درسال۱۳۳۴درتهران به چاپ رساند. شایدکمترکسی بداند که این
شاعره خوش ذوق علاوه برتبحری که درشاعری،موسیقی ونمایشنامه نویسی داشت
درتقریر مقالات وچاپ وانتشارآنهادرروزنامه های عصراستبدادی نیزدستی توانا
داشت.زمانیکه ازسوی فرقه دموکرات روزنامه ای بنام«ارومیه»به مدیریت یوسف
فرشچی دراین شهرمنتشرمیشداین بانوی هنرمند از طریق چاپ مقالات واشعارنمکینش
بااین نشریه همکاری مینمود.ذوقش درشرف کمال وپویایی بودکه تقدیر
طومارزندگی کوتاهش را درهم پیچیدودرسن ۳۶سالگی دراثرسکته ناگهانی فلج
شدودربستربیماری افتاد.
سرانجام درروز هفتم شهریور۱۳۳۱براثرشدت
خونریزی چشم ازجهان فروبست وبه دیارخاموشان پیوست . قبراین شاعرۀ
هنرمنددرصحن آرامگاه آیت الله عرب باغی (ره)مجتهد شهیراورمیه قرار دارد و
بر روی سنگ قبرش ابیات زیر نقش بسته است :
مریم ای تازه گل باغ صفا
مریم ای چشمۀ عرفان و ادب
تو گل باغ جوانی بودی
در کمالات جهانگیر شدی
رفتی و بر دل ما داغ زدی
هفتمین روز مه شهریور
مریم ای بلبل گلزار صفا
ای درخشان گهر پاک نسب
جامع فضل و معانی بودی
تو چه دیدی ز جهان سیر شدی
داغ بر لاله هر باغ زدی
شد گل مریم زیبا پر پر
نمونه ای از اشعارترکی وفارسی این شاعره ونویسنده توانا درپی می آید:
گل دولاشماگینان اول زولف پریشانه گؤیول
صبر ایله دوز بو قارانلیق شب هجرانه گؤیول
باخما ناکس کیمی اول دیلبریمین چهرهسینه
یانما پروانه کیمی آتش نیرانه گؤیول
تسخیر شهر دل
ای شب چرا نرفته و تأخیر می کنی
گویا چو من اسیر کمند بتی شدی
ای ناله ساعتی برو از تنگنای دل
ترسم که نه فلک همه زیر و زبر شود
ای ماهرو به جادوی خونریز شهر دل
با خال همچو دانه وبازلف همچو دام
بازآ برون و لشکر عشاق را بتاز
ای صبحدم در آمدنت دیر می کنی
کاندر شکنج¬بند چنین گیر می کنی
ای سوز دل ز زندگیم سیر می کنی
ای دل ز بس که نالۀ شبگیر می کنی
از شش جهت گرفته و تسخیر می کنی
مرغ دلم گرفته و نخجیر می کنی
در قتل این گروه چه تأخیر می کنی
فکر پریشان
عهد و پیمان تو با باد صبا یکسان است
قد دلجوی تو سبقت ز قد سرو ربود
گشته محراب همه شیفتگان ابرویت
نرگس مست شده واله شد از چشمانت
خرمن زلف تو دانی به چه ماند ای ماه
مه من آیت لطف است و همه مظهر مهر
«مریما» آب حیات از ظلمات ارخواهی
روی زیبای تو از ماه جهان تابان است
چشمه زندگی اندر لب تو پنهان است
بهر دلها مزه ات کارگر از پیکان است
چشم تو رهزن بس دین و دل و ایمان است
گوئیا فکر پریشان و شب هجران است
روشنی بخش دل و دیده من جانان است
زلف او گیر در آن رشتۀ جاویدان است
عشرت وزیری :
عشرت وزیری دختر میرزا محمودخان وزیر
معروف به بصیر السلطان که جد بزرگ آنان بنام حاج محسن سر رشته دار معروف به
وزیر از گرگان اراک به اورمیه آمد و در این شهر متوطن گردید . بانو وزیری
در سال ۱۲۹۸ شمسی متولد شد و پس از تحصیلات در زادگاهش در سنین جوانی به
کسوت مقدس معلمی درآمد و در اندک مدتی لیاقت و شایستگی خود را در امر تعلیم
و تربیت نشان داد و به زودی علاوه بر تدریس به مدیریت مدارس ارومیه منصوب
شد و به طوری که در سال ۱۳۳۶ شمسی علاوه بر مدیریت «دبستان دولتی ناهید»
مدیریت «مدرسه مهر» را نیز بر عهده داشت و هر دو مدرسه را به شایستگی اداره
می کرد . در سال ۱۳۳۸ که آقای عباس جدلی یکی از صاحب منصبان جدی فرهنگ به
سمت مدیر کل فرهنگ آذربایجان غربی منصوب شد با مشاهده لیاقت و شایستگی در
بانو وزیری بدستور وی مدرسه ناهید به وزیری تغییر نام یافت . این مدرسه
نمونه که بصورت علمی و به نحو مطلوب زیر نظر بانو وزیری اداره می شد تا
دوران بازنشستگی ، مدیریت مدرسه بر عهده وی بود . اکنون مدرسه وزیری به
ناحیه یک آموزش و پرورش ارومیه تبدیل شده است . خانم وزیری علاوه بر اینکه
مدیری لایق بود همیشه نسبت به دانش آموزان بی بضاعت عنایت خاصی داشت و
هزینۀ تحصیلی آنان را تأمین می کرد .
زیبنده امینی
بانو امینی که یکی از خدمتگزاران واقعی و
صمیمی فرهنگ در اورمیه است . او دختر حاج امین آقا یکی از محترمین این شهر
بوده که تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رسانید و در
همان دوران جوانی وارد خدمت فرهنگ شد . وی از جمله بانوانی است که در پرورش
دختران این شهر سهم بسزایی دارد .
ایشان ریاست دبیرستان دخترانۀ شاهدخت را
پس ازخانم سرمد برعهده گرفت هرچند پس از واگذاری ریاست به بانو اکرم فرشچی و
کبری تسلیمی بعد سال ها کراراً به ریاست دبیرستان منصوب شد و تاآخر خدمت
دررأس آن مدرسه ادای وظیفه کرد وبه افتخار بازنشستگی نائل آمد. خانم امینی
مدتی نیزمسئولیت امورحزب ایران نوین رادرآذربایجان غربی به عهده داشت.او
سالهای باقیماندۀ عمرخودرادرتهران اقامت گزیدودرآن شهردرسال۱۳۸۱ به رحمت
ایزدی پیوست .
اکرم همایون
اکرم همایون دختر آقای علی همایون و از
بانوان فاضل و روشنفکر و ادب دوست اورمیه بوده است.وی تحصیلات ابتدایی
ومتوسطه را در زادگاهش اورمیه به پایان رسانیده و به کلاس تربیت معلم وارد و
پس از اتمام این رشته به ادارۀ فرهنگ رفته وباسمت معلمی شروع به خدمت کرده
است. این شاعره بیشتربه شعرآزاد علاقه داشته و اشعار او دراکثر مجلات
تهران به چاپ رسیده است.خانم همایون مجموعه اشعار خود را چاپ و منتشر نموده
ولی متأسفانه از ایشان جز چند بیت زیر در دست نیست. چند بیت از بانو همایون :
باز کن بند گران از دست و پا
تا به کی باشی اسیر بردگی
آخر از خواب گران بیدار شو
رو به دست آور تو حق خویشتن
پیش رو در راه علم و معرفت
سعی کن در راه نیکو زیستن
مهوش واحد دوست
مهوش واحد دوست در سال ۱۳۳۵ شمسی در
اورمیه متولد شد و بعد از گذراندن تحصیلات متوسطه و دانشگاهی از سال ۱۳۶۰
بعنوان عضوهیأت علمی دانشکده ، ادبیات دانشگاه ارومیه در گروه ادبیات به
تدریس اشتغال نمود و در ضمن تدریس به تحصیل در دانشگاه تهران پرداخت و در
سال ۱۳۶۴ موفق به اخذ دکتری در رشته ی ادبیات فارسی گردید.
از دکترواحد
دوست مقالات متعددی در همایشهای کشوری و منطقه ای و در نشریات مختلف چاپ
شده است ولی با مراکز دیگر علمی از جمله گروه ادبیات و دایره المعارف
اسلامی در تدوین دانشنامۀ جهان اسلام همکاری داشته است . بعضی از تألیفات
ایشان عبارتند از : « شیوه های نگارش فارسی »، « نمادهای اساطیری شاهنامه
»، دانشگاهی دیگر به سلامان و ابسال » «شناخت اساطیر از دیدگاههای مختلف »
نیره چناقلو
نیره چناقلو پرستار کودکان بی سرپرست ،
نایب رئیس شورای شهراورمیه در دوره سوم ، بانوی کارکشته شورای شهر اورمیه ،
عضو دو دوره شورای شهر اورمیه، فعال سیاسی اصلاح طلب ، مددکار اجتماعی
سازمان بهزیستی استان ، فردی واجد خصوصیاتی نظیر پاکدامنی، منطقی، داشتن
روحیه مبارز و خستگی ناپذیری و جدیت و پشتکار در امور ومسئولیتها و از همه
مهمتر دارابودن سلامت مالی و اداری ، همسری فداکار و مادری مهربان که مهر
مادریش را از محیط خانواده به سایر تشنگان مهر و محبت مادری گسترش داد و
معلولین و کودکان بی سرپرست را قرین عطوفت مادرانه خویش قرار داد. همین
خصوصیات کافی است تا این زن غیرتمند آذربایجانی در فهرست زنان نامدار و
ارزشمند اورمیه جای گیرد.نیره چناقلو پس از عمری فداکاری و خدمت به مردم در مبارزه با بیماری سرطان عاقبت تسلیم تقدیر شد و در سال ۱۳۸۸ دارفانی را وداع گفت و به سرمنزل ابدی رهسپار شد.
فاطمه شکری
در ۲۱ شهریورماه ۱۳۳۷ در شهر اورمیه چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را درمدرسه بوعلی و دبیرستان را در مدرسه لعیا به پایان برد.
از همان سالهای کودکی به هنر علاقمند شد و
پنج ساله بود که در تئاتر مدرسه بوعلی با جثه کوچکش کار هنری را شروع کرد و
اولین فعالیت رسمی خودرا با بازی در تئاتر«مهمانهای ناخوانده» در همان
سنین کودکی به ثبت رساند.همزمان با رشد جسمی و سنی بر شدت علاقمندی وی به
بازیگری هم افزوده شد .در سنین جوانی وارد رادیو شد و بعد از مدتی فعالیت
به تهران کوچ نمود و همزمان با تحصیل در دانشگاه پلیس تهران دوره حرفه ای
تئاتر را به مدت یکسال طی نمود و در کنار اساتید برجسته ای چون عزت اله
انتظامی و محمدعلی کشاورز به فعالیت هنری مشغول گشت.
وی اولین کار حرفه ای اش در صدا و سیما را
در سال ۱۳۵۳در بازی در نمایشی تحت عنوان «آقای مطالعه و خانم مطالعه » که
از شبکه سراسری پخش شد شروع نمود اما به بنا به دلایل شغلی مدتی در حاشیه
به کار هنری مشغول گشت .ایفای نقش درمیان پرده «صبح بخیر ایران » که در
سال۱۳۶۹از شبکه سراسری پخش شد اولین کار وی در عرصه صدا و سیما پس از
انقلاب می باشد.اصفهان بعد از تهران دومین شهری بود که در آن اقامت گزید و
کار هنری را در آن شهر با بازی در مجموعه تلویزیونی«گردو» ادامه داد ودر
«ارثیه پدری» بازیگریش را به اوج رساند.فاطمه شکری در کنار نقش آفرینی در
حوزه تئاتر و صدا و سیما وارد فعالیت در عرصه سینمایی نیز گردیده است .
اولین کار سینمایی را در سال ۱۳۷۴ با بازی
در فیلم«فریاد» ساخته آقای کیمیایی آغاز کرد و این نقش هنری را در
فیلم«سیب سرخ حوا» به کارگردانی آقای اسدی ادامه داد تا اینکه مجددا وارد
عرصه تلویزیون شد و از سال ۱۳۸۱ ضمن حضور مداوم در شهر آبا و اجدادی خود
یعنی اورمیه در سریالهای تلویزیونی متعددی نظیر«قونشولار»،باریشاق»،«شال
کمر عزیز آقا»،«ایکی سلطان» و در نهایت سریال تلویزیونی «بختور» نقش آفرینی
کرده است.وی همچنین در مجموعه طنز «خنده بازار» ، «مواظب خودت باش» و
«شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» که از شبکه های سراسری یا شبکه تهران پخش
شده یا در حال پخش می باشند بازی نموده است .
فاطمه شکری در طول فعالیتهای هنری خویش ۱۸
بار عنوان بازیگر برتر را نصیب خویش نموده است همچنین در سال ۱۳۸۵در
جشنواره اموراستانهای صدا و سیما که در استان مازندران برگزار گردید، عنوان
بازیگر برتر را کسب نمود.آنچنانکه خودشان می گویند درحال تألیف رمانی که
باز گوکننده داستان زندگی خود می باشد هستند و پس از تکمیل و اخذ مجوز چاپ ،
منتشر و روانه بازار خواهد شد.
وی هم اکنون ساکن تهران می باشد و همچنان با شور و علاقه وصف ناپذیری به کارهای هنری خویش ادامه می دهد.