سیستم بینایی ما طوری تنظیم شده است که ما بتوانیم در محیطی سه بعدی و سرشار از نور، سایه، رنگ، بافت و اشیاء و اشکالی متنوع و متعدد در فواصل دور و نزدیک ببینیم . بسیاری از ما بدون توجه به اینکه ایجاد تصویری صحیح از جهان اطراف ما برای سیستم بینایی و مغز چه عملیات پیچیده ای به همراه دارد، دیدن را امری ساده و پیش پا افتاده تلقی میکنیم.
هر یک از ما تاکنون تصاویر بسیاری از خطای دید مشاهده کرده ایم اما در این پست لاپلاس، قصد داریم شما را با تصاویر و کارهای فوق العاده زیبا و استادانه ی یک فوتوشاپ کار سوئدی یعنی اریک جانسون آشنا سازیم.
شاید به جرات بتوان گفت، تصاویر این پست، جالب ترین و حیرت انگیزترین تصاویر خطای دیدی است که تاکنون دیده اید.
امیدواریم از آن لذت ببرید.
ادر حال بارگذاری
بوق زدن های بیجا تنها گوشه ای از فرهنگ نادرست رانندگی در جامعه ماست. بخشی از ذهنیت افراد جامعه درباره شهرها و سکونت شهری با همین صدای بوق های مزاحم پیوند خورده است و می توان گفت شهر بدون صدای همهمه بوق های ممتد و مقطعی چیزی کم دارد!
برخلاف نارسایی های فرهنگی جورواجور که در اغلب حوزه ها، سکونت شهری را برای افراد دشوار می سازد بوق ها در قاموس رانندگی ایرانیان از فرهنگی غنی، پویا و خلاق برخوردارند که به تناسب زمان و شرایط پیش می رود و هیچ قانون و اخلاقی حریفش نیست.
آنچه در این میان کمتر به آن توجه می شود معنای بوق هاست. هر شهروندی از صبح که چشم باز می کند تا شب هنگام که در رویای آرامشی دیده بر هم می گذارد صدها و شاید هم هزاران صدای بوق را می شنود بی آن که بداند هر کدام از آنها معنایی دارند.
احتیاط و هشدار فلسفه وجودی بوق در خودروهاست، اما در فرهنگ غنی بوق در مرامنامه رانندگی مردم ارومیه بوق های معنادار دیگری هم ابداع شده و به کار می رود که بخشی از آنها به شرح زیرند. اگرچه هر خواننده خوش ذوقی می تواند قلم به دست بگیرد و بر تعداد و تنوع بوق های مرسوم و قابل شناسایی در فرهنگ رانندگی، بیفزاید.
1. بوق سبقت: برای اعلام اراده راننده عقبی برای جلو زدن به کار می رود و اغلب به شکلی نواخته می شود که یعنی برو کنار، حوصله ام را سر بردی!
2. بوق مسافرکشی: یعنی کجا می روی؟ مقصدت کجاست؟ اصلا تاکسی می خواهی؟
3. بوق سلام: ویژه رانندگانی که با یکدیگر آشنایی یا رابطه سببی و نسبی دارند و بوق جواب سلام را هم به دنبال دارد.
4. بوق تشکر: این بوق جنبه اخلاقی قوی دارد و برای قدردانی و اظهار لطف راننده به فردی دیگر به کار می رود.
5. بوق خداحافظی: این بوق هنگام مراجعت از مهمانی ها یا وقتی راننده از دوست و آشنایش دور می شود نواخته می گردد و ریز و نقلی است.
6. بوق خسته نباشید: مخصوص رانندگان خطوط تاکسیرانی که در طول مسیر یکدیگر را ملاقات می کنند و به این وسیله به هم خسته نباشید می گویند.
7. بوق ارادت: این بوق برای اظهار ارادت و به صورت ممتد یا ۲ بوق کوتاه نواخته می شود و ویژه ملاقات افرادی است که راننده برایشان احترام بسیاری قائل می شود.
8. بوق راه بازکن: بیشتر برای نشان دادن سر رفتن کاسه صبر رانندگان در ترافیک های سنگین به کار می رود وگرنه اگر راه باز باشد که کسی توقف بیجا نمی کند. به صورت پیش فرض در ترافیک سنگین لحظه ای مکث با هجوم بوق ها همراه است.
9. بوق ضد جریمه: راننده ای که خواسته یا ناخواسته مرتکب خلافی شده، ولی سریعا متوجه وجود افسر راهور می شود و از خلافش منصرف می گردد از این بوق همراه با تکان دست و نشان دادن حالت شرمندگی و عذرخواهی برای فرار از جریمه استفاده می کند.
10. بوق اعلام موجودیت: مخصوص افرادی که با سرعت زیاد و غیرمجاز حرکت می کنند و هنگام رسیدن به تقاطع و سرپیچ حضورشان را اعلام می کنند که دفع خطر شود.
11. بوق چه کار می کنی؟ برای تذکر یا دادن شیوه درست رانندگی به همراه حرکات دست، صورت و لب ها برای رانندگان ناشی یا حواس پرت نواخته می شود.
12. بوق بچه: نشانه عشق به فرزند و راهکاری برای اظهار محبت به اوست. این بوق توسط راننده یا خود بچه نواخته می شود.
13.بوق عروسی و سایر شادی ها: خودتان بیشتر با کاربرد و ریتم خاص آن آشنا هستید.
14. بوق تونلی: این بوق در تونل های تازه تاسیس شهری برای شنیدن و لذت بردن از طنین بوق و گاهی سنجش قدرت بازتاب دیواره های تونل نواخته می شود.
15. بوق سنجش صوتی: این بوق در مجاورت تابلوهای سنجش آلودگی صوتی در معابر اصلی شهر و برای آگاهی از قدرت بوق خودرو یا احتمالا از روی تفریح و دلخوشی نواخته می شود.
۱۶. بوق الکترونیک: منسوخ شده. با این حال انواع خاص آن هنوز می درخشد و جلب توجه می کند.
۱۷. بوق دعوا: اوج غنای فرهنگ بوق ایرانی و اغلب به معنای پیاده بشم دعوا کنیم؟!
در ایران اولین و شایع ترین علت مرگ و میر در تمام سنین و در هر دو جنس، بیماری های قلبی- عروقی به خصوص بیماریهای عروق کرونر است و از کل 700 تا 800 مورد مرگ روزانه، 317 نفر به علت بیماریهای قلبی- عروقی می میرد که 166 مورد آن به علت سکته قلبی است و در هر روز 2726 سال عمر به علت بیماری های قلبی- عروقی به هدر می رود.
مریم گل میرزایی کارشناس قلب و عروق، در مورد مهم ترین دلایل ابتلا مردم آذربایجان غربی به بیماری های قلبی می گوید: الگوی نامناسب زندگی در آذربایجان غربی مهم ترین دلیل ابتلا مردم این منطقه به بیماری های قلبی است. این در حالیست که با تغییر شیوه های زندگی و حذف رفتار های پر خطر میتوان شیوع این بیماری را تا 80 درصد کاهش داد.
وی معتقد است که مصرف سیگار، تغذیه نامناسب، کمبود میوه و سبزی در سبد غذایی، کم تحرکی و وزن اضافی از مهم ترین عوامل افزایش خطر ابتلا به این بیماری است.
این کارشناس قلب و عروق، کاستن از مصرف نمک، استنفاده هفتگی ماهی، کاهش مصرف چربی و مواد قندی و ارائه آموزش های عمومی را از راه های کاهش و پیشگری از این بیماری میداند.
گل میرزایی در مورد راه های تشخیص سریع این بیماری می گوید: احساس فشار آزار دهنده، سنگینی یا درد در وسط قفسه سینه، مهمترین علامت بالینی در سکته قلبی است
وی با اعلام آمار تکان دهنده ای از مرگ و میرهای ناشی از بیماری های های قلب و عروق، این بیماری را مهم ترین عامل مرگ در استان اعلام میکند.
این کارشناس قلب و عروق می افزاید: در استان آذربایجان غربی، بیماری های قلبی و عروقی با 43درصد، اولین و مهم ترین علت مرگ و میربه شمار می رود.
هر وقت که پشت چراغ قرمز بر سر چهارراهی توقف کنید چند کودک خردسال و نوجوان را می بینیدکه با چهره های معصوم و پاک با دستههای گل، دستمال کاغذی، دستمال برای پاک کردن شیشه ماشین، دود کردن اسپند و .... به طرف خودرو ها حرکت میکنند تا شاید فقط سرنشینان یک یا دو خودرو با چانهزدن گلی بخرند یا دستمالی بر روی شیشه خودروشان کشیده شود؛ و باز در ادامه تکرار رنگ چراغها میتوانید بارها و بارها شاهد حرکت اتوماتیکوار کودکان باشید. این کودکان متکدی و دستفروش را کنار پیادهرو، پاساژها و دم در فروشگاههای بزرگ به گونههای متفاوت میبینید.
این کودکان از کجا آمده اند و به کجا میروند؟از وقتی خود را شناخته اند چگونه بوده اند؟ مأمن و پناهگاهشان کجا است؟ پولی را که به دست می آورندبه چه کس یا کسانی می دهند؟
اصولاً در به وجود آمدن مشکلات اجتماعی تنها یک عامل اثر گذار نیست بلکه مجموعه ای از عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و فرهنگی، عوامل خانوادگی وعوامل فردی یا زیستی، روانی از مهمترین علت های پیدایش کودکان کار و خیابانی است.
ازجایی که کودکان عامل حفظ بقای جامعه هستند، پیشرفت و ترقی جامعه وابسته به تربیت صحیح کودکان است ، از این رو حفظ حقوق، توسعه فردی و اجتماعی و همچنین فراهم آوردن زمینه رشد همه جانبه این گروه از اهم وظایف جامعه است.
تعدادی از این کودکان کار جزء همشهریان ما به حساب می آیند و تعدادی دیگر مهمان ناخوانده کشورهای همسایه هستند.
چه کسی مسئول است؟!
کدام یک از دستگاه های اجرایی می تواند در امر کمک رسانی به این کودکان آنها را یاری کند؟ بهزیستی؟ شهرداری؟ کمیته امداد؟ دستگاه هایی که متولی این امر هستند همیشه مشغول متهم کردن یکدیگر هستند و یکدیگر را در بی توجهی به مسئولیت خود، نبود بودجه و اعتبار و ... متهم می کنند بدون اینکه خودشان سعی کنند مشکلی را حل کنند .
علل فرار کودکان چیست؟
امروزه به سبب آسیب های اجتماعی از جمله اعتیاد ، طلاق ، بی سرپرستی و بدسرپرستی ، کودکان از خانه های خود فرار می کنند و به شهرهای بزرگ می روند این کودکان معمولاً خود را با کارهایی مثل دست فروشی ، واکسی ، گل فروشی و غیره مشغول می کنند تا بتوانند حداق با تکه ای نان خود را سیر کنند.
این کودکان اکثراً در خیابانها، ایستگاههای راهآهن زندگی میکنند و با بحران هایی مانند گرسنگی و تغذیه ضعیف، مشکلات بهداشتی، فقدان سلامت روانی، مشکلات روانشناختی و عدم پیشرفت تحصیلی مواجه هستند،این کودکان بخشی از جامعه بشری هستند که پرداختن به آن ها، جلوگیری از شروع شیوع آسیبهای اجتماعی است.
این کودکان به دلیل بیگانه بودن و طرد شدن از ساختار و نظام معمول اجتماعی، اقدام به برخی از رفتارهای شدید ضد اجتماعی می کنند که در نهایت بسیاری از این رفتارها نتیجه رسیدن صدمه و آسیب به خودشان است.
این روزها که بوی بهار را با دیدن سبزه ها و ماهی های قرمز می توان حس کرد و بیشتر کودکان و نوجوانان همراه با پدر و مادر خود مشغول خریدهای نوروزی هستند، کودکانی هستند که به دلیل فقر و نداری خانواده ها، مجبور شده اند تا با فروش آدامس ، فال حافظ، دود کردن اسپند و ... با بستن راه مردم و خواهش از آنها بتوانند با پولی که به دست می آورند بتوانند خانواده خود را شاد و خوشحال کنند.
کودکان خیابانی ، نان آوران کوچکى به حساب می آیند که در بسیارى مواقع مانع فساد و فحشاى خانواده می شوند؛ از این رو آنان دلاوران بزرگى هستند ودرمقابل آسیب دیدگان اجتماعى هستند که متاسفانه خودشان به راحتى آسیب پذیرند.
توانمند سازی کودکان خیابانی از عوامل بازدارنده آسیب های اجتماعی
علیرضا رادفر معاون سیاسی امنیتی اجتماعی استاندار آذربایجان غربی گفت: موضوع کودکان خیابانی بخشی از آسیب های اجتماعی است که روح و روان افراد جامعه را آزار می دهد و باید جامعه را از این آسیب ها پاک کرد.
وی ادامه داد: نخستین اقدام ما در این خصوص باید توانمندسازی این کودکان باشد تا آنها به خانواده برگردند و اگر خانواده مناسب نداشته باشند، باید مورد حمایت جدی قرار گیرند.
رادفر اضافه کرد: آموزش و مهارت آموزی کودکان خیابانی بالای 15 سال و اشتغالزایی آنها باید مورد توجه جدی باشد تا مشکل تامین معاش این افراد حل شود.
وی اظهار کرد: بیمه اجباری برخی از این کودکان ضروریست و باید بهداشت و درمان این افراد مورد توجه جدی باشد تا در آینده با گرفتار شدن در دام انواع بیماری های هزینه بر، گرفتار نشوند.
معاون سیاسی امنیتی اجتماعی استاندار آذربایجان غربی گفت: باید با بررسی خانواده های این کودکان مشکلات آنها ریشه یابی شود و با حل این مشکلات به صورت ریشه ای، این خانواده ها از فرستادن فرزندان خود برای تکدی گری و کار به خیابان خودداری کنند.
رادفر گفت: سازمان بهزیستی باید برنامه ریزی های مدون تری برای ساماندهی کودکان خیابانی داشته باشد چرا که در فصل تابستان و نزدیکی های بهار تعداد این کودکان افزایش می یابد.
وی افزود: در ایام نوروز با توجه به حضور گردشگران در استان باید این کودکان ساماندهی و از حضور آنها در خیابان جلوگیری شود تا صحنه های زشت را در معابر عمومی شاهد نباشیم.
معاون سیاسی امنیتی اجتماعی استاندار آذربایجان غربی بر مطالعات کاربردی در خصوص ریشه یابی علل موثر و ابعاد فرهنگی موضوع کودکان خیابانی تاکید کرد و ادامه داد: این علل مورد آسیب شناسی جدی قرار گیرد تا بتوانیم راهکارهای عملی تری بیندیشیم.
وجود یک مرکز جامع آسیب های اجتماعی در استان
راضیه خدادوست مدیر کل بهزیستی آذربایجان غربی گفت: یک مرکز جامع آسیب اجتماعی در استان وجود دارد که بخشی از آن به ساماندهی کودکان خیابانی اختصاص یافته است.
وی افزود: در این مرکز پذیرش کودکان خیابانی به صورت دوره 21 روزه است که می توانیم این دوره را نیز بر حسب ضرورت تمدید کنیم.
خدادوست گفت: همچنین در حال حاضر 15 مرکز شبانه روزی کودک و نوجوان در شهرستان های خوی، ارومیه ، سلماس و بوکان فعالیت می کنند که در حال اعطای مجوز به ایجاد سه مرکز دیگر در شهرستان های ارومیه و شاهین دژ هستیم.
وی اظهار کرد: عمده کودکان خیابانی بد سرپرست هستند و کودکان خیابانی کمی وجود دارند که بی سرپرست باشند.
مدیرکل بهزیستی آذربایجان غربی ادامه داد: امسال 80 کودک برای حضانت خانواده های مختلف در آذربایجان غربی معرفی شده اند.
خدادوست گفت: البته این کودکان ابتدا به صورت امین موقت تحویل خانواده ها داده می شود و بعد از بررسی کارشناسان بهزیستی حضانت خانواده ها تبدیل به دایم می شود.
وی به پذیرش کودکان در مراکز بهزیستی استان در سال جاری اشاره کرد و افزود: دو کودک زیر شش سال، 39 کودک در رده سنی شش تا 12 سال، 53 نوجوان در رده سنی 12 تا 15 سال و 12 نوجوان در رده سنی 15 تا 18 سال در سال جاری در این مراکز پذیرش شده اند که در مجموع 106 کودک و نوجوان را شامل می شوند.
خدادوست گفت: از این تعداد، 22 کودک خیابانی و 84 کودک کار بودند.
مدیرکل بهزیستی آذربایجان غربی اظهار کرد: فقر اقتصادی خانواده ها آنها را مجبور می کند که کودک خردسال یا نوجوان خود را برای کار یا تکدی گری روانه خیابان کنند.
وی ادامه داد: این کودکان از لحاظ بهداشتی و سلامت مورد بررسی قرار گرفته اند و با توجه به این بررسی ها، 96 نفر از این کودکان سالم بوده اند.
مدیرکل بهزیستی آذربایجان غربی با بیان اینکه سابقه کودک آزاری در این کودکان وجود دارد، گفت: از این کودکان 47 نفر مورد آزار قرار گرفته اند و 15 نفر نیز فرزند طلاق هستند.
خدادوست با اشاره به برنامه ریزی در راستای عدم بازگشت این کودکان به فعالیت خیابانی پس از اقدامات اجتماعی انجام گرفته بر روی آنان افزود: 15 تا 20 درصد کودکان خیابانی ساماندهی شده، به خیابان بر می گردند که این امر به دلیل عدم حمایت موثر از این کودکان است.
بسیاری از کودکانی که شاید در آینده بتوانند استعدادی کم نظیر برای کشور تلقی شوند، امروز در خیابان ها استعدادهای خود را به حراج می گذارند تا نانی برای خانواده خود به اختیار یا اجبار ببرند که این امر باید توسط مسئولان دقیق تر مورد بررسی قرار گرفته و تمهیداتی کوتاه مدت و بلند مدت برای آن اندیشیده شود تا ضمن کاهش آسیب های اجتماعی و تصاویر زشت و زننده شهری، آینده این کودکان نیز تضمین شود.
این موضوع ممکن است برای بسیاری از شما اتفاق افتاده باشد که موقع تردد در سطح برخی از خیابانهای شهر ارومیه تجربه پرواز از روی سرعت گیرها را داشته باشید.
سرعت گیرهایی که در خیابانهای ارومیه نصب شده اند تجربه پرواز برای هر راننده ای را فراهم می کنند هر کس که از روی آن پرواز می کند از شوک پروازی که کرده یا ماشین را خاموش و یا کیپ ترمز می کند و از هول نمی داند که باید گاز بدهد یا دنده عوض کند!
عملیات عمرانی که در خیابانها انجام شده آسفالت سطح خیابانها را ناهمگن و همراه با پستی بلندیهایی کرده که علاوه بر دریچه های فاضلاب که در هر ده متر مجبوری از روی آنها عبور کنی با چاله هایی روبرو می شوی که جیب جلوبندی سازهای خودرو را پر می کند و یا سرعت گیرهایی تپه مانند که رانندگان و مسافران را شوکه می کند!!
در بزرگراه خاتم الانبیاء سرعت گیرهای تپه
مانندی وجود دارند که تعداد آنها بیش از 15 مورد می رسد که خوشبختانه
آقایان برخی از آنها را به تازگی برداشته اند اما لازم است بدانند هیچ گاه
خاطره پرواز از روی تپه های این بزرگراه از اذهان شهروندان و مسافران پاک
نمی شود.
گاها اتفاق افتاده که رانندگان بخاطر کمبود دید در شب و عدم
رنگ آمیزی این سرعت گیرها مجبورند پرواز از روی این سرعت گیرها را تجربه
کنند.
نکته دیگر که باید به آن اشاره شود این است که در عصر سرعت که زمان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است باید در هر گام سرعت گیری ایجاد کرد؟
در این میان گاها بخاطر برخی مسائل اورژانسی مانند آمبولانس های حامل بیمار که زمان برای آنها و بیمار حیاتی است مجبورند به علت این سرعت گیرها سرعت خود را کم کنند یا در ترافیکی که به علت این سرعت گیرها در شهر ایجاد شده معطل بمانند.
مجبوریم ارتفاع سرعت گیرها در برخی نقاط را افزایش دهیم
ابراهیم صفری در گفت و گو با خبرنگار این رسانه گفت: در آیین نامه راههای شهری ایران در بخش پنچ که مربوط به راههای محله ای بحث می کند آمده که فقط در راههای محله ای می توان سرعتگیر نصب کرد.
وی افزود: در راههای محله ای که سرعت وسایل نقلیه 30 کیلومتر بر ساعت است می توانیم سرعت گیر با ارتفاع 10 تا 15 سانتی متر نصب کنیم.
معاون فنی و عمرانی شهرداری ارومیه در راههای فرعی یا راههای درجه دو از سرعت گیرها استفاده می شود، اظهار کرد: در برخی بزرگراهها مانند بزرگراه خام الانبیاء بعلت اینکه فرهنگ ترافیک در آنجا خوب جا نیفتاده و آنهم به لحاظ تلاقی کاربری های ترافیکی و اجتماعی در تلاقی با کاربری ترافیک است برای جلوگیری از خطرات و خسارات مجبور به نصب سرعتگیر شده ایم.
صفری با اشاره به اینکه در آیین نامه برای بزرگراه ها دستورالعمل نصب سرعتگیر تعریف نشده بعلت سرعت بالای ماشین ها و برای کاهش تصادفات و خطرات احتمالی مجبوریم دتایل سرعت گیر استاندارد که به ارتفاع 10 الی 15 سانیتمتر است و آنهم قدرت کاهش سرعت وسیله نقلیه را ندارد را بالاجبار تا 25 سانتیمتر افزایش دهیم.
وی تصریح کرد: به علت احداث پل هوایی و امکان ایمن سازی این بزرگراه اخیرا برخی از سرعت گیرهای مسیر بزرگراه خاتم الانیبا را حذف کرده ایم.
امید می رود همچنان که مسئولین نسبت به حذف برخی سرعت گیرهای تپه مانند بزرگراه خاتم الانبیا اقدام کردند برای سایر مشکلاتی که در رابطه با آسفالت خیابانها و سرعت گیرها در این گزارش آمده نیز چاره ای بیندیشند.
در ایران گسترش شهرنشینی، صنعتی شدن، افزایش میزان سواد، حضور زنان در عرصه های اجتماعی و گسترش کمی و کیفی وسایل ارتباط جمعی سبب تغییر در ارزش ها و نگرش های ایرانیان شده است.
در این میان، جوانان بیشتر در معرض تاثیرپذیری از جریانات و فرآیندهای تغییر هستند و با توجه به مقتضیات ویژه این دوره، آمادگی بیشتری برای همراه شدن و پذیرفتن هنجارها، ارزشها و نگرش های جدید و متفاوت را دارند.
در سال های اخیر سبک زندگی در حوزه های مختلف تحت تاثیر رسانه های مختلف اینترنت، نظام آموزشی و تبادلات فرهنگی با غرب تغییر یافته و یا همچنان در حال تغییر هست.
سبک زندگی غربی مردم را در خدمت دنیا پرستی و لذت گرایی قرار می دهد
حجت
الاسلام والمسلمین عسگر دیرباز در گفت و گو با خبرنگار اروم نیوز بر لزوم
پیاده سازی سبک زندگی ایرانی اسلامی در جامعه تأکید کرد.
وی با اشاره به توطئه های دشمنان اسلام افزود: امروز دولتهای غربی سعی دارند فرهنگ کشورها را از بین برده و فرهنگ منحط خود را جایگزین آن کنند که لازم است ملت با هوشیاری، آگاهی و با سبک زندگی ایرانی اسلامی توطئه های دشمنان اسلام را خنثی کنند.
نماینده مردم آذربایجان غربی در مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه عمل به آموزه های دینی موفقیت را برای انسان به ارمغان می آورد، اظهار کرد: دین مبین اسلام به تمام ابعاد زندگی توجه دارد ولی برخی از افکار در دنیا از این آموزه ها به دور بوده و سیاست آزمون و خطا را به پیش می برند.
سبک زندگی اسلامی مطابق با فطرت انسانهاست
وی تصریح کرد: ما با ارائه الگوی مناسب در جامعه می توانیم در مقابل هجمه های غرب مقاومت و ایستادگی کنیم و مزیت آن اینست که سبک زندگی اسلامی مطابق با فطرت انسانهاست اما سبک زندگی غربی به گونه ای است که مردم را در خدمت دنیا پرستی و لذت گرایی قرار می دهد.
دیرباز با اظهار تأسف از نفوذ سبک زندگی غربی در جامعه، افزود: وقتی سبک زندگی غربی در جامعه ما نفوذ پیدا کند باعث می شود که جوانان دیر ازدواج کنند و در نتیجه آن تمایل دارند که فرزندان کمتری داشته باشند.
نماینده مردم آذربایجان غربی در مجلس خبرگان رهبری بر لزوم تلاش همه جانبه خانواده ها در جهت فرهنگسازی تأکید کرد و گفت: اساس زندگی به بندگی خداوند متعال برمی گردد چرا که زندگی یعنی بندگی و لازم است تمام خانواده ها، رسانه ها، مدارس و روحانیون در این جهت تلاش کنند.
زمینه را برای تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری آماده و مهیا کنیم
وی با بیان اینکه باید زمینه را برای تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری آماده و مهیا کنیم، تصریح کرد: اگر بخواهیم منویات مقام معظم رهبری را در زمینه افزایش جمعیت پیاده کنیم لازم است سبک زندگی اسلامی را الگوی خود قرار دهیم.
دیرباز با تاکید بر لزوم فرهنگ سازی جهت سبک زندگی ایرانی اسلامی، گفت: ما وظیفه داریم از طریق فرهنگ سازی در جهت تغییر سبک زندگی به سبک زندگی اسلامی، زمینه حل برخی مشکلات در جامعه را فراهم کنیم.
مردم سبک زندگی اسلامی را سرلوحه امور خود قرار دهند
حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی قریشی نیز با تأکید بر لزوم ترویج سبک زندگی اسلامی در جهت مقابله با آداب و رسوم غلط رایج در میان شهروندان می گوید: مردم باید سبک زندگی اسلامی را سرلوحه امور خود قرار دهند.
جامعه اسلامی از تقلید کورکورانه از فرهنگ بی اساس غرب پرهیز کنند
وی با تاکید بر پرهیز از تقلید مردم از فرهنگ و سبک زندگی غربی، افزود: برازنده جامعه اسلامی نیست که درآن جامعه، مردم از برخی رفتارهای غربی ها که در شأن آنها نیست تقلید کنند.
امام جمعه ارومیه اظهار کرد: نوع پوشش، آرایش و نحوه برگزاری مراسم های مختلف ما باید نشات گرفته از دین مبین اسلام باشد و بهره گیری از فرهنگ غربی در این خصوص نیز امری نامناسب است.
قریشی با انتقاد از بی اعتنایی به ارزشهای اسلامی در برخی نقاط کشور و سوق آرام بعضی خانواده ها به سمت فرهنگ غربی گفت: جامعه اسلامی باید از تقلید کورکورانه از فرهنگ بی اساس غرب پرهیز کند.
تاخیر در ازدواج نتیجه تاثیرگذاری فرهنگ غربی بر جوانان
وی تاخیر در ازدواج را نتیجه تاثیرگذاری فرهنگ غربی بر جوانان عنوان کرد و افزود: برخلاف جوامع غربی که ازدواج در آنها جایی ندارد، این امر مقدس در جامعه اسلامی یکی از با ارزش ترین اعمال است که موجب تعالی شخصیت فرد در این دنیا و سرافرازی او در آخرت می شود.
حجت الاسلام والمسلمین قریشی اظهار کرد: دنیای غرب از طریق ماهواره ها و سایت های مختلف پرهیز از ازدواج و بی بند و باری را ترویج کرده و تلاش می کند بنیان خانواده ها را سست کند.
وی تصریح کرد: باید این فرهنگ با همراهی مردم و نهادهای فرهنگی در ایران اسلامی بهبود یابد تا شاهد جایگاه مناسب سبک زندگی ایرانی اسلامی در جامعه باشیم.
آیتالله حاج میرزا ابراهیم بن حسین خویی معروف به علامه خویی در حدود سال 1210 ش (1247 ق) در شهر خوی به دنیا آمد.
وی پس از طی مقدمات و سطوح، راهی حوزه علمیه نجف اشرف شد و در محضر
عالمانی همچون شیخ مرتضی انصاری و سیدحسین کوه کمرهای به مدارج والایی در
علم دست یافت.
علامه خویی همچنین از استادان نامآوری همچون شیخ
محمدحسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی کاشف الغطا، روایت میکرد. او دارای جود و
بخشش و علوّ طبع و مناعت نفس و انفاق فی سبیلالله بود و ثروت قابل توجهی
که از پدرانش به او رسیده بود در راه خدا انفاق کرد.
از این
عالم ربانی آثار متعددی بر جای مانده که حاشیه بر رسائل شیخ انصاری، شرح
نهجالبلاغه موسوم به الدُّرَّةُ النّجفیه و شرح چهل حدیث از آن جمله است.
علامه خویی در زمان خود، به عنوان مجتهد بزرگ شهر، مورد احترام فوقالعاده
مردم بود و افراد در مسائل گوناگون به ایشان رجوع میکردند.
در
زمان نهضت مشروطیت، شهر خوى از شهرهایى بود که دلبستگى شدیدى به نهضت داشت
و در پشتیبانى از نهضت دنباله رو تبریز بود. در آغاز کار مشروطه خواهى
در خوى به سمت مردان معتدل و میانه رو و خیراندیش بود.
با ورود مجاهدان قفقاز، تمایلات آرام مشروطه خواهى در خوى رنگ انقلابى گرفت. میرزا جعفر زنجانى، به اتفاق شش تن از خوئیهاى مقیم قفقاز که در آن جا به حرکتهاى انقلابى پیوسته بودند وارد خوى شد و مردم را به قیام ترغیب کردند. همزمان با جریان مشروطه، جنگ خوى و ماکو که سیاست محمدعلى شاه بود، با شوراندن عشایر و ایجاد قتل و غارت در روستاها و اطراف شهرها مردم را از مشروطه رویگردان میکرد آغاز شد.
براى اجراى آن نقشه شوم، به تحریک سردار ماکو، کردها براى غارت به روستاهاى شمال خوى تاختند. خوى و ماکو رو در روى هم قرار گرفتند. خوى مشروطه خواه و ماکو طرفدار استبداد بود. در جنگى که در تاریخ 21 شهریورماه 1286 خورشیدی در سکمن آباد خوى روى داد، مجاهدین شکست فاحشى از مستبدین خوردند. عده اى کشته و اسیر شدند. از جمله اسیران، میرزا جعفر زنجانى رهبر مجاهدین بود که بعد از چند روز اسارت او را کشتند.
مجاهدین با این شکست سخت به سمت خوى عقب نشینى کردند. خوف و هراس شهر را فراگرفت. در این میان، برخی از آیت الله میرزا ابراهیم دنبلى که داراى جایگاه مذهبى، سیاسى و مردمى بود انتظار پیوستن به مشروطه خواهان را داشتند، برخلاف انتظار آن دسته از مردم این عالم ربانى، با اختیار رویه بیطرفى به کارگشایى امور شرعى می پرداخت.
مجاهدین به تلافى شکست خودشان در سکمن آباد و کشته شدن میرزا جعفر زنجانى، میخواستند دست به کشتار مخالفان مشروطه یا کسانى که به این صفت شناخته می شدند، بزنند. در این گیر و دار، مرتضى نامى از مجاهدین افراطى در 22 شهریورماه 1286 آقا میرزا ابراهیم دنبلى را به همراه آقاضیاء، خواهرزاده وى در منزل آقا میرزا ابراهیم به ضرب گلوله به شهادت رساند.
با توجه به اوضاع نابسامان آن روز، که بر شهر خوى حاکم بود جنازه آن مرد بزرگ تشییع نشد بلکه نماز توسط آقا سید علی اکبر موسوى خویى، پدر مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویى بر جنازه ایشان اقامه شد و در حسینیه میرزا ابراهیم آقا که به نام این مرحوم نامگذارى شده و توسط وى ساخته شده بود مدفون گردید.
پس از گذشت چهار سال، هنگامى که خواستند جسم شریفش را بنا بر وصیت خودش، به نجف منتقل کنند در کمال حیرت سالم یافتند، بطورى که مأمورین مرزى عراق، مانع ورود جنازه شده و گفتند ما اجازه ورود جنازه تازه فوت شده را نداریم! با دادن مبلغى پول به مأمورین جسم شریفش در مقبره اى در وادى السلام نجف، کنار بقعه على بن میرزا خلیل تهرانى، که خود قبلاً آماده کرده بود مدفون گردید.
این عالم نامدار، از نوابغ روزگار و داراى صفات حمیده و اوصاف کثیره است. او از نظر اخلاق پیشواى صاحبان اخلاق و در جود و کرم، انفاق در راه خدا، و تواضع و پرهیزکارى یگانه روزگار بود. عالمى عابد، زاهدى متقى و شجاع بود و در گفتن حرف حق از هیچ مقامى پروا نداشت.
همه ساله نه تنها فقیران شهر را بلکه تمام اهل شهر را بدون استثناء اطعام میکرد و در ماه مبارک رمضان، به نوبت به هر یک از پیش نمازهاى شهر اقتدا مینمود. به کسانى که ورشکست می شدند کمک میکرد و هر کسی که نیاز به سرمایه داشت، برایش سرمایه فراهم می نمود.
هنگام صحبت کلمه من را هرگز به زبان نیاورده همواره از کلمه ما استفاده می کرد. از نظر مراعات آداب در اوج قرار داشت. آقا میرزا ابراهیم از دانشمندان مبارز جهان تشیع به شمار می رفت و در علوم اسلامی بویژه حکمت سرآمد علمای عصر خود بود. آقا میرزا ابراهیم معروف به شهید آذربایجانی، فرزند حسین خانواده محمدصادق خان دنبلی، در سال 1211 خورشیدی در خوی متولد شد و مقدمات علوم را در این شهر فرا گرفت. در سال 1225 خ برای تکمیل معلومات خود به نجف اشرف مشرف گردید و در جلسات درس شیخ انصاری حاضر شد و استفاده کامل برد و محضر شیخ محمدحسین کاظمی و شیخ مهدی نجفی را درک کرد و غالبا" از این دو عالم روایت میکرد.
پس از انجام فریضه حج و اتمام تحصیل به خوی بازگشت و به ترویج مذهب جعفری و امر به معروف و نهی از منکر و تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی پرداخت. فقیه ربانی با اینکه ثروت فراوانی داشت اما مثل مردم عادی زندگی می کرد. همه اموال خویش را در راه خدا وقف کرد و بیشتر املاک در شهر و روستا به نام وی وقف گردیده است.
او مرد ایثار و سخاوت بود و در هر 2 سال 1 بار به عتبات و عالیات می رفت و از امیرالمومنین سه چیز را می خواست 1- فرزند صالح و گرنه بی فرزند بماند 2- مال و ثروت فراوان که در راه خدا انفاق کند 3- مرگش با شهادت باشد
که هر 3 خواسته او به اجابت رسید و مورد قبول درگاه حضرت احدیت واقع شد (
تا آخر عمر صاحب فرزندی نشد ) (همه چیز خود را در راه خدا وقف کرد) (سر
انجام به شهادت رسید)
آیت الله شهید حاج میرزا ابراهیم طرفدار
مشروطه مشروعه بود و با اعمال خلاف مجاهدین مشروطه خواه موافق نبود که در
روز 6 شعبان 1325ق برابر با 22 شهریور 1286خ پیش از نماز ظهر به همراه
خواهر زاده اش آقاضیاء برادر آیت الله حاج میرزا یحیی امام جمعه وقت خوی
مورد اصابت گلوله تپانچه قرار گرفت و به شهادت رسید.
با کشته شدن این عالم ربانی مصیبت سهمگین بر پیکر اسلام و مسلمین وارد شد از جمله وقف های ایشان وقف قبرستان با غسالخانه در دروازه ماکو، پل قره قوشون در کوهپایه قره قوشون که هنوز هم موجود است، پل روستای سید تاج الدین، پل بولاماج بوده است. حسینیه میرزا ابراهیم که اکثر مراسم ها در این حسینیه برگزار میشود در خیابان امام در نبش کوچه نرسیده به مسجد آقا ابراهیم واقع شد.
حاج میرزا ابراهیم خویی سرانجام در بیست و دوم شهریور 1286 ش برابر با ششم
شعبان 1325 ق در جریان مربوط به حوادث مشروطه در هفتاد و شش سالگی در خوی
به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
علیرغم
این همه نام آوری، متأسفانه تاکنون هیچ سالگردی برای این عالم ربانی
گرفته نشده و بزرگترین واقف خیراندیش خویی همچنان در زادگاهش در گمنامی
بسر می برد.!!!
حجتالاسلام علی مصائبی در گفت و گو با فارس از برگزاری نخستین همایش بزرگداشت آیتالله میرزا ابراهیم خویی، شهید مشروطه در خوی خبر داد و گفت: این همایش با حضور نماینده ولیفقیه و رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه حجتالاسلام محمدی 14 اسفند ماه در بقعه متبرکه شیخ نوایی خوی برگزار خواهد شد.
مدیر کل اوقاف و امور خیریه آذربایجان غربی افزود: این همایش مقدمهای برای برگزاری کنگره عظیمی در سالهای آینده است تا همایشی با موضوع بزرگداشت علماء مورد اشاره برگزار شود.
جلسات مذهبی بانوان که در قالب هیئتهای خانگی برگزار میگردد به دلیل عدم نظارت به سنگر مانور دشمنان اسلام و دنیاطلبان سوداگر که از طریق انحراف و فریب اذهان عمومی ارتزاق میکنند تبدیل شده است بدون شک امروزه مهم ترین اقدام برای حفظ اساس و پایه های دین در جامعه اسلامی ایران، حفظ حیات معنوی و سالم نگاه داشتن فضای روحانی و معنوی جامعه خصوصا از طریق هیئتهای مذهبی است.
با توجه به این که جمعیت بانوان در کشور ما بیشتر است و با توجه به نقش بسیار پررنگ و تأثیر گذار زنان در جامعه به طور طبیعی گرایش زنان به عرصه های مختلف به ویژه مسایل مذهبی نیز بیشتر است و به همین علت، همیشه ظرفیت های بسیاری نیز در این هیأت ها برای بهره برداری وجود داشته و دارد.
یکی از آفتهایی که متأسفانه امروزه هیئتهای مذهبی بانوان را در معرض آسیب قرار داده مسئله رخنه خرافه گرایی در این هیئتها است، خرافه گرایی واژه ای که امروز به سرعت برق و باد در کشور میتازد بطوریکه می توان گفت امروزه هیئتهای مذهبی به مکانی برای جولان افراد خرافه گرا تبدیل شده اند.
چه بسا که بسیاری از مردم ساده لوح و زود باور در مواجهه با خرافات و کذبیاتی از قبیل طلسم و سحر و جادو، تحت تاثیر قرار میگیرند و مشتری پر و پا قرص مدعیان اینگونه اکاذیب میشوند.
خرافه گرایان از اعتقادات مردم سوءاستفاده میکنند
به طور کلی هر گاه افراد جامعه با مشکلی روبهرو شوند که توانایی برطرف کردن آن را نداشته باشند، به خیالپردازی و خرافه روی میآورند و در این راه، اغلب از افرادی کمک میگیرند که دارای عقاید مذهبی سست هستند.
تاثیرات مخرب و رواج این افکار، تبعات منفی و آسیب هایی دارد که جامعه به لحاظ ترویج خرافه با آن مواجه می شود مثلا خوش یمن دانستن نعل اسب و نصب آن جلوی درب منزل نوعی تفکر غلط است که برخی افراد با انجام این کار امید به دستیابی به برکت و خوشبختی در زندگی خود دارند غافل از آنکه این افکار از ریشه باطل هستند و جز یک فکر باطل و پوچ چیزی نیستند.
گشتی در هیئتهای زنانه/ترویج خرافه در سایه عدم نظارت بر جلسات
ماهها از آخرین باری که در چنین محفلی حضور یافتم می گذرد و تنها تصویری که در ذهنم مانده حضور زنهای مشکیپوشی بوده که دور تا دور اتاق به پشتیهای مرتب چیده شده تکیه زدهاند و تسبیح در دست نشستهاند.
خانم روضهخوان از ذکر مصیبتهای امام حسین(ع) میگوید و زنها شیون میکنند در آن هیاهوی اشکها و نفسهای حبس شده خبری از تفسیر فلسفه عاشورا نبود و انگار هر کسی با دانستههای خود آمده بود تا برای یک چیز مشترک مرثیه بشنود و چای و خرمای سادهای گردانده شود و بعد تمام!
کمی آنطرف تر خانمی که با چند نفر مشغول صحبت بود درباره حل مشکلات روحی و نازایی خانمها نسخه می پیچید و آدرس فالگیر و دعانویس را می داد و یا می گفت برای اینکه از چشم زخم در امان باشید و زندگیتان پربرکت باشد دم در خانه نعل اسب نصب کنید در حالیکه این موضوع از ریشه در دین ما مطرود است و نسبت به آن حرف و حدیثهای فراوانی مطرح است.(اینجا)
به طور کلی برپایی مجالس مذهبی در محلات، مکانی شده برای ترویج انواع و اقسام خرافه گویی ها و حتی بازنشر صحنه کربلا و ایثارگری های حضرت زینب (س) از زبان مداح جلسه که گاها بی پایه و اساس مطالبی را به ائمه معصومین نسبت می دهند.
فعالیت افراد دوره ندیده در هیئت های مذهبی صد در صد غیرموجه است
راضیه پورحیدر در گفت و گو با خبرنگار اروم نیوز گفت: برای اینکه از وجود چنین مشکلاتی در جامعه کم کنیم باید زنان به هیئتهای مذهبی وصل شوند چرا که بعضی افراد حتی آنهایی که چهره های موجه در سطح شهر و استان دارند در باند عرفانهای نوظهور قرار گرفته اند.
وی با اشاره به برخی مشکلات نظیر خرافه گرایی و عرفانهای نوظهور و ... در هیئت های مذهبی بانوان افزود: چنین فعالیتهایی که توسط زنان صورت می گیرد با صراط مستقیم فاصله دارند و به همین خاطر باید به کانال موجه وصل شوند.
مدیر کل حوزه های علمیه خواهران الزهرای ارومیه با درخواست از مسئولین ذیربط جهت شناسایی و استعلام هیئت های مذهبی و نفرات آنها افزود: با توجه به اعلام آسیب های موجود در هیئت های مذهبی بانوان لزوم رسیدگی و نظارت بر آنها بسیار ضروری به نظر می رسد.
وی تصریح کرد: افرادی که بعنوان استاد در هیئت های مذهبی فعالیت می کنند باید دوره های خاص این کار را طی کنند و باید مراجع ذیربط از فعالیت زیرزمینی برخی افراد جلوگیری کنند.
پورحیدر با اشاره به فعالیت قرآنی برخی از بانوان در مراسمات و هیئت ها گفت: هر کس که در هیئتهای مذهبی تبلیغ و منبر می کند از دیدگاه حوزه های علمیه صد در صد غیر موجه هست
475 هیئت مذهبی بانوان در ارومیه فعالیت می کنند
رحمان نریمانی در گفتوگو با خبرنگار این رسانه گفت: در مجموع در استان آذربایجان غربی 800 هیئت مذهبی در ارومیه وجود دارد، که از این تعداد 475 هیئت مذهبی مربوط به بانوان در ارومیه هستند.
وی با بیان اینکه ساماندهی هیئت های مذهبی بانوان در دستور کار شورا قرار گرفته افزود: طی مکاتبات لازم از هیئت امنای مساجد درخواست شده تا از فعالیت بانوانی که بدون مجوز، بدون هماهنگی و با اخذ مبلغ در مساجد مداحی می کنند جلوگیری و آنان را معرفی کنند تا نسبت به معرفی این افراد به مراجع قانونی اقدام کنیم.
رئیس شورای هیئتهای مذهبی سازمان تبلیغات اسلامی آذربایجان غربی جلوگیری از ورود افکار و عقاید انحرافی در هیئتهای مذهبی را ضرورت جدی عنوان کرد و اظهار کرد: اکیپ بازرسی واحد خواهران در هیئتهای بانوان بر چنین مواردی نظارت مستمر دارند.
وی با بیان اینکه در تمامی هیئت ها تا نیمه اول سال 94 با توجه به اتمام دوره مسئولین انتخابات برگزار و مسئولین انتخاب می شوند گفت: مداحان از طریق کانون مداحان آزمون و انتخاب می شوند.
نریمانی تصریح کرد: روال انتخاب مئسولین هیئت بدین ترتیب است که آنان پس از اینکه درخواست خود را به شورا دادند شورا بر اساس قوانین و مقررات استعلامات لازم را انجام داده و با برگزاری انتخابات یک نفر بعنوان مسئول هیئت انتخاب می شود.
ضرورت ساماندهی جلسات مذهبی بانوا
در مجموع به نظر می رسد با توجه به وجود تقاضای زیاد برای خانم جلسه ای ها در جامعه، حذف آنها بدون درنظر گرفتن جایگزینی مناسب که بتواند نقش آنها را بهتر و علمی تر ایفا کند، می تواند اثرات نامناسبی در جامعه داشته باشد. از مجموع سخنان افرادی که در این گزارش به اظهارات آنها اشاره شد و سخنان تعدادی از مراجع و بسیاری از علما، ضرورت ساماندهی هیأت های مذهبی بانوان و جلوگیری از بیان و رواج خرافات در این محافل، امری است که در ضرورت آن تردیدی وجود ندارد.
در کنار حوزه های علمیه بانوان که در تأمین نیروی لازم برای جایگزینی افراد شایسته ای به جای «خانم جلسه ای ها» نقش مهمی بر عهده دارند، سازمان های فرهنگی به ویژه صدا و سیما و مطبوعات نقش بی بدیلی در آگاه ساختن مردم به ویژه بانوان برعهده دارند.
هنرمندان استان های آذربایجان غربی و شرقی، همدان، کردستان، لرستان، خراسان جنوبی، گلستان، ایلام، شیراز، کرمانشاه، اصفهان، زنجان، بوشهر، اردبیل، هرمزگان، یزد، البرز، خراسان رضوی، مازندران، کرمان، گیلان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری، تهران در این جشنواره حضور داشتند.
داوران این جشنواره آنرا بسیار موفق داستند هر چند کمبودهایی از تدارکات را در آن می دیدند اما از لحاظ کیفی سطح جشنواره را در حد بین المللی اعلام کردند.
ایران 120میلیارد مترمکعب بیلان منفی آب دارد که 80 میلیارد مترمکعب آن در 10 سال گذشته اتفاق افتاده است. 80 میلیارد متر مکعب برداشت بی رویه از سفره های آبی ایران . چون روی رودخانه ها سد زده ایم.
در بحث سد گتوند، سازمان حفاظت محیط زیست در یک مقطعی اعلام می کند که این سد آبگیری نشود. متأسفانه دستور از بالا می آید که باید آبگیری شود و انجام می شود.
در حوزه دریاچه ارومیه 90 سد داریم که فقط 34 سد آن مطالعات ارزیابی دارد. از آن 34 سد، ارزیابی 24 تای آن رد شده است. در ماجرای دریاچه ارومیه فرار از قانون اتفاق افتاد.
مصاحبه معصومه ابتکار معاون رییس جمهوری در مصاحبه با روزنامه ایران، در برگیرنده ناگفته هایی از وضعیت کنونی آبی و ... کشور است.
سئوال: نیروی شاغل در سازمان حفاظت محیط زیست به حدی نیست که بتواند از تمام مناطق تحت مدیریت این سازمان مراقبت کند. در جوامعی با وضعیت ایران، بخشی از فعالیت ها از جمله حفاظت از محیط زیست را به مردم واگذار می کنند یعنی همان سازمان های مردم نهاد. بودجه 60 میلیارد تومانی که درمجلس رد شد به دنبال توانمند سازی جوامع با کمک سازمان های مردم نهاد بود. اما همین توجه به سازمان های مردم نهاد در دولت یازدهم، باعث شده تا برخی از نمایندگان شما را متهم به سیاسی کاری کنند و از شما بخواهند که معاون سیاسی رئیس جمهوری شوید. چه نظری درباره این گمانه زنی ها دارید؟
جواب: ببینید اینکه چرا باید به ماهیت فعالیت های مردمی و سازمان های مردم نهاد توجه بشود برای این است که سازمان های مردم نهاد با نقش، هویت و رسالتی که دارند می توانند در بالندگی جامعه در عرصه های مختلف نقش داشته باشند. محیط زیست هم یکی از این عرصه هاست. خب این مسأله ای است که دولت یازدهم خیلی به آن بها می دهد، آقای دکتر روحانی نسبت به سازمان های مردم نهاد توجه ویژه ای دارند. تقویت سازمان های مردم نهاد، رویکرد کلی دولت یازدهم است. اخیراً در کمیسیون اجتماعی و دولت این بحث را داشتیم که بعد از اینکه سازمان های مردم نهاد را در دولت قبلی از شورا های برنامه ریزی استان حذف کردند، دوباره دولت جدید به سازمان های مردم نهاد در کارگروه های برنامه ریزی استان ها نمایندگی داد تا در کنار دستگاه های دولتی یک نماینده «سازمان مردم نهاد» بنشیند و به شکل گیری فرایند توسعه در استان کمک کند. یعنی دولت در این حد که سازمان های مردم نهاد در سیاستگذاری ها وتصمیم گیری حضور داشته باشند بها می دهد. مثل خانه کشاورز، اتاق بازرگانی، اتاق صنعت و معدن و... در محیط زیست هم همین طور است ما الان در همین خوزستان 50هزار دانش آموز را با همکاری سازمان های مردم نهاد و مدارس آموزش محیط زیست داده ایم.
س: این اقدام هم اعتبار می خواهد؟
ج: بله برای آموزش و فرهنگ سازی به جوامع محلی اعتبار مالی هم مورد نیاز است.
س: یکی از نمایندگان گفته است که سازمان حفاظت محیط زیست سال ۱۳۹۳ یک هزار و صد میلیارد تومان اعتبار در اختیار داشته ولی هزینه نکرده است، ماجرای این اعتبار چه بوده است؟
ج: این اعتبار به محیط زیست اختصاص داده نشد. بلکه یک اجازه به دولت دادند که با افزایش قیمت حامل های انرژی و تعریف عوارض جدید، منبع مالی برای کاهش آلودگی هوا ایجادشود اما از آنجایی که الان بحث افزایش قیمت ها و کنترل تورم یک معضل اجتماعی و اقتصادی جدی است، دولت تصمیم گرفت که اعتبار کاهش آلودگی را از جای دیگری تأمین کند. در ابتدا پیشنهاد این بود که در داخل شهرهایی که مشکل آلودگی هوا دارند، قیمت حامل های انرژی متفاوت باشند، بعد دولت به این نتیجه رسید که ممکن است این تصمیم، قاچاق و مسائل اینچنینی را به وجود بیاورد.
خلاصه دولت در نهایت با اجرای بند موافقت نکرد. اما آن بند و آن درآمد یک اجازه بود، تکلیف نبود و هیچ وقت هم حاصل نشد. دولت تصمیم گرفت برنامه را به شکلی که ما پیشنهاد داده بودیم اجرا نکند. ما این اعتبار را برای سازماندهی حمل و نقل عمومی و توسعه مترو می خواستیم.
س: خانم ابتکار! یکی از نمایندگان گفته است: «در سال ۹۳ استان های غربی و جنوبی کشور بر اثر بی مبالاتی مسئولان زیست محیطی و نیز مسئولان اجرایی کشور، دچار عوارض ریزگردها شدند و سپس خانم ابتکار می گوید وقتی بودجه محیط زیست را در سال ۹۳ حذف می کنند، نتیجه اش همین می شود!» این صحبت یک نگرانی را در ذهن افکارعمومی به وجود می آورد که آیا ریزگردها در نگاه بخشی از نمایندگان مجلس یک اتفاق مقطعی است و امسال حل می شود؟
ج: ببینید ما تقریباً دو ماه از آغاز به کار دولت یازدهم گذشته بود که گزارشی به مجلس ارائه دادیم. گزارشی که تأکید دارد ایران در کمربند خشکی دنیا قرار دارد و دوره سختی هم در خشکسالی ها خواهد داشت. کاهش بارندگی و افزایش دما. پیش بینی های جهانی با پیش بینی های سازمان هواشناسی خود ما و واقعیت هایی که داریم می بینیم، همه این مسائل را نشان می دهد. ما کی زمستانی به این گرمی داشته ایم؟ فکر می کنم ایشان و نمایندگان دیگر هم در همین مملکت زندگی می کنند و دارند واقعیت ها را می بینند. یک بخشی از گرد و غبار منشأ خارجی دارد. ان شاءلله امنیت پایدار در عراق برقرار شود و جلوی این تحرکات و درگیری های داعش گرفته شود تا بتوانیم با عراق کار کنیم. نواحی ای از عراق باید بوته کاری و تثبیت خاک شود. بخشی از ریزگردها هم از غرب آفریقا می آید. برخی از آن از عربستان سعودی یا اطراف مصر بلند می شود. آن را چه جوری می توانیم به این زودی ها مدیریت کنیم؟!
س: به نظر می رسد که باید برویم سراغ ردیف بودجه سالانه؟
ج: بله. یک همکاری بین المللی خیلی گسترده می طلبد که داریم. در بخش داخلی ما فقط در خوزستان حدود 350 هزار هکتار اراضی داریم که خشک شده اند. ما ساعت ها با بالگرد روی اراضی خشک شده پرواز کردیم؛ وضعیت آنها خیلی تکان دهنده بود. این منطقه یک زمانی جلگه سرسبز خوزستان بود. یک موقعی تمام این مناطق زیر کشت بود الان تبدیل به اراضی خشک شده است. این اراضی قبلاً دیم بوده وکاشته می شده است. الان رها شده است. چون دیگر آبی نیست. بارندگی ندارد. منابع آب رودخانه ها کم شده است. خوزستان 50 درصد کاهش بارندگی دارد. مسائل و معضلات در این زمینه افزایش یافته است. مصرف بی رویه آب در کشاورزی ادامه دارد. انتقال آب و سدسازی همچنان پابرجاست.
واقعیت این است که خوزستان خیلی خشک شده است. اینها همه می تواند منبع و منشأ گرد و غبار باشد. هم احیای تالاب ها هم احیای دشت ها کار عظیمی می خواهد. ما بیش از ساعت با بالگرد از اهواز به سمت ماهشهر و هندیجان رفتیم. پیاده شدیم و با مردم حرف زدیم. عشایر و جوانان آنها گفتند که ما دیگر کشاورزی نداریم و فقط دامداری می کنیم.
س: چند وقت است که این زمین ها به این شکل درآمده است؟
ج: می گفتند که 10 تا 12 سال است که باران کم شده است. پس این مسأله ای نیست که الان پدید آمده باشد. یعنی اگر در مورد غرب آفریقا مقصر نباشیم که حتماًٌ هستیم( باخنده) ریزگردهای خوزستان که یک عمر 10 ساله دارد. در این مورد هم لابد می گویند دولت ما مقصر است! نکته این است که حل آن، یک کار بزرگ می طلبد هم در سطح بین المللی و هم در سطح منطقه و هم درسطح داخلی؛ و البته اقدام برای حل این معضل باید به دور از تنش های سیاسی باشد. ما نمی خواهیم به دنبال مقصر بگردیم وگرنه خیلی راحت می توانیم بگوییم در دولت قبل چه کوتاهی ها و بی توجهی هایی اتفاق افتاد.
س: آیا نباید علت خشک شدن دشت ها و کاهش آب های زیرزمینی را مشخص کرد؟ الان خوزستان با تهدید جدی زندگی انسانی و سرزمینی رو به رو است. اما همچنان طرح های مخرب ادامه دارد. با معضل بزرگی به نام «سد گتوند» رو به رو هستیم!
ج: بله حجم زیادی از آب شیرین وارد سد گتوند می شود و خروجی آن آبی با درجه شوری و EC بسیار بالا ست.
س: الان هزینه دستکاری در طبیعت را مردم خوزستان می دهند؛ نباید چنین طرح هایی برآورد خسارت شود؟
ج: بحث خسارت درست است. اما این هم مبنای علمی باید داشته باشد. باید با دلیل صحبت کنیم. در بحث سد گتوند، سازمان حفاظت محیط زیست در یک مقطعی اعلام می کند که این سد آبگیری نشود. به صراحت اعلام می کند این سد مشکل جدی دارد. البته سازمان حفاظت محیط زیست در دولت گذشته کوتاهی هایی داشته است. مثلاً اینکه مطالعات ارزیابی دقیق نبوده است. ولی بعد ازآن متوجه می شود و به صراحت اعلام می کند که آبگیری نشود. متأسفانه دستور از بالا می آید که باید آبگیری شود و انجام می شود. حتماً در آنجا باید دید چه کسانی مقصرند؟ وچه کسانی کوتاهی کردند؟ چرا به این خسارت بزرگ ملی رسیده ایم؟
س: برنامه ای برای گتوند دارید؟
ج: بله دولت برای حل آن برنامه دارد. یک گروه کارشناسی در حال حاضر تمام ابعاد موضوع را بررسی می کنند. در نهایت این برنامه باید به تأیید سازمان حفاظت محیط زیست برسد. چون باید مطمئن شویم که دستکاری جدیدی اتفاق نیفتد و شرایط بدتر نشود. باید با کار علمی ابعاد خسارت مشخص شود.
س: شاید اگر ابعاد خسارت مشخص شود، مجلس فقط برای یک سد 4هزار میلیاردتومان بودجه اختصاص ندهد!
ج: بله، باید بررسی و نسبت آن مشخص شود. الان خشکسالی و تغییر اقلیم تأثیر زیادی روی استان داشته است. اگر این مسأله نبود قطعاً نقش سدسازی ها ملموس تر بود. سدهای زیادی روی کارون، مارون، دز، کرخه و... ساخته شده است. سدهایی که در یک جاهایی ارزیابی زیست محیطی نداشته و در آنجاهایی که داشته، رعایت نکرده اند. دولت نیامده اثرات کلان این همه مداخله را در طبیعت ببیند. حقابه تالاب هایی چون هورالعظیم و شادگان داده نشده است. البته خشکسالی 50 درصد و کاهش باران، بدون شک روی همه دلایل غلبه دارد. اما این به معنای نادیده گرفتن سهم سدسازی و انتقال آب در وضعیت امروز خوزستان نیست. ولی همان طور که شما می گویید باید سهم خسارت هر طرح در خشکسالی ها مشخص شود تا در سیاست های پیش رو به کار برده شود. برای همین در مصوبه جدید دولت برداشتن تمام موانع برای ورود آب به تالاب هورالعظیم را تکلیف کردیم که وزارت نفت انجام بدهد.
وزارت نفت متأسفانه در دوره گذشته بر خلاف نظر سازمان حفاظت محیط زیست، داخل تالاب را سد بندی کرد. تصرفات عظیمی در هورالعظیم انجام داد درحالی که اجازه نداشت این کار را انجام بدهد. پیمانکار چینی تخلفات گسترده انجام داده است. برای همین نخستین کاری که در دوره جدید کردیم این بود که رسماً به وزارت نفت اعلام کردیم که یکی از مهم ترین دایک ها روی هورالعظیم باز شود. با پیگیری ها و استمرار تذکرات بالاخره یکی ازمسیرها باز شد. آقای دکتر هاشمی که چند هفته پیش برای ریزگردها به خوزستان رفته بودند از تالاب بازدید کردند و به من گزارش دادند که هنوز آب در هورالعظیم جاری است.
س: همچنان بحث رفتن دکتر هاشمی وزیر بهداشت در روزهای ابتدایی بحران گرد و غبار و نرفتن شما از موضوعات پر بحث در ماجرای ریزگردهاست!
ج: بله خیلی ها می پرسند که چرا نیامده اید؟ شاید من هم دلم می خواست بروم. ولی وقتی دکتر هاشمی داوطلب شدند، من می آمدم که چه کار کنم؟! ایشان رفته بودند تا مراکز درمانی و تجهیزات و کمبود آنها را با توجه به وضعیت انسانی ماجرا و حیطه وظیفه خودشان حل کنند. من اگر می آمدم چه می توانستم بکنم. مسئولان استانی اول می پرسیدند چه برنامه ای داری؟ می گفتم هیچی. می گفتند چه بودجه ای برای من آورده ای؟ می گفتم هیچی. می آمدم، فقط افسوس می خوردم!وظیفه یک مسئول که افسوس خوردن نیست. باید برود برنامه تنظیم کند، ابعاد موضوع را مشخص کند. بویژه در موضوع ریزگرد ها که کار یک سازمان به تنهایی نیست. یک بخش کار برای تأمین حقابه، به وزارت نیرو برمی گردد. وزارت جهادکشاورزی برای اصلاح الگوی کشت باید کشاورزان را ترغیب کند. سازمان جنگل ها در بیابان زدایی متولی اصلی ماجراست. سازمان هواشناسی، وزارت کشور و سازمان مدیریت بحران هم وظایف جداگانه ای دارند. من باید زمانی به آنجا می رفتم که پاسخگوی همه ماجرا می بودم.
س: باز هم برویم سراغ اعتبارهایی که در مجلس تصویب می شود یا نمی شود! سازمان جنگل ها بارها اعلام کرده است که بیشتر اعتباری را که مجلس تصویب می کند برای درمان زخم هایی هزینه می کند که سدسازی ها وانتقال آب ایجاد می کند. از سوی دیگر ما علاوه بر تجربه تلخ سد گتوند، سد سیوند را پیش رو داریم که با هزینه سنگین ساخته شد ودر میان اعتراض های بسیار آبگیری شد ولی امروز با گذشت 7 سال از آبگیری آن، حتی یک قطره آب پشت آن نیست! سدی که بخشی از استان زیبای فارس را خشک کردبا وجود این همانطور که خودتان می گویید مجلس 4هزار میلیارد تومان اعتبار را برای سد سازی اختصاص می دهد!
ج: تازه این اعتبار فقط برای یک سد است.
س: چرا ما یک گزارش مشخص از هر استان درباره سدسازی ها و خسارات و سودآوری های آن نداریم؟
ج: این وضعیت بیش از هرچیزی معلول فرار از قانون است. ما در برنامه سوم توسعه شروع کردیم به اجرای قانون ارزیابی زیست محیطی. آن زمان هنوز دانشگاه ها نمی دانستند که ارزیابی زیست محیطی چیست. کار خیلی علمی و فنی بود. حوالی سال 78تا79 ظرفیت سازی ها شروع شد و سازمان خیلی جدی به آن پرداخت. ارزیابی زیست محیطی را جا انداختیم. اواخر سال 82-81 تمام سدها مشمول ارزیابی زیست محیطی شدند. اما دوباره همه رها شدند. متأسفانه در دوره قبل همه چیز رها شد. الان در حوزه دریاچه ارومیه 90 سد داریم که فقط 34 سد آن مطالعات ارزیابی دارد. از آن 34 سد، ارزیابی 24 تای آن رد شده است. در ماجرای دریاچه ارومیه فرار از قانون اتفاق افتاد. لابی های محلی و فشار شرکت های مشاوره ای که اعتبار مالی زیادی به دست می آورند باعث شد تا این طرح ها اجرایی شود. در طرح های سدسازی پول و منفعت مالی وجود دارد. با افتخار می گویند که در فلان شهر سد افتتاح کردیم ولی آیا نتایج و پیامدهای آن را هم بررسی و پیش بینی می کنند؟
س : چرا مجلس که روی یک مبلغ 60میلیاردتومانی برای مقابله با ریزگردها حساسیت به خرج می د هد روی یک اعتبار چند هزار میلیاردتومانی برای سد سازی که تجربه های ناموفق زیادی در آن داشته ایم حساسیت نشان نمی دهد؟
ج: سؤال خیلی خوبی است. یک دلیل این است که نمایندگان تحت فشارهای محلی می خواهند پاسخگوی یک سری مطالبات محلی بشوند. سدسازی در یک سری شهرستان های کوچک متأسفانه تبدیل به یک اعتبار شده؛ افتخار می کنند بگویند شهرستان ما سد دارد. بنابراین هرشهری به دنبال داشتن یک سد است یا می خواهد فرودگاه داشته باشد. اینها ممکن است شاخص پیشرفت تلقی شود ولی شاخص توسعه نیست. ما باید توسعه را پایدار ارزیابی کنیم و توسعه پایدار هم این است که آب سالم در چرخه هیدرولوژیک طبیعت در رودخانه و زیر زمین بچرخد، تالاب را سیراب کند ودر اختیار کشاورزی، صنعت ومصرف شرب قرار بگیرد. این تفکرکه ما با ایجاد سد می توانیم آب زیادی در اختیار کشاورز قرار بدهیم، نشانه توسعه نیست. الان در موضوع محیط زیست می طلبد که تفکر ملی در مجلس صورت بگیرد. ما تلاش کردیم، جلسات متعدد گذاشته ایم و گفته ایم که الان مسأله محیط زیست، ملی است ونیازها و ضرورت های ملی باید جای مطالبات استانی را بگیرد.
س: ما دو استان زیبا داریم که نگین گردشگری کشور هستند، اصفهان و فارس. بیشترین انتقال آب را در طول دهه های گذشته هم به یزد و اصفهان داشته ایم. اما امروز که با شما گفت و گو می کنیم، نه تنها انتقال آب، اصفهان و یزد را آباد نکرده است که بخشی از استان فارس آسیب جدی دیده است. درست زمانی که در آمد نفتی ما کاهش یافته و صنعت گردشگری می خواهد بخشی از آن را احیا کند، آیا زمان آن نرسیده که بر اعتباربخشی های زیانبار پایانی بنویسیم ؟
اشاره درستی است. الان ما 120میلیارد مترمکعب بیلان منفی آب داریم. 80 میلیارد مترمکعب آن در 10 سال گذشته اتفاق افتاده است. 80 میلیارد متر مکعب برداشت بی رویه از سفره های آبی ایران . چون روی رودخانه ها سد زده ایم، آب جریان طبیعی خود را از دست داده، بنابراین چاه زده ایم و برداشت کرده ایم. فقط برداشت بدون اینکه سفره ها تقویت شود. عمده برداشت آب ما در کشاورزی است آن هم با راندمان پایین، تحت این عنوان که ما می خواهیم مثلاً در گندم به خودکفایی برسیم. چرا ما باید در کشوری که این همه تنش آبی داریم به خودکفایی در گندم برسیم. نماینده محترم ولی فقیه در فارس به من گفتند: «چرا باید فارس تولید کننده اول گندم ایران باشد؟»
س: چرا باید در دو استان کویری برنج بکاریم؟
ج: در شرایطی که در فارس باید 350متر زیر زمین برویم وآب بیاوریم. این آمار نماینده محترم ولی فقیه در استان است. تولید گندم به چه قیمتی؟ چقدر این گندم برای ما هزینه دارد؟ چه اصراری داریم که بگوییم ما داریم به خودکفایی می رسیم. الان باید فکر کنیم آب محدود داریم و باید آن را به صورت کارشناسی مدیریت کنیم. نوع انتخاب محصول، نوع کشت والگوی صحیح آبیاری اینها اصولی است که اگر به آن توجه نکنیم همانی که شما اشاره کردید می شود. یعنی فرایند خشکی بسرعت دارد نقاط مختلف کشور ما را می گیرد.
س: در برنامه روز جهانی تالاب ها از رسانه ها و خبرنگاران افغان دعوت کردید. این حضور و ارتباط چقدر می تواند مردم دوطرف مرز را به همدلی برای نجات هامون برساند؟
ج: این کار ها فعالیت های دیپلماتیک است اما حتماً مؤثر واقع می شوند. یک سوم تالاب در افغانستان است و دو سوم آن در ایران. بنابراین باید با همدیگر آن را مدیریت کنیم. از سازمان ملل کمک بگیریم. هامون منشأ زندگی است. هم برای کشاورزی، هم دامداری و حصیربافی. ما با مردم افغانستان حتماً کار خواهیم کرد و برنامه های خوبی داریم.
س: شما در جوامع بین المللی فرد شناخته شده ای هستید. فکر می کنید چقدر با این اعتبار و احترام جهانی می توانید برای احیای محیط زیست کشور اعتبار مالی و کارشناسی بگیرید؟
گام های خوبی برداشته ایم. کارهای خوبی هم
انجام گرفته است. سازمان ملل ابراز علاقه کرده، سفیر آلمان همراه ما
هستند. کشورهای اروپایی هم ابراز علاقه کردند که همکاری داشته باشند.
بنابراین روی هامون یک استراتژی جدی داریم. ج: ولی شما ببینید تعدد موضوع
بسیار است؛ هامون، بختگان، پریشان و... همچنین ما برای پریشان برنامه ویژه
ای داریم. همین سازمان های مردم نهادی که برخی از مجلسی ها نسبت به آنها
نامهربان اند فعالیت های خوبی در کازرون برای نجات پریشان انجام داده اند.
کار گسترده است ان شاءالله که مجلس هم از دولت حمایت می کند تا بتوان
مشکلات را یکی پس از دیگری حل کرد.
سلامت نیوز: دریاچه ارومیه قربانی
گریز از قانون/ تخلفات وزارت نفت در دوره قبلمصاجبه معصومه ابتکار معاون
رییس جمهوری در مصاحبه با روزنامه ایران، در برگیرنده ناگفته هایی از وضعیت
کنونی آبی و ... کشور است.
سئوال: نیروی شاغل در سازمان حفاظت محیط زیست به حدی نیست که بتواند از تمام مناطق تحت مدیریت این سازمان مراقبت کند. در جوامعی با وضعیت ایران، بخشی از فعالیت ها از جمله حفاظت از محیط زیست را به مردم واگذار می کنند یعنی همان سازمان های مردم نهاد. بودجه 60 میلیارد تومانی که درمجلس رد شد به دنبال توانمند سازی جوامع با کمک سازمان های مردم نهاد بود. اما همین توجه به سازمان های مردم نهاد در دولت یازدهم، باعث شده تا برخی از نمایندگان شما را متهم به سیاسی کاری کنند و از شما بخواهند که معاون سیاسی رئیس جمهوری شوید. چه نظری درباره این گمانه زنی ها دارید؟
جواب: ببینید اینکه چرا باید به ماهیت فعالیت های مردمی و سازمان های مردم نهاد توجه بشود برای این است که سازمان های مردم نهاد با نقش، هویت و رسالتی که دارند می توانند در بالندگی جامعه در عرصه های مختلف نقش داشته باشند. محیط زیست هم یکی از این عرصه هاست. خب این مسأله ای است که دولت یازدهم خیلی به آن بها می دهد، آقای دکتر روحانی نسبت به سازمان های مردم نهاد توجه ویژه ای دارند. تقویت سازمان های مردم نهاد، رویکرد کلی دولت یازدهم است. اخیراً در کمیسیون اجتماعی و دولت این بحث را داشتیم که بعد از اینکه سازمان های مردم نهاد را در دولت قبلی از شورا های برنامه ریزی استان حذف کردند، دوباره دولت جدید به سازمان های مردم نهاد در کارگروه های برنامه ریزی استان ها نمایندگی داد تا در کنار دستگاه های دولتی یک نماینده «سازمان مردم نهاد» بنشیند و به شکل گیری فرایند توسعه در استان کمک کند. یعنی دولت در این حد که سازمان های مردم نهاد در سیاستگذاری ها وتصمیم گیری حضور داشته باشند بها می دهد. مثل خانه کشاورز، اتاق بازرگانی، اتاق صنعت و معدن و... در محیط زیست هم همین طور است ما الان در همین خوزستان 50هزار دانش آموز را با همکاری سازمان های مردم نهاد و مدارس آموزش محیط زیست داده ایم.
س: این اقدام هم اعتبار می خواهد؟
ج: بله برای آموزش و فرهنگ سازی به جوامع محلی اعتبار مالی هم مورد نیاز است.
س: یکی از نمایندگان گفته است که سازمان حفاظت محیط زیست سال ۱۳۹۳ یک هزار و صد میلیارد تومان اعتبار در اختیار داشته ولی هزینه نکرده است، ماجرای این اعتبار چه بوده است؟
ج: این اعتبار به محیط زیست اختصاص داده نشد. بلکه یک اجازه به دولت دادند که با افزایش قیمت حامل های انرژی و تعریف عوارض جدید، منبع مالی برای کاهش آلودگی هوا ایجادشود اما از آنجایی که الان بحث افزایش قیمت ها و کنترل تورم یک معضل اجتماعی و اقتصادی جدی است، دولت تصمیم گرفت که اعتبار کاهش آلودگی را از جای دیگری تأمین کند. در ابتدا پیشنهاد این بود که در داخل شهرهایی که مشکل آلودگی هوا دارند، قیمت حامل های انرژی متفاوت باشند، بعد دولت به این نتیجه رسید که ممکن است این تصمیم، قاچاق و مسائل اینچنینی را به وجود بیاورد.
خلاصه دولت در نهایت با اجرای بند موافقت نکرد. اما آن بند و آن درآمد یک اجازه بود، تکلیف نبود و هیچ وقت هم حاصل نشد. دولت تصمیم گرفت برنامه را به شکلی که ما پیشنهاد داده بودیم اجرا نکند. ما این اعتبار را برای سازماندهی حمل و نقل عمومی و توسعه مترو می خواستیم.
س: خانم ابتکار! یکی از نمایندگان گفته است: «در سال ۹۳ استان های غربی و جنوبی کشور بر اثر بی مبالاتی مسئولان زیست محیطی و نیز مسئولان اجرایی کشور، دچار عوارض ریزگردها شدند و سپس خانم ابتکار می گوید وقتی بودجه محیط زیست را در سال ۹۳ حذف می کنند، نتیجه اش همین می شود!» این صحبت یک نگرانی را در ذهن افکارعمومی به وجود می آورد که آیا ریزگردها در نگاه بخشی از نمایندگان مجلس یک اتفاق مقطعی است و امسال حل می شود؟
ج: ببینید ما تقریباً دو ماه از آغاز به کار دولت یازدهم گذشته بود که گزارشی به مجلس ارائه دادیم. گزارشی که تأکید دارد ایران در کمربند خشکی دنیا قرار دارد و دوره سختی هم در خشکسالی ها خواهد داشت. کاهش بارندگی و افزایش دما. پیش بینی های جهانی با پیش بینی های سازمان هواشناسی خود ما و واقعیت هایی که داریم می بینیم، همه این مسائل را نشان می دهد. ما کی زمستانی به این گرمی داشته ایم؟ فکر می کنم ایشان و نمایندگان دیگر هم در همین مملکت زندگی می کنند و دارند واقعیت ها را می بینند. یک بخشی از گرد و غبار منشأ خارجی دارد. ان شاءلله امنیت پایدار در عراق برقرار شود و جلوی این تحرکات و درگیری های داعش گرفته شود تا بتوانیم با عراق کار کنیم. نواحی ای از عراق باید بوته کاری و تثبیت خاک شود. بخشی از ریزگردها هم از غرب آفریقا می آید. برخی از آن از عربستان سعودی یا اطراف مصر بلند می شود. آن را چه جوری می توانیم به این زودی ها مدیریت کنیم؟!
س: به نظر می رسد که باید برویم سراغ ردیف بودجه سالانه؟
ج: بله. یک همکاری بین المللی خیلی گسترده می طلبد که داریم. در بخش داخلی ما فقط در خوزستان حدود 350 هزار هکتار اراضی داریم که خشک شده اند. ما ساعت ها با بالگرد روی اراضی خشک شده پرواز کردیم؛ وضعیت آنها خیلی تکان دهنده بود. این منطقه یک زمانی جلگه سرسبز خوزستان بود. یک موقعی تمام این مناطق زیر کشت بود الان تبدیل به اراضی خشک شده است. این اراضی قبلاً دیم بوده وکاشته می شده است. الان رها شده است. چون دیگر آبی نیست. بارندگی ندارد. منابع آب رودخانه ها کم شده است. خوزستان 50 درصد کاهش بارندگی دارد. مسائل و معضلات در این زمینه افزایش یافته است. مصرف بی رویه آب در کشاورزی ادامه دارد. انتقال آب و سدسازی همچنان پابرجاست.
واقعیت این است که خوزستان خیلی خشک شده است. اینها همه می تواند منبع و منشأ گرد و غبار باشد. هم احیای تالاب ها هم احیای دشت ها کار عظیمی می خواهد. ما بیش از ساعت با بالگرد از اهواز به سمت ماهشهر و هندیجان رفتیم. پیاده شدیم و با مردم حرف زدیم. عشایر و جوانان آنها گفتند که ما دیگر کشاورزی نداریم و فقط دامداری می کنیم.
س: چند وقت است که این زمین ها به این شکل درآمده است؟
ج: می گفتند که 10 تا 12 سال است که باران کم شده است. پس این مسأله ای نیست که الان پدید آمده باشد. یعنی اگر در مورد غرب آفریقا مقصر نباشیم که حتماًٌ هستیم( باخنده) ریزگردهای خوزستان که یک عمر 10 ساله دارد. در این مورد هم لابد می گویند دولت ما مقصر است! نکته این است که حل آن، یک کار بزرگ می طلبد هم در سطح بین المللی و هم در سطح منطقه و هم درسطح داخلی؛ و البته اقدام برای حل این معضل باید به دور از تنش های سیاسی باشد. ما نمی خواهیم به دنبال مقصر بگردیم وگرنه خیلی راحت می توانیم بگوییم در دولت قبل چه کوتاهی ها و بی توجهی هایی اتفاق افتاد.
س: آیا نباید علت خشک شدن دشت ها و کاهش آب های زیرزمینی را مشخص کرد؟ الان خوزستان با تهدید جدی زندگی انسانی و سرزمینی رو به رو است. اما همچنان طرح های مخرب ادامه دارد. با معضل بزرگی به نام «سد گتوند» رو به رو هستیم!
ج: بله حجم زیادی از آب شیرین وارد سد گتوند می شود و خروجی آن آبی با درجه شوری و EC بسیار بالا ست.
س: الان هزینه دستکاری در طبیعت را مردم خوزستان می دهند؛ نباید چنین طرح هایی برآورد خسارت شود؟
ج: بحث خسارت درست است. اما این هم مبنای علمی باید داشته باشد. باید با دلیل صحبت کنیم. در بحث سد گتوند، سازمان حفاظت محیط زیست در یک مقطعی اعلام می کند که این سد آبگیری نشود. به صراحت اعلام می کند این سد مشکل جدی دارد. البته سازمان حفاظت محیط زیست در دولت گذشته کوتاهی هایی داشته است. مثلاً اینکه مطالعات ارزیابی دقیق نبوده است. ولی بعد ازآن متوجه می شود و به صراحت اعلام می کند که آبگیری نشود. متأسفانه دستور از بالا می آید که باید آبگیری شود و انجام می شود. حتماً در آنجا باید دید چه کسانی مقصرند؟ وچه کسانی کوتاهی کردند؟ چرا به این خسارت بزرگ ملی رسیده ایم؟
س: برنامه ای برای گتوند دارید؟
ج: بله دولت برای حل آن برنامه دارد. یک گروه کارشناسی در حال حاضر تمام ابعاد موضوع را بررسی می کنند. در نهایت این برنامه باید به تأیید سازمان حفاظت محیط زیست برسد. چون باید مطمئن شویم که دستکاری جدیدی اتفاق نیفتد و شرایط بدتر نشود. باید با کار علمی ابعاد خسارت مشخص شود.
س: شاید اگر ابعاد خسارت مشخص شود، مجلس فقط برای یک سد 4هزار میلیاردتومان بودجه اختصاص ندهد!
ج: بله، باید بررسی و نسبت آن مشخص شود. الان خشکسالی و تغییر اقلیم تأثیر زیادی روی استان داشته است. اگر این مسأله نبود قطعاً نقش سدسازی ها ملموس تر بود. سدهای زیادی روی کارون، مارون، دز، کرخه و... ساخته شده است. سدهایی که در یک جاهایی ارزیابی زیست محیطی نداشته و در آنجاهایی که داشته، رعایت نکرده اند. دولت نیامده اثرات کلان این همه مداخله را در طبیعت ببیند. حقابه تالاب هایی چون هورالعظیم و شادگان داده نشده است. البته خشکسالی 50 درصد و کاهش باران، بدون شک روی همه دلایل غلبه دارد. اما این به معنای نادیده گرفتن سهم سدسازی و انتقال آب در وضعیت امروز خوزستان نیست. ولی همان طور که شما می گویید باید سهم خسارت هر طرح در خشکسالی ها مشخص شود تا در سیاست های پیش رو به کار برده شود. برای همین در مصوبه جدید دولت برداشتن تمام موانع برای ورود آب به تالاب هورالعظیم را تکلیف کردیم که وزارت نفت انجام بدهد.
وزارت نفت متأسفانه در دوره گذشته بر خلاف نظر سازمان حفاظت محیط زیست، داخل تالاب را سد بندی کرد. تصرفات عظیمی در هورالعظیم انجام داد درحالی که اجازه نداشت این کار را انجام بدهد. پیمانکار چینی تخلفات گسترده انجام داده است. برای همین نخستین کاری که در دوره جدید کردیم این بود که رسماً به وزارت نفت اعلام کردیم که یکی از مهم ترین دایک ها روی هورالعظیم باز شود. با پیگیری ها و استمرار تذکرات بالاخره یکی ازمسیرها باز شد. آقای دکتر هاشمی که چند هفته پیش برای ریزگردها به خوزستان رفته بودند از تالاب بازدید کردند و به من گزارش دادند که هنوز آب در هورالعظیم جاری است.
س: همچنان بحث رفتن دکتر هاشمی وزیر بهداشت در روزهای ابتدایی بحران گرد و غبار و نرفتن شما از موضوعات پر بحث در ماجرای ریزگردهاست!
ج: بله خیلی ها می پرسند که چرا نیامده اید؟ شاید من هم دلم می خواست بروم. ولی وقتی دکتر هاشمی داوطلب شدند، من می آمدم که چه کار کنم؟! ایشان رفته بودند تا مراکز درمانی و تجهیزات و کمبود آنها را با توجه به وضعیت انسانی ماجرا و حیطه وظیفه خودشان حل کنند. من اگر می آمدم چه می توانستم بکنم. مسئولان استانی اول می پرسیدند چه برنامه ای داری؟ می گفتم هیچی. می گفتند چه بودجه ای برای من آورده ای؟ می گفتم هیچی. می آمدم، فقط افسوس می خوردم!وظیفه یک مسئول که افسوس خوردن نیست. باید برود برنامه تنظیم کند، ابعاد موضوع را مشخص کند. بویژه در موضوع ریزگرد ها که کار یک سازمان به تنهایی نیست. یک بخش کار برای تأمین حقابه، به وزارت نیرو برمی گردد. وزارت جهادکشاورزی برای اصلاح الگوی کشت باید کشاورزان را ترغیب کند. سازمان جنگل ها در بیابان زدایی متولی اصلی ماجراست. سازمان هواشناسی، وزارت کشور و سازمان مدیریت بحران هم وظایف جداگانه ای دارند. من باید زمانی به آنجا می رفتم که پاسخگوی همه ماجرا می بودم.
س: باز هم برویم سراغ اعتبارهایی که در مجلس تصویب می شود یا نمی شود! سازمان جنگل ها بارها اعلام کرده است که بیشتر اعتباری را که مجلس تصویب می کند برای درمان زخم هایی هزینه می کند که سدسازی ها وانتقال آب ایجاد می کند. از سوی دیگر ما علاوه بر تجربه تلخ سد گتوند، سد سیوند را پیش رو داریم که با هزینه سنگین ساخته شد ودر میان اعتراض های بسیار آبگیری شد ولی امروز با گذشت 7 سال از آبگیری آن، حتی یک قطره آب پشت آن نیست! سدی که بخشی از استان زیبای فارس را خشک کردبا وجود این همانطور که خودتان می گویید مجلس 4هزار میلیارد تومان اعتبار را برای سد سازی اختصاص می دهد!
ج: تازه این اعتبار فقط برای یک سد است.
س: چرا ما یک گزارش مشخص از هر استان درباره سدسازی ها و خسارات و سودآوری های آن نداریم؟
ج: این وضعیت بیش از هرچیزی معلول فرار از قانون است. ما در برنامه سوم توسعه شروع کردیم به اجرای قانون ارزیابی زیست محیطی. آن زمان هنوز دانشگاه ها نمی دانستند که ارزیابی زیست محیطی چیست. کار خیلی علمی و فنی بود. حوالی سال 78تا79 ظرفیت سازی ها شروع شد و سازمان خیلی جدی به آن پرداخت. ارزیابی زیست محیطی را جا انداختیم. اواخر سال 82-81 تمام سدها مشمول ارزیابی زیست محیطی شدند. اما دوباره همه رها شدند. متأسفانه در دوره قبل همه چیز رها شد. الان در حوزه دریاچه ارومیه 90 سد داریم که فقط 34 سد آن مطالعات ارزیابی دارد. از آن 34 سد، ارزیابی 24 تای آن رد شده است. در ماجرای دریاچه ارومیه فرار از قانون اتفاق افتاد. لابی های محلی و فشار شرکت های مشاوره ای که اعتبار مالی زیادی به دست می آورند باعث شد تا این طرح ها اجرایی شود. در طرح های سدسازی پول و منفعت مالی وجود دارد. با افتخار می گویند که در فلان شهر سد افتتاح کردیم ولی آیا نتایج و پیامدهای آن را هم بررسی و پیش بینی می کنند؟
س : چرا مجلس که روی یک مبلغ 60میلیاردتومانی برای مقابله با ریزگردها حساسیت به خرج می د هد روی یک اعتبار چند هزار میلیاردتومانی برای سد سازی که تجربه های ناموفق زیادی در آن داشته ایم حساسیت نشان نمی دهد؟
ج: سؤال خیلی خوبی است. یک دلیل این است که نمایندگان تحت فشارهای محلی می خواهند پاسخگوی یک سری مطالبات محلی بشوند. سدسازی در یک سری شهرستان های کوچک متأسفانه تبدیل به یک اعتبار شده؛ افتخار می کنند بگویند شهرستان ما سد دارد. بنابراین هرشهری به دنبال داشتن یک سد است یا می خواهد فرودگاه داشته باشد. اینها ممکن است شاخص پیشرفت تلقی شود ولی شاخص توسعه نیست. ما باید توسعه را پایدار ارزیابی کنیم و توسعه پایدار هم این است که آب سالم در چرخه هیدرولوژیک طبیعت در رودخانه و زیر زمین بچرخد، تالاب را سیراب کند ودر اختیار کشاورزی، صنعت ومصرف شرب قرار بگیرد. این تفکرکه ما با ایجاد سد می توانیم آب زیادی در اختیار کشاورز قرار بدهیم، نشانه توسعه نیست. الان در موضوع محیط زیست می طلبد که تفکر ملی در مجلس صورت بگیرد. ما تلاش کردیم، جلسات متعدد گذاشته ایم و گفته ایم که الان مسأله محیط زیست، ملی است ونیازها و ضرورت های ملی باید جای مطالبات استانی را بگیرد.
س: ما دو استان زیبا داریم که نگین گردشگری کشور هستند، اصفهان و فارس. بیشترین انتقال آب را در طول دهه های گذشته هم به یزد و اصفهان داشته ایم. اما امروز که با شما گفت و گو می کنیم، نه تنها انتقال آب، اصفهان و یزد را آباد نکرده است که بخشی از استان فارس آسیب جدی دیده است. درست زمانی که در آمد نفتی ما کاهش یافته و صنعت گردشگری می خواهد بخشی از آن را احیا کند، آیا زمان آن نرسیده که بر اعتباربخشی های زیانبار پایانی بنویسیم ؟
اشاره درستی است. الان ما 120میلیارد مترمکعب بیلان منفی آب داریم. 80 میلیارد مترمکعب آن در 10 سال گذشته اتفاق افتاده است. 80 میلیارد متر مکعب برداشت بی رویه از سفره های آبی ایران . چون روی رودخانه ها سد زده ایم، آب جریان طبیعی خود را از دست داده، بنابراین چاه زده ایم و برداشت کرده ایم. فقط برداشت بدون اینکه سفره ها تقویت شود. عمده برداشت آب ما در کشاورزی است آن هم با راندمان پایین، تحت این عنوان که ما می خواهیم مثلاً در گندم به خودکفایی برسیم. چرا ما باید در کشوری که این همه تنش آبی داریم به خودکفایی در گندم برسیم. نماینده محترم ولی فقیه در فارس به من گفتند: «چرا باید فارس تولید کننده اول گندم ایران باشد؟»
س: چرا باید در دو استان کویری برنج بکاریم؟
ج: در شرایطی که در فارس باید 350متر زیر زمین برویم وآب بیاوریم. این آمار نماینده محترم ولی فقیه در استان است. تولید گندم به چه قیمتی؟ چقدر این گندم برای ما هزینه دارد؟ چه اصراری داریم که بگوییم ما داریم به خودکفایی می رسیم. الان باید فکر کنیم آب محدود داریم و باید آن را به صورت کارشناسی مدیریت کنیم. نوع انتخاب محصول، نوع کشت والگوی صحیح آبیاری اینها اصولی است که اگر به آن توجه نکنیم همانی که شما اشاره کردید می شود. یعنی فرایند خشکی بسرعت دارد نقاط مختلف کشور ما را می گیرد.
س: در برنامه روز جهانی تالاب ها از رسانه ها و خبرنگاران افغان دعوت کردید. این حضور و ارتباط چقدر می تواند مردم دوطرف مرز را به همدلی برای نجات هامون برساند؟
ج: این کار ها فعالیت های دیپلماتیک است اما حتماً مؤثر واقع می شوند. یک سوم تالاب در افغانستان است و دو سوم آن در ایران. بنابراین باید با همدیگر آن را مدیریت کنیم. از سازمان ملل کمک بگیریم. هامون منشأ زندگی است. هم برای کشاورزی، هم دامداری و حصیربافی. ما با مردم افغانستان حتماً کار خواهیم کرد و برنامه های خوبی داریم.
س: شما در جوامع بین المللی فرد شناخته شده ای هستید. فکر می کنید چقدر با این اعتبار و احترام جهانی می توانید برای احیای محیط زیست کشور اعتبار مالی و کارشناسی بگیرید؟
ج:گام های خوبی برداشته ایم. کارهای خوبی هم انجام گرفته است. سازمان ملل ابراز علاقه کرده، سفیر آلمان همراه ما هستند. کشورهای اروپایی هم ابراز علاقه کردند که همکاری داشته باشند. بنابراین روی هامون یک استراتژی جدی داریم. ولی شما ببینید تعدد موضوع بسیار است؛ هامون، بختگان، پریشان و... همچنین ما برای پریشان برنامه ویژه ای داریم. همین سازمان های مردم نهادی که برخی از مجلسی ها نسبت به آنها نامهربان اند فعالیت های خوبی در کازرون برای نجات پریشان انجام داده اند. کار گسترده است ان شاءالله که مجلس هم از دولت حمایت می کند تا بتوان مشکلات را یکی پس از دیگری حل کرد.
ما امروزه در دنیایی زندگی می کنیم که تمام ابعاد آن فرسنگها فرسنگ با زمان پدربزرگ و مادربزگهایمان فاصله دارد دنیای آنها ساده بود و مختصر، اما امروزه با پیشرفتی که در تمام ابعاد زندگی حاصل شده آنان را کمی با مشکل مواجه کرده است چرا که آنها گاه در برابر تغییرات روزافزون زندگی ماشینی، دچار سردرگمی و ناباوری می شوند و بهت زده احساس خوبی از خود ندارند.
سالمندان را در جامعه امروزی دریابیم
از آنجا که تکنولوژی هر روز دریچه تازه ای از خود رونمایی می کند و ما نیز بیشتر از پیش، این عزیزان را به فراموشی می سپاریم آنها بیشتر احساس تنهایی و فراموش شدگی می کنند.
در بسیاری از کشورهای دنیا به دلیل اهمیت به این قشر، جمعیت سالمندی خود را فراموش نکردهاند و حتی برای اینکه آنان بتوانند با زندگی های امروزی خود را اخت کنند و از تمام تواناییهای این دوره بهره ببرند و در اجتماع حضور فعال داشته و احساس رضایتمندی از زندگی داشته باشند برنامهریزیهای ویژهای انجام شده است.
اما در کشور ما در ایستگاههای اتوبوس یا روی صندلی های پارکها صفی از موسفیدانی را می بینی که گاها روزنامه بدست یا عصا بدست نشسته و با همنوعان خود درد دل می کنند و از جفای روزگار می نالند.
گلایه ها از عدم توجه جامعه به سالمندان
اگر گوشی شنوا وجود داشته باشد تمام گلایه های آنان را در عدم توجه خلاصه می کند چرا که آنان گاه از بی اعتنایی فرزندان شان می نالند و عده ای نیز از عدم توجه و احترام در جامعه گلایه مندند و می گویند در ایستگاههای تاکسی و حتی اتوبوس شأن ما حفظ نمی شود و مجبوریم در مسیر های طولانی که با هر حرکت و ترمز اتوبوس به در و دیوار برخورد می کنیم سر پا بایستیم و گاها بدلیل کندی در پیاده و سوار شدن، تاکسی ها از سوار کردن ما خودداری می کنند.
یا موقع رجوع به ادارات کارمندان جوان که زمانی ما روی صندلی آنها نشسته بودیم ما را تحویل نمی گیرند و با ما برخورد تندی دارند و گاها در نوبت نانوایی یا داروخانه که نمی توانیم زیاد سرپا بایستیم، ما را تحویل نمی گیرند و مجبویم ساعتها در نوبت بایستیم.
جامعه نیز ما را فراموش کرده
گاها آنان از عدم وجود مکانهایی در اجتماع متناسب با خودشان گلایه مندند و می گویند در این سن و سال تحمل ماندن در خانه را نداریم و در جامعه و محیط شهر متاسفانه امکانات مناسب برای استفاده افراد سالمندی همچون ما وجود ندارد و عمده فعالیت سازمانها و شهرداری گاها روی برنامههایی با محوریت جوانان یا خانوادهها و بانوان متمرکز شده و گویی ضرورت در نظر گرفتن برنامه ها برای ما نادیده گرفته شده است و برای همین است که ما خود را نسل فراموش شده و یا نسل سوخته می نامیم.
هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند
همه باید بر این موضوع واقف باشند که سالمندی جزء جدایی ناپذیر زندگی همه است و ما نیز روزی پیر خواهیم شد پس بهتر است طبق این حدیث که هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند این قشر را دریابیم.
هرچند ما براساس عرف و ارزشهای اسلامی همواره با تکیه بر این ضرب المثل از این وظیفه شانه خالی کرده و با گفتن این جمله که «پسر عصای دست پدر است» مسئولیت را از خود سلب کرده ایم فارغ از اینکه گاها حتی برخی از پسران خود را نیز فراموش کرده اند چه رسد به پدرانشان!
بر همین اساس بر تمام مردم و سازمانهای مسئول واجب است تا سالمندان را در جامعه دریابند و امکانات راحتی و رضایت خاطر آنان را در جامعه جلب کنند و از یاد نبرند که دیر یا زود آنان نیز پیر خواهند شد و بر اساس تاریخ و گفتمان غالب تحت تأثیر پدیدههای زندگی مدرن قرار خواهند گرفت.
امروز زمان آن فرارسیده که مسئولان سازمانهای متولی سالمندان، نگاه جدیتری به این قشر و دغدغههای آنها در دوره سالمندی داشته باشند تا لااقل قدری از بیتوجهی ها را با برنامهریزی های مدون جبران کرده و برای رفاه حال سالمندان درصدی از خدمات خود را به آنان اختصاص دهند.
دستمزد یک عمر کار و تلاش!
باید در نظر داشته باشیم که در جامعه به سالمندان به عنوان ذخیرههای ارزشمند علمی نگاه کنیم و از تجربیات آنان استفاده کنیم اما متأسفانه چنین چیزی در کشور ما کمتر اتفاق می افتد و سالمندان ما امروز در گوشهی انزوا و تنهایی و شاید هم در سرای سالمندان افتاده و از پنجره اتاقشان به در خروجی چشم دوخته اند که شاید کسی برای دیدارشان بیاید.
با وجود این بارها شنیدهایم، آنان که روزی برای خود شأن و شوکت و برو بیایی داشتند در دیار غربت و خانه سالمندان سر به بالین خاک نهاده و دنیا را وداع نموده اند درحالی که هیچ کس سراغی از آنان نگرفت و از آنان دلجویی نکرد.
اینست حاصل عمری دوندگی برای به ثمر نشاندن فرزند؟
حال این وضعیت گاها بهترین سرنوشت برای برخی سالمندان جامعه ماست آنهائی که در فراز و نشیب زندگی از هیچ کوششی جهت به ثمر نشاندن فرزندانشان دریغ نکردند امروز فرزندانشان از نگهداری آنان شانه خالی کرده و والدینشان را پس از یکماه نگهداری به خانه دیگری می فرستند و مانند توپ فوتبال این بزرگان را بین خانه های خود پاس می کنند و خون به دل والدینشان می کنند.
این گفته مادرم همیشه در گوشم زمزمه می کند که والدین فرزندانشان را هر چند تا هم که باشند روی چشمانشان بزرگ می کنند و به عرصه می رسانند اما چند فرزند توان نگهداری و مراقبت از والدین خود را ندارند! و به یاد داستانی می افتم که روزی پسری پدر پیرش را در طبقی روی سر میگذارد تا او را در بیابان رها کند نوه آن پیرمرد به پدرش می گوید:یادت باشد طبق را بازگردان تا وقتی خواستم ترا در زمان پیریت در بیابان رها کنم بدنبال طبق نگردم!
سرای سالمندان مکانی که پر است از پدر و مادرانی که سردی و گرمی روزگار را با گوشت و استخوانشان لمس کرده اند، والدینی که سختی این چرخ کج مدار را به جان و دل خریدند مبادا که عزیزان دلبندشان دچار کوچکترین گزندی شوند.
در چهره هر کدام از سالمندان غمی به اندازه تمام مرارتهایشان به چشم میخورد و گاها برخی ها برای خود آرزوی مرگ می کنند تا از دست این نامرادیها که به آنها شده رهائی یابند.
امید است با ایجاد بسترهای مدرن برای نگهداری از سالمندان و رسیدگی به وضع آنان از آسیبهای احتمالی این نسل ارزشمند جلوگیری نماییم تا جوانان بیشتر از تجربیاتشان استفاده کنند و مسئولین نیز در مدیریت شهری گوشه چشمی به این نسل ارزشمند داشته باشند.
به راستی در قاچاق کالا و ارز این داد و ستد غیرقانونی چه سودهای نهفته است که عده ای سودجو و فرصت طلب اقتصادی را به سوی خود می کشاند.
برخی از صاحب نظران سودآوری بالا از قاچاق کالا و ارز را ناشی از تفاوت قیمت در بازارهای داخلی و کشورهای همجوار می دانند و معتقدند دلیل گرایش برخی از افراد به قاچاق هم همین سودآوری است که آنها را بدون توجه به جرائم و مجازات های سنگین به سمت جابجایی و خرید و فروش انواع کالاهای قاچاق نظیر مواد نفتی، غذایی، نان، آرد، گندم، چوب، مواد مخدر پرندگان و حتی حیوانات و جانوران وحشی می کشاند.
پدیده مخرب قاچاق کالا و ارز علاوه بر آثار سو اقتصادی که برای کشور به دنبال دارد به عنوان یک چالش جدی اجتماعی نیز حائز اهمیت است.
قاچاق کالا موجب رکود بازار تولیدات داخلی، تعطیلی واحدهای تولیدی و صنعتی و روند رو به رشد بیکاری می شود.
براساس آخرین آمارهای رسمی وزارت کشور و اعلام شده توسط ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، کشورمان سالیانه با حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار کالای قاچاق روبرو است و حدود ۱۸ میلیارد دلار از این میزان کالا و ارز ورودی و ۸ میلیارد دلار کالا و ارز خروج است.
نکته حائز اهمیت در این مطلب این است که رقم مذکور حدود نیمی از ارزش کالاهایی است که به طور متوسط به صورت رسمی وارد کشور می شود و کمی کمتر از بودجه عمرانی کشور است اما این میزان با وجود اعمال سیاستها و تدوین برنامه های مختلف برای مبارزه با قاچاق کالا و ارز رو به گسترش است.
برخی اقتصاددانان، نرخ بالای تورم و بیکاری را از مهمترین عوامل اصلی رشد قاچاق در کشور می دانند، آنها ممنوعیت ورود قانونی بسیاری از کالاها به کشور را عامل مهم دیگر ذکر می کنند تاکید دارند حجم زیادی از این کالاها را محصولاتی تشکیل می دهد که نمی توان آنها را در ایران تولید یا خریداری کرد
افزایش ۵ برابری پروندههای وارده قاچاق کالا و ارز در آذربایجان غربی
مدیرکل تعزیرات حکومتی آذربایجانغربی نیز در این باره می گوید: امسال شاهد افزایش ۵ برابری پروندههای وارده قاچاق کالا و ارز در مقایسه با سال گذشته در استان بودیم.
محمد اقوامی با اشاه به آمار 11 ماهه این اداره کل می افزاید: امسال در مجموع در سه بخش کالا، خدمات و بهداشت درمان و قاچاق کالا و ارز، تعداد 19 هزار و 880 فقره پرونده به تعزیرات حکومتی استان وارد شد که به تعداد 19 هزار و 835 فقره پرونده رسیدگی شد.
مدیرکل تعزیرات حکومتی آذربایجانغربی تصریح می کند: از این تعداد پروندهها تعداد 14 هزار و 803 فقره مربوط به بخش کالا و خدمات و تعداد 3 هزار و 797 فقره مربوط به بخش قاچاق کالا و ارز و علاوه بر آن تعداد یک هزار و 280 فقره مربوط به پروندههای بهداشت و درمان است.
وی می گوید: شعب رسیدگی به جرائم قاچاق کالا و ارز استان از 3 هزار و 797 فقره پرونده وارده در بخش قاچاق کالا و ارز به 3 هزار و 764 فقره رسیدگی و متهمان را علاوه بر ضبط کالا، به پرداخت 896 میلیارد و 212 میلیون و 81 هزار و 604 ریال جزای نقدی محکوم کردند.
مدیرکل تعزیرات حکومتی آذربایجانغربی تصریح می کند: در بخش کالا و خدمات نیز از 14 هزار و 803 فقره پرونده، به 14 هزار و 791 فقره رسیدگی و متخلفان به پرداخت 268 میلیارد و 569 میلیون و 75 هزار و 285 ریال جزای نقدی محکوم شدند
در راستای کاهش قاچاق گامهای اساسی برداشته شود
فرماندار ارومیه نیز معتقد است: باید اقدامات لازم در راستای رفع معضل قاچاق که گریبانگیر جامعه بوده گامهای لازم برداشته شود.
حسن خانی تصریح می کند: مصوباتی در راستای مبارزه با پدیده قاچاق وجود دارد ولی بدون حضور مردم مبارزه با معضل قاچاق چندان کارساز نیست که باید در این راستا از نقطه نظرات مردم که با این پدیده مواجه بوده بهرهگیری شود.
وی می افزاید: باید مشکلات پیشرو در شهرستان ارومیه در رابطه با پدیده قاچاق شناسایی و برنامهریزیهای لازم در راستای رفع آن انجام شود و این موضوع باید توسط کارشناسان و صاحب نظران مورد بررسی قرار گیرد.
به گفته فرماندار ارومیه مجموعه مردم و ارکان حاکمیت اعم از دولت، قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی باید تدابیری اندیشیده شود که در راستای کاهش قاچاق گامهای اساسی برداشته شود
کشف 12 میلیارد ریال کالای قاچاق در آذربایجان غربی
در همین زمینه سرهنگ رسول النقی پور رئیس پلیس آگاهی نیروی انتظامی آذربایجان غربی نیز می گوید: ارزش ریالی کالاهای قاچاق نیز 490 درصد افزایش یافته است که نشان از قیمت های بالا کالاهای قاچاق دارد.
به گفته وی 43 هزار مترمربع پارچه خارجی، 320 هزار ثوپ البسه و روسری، 219 هزار عدد لوازم آرایشی، یک میلیون و 380 هزار پاکت سیگار خارجی و شش هزار و 215 دستگاه گوشی موبایل امسال از قاچاقچیان در استان کشف و ضبط شده است.
سرهنگ النقی پور ارزش ریالی کالاهای قاچاق کشف شده را 12 میلیارد و 700 میلیون ریال ذکر می کند و می افزاید: در این رابطه 37 باند کالای قاچاق در این استان شناسایی و متلاشی شده است.
وی می گوید: 125 فقره انواع جاسازی و 244 فقره انبار دپو شده نیز در سطح استان کشف و 144 نفر در این رابطه نیز دستگیر شده اند.
\
برنامه چهارشنبه شب آنسوی ورزش به بررسی ورزش استان در هفته ای که گذشت پرداخت و تصاویر مسابقات ورزشی برگزار شده در این هفته را بر روی آنتن برد.
در این برنامه احد یوسفی مدیرعامل باشگاه شهرداری ارومیه بعنوان مهمان حضور داشت و به سوالات فرامرز مبارز تهیه کننده این برنامه پاسخ داد.
همچنین در اواسط برنامه امیر خوش خبر سرپرست تیم ملی والیبال بر روی خط آمد و گفت: برد تیم شهرداری ارومیه را به مردم ارومیه تبریک می گویم و از این که میزبانی شایسته ای از سرمربی تیم ملی ایران انجام دادند تشکر می کنم.
بعد از صحبت های خوش خبر، مبارز پس از یک هفته سرپرست تیم ملی را که شاید کمترین نقش را در نیامدن کواچ به آنسوی ورزش داشت استیضاح کرد و سوال تکراری رسانه ها از جمله اروم نیــــوز را از وی پرسید و گفت: آقای خوش خبر انتظار داشتیم کواچ به برنامه ما بیاید چرا که وی از ارومیه به والیبال ایران معرفی شد. امیر خوش خبر نیز در پاسخ به وی گفت: بله کاملا حق با شماست و حتی اسلوبودان کواچ ارومیه را شهر دوم خود می داند و الحق که این شهر شایسته عنوان شهر عشاق والیبال دنیاست.
بعد از صحبت های خوش خبر یوسفی به ارائه اطلاعات درباره تیم شهرداری ارومیه پرداخت و خبر از ثبت شرکتی باشگاه شهرداری داد و افزود: بعد از 4 سال فعالیت حرفه ای، به لطف مساعدت های شهردار باشگاه را ثبت شرکتی می کنیم تا بصورت حرفه ای و در قالبی جدید ارائه خدمت کنیم.
وی درخلال صحبت هایش نیز از هواداران ارومیه تمجید کرد و گفت: هواداران والیبال ارومیه واقعا امسال سنگ تمام گذاشتند و در تمامی قضایا و جریانات اخیر یار و یاور باشگاه بودند که جا دارد از آنها تشکر و قدردانی کنم.
در ادامه این برنامه، تصاویری از مسابقات بین المللی کیک بوکسینگ ستارگان جهان که روز جمعه در ارومیه برگزار شد پخش شد و در حاشیه آن مصاحبه ای که از استاندار ضبط شده بود روی آنتن رفت.
سعادت درباره میزبانی ارومیه برای مسابقات بین المللی گفت: از وقتی که استانداری را تحویل گرفتم به مسئولان تربیت بدنی!!! استان اطمینان خاطر دادم که میزبانی رقابت های بین المللی را برعهده بگیرند و نگران چیزی نباشند.
گزارشگر برنامه آنسوی ورزش در ادامه از سعادت درباره اتمام ورزشگاه 15هزارنفری ارومیه و تیم فوتبال شهرداری پرسید که اینگونه پاسخ شنید: بله امسال کاملا از تیم شهرداری ارومیه حمایت کردیم و این حمایت و پشتیبانی نیز ادامه خواهد داشت و استادیوم شهید باکری نیاز به اعتباراتی دارد ولی قول میدهم سال 94 ورزشگاه 15000نفری ارومیه افتتاح شود.
بعد از سعادت، نوبت به کیومرث پورایراندوست رسید و معاون ورزشی اداره کل ورزش و جوانان آذربایجان غربی گفت: بیست و سومین دوره مسابقات بین المللی شطرنج جام فجر با حضور بزرگان شطرنج ایران و 8 کشورخارجی به مدت 6 روز در ارومیه برگزار شد و توانستیم میزبانی شایسته ای از این عزیزان به عمل آوریم.
وی گفت: درصورت موافقت فدراسیون شطرنج قرار است پس از رقابت های شطرنج جام سرداران شهید آذربایجان، رقابت های قهرمانی آسیا در اواخر تیرماه به میزبانی ارومیه برگزار شود.
پخش مصاحبه های سرمربیان تیم های فوتبال شهرداری ارومیه و نفت امیدیه و پخش تصاویری از رقابت های فوتسال جام فجر کارکنان صداوسیما پایان بخش برنامه دیشب بود.
برخورداری از امکانات برابر با هر سطحی از توانایی جسمی، حق مسلم همه شهروندان است که بتوانند با هر شرایط جسمانی در فضایی ایمن و برخوردار از امکانات به زیستن ادامه دهند.
براساس قانون نیز یکی از اولویتهای شهرسازی، مناسبسازی مبلمان شهری، تجهیز ناوگان حمل و نقل عمومی به تجهیزاتی برای بهره مندی معلولان جسمی، حرکتی و سالمندان و رفع هر گونه مانع در معابر شهری، پارک ها و فضاهای فرهنگی است .
اما با این وجود متاسفانه معلولان، سالمندان و جانبازان آذربایجان غربی گروهی هستند که برای حضور در شهر و استفاده از خدمات و امکانات عمومی با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم میکنند.
در حالی که بر اساس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان که در قالب ۱۶ ماده قانونی در سال ۱۳۸۳ تدوین و تا نیمه اول سال ۱۳۸۴ به تمامی دستگاههای دولتی و خصوصی ارایه شده است ، همه دستگاه های دولتی را موظف ساخته تا به مناسب سازی ادارت و ارگانها برای معلولان اقدام نمایند.
که متاسفانه این قانون در آذربایجان غربی به فراموشی سپرده شده و اکنون در حالی که ساخت و سازها در حال افزایش است شاهد این هستیم که مناسبسازی در اغلب مکانها صورت نمی گیرد و یا اصلاً مناسبسازی وجود ندارد.
«حسین محمدی» از حافظان برتر آذربایجان غربی که به عنوان یکی از نمایندگان استان در سی و هفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم در تبریز شرکت کرده، دقایقی قبل در بخش حفظ 20 جزء نخست قرآن شرکت و به سوالات استاد «بحرالعلوم» پاسخ گفت.
یادآور می شود یکی دیگر از نمایندگان استان در بخش ترتیل رقابت ها نیز در نوبت عصر به قرائت خواهد پرداخت.
یادآور می شود، سی و هفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم 6 الی 11 اسفند ماه در دو بخش بانوان و آقایان در تبریز برگزار می شود که مسابقات آقایان در مصلی اعظم تبریز و مسابقات بانوان در مجتمع فرهنگی پتروشیمی تبریز هم اکنون در حال برگزاری است.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی آذربایجان غربی گفت: از
یک قاچاقچی زن در ارومیه سه کیلو و چهارصد گرم هروئین کشف و ضبط شد.
سرهنگ اکبری امروز افزود : پس از گزارش مردمی و اعلام تحقیق و بررسی، از فردی سه کیلو و چهارصد گرم هروئین کشف و ضبط شد.
وی افزود: این قاچاقچی زن قصد داشت با همکاری خواهرزادهاش این مقدار از
مواد مخدر را باخودروی شخصی به یکی از استانهای مرکزی انتقال دهد.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر فرماندهی نیروی انتظامی آذربایجان غربی گفت:
در این عملیات سه نفردستگیر شدند و پس از تکمیل پرونده به دادگاه قضایی
جهت رسیدگی و صدور حکم فرستاده شدند.
به گزارش پایگاه خبری پلیس، رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی گفت: در پی شکایتی مبنی بر اینکه فردی با معرفی خود به عنوان نماینده یکی از نهادهای دولتی با دایر نمودن دفتر اقدام به ثبت نام تعدادی از شهروندان جهت واگذاری زمین نموده و از آنان مبلغی اخذ و ضمن اینکه هیچگونه زمینی را تحویل نداده متواری شده رسیدگی به موضوع در دستور کار ماموران این پلیس قرار گرفت.
سرهنگ “النقی پور” افزود: با انجام یکسری کارهای اطلاعاتی و پلیسی نهایتا فردی در این راستا شناسایی و پس از دستگیری به مقر پلیس منتقل شد.
وی ادامه داد: متهم در بازجویی های پلیسی به بزه انتسابی معترف و اذعان داشت با این روش تاکنون مبلغ ۷۰۰ میلیون ریال از شکات اخذ نموده است.
رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی در پایان خاطرنشان ساخت: متهم دستگیر شده پس از تشکیل پرونده مقدماتی جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضائی شد.
وی گفت: در فرآیند اجرا قید شده که از محل این جابجایی منابعی برای نوسازی و بهسازی پادگانهای موجود ارتش تعریف شود که در این راستا بعضی از شهرها اقدام به فروش پادگان کردند که در شهری مثل بیرجند این اتفاق افتاد ولی به سبب نبود منابع مالی کافی این روش مورد استقبال در دیگر شهرها قرار نگرفت.
معاون عمرانی استاندار آذربایجانغربی تصریح کرد: در نهایت به این نتیجه رسیدند که از طریق قانون ماده ۱۰۰ شهرداری سهمها را ۴۷ به ۵۳ تفکیک کنند که در شهر ارومیه نیز این روش پیگیری میشود به طوری که در کمیسیون ماده ۵ نقشهای با مشاوره و نظر کارشناسی مصوب شد ولی با انتقاد بسیاری از شهروندان مواجه گشت.
بهادری گفت: در نقشه طرح شده ۱۵ هزار نفر بارگزاری جمعیتی در این محله و حومه آن انجام گرفته یعنی عمده تمرکز بر روی کاربریهای مسکونی بوده است و ۱۵ هزار بارگزاری جمعیت در مساحت ۷۴ هکتاری تراکم منطقه را به ۶۸۰ نفر در هکتار میرساند و با تراک خالص شهر ارومیه فاصله بسیار دارد.
وی اظهار داشت: با تشکیل اتاق فکری به این جمعبندی رسیدیم که این طرح نیاز به بازنگری دارد و مقرر شد طرح جدیدی با رعایت منافع ارتش انجام شود، نگاه طرح قبلی بر جدارهسازی مشابه خیابان امام بود ولی در طرح جدید نگاه این است که حداقل ۲۰ هکتار از این محله به فضای سبز و میدان شهری تبدیل شود.
معاون امور عمرانی استاندار آذربایجانغربی با بیان اینکه شهرداری نیز به دنبال نفع خود نیست و درصدد است سرانههای خدماتی شهر ارومیه را افغزایش دهد گفت: در جلسهای با فرمانده شمالغرب نیروهای زمینی ارتش مقرر شد این موضوع با کارشناسان کشوری مطرح و توافقهایی در این زمینه اتخاذ شود که این کار نیز انجام گرفت وامیدواریم ارتش نیز به طرح جدید عنایت داشته باشند تا فضای متمرکز سبز شهری و پارکموزهها و پارک صنایع دستی که در طرح جدید آمده است اجرایی شود.
شهرداری ارومیه