این روش در نهایی کردن فروش اقلام اضافه از قبیل ویژگی های اضافی
یا ضمانت های تمدید ، کاربرد زیادی دارد . امروزه در فروش موبایل و لوازم
جانبی هم استفاده می شود . همچنین برای بالا بردن خریداران به رأس فهرست
قیمت ، بسیار مهم است .گاهی اوقات در فرآیند فروش در ذهن
مشتری مقاومت روانی ایجاد می شود ، همچنان که خریدار به نقطه اتخاذ تصمیم
نزدیک می شود ، در برابر خرج کردن پول مقاومت پیدا می کند . شاید احساس
گناه می کند ، شاید نگران اشتباه بودن کار است یا اینکه فکر می کند ممکن
است بهترین خرید نباشد .
دلیل این رخداد هرچه باشد ، مشتری تا لحظه
تصمیم گیری در تنش است ، اما به محض اینکه برای خرید تصمیم می گیرد ، یک
تغییر فوق العاده ای در ذهن او بوجود می آید . پس از تصمیم گیری برای خرید ،
ذهن مشتری هرکاری بتواند انجام می دهد تا تصمیم گرفته شده را تقویت کند .
این درست لحظه ای است که شما می توانید از آن برای ترغیب مشتری برای خرید
تجهیزات استفاده کنید یا او را به سمت محصول گران تر سوق دهید .
فروشندگان
به این موضوع آگاهی کامل دارند . آنها می دانند با نهایی کردن نظر خریدار
برای خرید هر مدل و سال ساخت خودرو ، حتی خودرو بدون تجهیزات-میتوانند او
را به اتاق قرارداد ببرند و سپس تمام تجهیزات نصب شدنی کوچک را به آن
بیافزایند که همین امر باعث سوددهی فروش خودرو است . بنابر این ، یکی از
قوانین نهایی کردن با استفاده از فنون مذاکره این است که شما مجبور نیستید ،
از همان ابتدا همه چیز را نهایی کنید . به محض اینکه به توافق می رسید ،
خریدار دیگر مقابل شما نیست ، بلکه در کنار شماست، اکنون شما می توانید
دوباره سعی کنید و تمام تجهیزات اضافی سود آور را به قرارداد بیافزایید .
وینس
لومباردی همیشه از تلاش مجدد صحبت می کند . او می گوید : " در ورزش تفاوت
بین بازیکنان خوب و بازیکنان عالی این است که بازیکنان عالی تلاش مجدد می
کنند . زمانی که همه فکر می کنند بازی از دست رفته است ، آنها هنوز به تلاش
خود ادامه می دهند . زمانی که گفته می شود ادامه ندهید به اندازه کافی
تلاش کردید ، یک تلاش دیگر بکنید .نهایی کردن با عبارت "مشروط بر اینکه"
این
روش بهترین راه تعامل با با خریدارانی است که به علت اندازه بزرگ خرید ،
دچار هراس شده اند . گاهی عظمت تصمیم گیری ، مشتریان را از ادامه کار باز
می دارد ، اما با مشروط کردن امر فروش به پذیرفتن امر دیگری ، به نظر می
رسد که شما تصمیم بزرگی را به تصمیم کوچکتر تبدیل می کنید .
به عنوان
مثال ، نماینده بیمه عمر می فهمد که خریدار او با پذیرش پیشنهاد مشکل دارد و
به او چنین می گوید : صادقانه بگویم ، نمی دانم که آیا می توانم بیمه ای
به این حد برای شخصی به سن شما بگیرم یا نه ؟ این امر مشروط به پذیرفته شدن
شما در آزمایش ها است . پس ، چرا فقط ننویسیم مشروط به پذیرفته شدن شما در
آزمایش های جسمی .
یا به او چنین می گوید : " به نظر می رسد که شما
انگار هنگام تصمیم گیری بزرگی ، آن چنان که به راستی هست ، نمی توانید
داشته باشید . " به این ترتیب نماینده می داند که اگر مشتری او بتواند با
ترفندهایی آزمایش های جسمی را پشت سر بگذارد ، در واقع اشتیاق خود را برای
یافتن کسی یا جایی برای صدور بیمه نامه نشان داده است و در نهایت مشتری به
راستی خرید کرده است .
نهایی کردن به روش " احتمال وقوع "
شما از
نهایی کردن ه روش " مشروط بر اینکه " وقتی می دانید خریداران می توانند
احتمال را به یقین تبدیل کنند ، استفاده می کنید . به این ترتیب ، آنها
صلاحیت دریافت مورد نیاز را به دست می آورند یا قادر خواهند بود آزمایش های
جسمی بیمه گر را با موفقیت بگذرانند . اما چه اتفاقی می افتد اگر ندانید
که خریدار احتمال را با موفقیت پشت سر خواهد گذاشت یا خیر ؟
چه اتفاقی می افتد اگر پیشنهاد نماینده بنگاه ملکی مشروط بر فروش خانه ی کنونی خریدار باشد ؟
چه
اتفاقی می افتد اگر فروشنده تجهیزات ، پیشنهاد شما را مشروط بر این بداند
که بخش اعتبارات ، اوراق بهادار را با نرخ بهره پایه صادر کند ؟ اگر فروش
به احتمال وقوع چیزی که مشتری هرگز نمی تواند بر آن غلبه کند مشروط شود چه
اتفاقی می افتد ؟
بله ، شاید هنوز کار هوشمندانه ای وجود داشته باشد ،
حتی اگر احتمال وقوع به نظر دست نیافتنی برسد ، چرا که شما به صورت روانی
خریدار را به بخش تصمیم گیری نزدیک می کنید .
زمانی که ذهن مشتری از فکر
مالکیت لذت می برد ، ترغیب کردن او به برداشتن شرط احتمال آسان تر است ،
فقط مطمئن باشید که شما از آن به عنوان نهایی کننده کمکی استفاده نمی کنید .
از احتمال فقط به عنوان آخرین راه حل استفاده کنید.