اگر نگاهی به آمارهای ارائه شده در رابطه با پدیده شوم طلاق بیندازید به راحتی متوجه خواهید شد که زندگی های زناشویی دیگر به استحکام نمونه های سالهای گذشته نیست متأسفانه این روزها دیگر زن و شوهرها خود را موظف به حفظ کیان خانواده و تحمل مشکلات در راستای جلوگیری از نابودی زندگی مشترک نمی دانند.
در این دوره طلاق ها آنقدر به آسانی صورت می گیرند که حتی اعضای خانواده و اطرافیان زوج های جوان هم از این جدایی های ناگهانی شوکه می شوند چرا که اولین گزینه ای که زوجین در مواجهه با مشکلات زندگی انتخاب می کنند طلاق است.
سال 94 و ادامه سیر صعودی آمار طلاق!
هر روز که می گذرد نمودار فراوانی طلاق شیب تند صعودی اش را کلید می زند بر اساس سرشماری سال 75 تعداد زنان سرپرست خانوار ایران چیزی حدود یک میلیون و 200 هزار نفر بوده که این تعداد در سال 85 به بیش از یک میلیون و 600 هزار نفر و در سال90 به بیش از 2میلیون و 550 هزار نفر رسید. آمار مربوط به سال 91 هم نشان میدهد که در این سال در هر ساعت 16طلاق اتفاق افتاده است حال آنکه، این عدد در سال92 به 18طلاق در ساعت بود و این ا»ار همچنان تا به امرئوز با سیر صعودی پیشتر می رود.
آمارهای سازمان ثبت احوال آذربایجان غربی حاکی از آن است که در سال ۹۳در ارومیه ۸هزار و ۸۸۸مورد ازدواج و ۱۰هزار و ۱۸۹مورد طلاق ثبت شده است.
علاوه بر آن سال گذشته در شهر از هر ۵ازدواج یک مورد و در روستا از هر ۱۰ازدواج یک مورد منجر به طلاق شده است و از مجموع طلاق های ثبت شده ۵هزار و ۵۵۰مورد مربوط به طلاق شهری است که ۱۳درصد افزایش را در پی داشته است و ۸۶۳مورد مربوط به طلاق روستایی بوده که ۲۱٫۹درصد افزایش داشته است.
بنا به گفته ی محمد جوان مدیر کل ثبت احوال آذربایجان غربی در ۱۵روز اول فروردین ماه ۹۳۳مورد ازدواج و ۱۲۶مورد طلاق به ثبت رسیده است که با توجه به شاخص طول زندگی مشترک، نزدیک به ۱۳درصد طلاق ها کمتر از یک سال زندگی مشترک را تجربه کرده اند.
با توجه به اینکه 90درصد از زنان پس از طلاق دچار افسردگی و آسیبهای عاطفی و روانی میشوند تبعات زیانبار این آسیب ها جامعه را درگیر می کند.
متاسفانه اولین معضلی که زنان مطلقه در همان ماه های ابتدایی جدایی با آن دست و پنجه نرم می کنند، نگاه نامناسب مردان جامعه به آنهاست متاسفانه به دلیل اینکه هنوز ماجرای طلاق و ادامه زندگی زنان مطلقه در جامعه ما چندان جا نیفتاده است نوعی نگاه منفی و ابزاری نسبت به زنان مطلقه در جامعه ما وجود دارد که به نوعی این قشر از زنان را در جامعه با مشکلات عدیده ای مواجه می کند.
سایه سوءظن بر زنان مطلقه
از دیرباز و بر اساس یک باور قدیمی،زنان به ویژه زنان متأهل در شرایطی به رفت و آمد با زنان دیگر رغبت نشان میدادند که این آمد و شد با حضور شوهرانشان اتفاق بیفتد و به زنان مطلقه به عنوان عاملی نگاه میکردند که ممکن است آرامش خانوادگی آنان را به خطر بیندازد و زنان مجرد نیز از سوی خانواده شان اجازه معاشرت با زنان مطلقه را نداشتند.
رسانه ها به کمک زنان مطلقه بشتابند
نقش رسانهها به منظور فرهنگسازی در زمینه زنان مطلقه می تواند بسیار پررنگ شود چرا که صدا و سیما میتواند به خوبی در این زمینه عمل کند، اما متأسفانه این رسانه عملکرد خوبی در این زمینه ندارد چرا که همیشه شاهد آن هستیم که زنان «مطلقه» در سریالهای تلویزیونی، زنانی بدبخت به تصویر کشیده میشوند که اگر از نظر مادی تامین نباشند به فلاکت میافتند یا به بیراهه می روند.
ضرورت راهاندازی نهادی مستقل برای توانمندسازی زنان مطلقه
واقعیت این است که زنان پس از طلاق دچار آسیبهای عاطفی و روانی میشوند
علاوه برآن ممکن است مجبور به دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مالی شوند و
همین امرضرورت توانمند سازی این زنان و حمایت از آنان را پس از طلاق
دوچندان میکند.
وجود نهادی که به صورت متمرکز برای رسیدگی به وضعیت زنان پس از طلاق ایجاد شود بسیار ضروری به نظر می رسد چرا که در صورت بی تفاوتی به وضعیت این زنان ممکن است تبعات منفی در جامعه مانند فساد و ناهنجاریهای اجتماعی به وجود آید، بنابراین این نهادها میتوانند از وقوع ناهنجاریهای پس از طلاق تا حد امکان جلوگیری کنند.
نهادهای حمایتی مانند سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) باید برای زنان بیوه و زنانی که در سنین جوانی از همسر خود جدا شدهاند دورههای آموزشهای فنی و حرفهای و اشتغال زایی برگزار کنند چرا که با توجه به تورم و گرانی های اخیر مستمری ماهیانه این نهادها حتی تکافوی یک هفته مخارج یک نفر را نمیکند، چه برسد به اجاره خانه و سایر مخارج سنگین زندگی.