پسر جوان مزاحم خواهرش را در اقدامی با ضربات چاقو و سپس شلیک تیر به قتل رساند. «ناصر» پس از کشتن «حجت»، خود را تسلیم پلیس کرد و در حالی پرده از راز قتل او توسط خود برداشت که در اعترافاتش علت این قتل را مزاحمتهای پی در پی مقتول برای خواهر خود و بیتفاوتی او به تذکرات داده شده عنوان کرد. ناصر شب 19 تیرماه 93 حجت را به خارج شهر کشاند و با شلیک تیر به زندگی او پایان داد.
مزاحمت خیابانی، مزاحمت ناموسی، مزاحمت جنسی، مزاحمت غریبهها فرقی نمیکند با کدام دنباله همراه باشد؛ مزاحمت برای دختران و بانوان یکی از عمده جرایم شایع بسیاری از جوامع و از جمله ایران است که از جمله جرایم مرگبار در جامعه ما به شمار میرود؛ مرگبار است چون در جامعهای رخ میدهد که در ضدیت شدید با بافت دینی و فرهنگی آن است و آن قدر برای خانواده شنیع و آزاردهنده است که قتل، نزاع، ضرب و شتم، نقص عضو و دهها حادثه دیگر از پیامدهای سوء آن است.
علاوه بر این، مزاحمت ناموسی امنیت جامعه را تهدید میکند و از آن مهمتر موجب ایجاد و تشدید «احساس عدم امنیت» در جامعه میشود که به زعم جامعهشناسان و کارشناسان انتظامی، دومی یعنی عدم احساس امنیت از اولی که عدم امنیت است، بسیار بسیار مهمتر است؛ بنابراین باید دید وقتی جرمی که با اعصاب و آبروی زنان و دختران از یک سو و امنیت جامعه از دیگر سو بازی میکند، چگونه از یک جرمی با احتمال فرجام مرگبار و شکلگیری پروندههای قتل، این چنین تا حد یک شوخی و تفریح ساده از نگاه مرتکب تنزل مییابد؟
برای این پرسش دو وضعیت میتوان متصور بود اول آن که مرتکبین از فرجام این جرم آگاهی ندارند و نمیدانند چه عواقب هولناکی همچون کشانده شدن ماجرا به یک درگیری شدید انتقامجویانه که ممکن است به قیمت از دست رفتن جان افراد درگیر تمام شود، در انتظار آنهاست. دوم آن که وقتی هزینههای ارتکاب چنین جرایمی به سختی از سوی مرتکبین پرداخت نمیشود، تبدیل به یک جرم شایع یا بهتر است بگوییم تفریح خندهدار بدون هزینه و یا با حداقل هزینه میشود.
این گزارش در بخش نخست، نمایی از پرونده مزاحمتهای خیابانی را ارائه میکند که به قتل انجامیده است، شاید که هشداری باشد برای آنها که از عواقب مرگبار مزاحمتهای خیابانی بیاطلاعاند و یا علیرغم انجام و تکرار هر روزه آن، هنوز به پایان شوم این جرم چندشآور نرسیدهاند؛ پروندههایی که نشان میدهد در اتقاقاتی از این دست برخی زنان قربانی، مردان خانواده (همسر، برادر، پدر و یا یکی از وابستگان نزدیک) را از ماجرا باخبر کرده و با اجرای نقشه تادیب و انتقام از فرد مزاحم و کشاندن او بر سر قرار موجب رقم زدن یک پرونده قتل شده و حتی خود به دلیل همراهی با ضارب فرد مزاحم ناخواسته گرفتار سرنوشت معاونت در قتل شدهاند.
چرا مزاحمان خیابانی چنین گستاخ شدهاند؟
محکمترین علتی که برای شیوع مزاحمت خیابانی به عنوان جرم تهدیدکننده امنیت زنان و دختران میتوان مطرح کرد این است که مزاحمان بر این تصورند که «کسی به کسی نیست» و این جرم برای آنها کاملا بیدرد سراست. لذا به وفور میبینیم که برخی در خیابان در انظار عموم هم براحتی اقدام به ایجاد مزاحمت کرده و خنده آزاردهندهای هم سر میدهند، متلک میپرانند، تعرض فیزیکی میکنند، بوقهای مداوم میزنند، با اتومبیل خود مکرر زنان در انتظار تاکسی را آزار میدهند، مزاحم سرنشین زن در سواری یا تاکسی میشوند و همه این کارها را در حالی انجام میدهند که به این اطمینان رسیدهاند آبروی آنها هرگز در معرض خطر نیست و خیابان و تاکسی و اتوبوس و اماکن عمومی و خلوت، بهترین محل تفریح با ناموس مردم است.
ترس از بیهزینهبودن این جرم تا آن جاست که حتی ما جوانانی را مشاهده میکنیم که بتازگی از محل سکونت خود که شاید روستایی دورافتاده هم باشد، وارد شهر شده و هنوز در هیاهوی محیط شهری وارد نشده، بلافاصله این جرم تقریبا بیدردسر را مرتکب میشوند از تنه زدن گرفته تا متلک گفتن و خنده سردادن. یعنی ترس از ورود به محیط بزرگ و جدید اصلا مانع نمیشود که لحظهای به عاقبت این عمل بیندیشند.
شیوع این جرم تا بدانجاست که حتی پلیس هر از گاهی اعلام میکند «طرح برخورد با مزاحمین نوامیس در دستور کار است» یا «چند هزار خودرو مزاحم نوامیس توقیف شدند!» و اتقافا ما نیز به عنوان شنونده این اخبار اصلا از آن تعجب نمیکنیم بس که به دیدن آن عادت کردهایم.
اما نگاهی عمیقتر به جرم مزاحمت خیابانی موید این موضوع است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت و جا دارد در تحلیل ناهنجاریهای اجتماعی بارها و بارها از آن سخن گفت؛ چرا که چه بسا در بسیاری از پروندههای تجاوز به عنف، کسانی که نقشههای شوم تجاوز را اجرا کردهاند، در اولین گام، کار خود را با همین مزاحمتهای ناموسی ظاهرا بیدردسر آغاز کرده و تا مرز تجاوز به عنف پیش رفته باشند.
اما واکنش زنان در مواجهه با مزاحمتهای خیابانی در بررسی این موضوع بسیار اهمیت دارد؛ باید دید با توجه به این که مزاحمت خیابانی امروز شیوع یافته، زنانی که قربانی این جرم میشوند دچار چه مشکلاتی شده ، این جرم از نگاه آنها چگونه است و چه استراتژی در واکنش به مزاحمان به کار میگیرند؟
تحقیقات نشان داده است که واکنش زنان به مزاحمت خیابانی شامل دو دسته واکنش صریح و انفعالی است. فرچایلد و رودمن در سال 2008 و لنتون و همکارانش در سال 1999 در مروری که بر تحقیقات متعدد داشتهاند نشان دادند که تنها 10 تا 15 درصد زنان از استراتژیهای فعال یا صریح در برابر مزاحمان استفاده میکنند. در مقابل، به دلیل شیوع این جرم، متداولترین واکنش زنان، تجاهل کردن یا تظاهر کردن به متوجه نشدن مزاحمت است. یعنی تلاش میکنند بنا به دلایلی که ذکر خواهد شد از کنار مزاحمتها بیتفاوت عبور کنند و مقابله با مزاحمان کمتر متداول است.
مطالعات نشان میدهد که عواملی مانند خجالت ، ترس از توجه عموم به اتفاق رخ داده، احساس خطر از واکنش متقابل فرد مزاحم و افزایش دردسر برای قربانی ، هراس از لطمه دیدن آبرو و صدمه فیزیکی ، بازشدن پای پلیس به ماجرا، اطلاع خانواده و احتمال بروز مشکل جدید، و همه دردسرهای بعدی، هم خیال فرد مزاحم را راحت و هم بسیاری از زنان را نسبت به این جرم شایع بیتفاوت کرده است.
تحقیقات در این باره به عوامل نگرشهای نقش جنسیتی هم اشاره میکنند؛ برخی نگرشهای سنتی مبنی بر این که آسیب تحمل مزاحمت کمتر از آسیبهای بالقوه مزاحمت برای قربانی است!
این عوامل که باعث میشود «تحمل مزاحمت» رایجترین شکل «واکنش به مزاحمت» باشد و این در حالی است که هیچ یک از قربانیان رضایت به تحمل نداشته و آن را موجب ایجاد بار روانی وحشتناکی برای خود میدانند .
تحمل بار روانی مزاحمت وقتی زیاد میشود که فرد میبیند این موضوع فقط به کوچه و خیابان ختم نمیشود؛ آزارهای بصری مثل نگاههای خیره و چشمچرانی عدهای در مکانهایی مانند اتوبوس، بوقزدنهای مکرر رانندگان مزاحم برای زنانی که در کنار خیابان منتظر تاکسی یا در حال عبور از پیادهرو هستند، مزاحمت مسافران تاکسی برای زنانی که در کنار آنها نشستهاند، همه و همه، شدیدا اعصاب قربانیان را هدف قرار میدهد و حتی در طول یک روز مجبور به تحمل مزاحمتهای مکرر به انحنای مختلف و در شرایط گوناگون میشوند..
در همین زمینه تحقیقات دکتر ایمان، استاد دانشگاه شیراز نشان میدهد که زنان قربانی مزاحمتهای خیابانی در مواجهه با مزاحمان چند تمهید را به کار میگیرند که شامل محدودیت حرکت جغرافیایی، محدودیت حرکت فیزیکی، محدودیت زمان آمد و رفت و محدودیت در پوشش و نیز خودداری از سوارشدن به ماشین شخصی، خودداری از نشستن کنار مردها در تاکسی و انتظار طولانی برای تاکسی مناسب، حایل کردن کیف بین خود و مردی که کنارشان نشسته است میشود..
وی همچنین دربارهی آیین سکوت در مقابل مزاحمتها در نمونههای مورد بررسی خود به این نتیجه دست یافته است که اکثر این زنان در برابر مزاحمتها و به ویژه نوع خفیفتر آنها حساسیتشان را از دست دادهاند تا جایی که مثلا هزلیات را اصلا مزاحمت نمیدانند!.
نکتهی دیگری که وی در تحقیق خود بدان اشاره میکند آن است که این سکوت حاصل همان کلیشههایی است که رفتار موقر و متین را برای زنان تجویز میکنند که گاهی این وقار و متانت به قیمت واردآمدن لطمات روانی شدید به زنان میشود.
وقتی فقط بدپوششها قربانی مزاحمان خیابانی نمیشوند...!
دکتر ایمان که تحقیق خود را بر روی 10 هزار و 311 دانشجوی 18 تا 32 سال (86 درصد مجرد و 14 درصد متاهل) انجام داده و با پنج متاهل و 11 مجرد از میان آنها نیز مصاحبه کرده است، به این نتیجه رسیده است که تقریبا تمام مشارکتکنندگان مزاحمت را تجربه کردهاند.
وی یک طبقهبندی از انواع مزاحمت ناموسی را از دیدگاه مصاحبهشوندگان تحقیق ارائه داده است که شامل بصری (نگاههای خیره و اشارههای توهینآمیز)، کلامی (سوتزدن، شماره تلفن دادن، تعریف و تمجید و مسخرهکردن و اظهارات آزاردهنده)، تعقیب کردن و لمس کردن است که در این بین مزاحمتهای بصری و کلامی بیشترین نوع مزاحمت را تشکیل میدهند و پس از آن مزاحمتهای لمسی و تعقیبی قرار دارند.
سکوت 70 درصد زنان در برابر مزاحمان!
اما نکتهی جالب توجه تحقیق وی آن است که حدود 70 درصد زنان در این بررسی، به مزاحمتها واکنش منفعلانه داشتهاند و سکوت اختیار کردهاند.
در ابتدای این گزارش اشاره شد که مزاحمان به دلیل عدم پرداخت هزینه جرم ارتکابی این عمل را تا حد یک تفریح پنداشتهاند و برای این تفریح خود ملاکهای خیلی خاص را هم چندان مدنظر نداشتهاند، بهطوری که همه ما مشاهده کردهایم که آنها حتی زنان و دخترانی با پوشش چادر و نیز بعضا زنان متاهل را هم هدف قرار دادهاند.
با اذعان به این که پوشش مناسب ممکن است در پیشگیری از مزاحمتها موثر واقع شود، اما باید اصل «عدم رعایت پوشش مناسب نباید موجب ایجاد مزاحمت شود» را نمیتوان نادیده گرفت..
در تحقیق دکتر ایمان، بیش از 75 درصد پاسخدهندهها اظهار کردهاند نوع پوشش و آرایش آنها چندان تاثیری بر دوری از تعرض بصری، کلامی و ... مزاحمان نداشته است. این نه به معنای عدم اهمیت نوع پوشش که به معنای دایره گسترده قربانیان مزاحمان خیابانی به دلیل گستاخی و بی پروایی باور نکردنی آنهاست.
با این وصف باید گفت ضروری است در جامعه دینی ما با مزاحمان نوامیس مردم قبل از آن که خانوادههای بسیار دیگری داغدار عزیزانشان شوند، به گونهای برخورد شود و به ویژه در رسانه ملی از نظر بعد آموزشی و فرهنگی به نحوی عمل شود که ارتکاب این جرم با هراس از دست رفتن آبرو و پرداخت هزینه سنگین همراه باشد.
از سویی دیگر باید زمینهای را فراهم کرد که زنان و دختران قربانی به دلیل اشکالات وارد بر رسیدگی انتظامی و قضایی جرم و نیز فقدان بستر فرهنگی، مجبور به سکوت در برابر مزاحمان خیابانی و عدم ارجاع آنها به مراکز پلیس و قضایی نشوند که در غیر این صورت، بسیاری از مزاحمان خیابانی امروز، شروران فردا خواهند بود با دهها جرم ارتکابی دیگر.