ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 |
پسر جوان تصور نمیکرد، هواخواهی از پسر عمویش او را دوبار پای چوبهدار ببرد. آخرین بار شاهد اعدام پنج نفر بود و وقتی مادر مقتول برای رضایت دیه دو و نیم میلیاردی درخواست کرد، قبول کرد دیه را بپردازد تا ششمین اعدامی نباشد. بعضی شبها با کابوس صحنه قتل و چوبه دار از خواب بیدار میشود و تصمیم گرفته اینبار زندگی آرامی را شروع کند.
هجدهم آبان سال 91، احسان در یک درگیری دسته جمعی در مقابل خانه پدریاش در چهاردانگه اسلامشهر اسماعیل 22 ساله را با یک ضربه چاقو به سینهاش کشت. پس از این قتل تحقیقات پلیسی آغاز و احسان به اتهام قتل بازداشت شد. پسر جوان اتهاماش را قبول کرد و پس از محاکمه در دادگاه کیفری به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. احسان پس از تائید حکم مجازاتش پای چوبه دار رفت، اما در آخرین لحظات توانست رضایت مادر مقتول را کسب کند و از مرگ نجات یافت.
احساس هفته گذشته از جنبه عمومی جرم در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی قربانزاده پای میز محاکمه قرار گرفت. پسر جوان در این جلسه درباره انگیزهاش از قتل گفت: روز حادثه از خدمت سربازی به مرخصی آمده و سر سفره ناهار نشسته بودم که صدای فریادهای پسرعمویم را شنیدم و مقابل در رفتم. وقتی دیدم پسرعمویم با چند پسر درگیر شده است به هواخواهی از او وارد دعوا شدم. اسماعیل و دوستانش پسرعمویم را کتک میزدند، به همین خاطر به خانه برگشتم و چاقویی برداشتم. قصد کشتن کسی را نداشتم اما نمیدانم چطور چاقو به سینه اسماعیل اصابت کرد و مرگ او را رقم زد. البته خودم هم در این درگیری زخمی شدم.
وی ادامه داد: دو بار پای چوبه دار رفتم. اولینبار پای چوبه دار پدر و مادرم به پای مادر اسماعیل افتادند و به او التماس کردند تا مرا ببخشد. او هم گفت با دریافت دیه یک میلیاردی رضایت میدهد، اما چند روز بعد منصرف شد و چند ماه بعد دوباره برای اجرای حکم به پای چوبه دار رفتم. صبح شش نفر بودیم که پای چوبه دار رفتیم. آن پنج نفر که همگی اتهام قتل داشتند مقابل چشمانم اعدام شدند و من تنها کسی بودم که توانستم رضایت ولی دم را جلب کنم. این بار دو و نیم میلیارد تومان درخواست کرد که پدرم، عمویم و پسر عموهایم خانههای خود را فروختند و مبلغ دیه را آماده کردند. حالا همه اعضای خانوادهام مستأجر شدهاند. ما تاوان سنگینی پرداختیم. من سه سال است که در زندان هستم و خواهش میکنم با توجه به وضعیتی که پیش آمده است، در حکمی که به لحاظ جنبه عمومی صادر میکنید، به من کمک کنید.
پس از آخرین دفاعیات متهم، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.