کاغذهای دیواری به دلیل راحتی در نصب و ارزان تر بودن نسبت به رنگ و نقاشی دیوار و همچنین تنوع بسیار زیادی که در انواع طرح و مدل وجود دارد، یکی از بهترین گزینه ها برای تزیین دیوار خانه هستند. استفاده از کاغذ دیواری فقط مخصوص اتاق ها یا محیط های کم رفت و آمد نیست، هم اکنون با طرح های زیبا و متنوعی که در کاغذ دیواری ها ایجاد شده است تزیین دکوراسیون اتاق ها مخصوصا اتاقهای پذیرایی و نشیمن بیش از پیش راحت تر شده است. طرح کاغذ دیواری پذیرایی در صورت انتخاب درست می تواند از دیوار رنگ زده و نقاشی شده هم زیباتر خود را نشان دهد و محیط پذیرایی را شگفت انگیز جلوه می دهد. در این مطلب با نمونه های زیبایی از مدل کاغذ دیواری پذیرایی شیک و مدرن آشنا می شویم.
هال پذیرایی یکی از پر رفت و آمد ترین مکان های خانه بوده و همیشه محلی برای گردهم آمدن و گفت و گوی دوستان و آشنایان به دور میزی پر از غذاهای رنگارنگ و دلپذیر است. اما ایجاد اتمسفر مناسب محیط با طراحی هوشمندانه می تواند به دلپسند بودن فضا کمک بیشتری کند. استفاده از طرح کاغذ دیواری پذیرایی مناسب و زیبا به تنهایی تاثیر زیادی بروی ایجاد این حس در فضا می کند. مدل کاغذ دیواری پذیرایی که انتخاب می کنید می تواند اتاق پذیرایی را بزرگ تر، گرم تر و روشن تر نشان داده و حتی خرابی های روی دیوار را هم بپوشاند. مثلا برای بزرگ تر نشان دادن فضا و بلند تر نمایاندن شقف بهتر است از رنگ های خنک و لطیف مانند سبز، آبی یا ارغوانی استفاده کنید. در حالی که رنگ های خنک با شدت بیشتر به تازگی و احساسی شدن فضا کمک می کند و رنگ های گرم مانند قرمز، زرد، و نارنجی همانند اسمشان احساس گرمی در بین اعضای خانواده و مهمانان بوجود می آورد.
پذیرایی شما هر حالتی که داشته باشد چه فضایی رسمی داشته باشید چه فضایی شاد و جذاب، می توانید با اضافه کردن کاغذ دیواری به پذیرایی چهره ایی پویا و پرانرژی بدهید. برای آرایش محیط پس زمینه پذیرایی می توان از مدل های متنوع با اشکال متفاوت مانند طرح های گل دار و متالیک براق یا از رنگ های غنی ایی مانند قرمز، طلایی،سبز و مشکی استفاده کنید. البته برای فضاهای کوچک بهتر است از کاغذ دیواری های رنگ روشن در پذیرایی استفاده کنید تا از دلگیر شدن محیط جلوگیری کرده باشید.
شرکت های بسیاری تلفن های همراه هوشمند مختلف را با استفاده از طلا و جواهرات تولید می کنند، یکی از جدیدترین تلفن های همراه لوکس تولید شده دستگاه HTC One M9 است که به قیمت 2560 دلار به فروش می رسد.
این گوشی که 2560 دلار قیمتگذاری شده، از طلای 24 عیار همراه با جعبه مخصوص لاکچری (جعبه از جنس بلوط درجهیک) ساختهشده است.
مدل ساختهشده از پلاتین و همچنین طلای سرخ نیز قابلخرید است که کاربران میتوانند همراه با هدفون و شارژر و کابل یو اس بی دریافت کنند.
کاربر باید 1280 دلار بهعنوان دپوزیت از قبل پرداخت کند تا گوشی در اسرع وقت پس از ساخت به دستش برسد.
همچنین کاربران برای مطلا کردن گوشیهای معمولی خود میتوانند آن را پست کرده و مطلای آن را دریافت کنند.
بر اساس روش تاریخگذاری رادیوکربن، قدمت این نسخه حداقل 1370 سال تخمین زده شده که آن را در میان قدیمیترین نسخههای موجود قرآن قرار میدهد.
صفحات این کتاب مقدس حدود یک قرن است که به صورت ناشناخته در کتابخانه دانشگاه بیرمنگام انگلستان باقی مانده بود.
محمد عیسی والی، متخصص نسخ خطی کتابخانه بریتانیا میگوید: این کشف هیجانانگیز باعث خوشحالی مسلمانان خواهد شد.
این نسخه خطی به همراه مجموعهای از دیگر کتابها و اسناد متعلق به خاورمیانه، بدون اینکه به عنوان یکی از قدیمیترین نسخههای قرآن جهان شناخته شده باشد، در کتابخانه نگهداری میشده است.
هنگامی که یک پژوهشگر دوره دکتری نگاه دقیقتری به این برگهها انداخت، تصمیم گرفته شد یک آزمایش تاریخگذاری رادیو کربن بر روی آن انجام شود که نتیجه شگفتانگیز بود.
سوزان ورال، مدیر مجموعههای خاص دانشگاه بیرمنگام میگوید: پژوهشگران در رؤیاهای خود هم نمیدیدند که این نسخه چنین قدمتی داشته باشد.
وی گفت: کشف اینکه ما یکی از قدیمیترین نسخههای قرآن کل جهان را داریم، بسیار هیجانانگیز است.
این نسخه به واحد آزمایش رادیوکربنی دانشگاه آکسفورد سپرده شد و بررسیها نشان داد که صفحات این قرآن قدیمی از پوست گوسفند و یا بز هستند و این قرآن در زمره قدیمیترین نسخههایی است که تاکنون به جای مانده است.
دیوید تامس، استاد اسلام و مسیحیت دانشگاه بیرمنگام در این باره گفت: این صفحات کشفشده ما را به نخستین سالهای پس از ظهور اسلام میبرد.
تامس گفت: بنابر آزمایشهای رادیوکربنی دانشگاه آکسفورد بیش از 95 درصد احتمال دارد که این نسخه بین سالهای 568 تا میلادی 645 میلادی نوشته شده باشد.
وی افزود: بنابراین کاملاً محتمل است که شخصی که این قرآن را نوشته در زمان محمد [ص] زنده بوده است.
این نسخه به خط حجازی، یکی از قدیمیترین رسمالخطهای عربی نوشته شده است.
با توجه به اینکه تاریخگذاری رادیوکربن، یک بازه زمانی برای قدمت ارائه میدهد، نسخ خطی دیگری نیز هستند که در بازه زمانی این قرآن نگاشته شدهاند. بنابراین مشخص کردن اینکه کدامیک از این نسخ قدیمیترین است، کار بسیار دشواری است.
اما آخرین تاریخ احتمالی که برای نسخه قرآن دانشگاه بیرمنگام در نظر گرفته شده (سال 645 میلادی) آن را در شمار قدیمیترین نسخههای قرآن قرار میدهد.
اقبال الأسعد از پدری فلسطینی و مادری لبنانی متولد شده و اکنون 20 سال سن دارد، فارغ التحصیل دانشکده پزشکی وایل کورنیل در کشور قطر شده است.
ایران ناز: “اقبال الأسعد” دختر مسلمان فلسطینی تباری می باشد که در حال حاضر کوچک ترین پزشک جهان در سال 2013 میلادی معرفی شده است. او از پدری فلسطینی و مادری لبنانی متولد شده است و اکنون 20 سال سن دارد، فارغ التحصیل دانشکده پزشکی “وایل کورنیل” در کشور قطر شده است.
“اقبال الأسعد” دوران ابتدایی را در یک سال و دوران راهنمایی خود را نیز در یک سال در منطقه “البقاع” در لبنان گذرانده است و به دلیل هوش و ذکاوت زیادی که داشته است، شاهزاده “موزه” همسر مطلقه امیر قطر او را برای ادامه تحصیل به قطر دعوت کرده است. هزینه های کامل 7 سال تحصیلات دانشگاهی و اقامت وی در قطر بر عهده شاهزاده “موزه” بوده است.
همچنین همسر امیر قطر، شخصا در مراسم جشن فارغ التحصیلی این دختر مسلمان حضور یافت.
گفتنی است، این کودک 8 ساله از خوردن مواد غذایی سالم از جمله مرغ، گوشت و سایر مواد غذایی اجتناب میکند و اشتها و ولع غیر عادی او برای خوردن مواد غیر غذایی نخستین بار هنگامی که او کودکی نوپا بود توسط مادرش شناسایی شده است.
این کودک همچنین موادی چون صابون حمام، اسفنجها، گل و گیاهان و هر چیزی را که میتوان خورد را در دهان خود میگذارد و آنها را میخورد.
تا به حال او بارها به خاطر مسمومیت با این موادغیر عادی و یا گیر کردن اجسام تیز در حلق و گلویش به بیمارستان منتقل شده است.
جسیکا واکر علاوه بر اختلال پیکا دچار اختلال بیش فعالی ADHD، اختلال پردازش حسی و رشد کم به نسبت سن خود نیز است.
با وجود خوردن مواد غیر غذایی، والدین جسیکا توانستهاند علاقه او را به خوردن مواد غذایی جلب کنند و او حال مواد غذایی نیز در کنار مواد غیر عادی میخورد.
والدین جسیکا مجبور به کنترل و مراقبت دائمی از او هستند حتی زمانی که جسیکا در مدرسه است زیرا امکان دارد هر مادهای را که اطراف خود میبیند بجود.
بیماری پیکا در افراد معمولا به خاطر کمبود یک ماده ضروری چون ویتامین و یا مواد معدنی رخ میدهد اما در برخی افراد این بیماری حالت روانی پیدا میکند و به دلیل اختلال در سیستم پاداش دهی مغز بروز میکند.
پزشکان تا به حال نتوانستهاند درمانی برای جسیکا پیدا کنند و تنها از روش هایی چون ماساژ و آرام سازی عضلات انگشتان دست و پا برای رفع کردن اوج زمان ولع جسیکا موثر نیست.
پزشکان به والدین صاحب فرزندان مبتلا به اختلال پیکا توصیه اکید میکننداز همان دوران کودکی با مشاوره با پزشک سعی کنند این اختلال در کودکشان را کنترل کنند.
ایران ناز: بر پایه این گزارش دو خانواده مصری مراسم عقدی برگزار کرده بودند که دختر 5 ساله را به عقد پسر 8 ساله درآورده بودند.
مسئولان قضایی مصر احضاریه ای به خانواده های این دو نوجوان داده اند و قرار است مجازاتی برای این اقدام در نظر گرفته شود.
وزارت کشور مصر هم به این مسئله واکنش نشان داد و خواست تا این دو نوجوان را تا قبل رسیدن به سن قانونی اجازه عقد آنها تعلیق شود.
البته اگر قصد سفر به این کشورها و عبور از این مسیرها را دارید، خیلی هم نگران نشوید؛ چون مردم بومی این مناطق هر روز از همین جادهها عبور میکنند تا به زندگیشان برسند.
بزرگراه سیچوآن تبت / چین
«استلویو پس» / ایتالیا
«استلویو پس» در ارتفاع 9045 فوتی قرار گرفته و عنوان دومین جاده کوهستانی مرتفع در آلپ شرقی را یدک میکشد. این جاده دو کیلومتر در دل آلپ بالا میرود و در این مسیر هیچ مانعی بین چشم گردشگران و سرازیری تند آن وجود ندارد، پس اگر هوس سفر به آن را کردید، توصیه میشود به پایین نگاه نکنید.
«لوس کاراکولس پس» / شیلی
این جاده از کوههای آندریاس بین شیلی و آرژانتین میگذرد. سراشیبیها و پیچهای تند بدون هیچ حفاظتی از خصوصیات این مسیر است. این منطقه تقریبا در طول کل سال پوشیده از برف است. برف و پیچیدگیهای طبیعی گذرگاه «لوس کاراکولس» مهارت، دقت و صبر رانندگان را به مبارزه فرا میخواند. با این حال کامیونها و اتوبوسهای گردشگری هر روز از این جاده عبور میکنند.
جاده «اسکیپرز کنیون» / نیوزلند
«اسکیپرز کنیون» با محیط صخرهای که دارد، جادهای بسیار خطرناک است. پیچاپیچ بودن مسیر باعث شده رانندگان برای راندن در آن نیاز به یک مجوز جداگانه داشته باشند. اگر موفق شدید اجازهنامه را کسب کنید، برای سفری پرچالش و رویارویی هر لحظهای با یک ماشینهایی از مسیر روبرو آماده باشید.
«زوجی پس» / هند
«زوجی لا» جادهای کوهستانی است که در بزرگراه ملی هند بین سریناگار و "له" واقع شده است. این جاده راه ارتباطی اصلی بین لاداک و کشمیر است. «زوجی پس» در ارتفاعی حدود سه هزار و 528 متری واقع شده و دومین جاده مرتفع پس از «فوتو لا» در هند به حساب میآید. جاده در طول فصل زمستان تقریبا بسته است، با این حال مسیری حیاتی برای مردم لاداک محسوب میشود.
جاده تونل «گولیانگ» / چین
تونل «گولیانگ» در کنار و از دل کوهی در چین عبور میکند. این راه به «جادهای که هیچ اشتباهی را تحمل نخواهد کرد» مشهور است. قبل از ساخته شدن این جاده، روستای پشت کوهها توسط صخرههای متعدد محاصره و از باقی دنیا جدا شده بودند. تونل «گولیانگ» در میان کوهستان تایهانگ در استان هِنانگ چین قرار دارد. این تونل در سال 1977 افتتاح شد تا روستای مهجور گولیانگ در بالای کوه را به دیگر نقاط چین مرتبط سازد.
عرض مسیر 3.5 متر و ارتفاع تونل 4.5 متر و بسیار ترسناک است؛ اما در کنار تمام این چالشها با عبور از تونل «گولیانگ» میتوان دیدن چشماندازهای بینظیری از طبیعت را تجربه کرد که شاید در هیچ نقطه دیگر از جهان یافت نشود.
بزرگراه «کاراکورام» / پاکستان
بزرگراه «جیمز دالتون» / آلاسکا
«دالتون» جادهای 667 کیلومتری در آلاسکاست که از بزرگراه «الیوت» شروع میشود، از شمال «فربنکس» میگذرد و در «ددهورس» در نزدیکی اقیانوس قطب شمال خاتمه مییابد. جاده در نظر اول آرام به نظر میرسد، اما علاوه بر دستاندازهای فراوان احتمال دارد سنگهایی در اثر باد شدید از صخرهها جدا شده و در میان جاده به پرواز دربیایند!
جاده جلالآباد کابل / افغانستان
به خیلی از جادههای جهان عنوان «خطرناکترین» داده میشود، اما بزرگراه 65 کیلومتری که جلالآباد را به کابل متصل میکند و از محدوده اقامت نیروهای طالبان عبور میکند، در واقعیت هم خطرات زیادی را متوجه مسافرانش میکند. علاوه بر عدم امنیتی که در این مسیر موج میزند، باریکی جاده به خطرناک بودن آن میافزاید. جاده جلالآباد - کابل تا ارتفاع 600 متری هم بالا میرود.
جاده یونگاس شمالی / بولیوی
نام دیگر این راه، «جاده مرگ» است. مخاطرات زیادی که در این مسیر وجود دارد سبب شده بانک توسعه آمریکایی عنوان «خطرناکترین جاده جهان» را به آن اعطا کند. گفته میشود سالانه بین 200 تا 300 گردشگر در جاده یونگاس شمالی جان خود را از دست میدهند. نقاط متعددی در حاشیه جاده علامتگذاری شدهاند که نشاندهنده محل سقوط ماشینها درون دره است. این اتفاق زمانی که کامیونها و اتوبوسها در سرازیری قصد سبقت گرفتن از یکدیگر را دارند، زیاد میافتد.
تست چرخش در تونل باد MIT برداران ویلبررایت ، جایی که مدل قبلی بنام Transition آزمایش شد؛ بهزودی مورد آزمایش قرار خواهد گرفت.
در تونل موردنظر اندازهگیری میزان کشش،بالا و پایین رفتن آسانسوری و نیروهای محوری بهصورت شبیهسازی شی در حالت حرکت در آسمان و نشستوبرخاست از روی اتوبانهای تعریفشده انجام خواهد شد.
گفتنی است در سال 2012 تصمیم گرفته شد تا مدل Transition به قیمت 279 هزار دلار / حدود 900 میلیون تومان در سال 2015 یا 2016 راهی بازار شود اما با تأخیر فراوان و افزایش هزینهها تاریخ عرضه مدل جدید که هیبریدی هم خواهد بود، هنوز مشخص نشده است.





حوالی صبح یک روز تابستانی است، قبل از اینکه خورشید خودش را به وسط آسمان برساند یا بخواهد بساط گرمایش را پهن کند سر قراری می رویم که یه هفته ای برای مدار شدنش پیگیر بوده ایم.
راهی جاده دانشگاه می شویم؛ جایی که مسیر یکی از خروجی های شهر از آنجا می گذرد و هنوز طبیعتش خنکایی برای هدیه به رهگذران دارد.
زیر سایه درختی سوژه گزارش مان را مرور می کنیم تا اصل سوژه خودش از راه برسد؛ نجوای سایه خنک درخت در یک روز تابستانی روح مان را تازه می کند تا به صدای «سلامی» رشته افکارمان پاره شود و با یک احوالپرسی ساده به مهمانی ماجرای «جواد»، آشنایی «قریب» برویم.

هنوز سلام و علیک مان جا نیفتاده و به قول امروزی ها «ندار» نشده ایم که جواد قریب ما را به سفره صبحانه در دل طبیعت دعوت می کند؛ بدون لحظه ای تردید قبول می کنیم تا جاجیم ساده ای روی زمین پهن شده و بساط صبحانه یک صبح تابستانی زیر درخت قرارمان پهن شود.
همه آنچه که نیاز است را در بقچه ای پشت موتورش دارد؛ ساده و بی آلایش؛ مثل همه آدم هایی که طبیعت را با همه سادگی درک کرده اند؛ انگار که تمام دغدغه هایش در همین بساط کوچک جمع می شود.
وسط دم کردن چای با کتری کوچکی که به نظر می رسد همراه سفرهای قریب است، می خواهیم ماجرایش را روایت کند؛ استکانی چای می ریزد تا بگوید: من، جواد قریب، متولد بروجرد، کارمند بازنشسته یک داروخانه و عاشق طبیعت هستم!

کمی خودش را جمع و جور می کند وانگار که بخواهد از پرونده افتخاراتش رونمایی کند یک عدد به نوشته های ما اضافه می کند؛ ۲۳ سال! این رقم همه روزها و ماهها و سالهایی است که قریب کار پاکسازی طبیعت از زباله ها را بدون هیچ گونه چشمداشتی انجام داده است.
فکرش را که می کنی کم نیست ۲۳ سالی که جواد قریب صبح به صبح با موتور قدیمی اش راهی طبیعت شده و عصر که می شود با گونی های پراز زباله به شهر برمی گردد، این تکرار همه روزهای جواد قریب است که عمری را برای نجات طبیعت از زباله ها گذاشته است.
خودش می گوید که عاشق پاکیزگی و نظافت است و حتی آن زمانی هم که در داروخانه کار می کرده، فضای کارش آنقدر تمیز بوده که در میان داروخانه های شهر برای خودش آوازه ای دست و پا کرده است؛ هرچند که همت این روزهایش برای پاکسازی طبیعت و مناطق گردشگری بروجرد نیز دست کمی از دغدغه های دیروز و دیروزهایش ندارد.

قریب ۲۳ سال است که همیار طبیعت و محیط زیست است ولی تاریخ کارت هایی که برایش صادر شده دو سه سال اخیر را نشان می دهد؛ خودش می گوید که بدون کارت و با کارت، گمنام و معروف برایش فرقی ندارد؛ مهم قدمی است که باید برداشته شود که برداشته می شود.
البته ته دلش گلایه هایی هم دارد، از آنهایی که گاهی سنگینی نگاهشان هنگام جمع آوری زباله ها دلش را غمگین کرده ولی کم کم به این نگاههای سنگین عادت کرده و حالا همه گردشگرانی که پای ثابت ونایی و گلدشت و دیگر مناطق گردشگری بروجرد هستند قریب و دغدغه هایش را می شناسند.
قریب در حرفهایش جمله ای تکراری را می گوید که به رغم اینکه تاکنون بارها شاید این جمله را شنیده باشم ولی این بار انگار برایم معنی دیگری دارد؛ «شهر ما خانه ما» را قریب خوب معنا کرده است، مردی که ساعات حضورش برای پاکیزگی شهر از دقایق حضور برای نظافت خانه اش پیشی گرفته است.

استکان اول چای مان را نیمه سرد خورده ایم و گپ و گفت با جواد قریب گل انداخته است، خیلی در حرفهایش اهل تکلف نیست، به قول گزارش نویس ها قلمبه سلمبه حرف نمی زده؛ خیلی ساده از دلسوزی هایش برای طبیعت می گوید، از اینکه شنیده است یک شیشه یا پلاستیک سالها و قرن ها زمان می برد تا رد پایش از طبیعت پاک شود، از اینکه روزی چندین گونی زباله را با چه زحمتی به شهر می آورد و اینکه در برنامه ریزی روزانه اش هر روز یک منطقه را برای سرکشی می گنجاند.
جواد قریب در دفترچه خاطرات ذهنش هم تلخ و شیرین هایی دارد؛ از خاطره افتادن در رودخانه حوالی سراب کرتول هنگام جمع آوری زباله ها آن هم در اوج زمستان!
چای داغ را سر می کشد و انگار که آن روز سرد را مرور کند می گوید که یک هفته ای درگیر مریضی و سرما خوردگی بوده است و من فکر می کنم شماره روزهای بیماری اش را از روی حساب روزهای نرفته اش در دامان طبیعت به یاد دارد.

جواد قریب گاهی هم از سوی دستگاههای مرتبط تشویق شده است، این را از تعداد کارت هایی که توی جیبش دارد می شود فهمید؛ یکی یکی آنها را در می آورد و روی زمین ردیف می کند، از کارت همیار طبیعت منابع طبیعی گرفته تا کارت همیار محیط زیست؛ کارت هایی که به نظر می رسد هیچ گاه نتواند معرف خوبی برای جواد قریب باشد.
قریب حرفهایش را ساده می گوید، از اینکه طبیعت نعمت است و آدمیزاد که کفران نعمت نمی کند؛ از حق محیط زیست حرف می زند و اینکه این حق باید ادا شود و جملاتی که قالب ساده شان شاید آنها را جذاب می کند.
قریب قصه ما از همه می خواهد همیار واقعی طبیعت باشند و سهم شان را از ادای حق محیط زیست بپردازند؛ آنجا که راهی طبیعت می شوند از یاد نبرند که در مقابل آرامشی که طبیعت می بخشد آرامش خیال محیط زیست را بر هم نزنند.

آخر حرفایش که می رسد کلی نصیحت با خودش دارد، حرفهای که از سر دردمندی می گوید و شاه کلید همه آنها پاکیزه نگه داشتن محیط زیست و طبیعت است.
جواد قریب از دلگیری های زباله آلود طبیعت هم حرفهای زیادی دارد و شاید همین هم یادش می اندازد که باید زودتر برود، قریب سر قرار زباله ها می رود و ما می مانیم و خنکی درختی که کم کم خورشید تابستانی سراغش می آید.
همه گفتگویمان اندازه صبحانه کوتاهی در صبح یک روز تابستانی طول کشیده است، درخت قرارمان را با خورشیدی که برای قبضه سایه اش کمر همت بسته تنها می گذاریم، مسیر را تا جایی پیاده می رویم تا آرامش زباله های باقی مانده در طبیعت را به هم بریزیم، گاهی خم می شویم تا سهمی در پاکسازی طبیعت داشته باشیم؛ دلمان هوای «قریب» شدن کرده است، هر چند ۲۳ سالی عقب هستیم.
قاتل پزشک اردبیلی، در بازداشتگاه خودزنی کرد.
به گزارش ایسنا، ناصر عتباتی، دادستان اردبیل در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «اعتماد» با تأیید این خبر گفت: «متهم در بازداشتگاه اقدام به خودزنی کرد که با حضور به موقع مأموران این حادثه ختم به خیر شد.»
متهم به قتل جوانی 23 ساله است که پنجشنبه هفته گذشته، مقتول را به خانه خود کشاند و به دلیل آنچه از سوی دادستان اردبیل «خصومت شخصی» یاد شده، با ضربات چاقو به قتل رساند.
خودزنی متهم در حالی اتفاق افتاده است که پیش از این اخباری مبنی بر وجود رابطهای خاص بین مقتول و پزشک اردبیلی در شبکههای مجازی منتشر شده بود که دادستان اردبیل این اخبار را تکذیب کرد و گفت: «خبرهایی که درباره ارتباط خاص متهم با پزشک اردبیلی بر سر زبانها افتاده، صحت ندارد و جزئیات پرونده پس از تکمیل تحقیقات اعلام خواهد شد.»
روز گذشته رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی کشور نیز همراه با هیأتی متشکل از رییس سازمان نظام پزشکی کشور و سایر مسئولان ذیصلاح، برای رسیدگی به حادثه به اردبیل سفر کرد.
با اشاره به حضور این هیأت در مراسم ختم پزشک اردبیلی از برگزاری جلسهای درباره این حادثه با حضور رئیس سازمان نظام پزشکی کشور، مسئولان امنیتی، رئیس اطلاعات اردبیل و معاون سیاسی - امنیتی این استان خبر داد و به «اعتماد» گفت: «در این جلسه که صبح شنبه برگزار شد مشخص شد که این قتل به هیچوجه به رابطه پزشک و بیمار ارتباطی نداشته است.»
لاریپور از ادامه رسیدگی به پرونده در پلیس آگاهی اردبیل خبر داد و ذکر جزئیات حادثه را به آینده موکول کرد.
اقدام به خودزنی متهم در بازداشتگاه در حالی است که عموی مقتول درباره جزئیات حادثه به ایلنا گفت: «ما خودمان در شوک این حادثه هستیم. آنچه از مراجع ذیصلاح به ما گفتهاند این بوده که روز حادثه، قاتل به عنوان همراه بیمار با برادرزادهام تماس گرفته و ایشان نیز به عنوان پزشک به منزل او مراجعه کرده تا بیمار را ویزیت کند. در منزل قاتل، برادرزادهام مورد حمله قرار گرفته و ضربات چاقو به قلبش زده شده و توسط همان فرد به بیمارستان منتقل شده است.»
آقای پیرزاده وقوع حادثه را در کمتر از 15 دقیقه دانست و ادامه داد: «برادرزادهام در بیمارستان به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد و متهم هم دستگیر شد. با این حال در رسانهها مطالب متفاوتی درباره حادثه منتشر شده و مردم هم حرفهای متفاوتی زدهاند که موجب آزردهخاطر شدن خانواده شده است.»
پنجشنبه هفته گذشته، اصغر پیرزاده، تنها پزشک سرطانشناس استان اردبیل در خانه یکی از بیماران خود توسط جوانی 23 ساله مورد اصابت ضربه چاقو قرار گرفت و بهشدت دچار جراحت شد. ضارب با پلیس و اورژانس تماس گرفت و پزشک مجروح به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد. متهم نیز توسط مأموران دستگیر شد اما هنوز انگیزه او از ارتکاب قتل، در هالهای از ابهام است.
کشته شدن پزشک اردبیلی واکنشهای بسیاری از سوی مقامات کشوری و مسئولان استانی و جامعه پزشکی به دنبال داشت. حسن قاضیزاده هاشمی، وزیر بهداشت، پس از حادثه، از تشکیل تیم بازرسی اداره نظارت این وزارتخانه برای بررسی موضوع خبر داد و از گسترش خشونت در جامعه به دلیل فقدان روابط اجتماعی نظاممند بر پایه گفتوگو انتقاد کرد.
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور نیز در واکنش به این حادثه از شورای تأمین استان اردبیل خواست تا این حادثه را با سرعت پیگیری کند. تعدادی از پزشکان نیز با انتقاد از نداشتن امنیت شغلی از مسئولان وزارت بهداشت خواستند تا برای تکرار نشدن حادثه مشابه تصمیمات مناسب را اتخاذ کنند.
یادمان شهید ناصر کاظمی- روستای چیانه - کیلومتر 5 جاده پیرانشهر به سردشت
سردشت- رزمگاه های عملیا های نصر7 و 5- ارتفاعات بلفت دوپازا
پادگان مهاباد - یادمان شهید امینی و شهدای دارلک
یادمان شهید محمد بروجردی-سه راهی محمدیار در مسیر جاده نقده به مهاباد
حجت الاسلام والمسلمین روح الله بیگی در مراسم بهره برداری از پروژه های عمرانی شهرداری میاندوآب با بیان اینکه متاسفانه در سال های گذشته قدمی برای رفع کمبودها و مشکلات برداشته نشده است، اظهار کرد: اگر در سال های گذشته روزی یک خیابان آسفالت می شد و روزی به یک روستا گاز رسانی انجام می شد، ما با این همه مشکلات در منطقه درگیر نبودیم.
نماینده مردم میاندوآب، شاهین دژ و تکاب در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه همه مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم ها نیست، افزود: تحریم ها تنها 30 درصد در مشکلات اقتصادی تاثیرگذار هستند و 70 درصد بقیه مربوط به بی تدبیری ها، سومدیریت ها، سودجویی ها و اختلاس هاست.
وی با تاکید بر اینکه باید در راه رفع مشکلات اقتصادی و عمرانی و آبادانی گام برداریم، گفت: باید دست در دست هم داده وبا تدبیر و همدل و همزبان به اعتلا و پیشرفت شهر و کشور خود فکر کنیم.
بیگی با تاکید بر اینکه همه ما مسئولیم و باید پاسخگوی خون شهدا باشیم، تصریح کرد: هر کس در هر مسئولیتی که باشد باید فردای قیامت به شهدا نسبت به مسئولیت خویش پاسخ دهد و لذا باید به مردم خدمت کرد.
نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه همه باید رو به جلو قدم برداریم، اظهار کرد: به تنهایی نمی توان شهر را آباد کرد و باید همه اتحاد داشته و همدل و و همزبان بوده و تلاش کنیم تا شهر و کشور خود را آباد کنیم.
عیسی کلانتری در نشستی که در خانه کشاورز به منظور ارائه گزارش کار کارشناسان ایرانی اعزامی به آمریکا برگزار شد، با اشاره به اینکه مسیر ستاد احیای دریاچه ارومیه به کمک برنامه ریزیهای صورت گرفته با محوریت دانشگاه صنعتی شریف درست انتخاب و انجام شده است، گفت: کلیات مسیر و حرکت آن صحیح بوده و باید در مسیر حرکت اصلاحات لازم صورت بگیرد و باید چنین سفرهایی با انگیزه کسب تجربه تداوم یابد.
وی در ادامه افزود: سفر به کشور آمریکا دربردارنده چند نکته مهم است که باید از تجربیات مفید این کشور استفاده کنیم و تجربیات غلط آنها را کنار بگذاریم.
کلانتری با اشاره به اینکه پنج میلیون نفر ساکن حاشیه دریاچه ارومیه هستند، اظهار کرد: در صورت خشک شدن دریاچه باید بیش از دو میلیون نفر تنها از شهر تبریز خارج و جابجا شوند و امروز شاهدیم علاوه بر شهر تبریز شهر ارومیه هم در مسیر ریزگردها، مورد تهاجم آنها قرار گرفته است.
وی با تاکید برا ینکه نمی توانیم منتظر بمانیم بعد از از بین رفتن شهرهای تبریز و ارومیه وارد عملیات و اجرا شویم، گفت: در کشورهایی مثل آمریکا 30 سال است که فعالیت های اجتماعی و فرهنگی شروع شده ولی ستاد احیای دریاچه ارومیه کمتر از یک سال است که وارد امور اجرایی و عملیاتی شده و فرصت کافی برای انجام امور اجتماعی لازم را ندارد، ولی ناچار است یک سری اقدامات فوری و اضطراری را به منظور احیا انجام دهد.
دبیر اجرایی ستاد احیای دریاچه ارومیه با اشاره به اینکه ظرفیت دریاچه ارومیه 30 میلیارد مترمکعب است و در 20 سال گذشته، 18 درصد بارشها کم شده است، گفت: حقآبه دریاچه در طی این بیست سال از طریق انسان و طبیعت از آن گرفته شده است.
وی با اشاره به اینکه ستاد احیای دریاچه ارومیه نمیخواهد نان کسی را ببرد و به کسی زور بگوید گفت: کسی نمی خواهد یک هکتار باغ از اراضی را خشک کند اما طبق مصوبه دولت میتواند جلوی توسعه حتی یک هکتاری باغ را بگیرد. کسی نمی خواهد زراعت دیمی را به زراعت آبی بازگرداند. سیاست دولت این است که یک هکتار کشت دیمی نیز به آبی تبدیل نشود.
کلانتری با اشاره به اینکه باید میزان تولیدات کنونی کشاورزی منطقه را با مصرف 50 درصد آب کنونی داشته باشیم افزود: در این شرایط ناچار هستیم آب کشاورزان را برای حفظ کشور ببندیم و میزان هزار و 300 متر در ثانیه آب از کشاورزان بخریم تا 40 میلیارد مترمکعب آب را کاهش دهیم.
وی با اشاره به اینکه اگر دست روی دست بگذاریم تا پنج یا ده سال دیگر کشور با این روند از بین رفته و کشوری با نام ایران باقی نخواهد ماند که بخواهیم آن را احیا کنیم، گفت: باید 40 درصد آب به منظور تعادل بخشی ذخیره آب سفرههای زیرزمینی و افزایش حقآبه دریاچه ارومیه کاهش یابد و در حالی که 58 درصد آبهای زیر زمینی مصرف میشود تنها 38 درصد این سفرههای زیرزمینی قدرت تجدیدپذیری دارند.
دبیر اجرایی ستاد احیای دریاچه ارومیه با تاکید براینکه کارشناسان باید بر مبنای واقعیتها برای دریاچه و کشور نسخه نویسی کنند گفت: واقعیتها حاکی از این است که کشور در حال تهدید است و در حال حاضر خراسان، کرمان و همدان از دست رفته است و آذربایجانات در شرف از دست رفتن هستند و نباید بشینیم و روند از بین رفتن شهرها را تماشا کنیم چون در حال حاضر از تعداد 40 ، 50 تالاب کشور حتی یک تالاب زنده هم وجود ندارد.
وی با بیان اینکه چطور در موارد ضرورت و اضطرار کشور نوجوانان 16 ساله را به جبهه می فرستادند ولی الان نمی شود به کشاورز گفت بالای چشمات ابرو است، افزود: فرصتی نداریم که 15 سال کار فرهنگی کنیم و وزارت نیرو تشکلهای فرهنگی مربوطه را ایجاد کند و بعد وارد فاز عملیات و اجرا شویم. اگر منتظر پیشرفت این روند فرهنگی و کسب رضایت مصرفکنندگان و کشاورزان باشیم دریاچه و کشور از بین می رود؛ بلکه باید همه امور به طور تلفیقی انجام شود.
کلانتری با بیان اینکه کشاورزان آذربایجان غربی تنها برای کارخانجات واقع در این استان میتوانند تولید چغندرقند داشته باشند و خروج این محصول را به سایر استانها نخواهیم داشت، گفت: هزینه حمل و نقل چغندرقند از آذربایجان غربی به سایر استان ها 22 میلیون دلار است، در حالی که تولید شکر در کشور 18 میلیون دلار است و 63 میلیون متر مکعب از حقآبه دریاچه ارومیه برای این محصول صرف میشود.
وی با بیان اینکه انتقاد کردن خیلی راحت است، گفت: من به نظر کارشناسان اهمیت می دهم و انتقادات آنها را می پذیرم اما ستاد احیای دریاچه ارومیه مجری کار نیست. مجری، دستگاه های اجرایی مثل سازمان محیط زیست، جهاد کشاورزی و وزارت نیرو هستند.
کلانتری با اشاره به اینکه نباید در عملکرد ستاد تنها بخش خالی لیوان را دید، گفت: در استان های آذربایجانات گردهماییهای بسیاری در مورد کاهش مصرف آب با حضور کشاورزان برگزار شده که خود من حداقل در 10 مورد آن شرکت داشتهام و درجریان بودهام که استانداران و فرمانداران زانو به زانو با کشاورزان صحبت میکنند و امام جمعه این استانها به جای صحبت در مورد مسائل سیاسی، از احیای دریاچه حرف می زنند و در مساجد، مدارس، دانشگاهها، شوراهای شهر درباره بحث کاهش مصرف آب با شهروندان گفتوگو میشود.
دبیر اجرای ستاد احیای دریاچه ارومیه با تاکید بر اینکه کار اجتماعی، مثل کارهای سازندگی و ساخت سد نیست که در صورت تامین بودجه به سرعت محقق شود، گفت: ناچاریم دریاچه ارومیه را زنده نگه داریم و برای احیای دریاچه حداقل 14 میلیارد متر مکعب آب لازم است، در حالیکه ظرفیت این دریاچه بیش از دو برابر این عدد است و 22 میلیارد متر مکعب متوسط آب دریاچه بوده است.
کلانتری با تصریح بر اینکه هیچ محدودیت مالی در زمینه همکاری با دانشمندان داخلی و خارجی برای احیای دریاچه ارومیه وجود ندارد، اظهار کرد: من 14 سال به طور مستقیم در دولت بودم و شاهدم هیچ وقت وضع مالی دولت غیر از سال 62 به بدی سال پیش نبوده و با این حال هر چه برای احیای دریاچه خواستهایم دولت در اوج بی پولی با حاتم بخشی در اختیار ما قرار داده است.
وی با بیان اینکه "روحانی" یک استراتژیست است و از روی هوا و هوس تصمیم به احیای دریاچه نگرفته گفت: دولت آگاه است که اگر کل هزینه احیای دریاچه ارومیه 6 میلیارد دلار باشد، هزینه انتقال و جابجایی شهر 100 هزار دلار خواهد بود.
دبیر اجرایی ستاد احیای دریاچه ارومیه با اشاره به بودجه 2 هزار میلیارد تومانی تخصیص یافته برای احیای دریاچه ارومیه افزود: دستگاههای اجرایی کمبود بودجه برای احیا ندارند، مگر توانش را نداشته باشند که می توانیم این امر را ثابت کنیم و گزارش نظارتی خود را مبنی بر اینکه هر یک از دستگاههای مختلف اجرایی تا چه حد در زمینه احیا فعالیت داشته اند، را به دولت ارائه خواهیم داد.
وی با تاکید بر اینکه وقتی دولت دو میلیاردتومان برای احیای دریاچه ارومیه تخصیص میدهد، نشانگر این است که این مسأله برای دولت مهم است، گفت: جابجایی نیروی انسانی که در زمان جنگ ایران و عراق در شیراز، اصفهان و تهران رخ داد برای یک میلیون و 100 هزار نفر بود که شهرها را پر از فساد کرد، در حالیکه برای خشک شدن دریاچه باید 5 میلیون نفر جابجا کرد که هزینه بسیاری را میطلبد.
کلانتری با بیان اینکه مدیریت آب منطقه آذربایجان غربی به مسئولیت وظیفه قانونی خود در مورد بستن چاه های غیر مجاز عمل نمیکند، گفت: مدیریت آب منطقه مدعی است وقتی قصد بستن چاه غیر مجازی ساکنین حاشیه سیمینه رود را دارد به این فکر میکند که زندگی آنها با بستن چاه ها به هم میریزد و در این شرایط که مدیریت آب منطقه نمیتواند به وظایف قانونی خود عمل کند، طبیعی است که وضع آب کشور به این جا برسد.
وی با اشاره به ضرورت تقویت گروههای پایش ستاد احیای دریاچه ارومیه گفت: حسن گروههای پایش این است اگر هر موقع متوجه اشکال یا اشتباهی در طرحها یا برنامههای اجرایی شویم امکان اصلاح فراهم میشود.
به گزارش ایسنا، مسعود تجریشی، مدیر دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه با اشاره به اینکه نشست امروز یکی از جلسات کارگروه راهبردی احیای دریاچه ارومیه بوده است، گفت: ستاد احیای دریاچه ارومیه میتواند در راستای اهداف خود از تمام نظرات و تجربیات گسترده و متنوع این کارگروهها استفاده کند.
وی در ادامه افزود: یک گروه 12 نفره طی سفری به آمریکا از 4 دریاچه واقع در این کشور که تا حدی مشابه دریاچه ارومیه است بازدید کردند و هیأت اعزامی به این سفر که از سازمانهای مختلف با دیدها و جهتگیریهای متفاوت بودند ارزیابی و دستاوردهای خود را از سفر ارائه کردند تا ببینیم کدام یک از تجربیات آنها برای دریاچه مفید خواهد بود.
تجریشی با اشاره به اینکه در این جلسه نظرات دستگاههای سازمان محیط زیست، دانشگاههای منطقه و بزرگ کشور، سازمان جنگلها و مراتع، موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، سازمان زمین شناسی، کارشناسان حوزه آب کشاورزی و محیط زیست با نگاهها و جمعبندیهای مختلف ارائه شد، اظهار کرد: اگر بخواهیم برخی اقدامات را اجرا کنیم و با مطالعه کتاب و مقاله دست به اقدام بزنیم ممکن است آن کار در جایی دیگر انجام شده ولی اثربخش نبوده است.
وی با بیان اینکه هدف از این سفر این است که ببنیم در حال حاضر در کشورهای جهان در مواجهه با این امر چه اقداماتی صورت می گیرد گفت: برای دستیابی به این تجربیات عملی باید به این مناطق سفر کرد تا توسط کسانی که در این مناطق کار میکنند راهنماییهای لازم صورت گیرد. این طرحها میتوانند برای ما از این جهت هم مثبت باشند که ایده و تجربیات جدیدی برای ارائه به جامعه جهانی داشته باشیم و در نتیجه این تعاملات دستاوردهایمان را به سایر کشورها ارائه کنیم تا آنها متوجه توانایی بالای ایران در این زمینه شوند.
کاغذ دیواریهای خاص و طرحهای برجسته باعث میشود دکوراسیون این اتاقها به صورت بارزی نمایان شود.
با کمک جاش مینه Josh Minnie از کمپانی Flavor Paper، طراح مد سینتیا راولی (Cynthia Rowley) از کاغذ دیواریهایی از درختهای با شکوه گیلاس که شکوفه زدهاند برای پوشاندن دیوارهای اتاق پذیرایی خود در منهتن استفاده کرده است. این طرح باعث شده است عنصر شگفت انگیزی به این فضای دل انگیز اضافه شود.
راهروی خانه اریکا بیرمن Erika Bearman به نمایشگاهی از رنگهای سبز نعنایی تبدیل شده در حالیکه هنوز فضای خونسرد خانه حفظ شده است. سقف با یک طرح نواری پوشانده شده است و دیوارها دارای یک طرح برگ مانند از کمپانی Lee Jofa است. کف اتاقها به شکلی کف پوش شدهاند که این دو طرح را به شکل یک طراحی به هم پیوسته در میآورد.
در یک آپارتمان طراحی به اسم نیت برکوس Nate Berkus اتاق ناهارخوری را با کاغذ دیواری ای که طرح نمادین از هتل بورلی هیلز است، پوشانده. این کاغذ دیواری مشهور احترامی به مکان اولیهی باشکوه خودش میگذارد و در همان حال اجازه میدهد سلیقهی شخصی صاحب خانه هم بدرخشد.
جائو منصور João Mansur اجازه داده است تا تخلیش زمان دکوراسیون خانهاش در سائو پائلو اوج بگیرد. او اتاق خوابی ایجاد کرده است که هر دوستدار جدی کتاب عاشق آن خواهد شد. کاغذ دیواری قفسههای کتاب که توسط اندرو مارتین (Andrew Martin) طراحی شده است آنقدر واقعی است که شما تقریبا میتوانید بوی کتابهای قدیمی کلاسیک را حس کنید.
دیوار اتاق استراحت تان را با یک کاغذ دیواریی آبی رنگ بوشانید. سعی کنید کاغذی دیواری تان دارای طرح هایی به رنگ سفید باشد. رنگ آبی عمیق و طرح گل دار باعث شده است شکوه قدیم هالیوود به این منزل مدرن آورده شود.
یک کاغذ دیواری قرمز مجلل توسط ساندرسون (Sanderson) دیوارهای اتاق مهمان طراح داخلی و دلال عتیقه جات یعنی لورنزو کاستیلو (Lorenzo Castillo) را میپوشاند. درخشندگی این کاغذ دیواری با جزییات بافت اتاق نظیر بالشتهای مخملی و رو تختی خز دار که حس غنی بودن و لوکس بودن را به اتاق میدهد، ترکیب شده است
اتاق خواب مهمان یک خانه در مراکش، با کاغذ دیواری هایی با طرح کاشی پوشانده شده است. این کاغذ دیواری با زمینه ای از رنگهای قوی نظیر کف اتاق و طرح گلدار سفید، حالت تعادل خاصی با درب مشکی و رو تختی قرمز به وجود آورده است.
دیوارهها و سقف اتاق خواب مهمان طراح مد، لاری نیوهوس Lorry Newhouse از کاغذ دیواری طراحی شده توسط شرکت Rose Cumming پوشانده شده است. طرح این کاغذ دیواری یک نوع حس تمام عیار یک کلبه روستایی و راحتی را به وجود میآورد.
اتاق ناهارخوری آپارتمان طراح لباسهای ورزشی، آدام لیپس Adam Lippes در نیویورک با کاغذ دیواری ابریشمی با طرحی ظریف و لطیف که با دست طراحی شده، پوشانده شده است. این کاغذ دیواری لطافت و درخشش را به مبلمان قدیمی اتاق اضافه میکند که حاوی قطعاتی از مجموعهی مبلمان قدیمی و یک میز متعلق به شرکت FontanaArte برای دههی 30، صندلیهای جوزف هافمن (Joseph Hoffman) و صندلیهای Thonent میباشد.
در اتاق خواب مهمان یک تخت چینی قرن 18 با طرحی خاص از Martyn Lawrence Bullard با پارچه کتانی پوشانده شده است که طرح آن مانند دیوارها می باشد. اثری که چنین طرحی بر جا میگذارد وجود یک فضای کلاسیک است که ثابت میکند گفته ست کردن کاغذی دیواری و روکش مبلمان یا کاور تخت خواب هم ایده جالبی برای زیباتر کردن خانه تان است.
کاغذ دیواری با دست طراحی شدهی هنرمندان مقیم در پاریس یعنی Dimonah و Mehmet Iksel که شبیه به کاشیهای پیچیدهی قرن 16 میباشد، تاثیری که بر جا میگذارد شگفت انگیز است.
طراح جوان مگان وینترز Megan Winters یک اتاق کودکانه با سلیقهای متفاوت در خانهی خود در شیکاگو به وجود آورده است. کاغذ دیواری گورخر قرمز، طراحی شده توسط شرکت Brunschwig & Fils، سرزندگی جوانی را به فضا اضافه میکند ولی آنقدر لطیف است که کودک با بزرگ شدن توجه خود به این سبک و طراحی را از دست نمیدهد.
در این خانه شهری در منهتن، طراح آنه پین Anne Pyne راهروها را با کاغذ دیواری گلدار نقره ای تزیین کرده است. این رنگ نقرهای درخشان یک نوع حس با کیفیت بالا به فضا میبخشد، به ویژه زمانی که با کف اتاقی همراه شود که با سنگ های گرانیت مشکی و لوازم جانبی لوکس پوشانده شده باشد.
نوشیدنی های سرد و گوارا، خاطراتی به یادماندنی را از فصل زیبای تابستان در فکر اشخاص بر جای می گذارند. اما در عین حال، تشویش و دل نگرانی از چاقی بعد از نوشیدن هم همواره در پی آن خواهد بود. دیگر نگرانی را از خود دور کنید و با خاطری آسوده، به استقبال تابستان رنگارنگ و زیبا بروید! در اینجا، چند نوشیدنی سالم و گوارار به شما پیشنهاد می شود که علاوه بر لذت نوشیدن آنها، سلامت و زیبایی اندام شما نیز حفظ خواهد شد و حتی موجب کاهش وزن و خوش فرم شدن شکم نیز می شوند.
مادامی که شربت ها، به طور طبیعی و بدون افزودن شکر تهیه و مصرف شوند، بدون هیچگونه نگرانی از افزایش وزن، می توان از نوشیدن آنها لذت برده و بدن را همواره هیدراته نگه داشت و آب هندوانه، یکی از برترین گزینه هاست! هندوانه، این میوه خوش طعم و کم کالری، نه تنها به دلیل محتوای آب فراوان، فوق العاده مفید و با ارزش بوده و بدن را کاملا هیدراته نگه می دارد، بلکه سرشار از مواد مغذی مثل لیکوبن برای مبارزه با سرطان و اسید آمینه ای عالی مثل آرژنین می باشد. در یک مطالعه جدید، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که آرژنین قادر است چربی بدن را کاهش داده و موجب افزایش توده عضلانی بدن شود.
این نوشیدنی باطراوت در روزهای گرم سال، فوق العاده است. چای نعناعی سرد، شکمی صاف و زیبا را به شما هدیه می دهد. جالب است بدانید نوشیدن این چای، موجب هضم سریعتر چربی های موجود در غذاهایی مثل برگرها و استیک شده، نفخ را برطرف کرده و به این ترتیب، اندام شما را زیبا و متناسب می سازد.
با تهیه نوشیدنی یخ در بهشت آناناس، شکمی صاف و زیبا داشته باشید. آناناس، به طور طبیعی، دارای آنزیمی به نام بروملین است که موجب شکسته شدن پروتئین ها، سهولت هضم و رفع نفخ می شود.
مطالعات نشان می دهند که چای سبز، علاوه بر کاهش خطر ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی، حاوی ترکیبات و آنتی اکسیدان هایی است که می تواند با از بین بردن چربی های شکم، آن را زیبا و خوش فرم سازد. مصرف این نوشیدنی قبل از تمرینات ورزشی، موجب چربی سوزی بیشتر طی تمرینات هوازی خواهدشد.
جالب است بدانید این نوشیدنی موجب زیبایی اندام و خوش فرم شدن شکم خواهد شد. این نوشیدنی پرطرفدار، با سرکوب کردن اشتهای کاذب و کاهش میل شدید به خوردن حجم زیاد مواد غذایی، موجب تناسب اندام و فرم گرفتن شکم خواهدشد. مصرف این نوشیدنی در وعده مهم صبحانه، یکی از بهترین گزینه ها برای این منظور خواهدبود. این کار، تا ساعت ها، شما را سیر نگه داشته و مانع از ریزه خواری در طی روز می شود.
دختر ناهید تاج نیا با اشاره به عملی که روی دست راست مادرش انجام شده است بیان کرد که به گفته پزشکان این عمل موفقیت آمیز بوده است.
الهام
صفوی زاده دختر ناهید تاج نیا گوینده باسابقه خبر رادیو با اشاره به وضعیت
مادر خود که امروز جمعه دوم مرداد ماه دست خود را که در پی سانحه رانندگی
شکسته بود عمل کرد گفت: خدا را شکر عمل جراحی روی دست مادرم با موفقیت
انجام شد.
وی ادامه داد: قبل از عمل پزشکان گفته بودند که عمل بسیار سخت است چون
مادرم پیش از این یک بار دیگر دستش شکسته بود و در دستانش میله گذاشته
بودند و پزشک وی بیان کرده بود که در اثر تصادف این میله هم همراه با دست
وی شکسته است.
این مجری رادیو و تلویزیون با اشاره به حال مادرش قبل از عمل بیان کرد:
روز گذشته مادرم به دلیل فشاری که به او وارد شده بود در حال خوبی نبود ولی
حالا خدا را شکر پزشکان اعلام کرده اند که عمل روی دست وی موفقیت آمیز
بوده است و باید مدتی استراحت کند.
در پی حاشیههای پیشآمده برای 2 قسمت از برنامه «ماه عسل»، علیاصغر پورمحمدی (معاون سیما) در نامهای به شبکه 3 تذکر داد و خواستار توبیخ عوامل انتخاب میهمانهای این دو برنامه شد. در متن نامه پورمحمدی به مدیر شبکه 3 که عنوان «توبیخ ماه عسل، تذکر به شبکه 3» در بالای آن درج شده، آمده است: «جناب آقای سیدغلامرضا میرحسینی، مدیر محترم شبکه 3 سیما! برنامه ماهعسل از برنامههای معنوی، تاثیرگذار و پرمخاطب رسانه ملی در ماه مبارک رمضان محسوب میشود که دستاندرکاران آن توانستهاند با تلاش چندساله اوقات خوبی را برای مردم عزیز ایران بهخصوص روزهداران مومن فراهم کنند اما امسال به رغم جدیت جنابعالی و گروه برنامهساز برای افزایش کیفیت و محتوای این برنامه و توجه ویژه به انتخاب بهتر سوژهها و میهمانان مناسب که نسبت به سالهای گذشته از جذابیت و تاثیر بیشتری برخوردارند، متاسفانه 2 برنامه و 2 انتخاب غلط در ماهعسل امسال از شیرینی و شهد این زحمات کاسته و موضوعات و مفاهیمی مطرح شده است که نه در ماهعسل که در هیچیک از برنامههای دیگر سیما نیز جایی ندارند.
از آنجا که تکرار اینگونه اشتباهها
قابلاغماض نیست، با تذکر به جنابعالی، لازم است ضمن توبیخ عوامل آن
انتخاب غلط، به نظارت موثر بر تصحیح، ارتقا و ادامه مسیر خوشسابقه این
برنامه اهتمام کنید.» این خبری بود که 11 تیرماه روی خط خبرگزاریها رفت؛
خبری درباره توبیخ یکی از پربینندهترین برنامههای تلویزیون در ماه رمضان،
«ماه عسل» که حتی اگر بیننده آن نبوده باشید، حتما اسم آن را شنیدهاید،
اسمی که گره محکمی خورده به نام مجری این برنامه، احسان علیخانی، کسی که
جدا از محتوای این برنامه، خودش یکی از دلایل پربیننده بودن و پر سر و صدا
بودن این برنامه است.
او که چند سالی است این برنامه را روی آنتن
دارد، بین دو قطب موافقان و دوستداران سرسخت و مخالفان و منتقدان آتشین در
حال بالا و پایین شدن است؛ موضوعی که چندان تازه نیست و چند سالی است با
شروع این برنامه آتش آن داغتر هم میشود. آتشی که از نقدها و ایرادها و
شوخیهای کوچک مثل حالت و ادا و اطوارهای مجری و طرز لباس پوشیدنش در فضای
مجازی و رسانهای شروع میشود تا به نقدهای جدی درباره محتوای برنامه و
میهمانها میرسد.
اما یک جستجوی کوچک در شبکههای اجتماعی کافی
است تا متوجه شوید چیزی که امسال این روال معمول – شما بخوانید این جنگ
معمول 3-2 ساله- را کمی بهم ریخته و شدت و حدت بیشتری به آن داده، برنامه
پرمخاطب دیگری است به نام «خندوانه» با اجرای رامبد جوان؛ برنامهای که آن
هم با سیل موافقان و مخالفانش روی آنتن شبکه نسیم رفته است، برنامهای طنز
که پیامهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خود را در قالب طنز ارائه میکند،
البته با اجرای رامبد جوان، مجریای که به دلیل طنازیها و پیشینه خود
موافقانی داشت که حتی اگر برنامه او را ندیده بودند، آن را تحسین میکردند
اما در این میان، قیاس نابجایی در شبکههای اجتماعی دستبه دست گشت و حتی
به برخی از رسانههای گروهی هم تسری پیدا کرد که اگر خندوانه از خنده مردم
پول درمیآورد، ماه عسل از گریه مردم ارتزاق میکند؛ اتهامی که در کنار
شایعه دروغین دستمزد آنچنانی مجری ماه عسل، اشک او را در یکی از اجراهای
زندهاش در گفتوگو با یکی از مجروحان جنگ تحمیلی درآورد.
ما ضمن
پرداختن به داستانی که گوشهای از آن را خواندید، نگاهی دارد به فضای نقد
در دنیای مجازی و رسانهای که بیشتر از آنکه نقد باشد، حالت فحاشی به خود
گرفته و نه تنها در تلویزیون، که در سینما و تئاتر و دیگر عرصهها و رسانه
هم راه ویرانگری خود را باز کرده و همچنین ضمن گفت و گو با کارشناسان مختلف
در حوزههای جامعهشناسی و روانشناسی، به تاثیر و دامنه این برخوردها هم
نگاهی انداخته ایم.
«ماه عسل»؛ دیروز، امروز، فردا
سارا جمالآبادی
من بیننده پر و پا قرص برنامه «ماه عسل»
نبودم و نیستم. احسان علیخانی هم مجری مطلوب من نیست، نبوده و شاید هم
هیچوقت نخواهد شد. این را هم میدانم که برای شروع گزارش کار درستی نیست
که دست روی نبض دلت بگذاری و از من شخصیات شروع کنی به حرف زدن. بهتر است
از یک جای دیگر شروع کنی که سنگینتر باشد، بهتر باشد و کلمههای قلنبه و
سلنبهتری در آن بگنجد اما اینبار میخواهم دقیقا خلاف همه چیزهایی که
میدانم، عمل میکنم.
میخواهم از خود شخصی و احساس شخصیام شروع
کنم به نوشتن گزارش چون تقریبا 2 سالی است به نوعی با انواع برخوردها با
این برنامه مواجه میشوم. خندهام میگیرد، متاسف میشوم، خوشم میآید از
جوابها، تعجب میکنم از شاخ و شانه کشیدنها و خیلی وقتها به این نتیجه
رسیدهام که خیلی از ما به دنبال موجی به راه میافتیم و همرنگ جماعت
میشویم؛ خوب یا بدش بماند اما فقط به این دلیل که در اولین قدم زحمت نگاه
کردن و در دومین قدم زحمت فکر کردن به خودمان ندهیم. این موضوع شاید در
نگاه اول ربطی به برنامه «ماه عسل» نداشته باشد اما حتما در مرور بعدی ربط
پیدا میکند؛ مروری که بد نیست شما هم همراه آن شوید، همراه کسی که این
برنامه را دوست نداشت، برنامهای که فقط از کنارش گذشته بود و شاید به نوع
رفتار گاهی مواقع بیرون از حالت طبیعی مجری آن نگاهی انداخته بود و به
حرفها و مطالب دیگری که در برنامه رد و بدل میشد، اهمیتی نداده بود.
تو دهنی بدون دلیل
دوستی در صفحه مجازیاش نوشته: «من اگر
روزی احسان علیخانی را ببینم، دوست دارم آنچنان توی دهانش بزنم که
دندانهایش بریزد!» کسی زیر پست او نوشته: «دوباره چه کار کرده؟» او هم
دقیقا این جواب را داده: «هیچی، فقط این حس را دارم.» شاید رد و بدل شدن
این دیالوگ بین 2 فرد عادی خیلی مهم نباشد اما این نوع برخورد مشت نمونه
خرواری از رفتار و عکسالعملهای بیدلیل ماست که میتواند نسبت به هر
موضوع و شخصی صورت بگیرد؛ عکسالعملهایی که برای آنها دلیلی نداریم.
اتفاقی که برای خود من و شاید شما هم افتاده باشد. ما بدون اینکه دلیلی
قانعکننده برای رد و تایید کسی داشته باشیم، ناخوداگاه همراه و همرنگ
جماعت میشویم و با بهدست آوردن کوچکترین دلیلها، ابراز تنفر و خشم
میکنیم!
برخورد زننده با کودک
علیخانی از مجریهایی بوده که همیشه در
چشم بوده است. چرا؟ شاید به دلیل نوع رفتار و گفتاری که پیشه میکرده و با
همه جوانی و تازهواردی و کارش غرور و اعتماد به نفسی بزرگ شده دارد که
گروهی از مخاطبان شاید با آن احساس راحتی نکنند. پریدن وسط حرف دیگران، قطع
کردن جملههای افراد و شاید شوخیهایی که زمان و موقعیت مناسبی نداشتند،
برخلاف کلیت محتوایی که برنامهاش داشت، خیلیها را از پای برنامه «ماه
عسل» بلند میکرد و دیگر اجازه نمیداد پای برنامه بنشینند، اما یک حقیقت
هم وجود داشت؛ اینکه برنامه او در میان تلویزیونی که دچار ریزش مخاطب بود،
مخاطبان بسیاری داشته و دارد. مخاطب بسیار هم یعنی اختلاف سلیقه و بلد شدن
خوبیها و بیشتر از همه نقاط ضعفی که حتما این برنامه داشته و دارد. نقطه
ضعفهایی مانند دعوت کردن زوجی که یک کودک بیسرپرست را به فرزندخواندگی
قبول کرده اما او را پس از سالها از دست داده بودند و در برنامه به آنها
پسربچهای «هدیه» شد، به شکل و روشی که هیچ مددکار و کارشناس و حتی
بینندهای - که خود من یکی از آنها بودم- آن را تایید نمیکرد. این کار
باعث اعتراض بسیاری از مدافعان حقوق کودک شد که این برنامه را به «برخورد
زننده و رفتار ضدانسانی با کودکان» متهم کردند و تذکر دادند که «کودکان
اشیایی نیستند که دست به دست بچرخند.» اما داستان این زوج چه بود؟ برنامه
«ماه عسل» در ماه رمضان سال ???? از آنها و فرزندخواندهشان دعوت میکند تا
در یکی از قسمتهایش حاضر شوند. حضور در این برنامه باعث شهرت آنها میشود
اما میلاد مدتی بعد فوت میکند. مسئولان «ماه عسل» هم در ماه رمضان 2 سال
بعد (????) از پدرخوانده و مادرخوانده میلاد دوباره دعوت میکنند تا به
برنامه بیایند و در اواخر برنامه، مجری، کودک حدودا 10 ساله دیگری به نام
«شاهین» را صدا میکند، او را در آغوش میکشد و رو به پدرخوانده و
مادرخوانده «میلاد» میگوید: «ما میخواهیم به شما یک هدیه بدهیم.»
معصومه ابتکار هم که آن زمان عضو شورای شهر تهران بود، در یادداشتی پرسید: «آیا تنها وظیفه دستاندرکاران سیما پرکردن کنداکتورهاست؟ پس مسئولیت حفظ کرامت انسانها در هر دو سوی دوربین بر عهده کیست؟» مریم نوابینژاد، یکی از کارشناسان و عضو گروه سوژهیاب این برنامه در پاسخ به این پرسش نوشت: «مادر میلاد با تمام عشقی که به میلاد داشت، آرزو میکرد بچه دیگری هم داشته باشد و برای واگذاری «شاهین» به پدرخوانده و مادرخوانده «میلاد»، «کار کارشناسی وسیعی» انجام شده بود...»
این یکی از برنامههای پرسر و صدا و
جنجالی «ماه عسل» طی سالهای اخیر بود؛ البته در میان برنامههای دیگری که
خیلی خوب سوژهیابی، اجرا و جمعبندی میشدند. این چیزی است که نمیشود از
آن گذشت. درست است که در یک برنامه خلاف کرامت انسانی رفتار شد اما
برنامهای هم ساخته شد که برای اولینبار از کودکان خیابانی تصویری ورای
فیلمهای آبکیای نشان داد که قبلا نشان داده شده بود و دنیای سخت آنها را
کنار معصومیتشان به خوبی به تصویر نمیکشید. در آن برنامه، رضای کوچک وقتی
علیخانی از او پرسید بزرگترین آرزویت چیه؟ خیلی ساده جوابی تکاندهنده داد
و گفت: «هیچی! وقت نکردم به آرزوهام فکر کنم! من فقط کار کردم!» سوال و
جوابی که به اندازه ساعتها مقاله نوشتن و گزارش تهیه کردن کار خودش را کرد
و به ما که در مصرفگرایی خود غرق هستیم-کاری به گوش شنوا و دیده بینای
مسئولان ندارم- این تلنگر را زد که در همین گوشه شهر بچههایی زندگی
میکنند که اصلا آرزو ندارند؛ نه برای اینکه نمیدانند آرزو چیست، که
کمرشان زیر بار مسئولیتی که به آنها ربطی ندارد، خم شده.
اتهام: اشک!
«ماه عسل» بیدلیل برنامه پرمخاطبی نشده و
نبوده. حتما در میان برنامههای «ماه عسل» برنامههای خوبی ساخته شده که
مخاطب را جذب کرده. مثل برنامهای با حضور سولماز و احسان، زوج جوانی که
هنوز عکسها و خبرهایشان در دنیای مجازی هست. زوجی که هنوز تصویر عشقشان در
ذهن ما که عشق که هیچ، دیگر در دوستیهای سادهمان هم ماندهایم، ثبت شده.
دختر و پسر جوانی که در دوران قبل رفتن به خانه خودشان دچار سانحهای سخت
میشوند. سانحه تصادفی که دختر را از گردن به پایین معلول میکند. دختر از
پسر میخواهد که بگذارد و برود، همه هم از او میخواهند اما او نمیرود و
دست نوازشگر و حمایتش کار را به جایی میکشاند که سولماز نهایت زندگیای را
که میتوانست، پیدا میکند و در برنامه «ماه عسل» به ما یادآوری میکند که
در این شهر هستند کسانی که خلاف جریان گردابی که گیرش افتادهایم، حرکت
میکنند. شاید قابل شمارش نباشد چشمهایی که با این برنامه خیس شد. اما
همین خیس شدن چشمها هم که نشان صیقل یافتن روح بود، در بعضی موارد یکی از
موارد ضعف برنامه شمرده شد، گاهی به غلط، گاهی به درست. خیلیها احسان
علیخانی را متهم به درآوردن اشک مردم کردند؛ اشکی که او خود اجرایش میکرد و
میگفتند ساختگی است و علیخانی در سال 92 در مراسم نقد و بررسی برنامه
«ماه عسل» که در فرهنگسرای رسانه برگزار شد، درباره آن گفت: «آدمهای زیادی
دیدهام که با دیدن یک صحنه غمانگیز گریه میکنند. این آدمها قلبهایی
شفاف دارند ولی من نگران آدمهایی هستم که از کنار این غمها ساده
میگذرند، آنها باید در خود بازنگری کنند.» احسان علیخانی درباره سابقه
کاری خود و علت ساخت این برنامه هم گفته بود: «باید صادقانه بگویم که طرح و
ایده «ماه عسل» از سال 86 شروع شد و قرار بر این بود که برنامه را من برای
شبکه 3 تهیه و اجرا کنم. قبلتر از آن، کار مستند در مورد زندگی مردم عادی
انجام داده بودم و دوست داشتم در این برنامه به جای پرداختن به ستارهها،
سراغ خود مردم بروم.» محمدحسین لطیفی، کارگردان موفق هم که در این برنامه
حاضر بود، در صحبتهایی کوتاه درباره «ماه عسل» گفت: «از احسان علیخانی کار
پراحساس انتظار میرفت که همین هم شد. نیاز واقعی جامعه ما این است که کسی
آیینهگی مردم را بروز دهد و خودشان را به خودشان نشان دهد. من اینجا
آمدهام که بگویم مردم تشنه اینگونه برنامهها هستند و باید این کار ادامه
یابد.»
میدانم اینجا سیرک نیست
انتقادها و تشویقهای برنامه در کنار هم
ادامه داشته و دارد. انتقادهایی که بعضی از آنها میتوانست آدم را به خنده
بیندازد اما علیخانی به آنها اشاره میکرد، جوابشان را میداد و در برخی
موارد عذر میخواست. مثلا دو سال پیش در یکی از شبهای ماه عسل، شلواری
قرمز پوشیده بود که این اتفاق باعث بروز واکنشهایی در رسانههای رسمی و
شبکههای مجازی شد. همین واکنشها باعث شد این مجری تلویزیونی در ابتدای
برنامه روز جمعه «ماه عسل» توضیحاتی درباره این موضوع بدهد: «من بعد از
سالها اجرا در تلویزیون طبعا با قواعد این حوزه آشنایی کامل دارم اما
«شلواری که من پوشیده بودم در اصل بادمجانی رنگ بود، اما در جریان پخش
تلویزیونی رنگها پررنگتر میشوند و این اتفاقها میافتد. من میدانم
اینجا سیرک نیست و باید شأن و شئوناتش حفظ شود، اما با وجود اینکه
بیتقصیر بودم، بابت این اتفاق عذرخواهی میکنم.»
اتهام: درآمد!
احسان علیخانی هر سال در «ماه عسل»
چشمهایی خیس و اشکی داشت اما امسال انگار وضعیت به شکل دیگر و البته
سختتری بود. او به خاطر دو برنامه که یکی از آنها دعوت از یک زوج بود که
پسر بهدلیل رسیدن به دختر خودکشی کرده بود و دیگری دعوت از پوزر عروس بود،
مورد توبیخ و تذکر معاون سیما قرار گرفت. علیخانی اما به این دو مورد هم
جواب داد و گفت: «ما تا به حال حدود ??? مهمان در برنامه داشتهایم و امکان
دارد در این میان اشتباه هم کرده باشیم.» اما امسال مساله دیگری هم مطرح
شد و آن دستمزد او برای این برنامه بود که اشک او را که جنس دیگری داشت،
هویدا کرد و بغضش را شکست. مدتی بود در شبکههای اجتماعی از دستمزد یک
میلیارد و 200 میلیونی او حرف زده میشد و این موضوع آنقدر ادامه پیدا کرد
که با نیشتر توبیخ هم گویا سر درددل احسان را باز کرد و در پاسخ به مهمانان
خود که چند جانباز جنگ تحمیلی بودند، اعلام کرد که بهدلیل موج سنگینی که
در شبکههای اجتماعی در خصوص این برنامه و احسان علیخانی راه افتاده، قصد
پاسخ و توضیح در این خصوص را نداشته اما بهدلیل خواست میهمانان برنامه،
توضیحاتی میدهد. علیخانی گفت: «دستمزد من برای کل ماه رمضان و برنامه «ماه
عسل» 45 میلیون تومان است که این مبلغ برای یک سال تلاشم برای آماده کردن و
تهیه سوژه و بررسی و فیلمبرداری برای ماراتن یک ماهه رمضان است و اعضای
تهیه برنامه در طول یکسال درگیر پیشتولید و ساخت این مجموعه هستند.» او
درباره هزینه لباس و کت و شلوارهایش هم که بارها درباره قیمت و مارک آنها
حرف زده شده بود، گفت همه را با بودجه خودش تهیه میکند. علیخانی با انتقاد
تلویحی از موج گسترده شایعات و موج سواری برخی در خصوص دستمزد و درآمد
حامیان مالی برنامهاش هم گفت: «درآمد ناشی از حامیان مالی برنامه و
آگهیها مستقیم به خزانه دولت و حساب صدا و سیما واریز می شود و «ماه عسل»
هیچ عایدی از این محل ندارد.»
باید دید، جور دیگرش بماند
بازگردیم به خط اول، به همان دیالوگ ساده دنیای مجازی به همان تودهنی بیدلیل، بازگردیم به همان خط اول و بپذیریم حتما اشکالی در ساخت برنامه ماه عسل، در اجرای برنامه، در ادبیات مجری و در اعتماد کردن به برنامههای تلویزیون هم وجود دارد، اما با همه اینها حتما موارد مثبت فراوانی هم هست که نمیتوان بیدلیل از آنها گذشت و فقط پایی پراند و رفت. بازگردیم به خط اول و جدا از داستان احسان علیخانی و خیلی از کسان دیگر، به این فکر کنیم که در فضایی زندگی میکنیم که پرخاشگری جای نقد، ناسزا جای کلمههای درست و حسادت جای تلاش را گرفته. فضایی که حتما مسئولان و کسانی که در دید جامعه هستند، در ساخت آن بیتقصیر و تاثیر نبودهاند و اگر ما به اصلاح این ساختار فکر میکنیم، بهتر است شروع کنیم از خودمان که بیشترین مسئولیت را در قبالش داریم.
علی ناظری در مورد دلایل بروز رفتارهایی مانند تجاوزات جنسی گفت: هرچند که تجاوزات جنسی میتواند متاثر از اختلال جنسی باشد، اما برای آن باید یک پرانتز نیز در نظر گرفت؛ گاهی اوقات چنین رفتاری الزاما یک اختلال جنسی نیست، بلکه نوعی برونریزی خشم است. پیشتر سخنگفتن از مسائل جنسی نوعی تابو بود. تا جاییکه این مسائل بدل به مشکلاتی شدند که عدمتوجه به آنها دیگر امکان نداشت. به مروز فضا برای سخن گفتن از مشکلات جنسی و جنسیتی بازتر شد و حال سالها به یکی از پربحثترین مسائل در کشور ما بدل شده است. لزوم توجه به این مسائل به دلیل آسیبهایِ ناشی از کمسوادی در حوزه جنسی است. آگاهیبخشیهای عمومی میتوانند سواد جنسی افراد را بالا ببرند. در همین راستا، مدیر کل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت خبر از تشکیل کلینیکهای زناشویی و جنسی در 10 دانشگاه علوم پزشکی کشور داده است.
وجود مشکلات جنسی در جامعه به افزایش طلاقها و ایجاد تنش در روابط میان دو جنس و همچنین بر رفتارهای عمومی افراد اثرگذار بوده است؛ آزار و اذیتهای جنسی در مکانهای عمومی، تجاوز به زنان، کودکان و افراد ضعیف، عدم توانایی در برقراری روابط عاطفی و جنسی درست و غیره از تاثیرات این مشکل است.
دکتر علی آذین -متخصص پزشکیِ اجتماعی و فلوشیپ سلامت جنسی- در نشستی در انجمن جامعهشناسی ایران گفت: در ایران روابط جنسی، یک مسأله پیچیده است و باید همه مسئولان را متوجه کنیم که این موضوع سادهای نیست و نمیتوان به سادگی درباره آن تصمیم گرفت. ما باید به این موضوع توجه کنیم که مثلا در هیچ کشور توسعهیافتهای هیچگاه بیان نمیشود که توانستهایم اعتیاد یا دیگر آسیبهای اجتماعی را ریشهکن کنیم ولی در ایران میبینیم که طرحهای مختلف ضربتی برنامهریزی و اجرا میشود و اینطور به نظر میرسد که با چنین طرحهایی میتوان تمام آسیبها را از بین برد. باید حتما به این موضوع توجه داشته باشیم که با مسائل جنسی هم اینطور برخورد نکنیم که اگر این کار را کنیم، نشان میدهد که ما درک درستی از این موضوع نداشتهایم.
سلامت جنسی بنابر تعریف، مولفههایی نظیرِ احساس رضایت از بدن خود، احترام به جهتگیریِ جنسی خود و دیگران، احترام به هر دو جنس زن و مرد، سوءاستفاده نکردن جنسی، عدم قبول باورهای جنسی کلیشهای که در فرهنگهای مختلف وجود دارد، درک درست از مسائل مربوط به جنسیت و رفتار جنسی، احترام قائلبودن برای حقوق جنسی و... را باید داشته باشد.
دکتر علی ناظریآستانه، بر لزوم آموزش سلامت جنسی به افراد در سنین مختلف، برای داشتن جامعهای سالم از نظر جنسی، تاکید میکند. چرا که دلیل بسیاری از رفتارهای نامناسب در این حوزه به ریشههای آموزشی و تربیتی جامعه بازمیگردد.
علی ناظری -روانشناس و سکستراپ- در تعریف سلامت جنسی گفت: به طور کلی سلامت جنسی عبارتاز تمایلات جنسی در مورد گرایشها و رفتارهای جنسی فرد در چارچوب ذهنی اوست. فردی که بتواند به شکلی صحیح و بدون آنکه به خود و دیگران در این زمینه آسیب بزند و همچنین به غریزه جنسی خود متناسب با فرهنگ جامعه بپردازد دارای سلامت جنسی است.
وی با برشمردن شاخههای اصلی رفتار جنسی در ادامه اظهار کرد: تمایل جنسی زیرمجموعههای مختلفی دارد. عمل و رفتار جنسی در انسان به 4 شاخه اصلی تقسیم میشود؛ تمایلات جنسی، توانایی در بروز رفتار جنسی، گرایشات جنسی و ارضاء یا برآوردهشدن نیاز جنسی شاخههای رفتار جنسی هستند. در هرجامعهای باید این شاخهها برای افراد تامین شوند که البته این امر بستگی زیادی به ساختارهای تربیتی و فرهنگی جامعه دارد.
این روانشناس در ادامه گفت: در این چارچوب برخی مسائل به عنوان اختلالات جنسی و برخی مسائل دیگر به عنوان انحراف جنسی شناخته میشوند؛ اختلال جنسی که طبیعتا برای خود فرد و نزدیکان او تبعاتی دارد شامل کمتوانی جنسی، ارضاءنشدن جنسی و... است و اما انحرافات جنسی رفتارهایی همچون تمایل جنسی به کودکان را در برمیگیرد که علاوه بر خود به دیگران نیز ضربه وارد خواهد کرد. انحرافات جنسی را باید در چارچوب بیماری سلامت روان مورد توجه قرار داد.
علی ناظری همچنین در مورد دلایل بروز رفتارهایی مانند تجاوزات جنسی گفت: هرچند که تجاوزات جنسی میتواند متاثر از اختلال جنسی باشد، اما برای آن باید یک پرانتز نیز در نظر گرفت؛ گاهی اوقات چنین رفتاری الزاما یک اختلال جنسی نیست، بلکه نوعی برونریزی خشم است. فردی که دست به چنین کاری میزند میتواند دارای اختلالات شخصیتی باشد و ممکن است اعمال خشونت از جانب او، علاوه بر تجاوز جنسی در اشکال دیگری هم بروز پیدا کند. دکتر ناظری در ادامه تصریح کرد: بهطور کلی سلامت جنسی را باید زیرمجموعهای از سلامت روان دانست. رفتارهای ناهنجار جنسی (مانند آزار واذیت دیگران در محیطهای عمومی) الزاما ناشی از بیماری جنسی نیست. ریشه این رفتارهای ناهنجار را باید در آموزش جستجو کرد. آموزش، آنهم از دوران کودکی، سبب میشود تا درصد و شیوع رفتارهای نابههنجار کاهش پیدا کند. در جامعه ما این دلیل بیش از همه وجود دارد و البته اقلیتی نیز وجود دارند که به هرحال رفتار آنها بیماری تلقیشده و باید زیر نظر روانپزشکان قرار بگیرند.
وی ادامه داد: سلامت جنسی و سلامت روان قابل تفکیک نیستند. کسی که به دیگران تعرض میکند ممکن است در تسلط بر غریزه خود ناتوان بوده باشد، بنابراین این غریزه میتواند فرد را به سمت قویترین و خشنترین رفتارها در حوزه جنسی ببرد. هنگامی این دست از رفتارها از یک فردی که دچار بیماری عقبافتادگی ذهنی است سر بزند، افراد پیرامونِ او، عدم درایت در وی را مورد تاکید قرار داده و میگویند او باید درمان شود. اما در مورد بروز چنین رفتاری از بخش زیادی از مردم طبیعتا نقش فرهنگ و طبیعت مهم است. ناظریآستانه با اشاره به نقش کلینیکها در آموزش و بالابردن سلامت جنسی افراد اظهار کرد: اگر قرار است کلینیکی برای سلامت جنسی وجود داشته باشد، باید در آن به فرهنگسازی و تربیت افراد پرداخته شود. این کلینیکها نباید فعالیت خود را به درمان بیماران و افرادی خاص محدود کنند.
این روانشناس در انتها تصریح کرد: باید مستقیما و به طور وسیع، آموزشهایی به افراد داده شود. اصولا گفته میشود که پس از بلوغ بهترین زمان برای آموزش مسائل جنسی به افراد است. اما ما نباید نقش آموزش در دوران کودکی را نادیده بگیریم؛ آموزشی که البته باید با ظرائف زیادی انجام شود. باید از کودکی به آنها شرم و حیا، خویشتنداری، روابط میانجنسیتی و... را آموزش داد تا این رفتارها درون آنها نهادینه شود.
خونریزی از هر کجای بدن میتواند ترسناک و دلهرهآور باشد؛ بهخصوص اگر بیدلیل اتفاق بیفتد. شاید شما هم از دوران کودکی، خاطرات خوندماغ شدن را به یاد داشته باشید اما بعضیها نهتنها در کودکی بلکه در بزرگسالی نیز دچار خونریزیهای مکرر و آزاردهنده از بینی میشوند. بسیاری از افراد فکر میکنند خونریزی مکرر از بینی نشانه سرطان خون است اما دکتر بابک ساعدی، متخصص گوش، حلق و بینی و فلوشیپ جراحی پلاستیک صورت معتقد است: «خوندماغ بهندرت میتواند نشانه بیماریهای جدی همچون سرطان یا تومور باشد». پس اصلا چرا خوندماغ میشویم و چه زمانی باید نگران آن باشیم؟ متخصصان طب رایج و سنتی به این سوال پاسخ میدهند.
خروج ترشحات خونآلود از بینی به اصطلاح «خوندماغ» نامیده میشود که یکی از شایعترین مشکلات داخل بینی است. به گفته دکتر بابک ساعدی، متخصص گوش، حلق و بینی و فلوشیپ جراحی پلاستیک صورت و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران اگرچه خوندماغ از بیماریهای مهم بینی است اما بیشتر از اینکه خطرناک باشد آزاردهنده است. شاید این سوال در ذهنتان ایجاد شده باشد که چرا خونریزی از بینی اتفاق میافتد و سایر اجزای صورت مثل گوش دچار خونریزی نمیشوند؟ علت این موضوع به کارکرد بینی بازمیگردد. یکی از وظایف بینی گرم و مرطوب کردن هوای تنفسی است. به همین دلیل است که عروق خونی داخل بینی به مخاطها بسیار نزدیک هستند بنابراین هرگونه خشکی یا دستکاری بینی میتواند منجر به خونریزی از این عضو شود.
دکتر ساعدی انواع خوندماغ را به دو دسته کلی تقسیم میکند؛ دسته اول خونریزیهایی هستند که به مقدار کم اما مکرر اتفاق میافتند. در واقع ناحیهای در قسمت قدامی و تیغه وسط بینی وجود دارد که تمام عروق خونی در آن تجمع پیدا کردهاند. به همین دلیل این منطقه مستعد خونریزی است. این نوع خوندماغ بسیار شایع است و بیشتر در فصلهای سرد هنگام سرماخوردگی، در اطفال و در کسانی دیده میشود که مدام بینیشان را دستکاری میکنند. دسته دوم خوندماغهایی هستند که حجمشان زیاد است و معمولا به سختی بند میآیند. این نوع خوندماغ جدیتر است و بیشتر در افراد مسن و کسانی دیده میشود که فشار خون بالا یا اختلالات انعقادی خون یا آترواسکلروز (تصلب شرائین) دارند. منشا آن نیز معمولا قسمتهای عقبتر بینی است.
یکی از باورهای رایج میان مردم که بیشتر از فیلمهای سینمایی نشات گرفته این است که خوندماغ شدن حتما نشانه سرطان، تومور یا یک بیماری خطرناک است! دکتر ساعدی با این تفکر مخالف است. به گفته او هرچند خوندماغ باید جدی گرفته شود اما در اغلب موارد نشانه یک بیماری خطرناک نیست. درواقع تومورها، اختلالات انعقادی و داروهای ضدانعقاد خون هم ممکن است باعث خونریزی از بینی شوند اما این موضوع بسیار نادر است و 99 درصد از علل خوندماغ ارتباطی با سرطان و مشکلات انعقادی خون ندارند. دکتر سیدمحسن رضوی، فوقتخصص بیماریهای خون و سرطان و استادیار دانشگاه علومپزشکی تهران نیز با او همعقیده است.
به گفته او، خوندماغ دو علت عمده دارد: 1- اختلالات انعقادی که در راس آنها اختلالات پلاکتی قرار دارد. 2- ضایعات مخاط بینی. در واقع اگر بیمار توسط متخصص گوش، حلق و بینی معاینه شود و ضایعاتی در مخاط بینیاش دیده نشود، باید از لحاظ انعقادی نیز آزمایش دهد. عمدهترین تستهای انعقادی، شمارش تعداد پلاکت و تست عملکرد پلاکت است. اگر تعداد پلاکت کاهش پیدا کرده باشد باید به دنبال علت آن باشیم که یکی از این علتها سرطان خون است. با این حال هر پلاکت پایینی لزوما باعث خوندماغ نمیشود و هر خوندماغی لزوما ناشی از پلاکت پایین نیست. حتی اگر پلاکت پایین باشد و فرد خوندماغ شود باز هم این وضعیت لزوما دلیل بر لوسمی یا سرطان خون نیست.
در خونریزیهای خیلی شدید همراه با فشار خون بالا یا مشکلات دیگر، گاهی اوقات نیاز به تامپونهای خلفی نیز وجود دارد. دکتر ساعدی در ادامه اضافه میکند که حتی بعضی از بیماران ممکن است نیاز به بستری شدن پیدا کنند. لازم به ذکر است که امروزه در درمان خونریزی بینی پیشرفتهای بسیاری صورت گرفته است و از روشهای سنتی ذکر شده در بالا کمتر استفاده میشود. برای مثال تقریبا از 15 سال پیش آندوسکوپ در اختیار متخصصان گوش، حلق و بینی قرار گرفت. این وسیله لولهمانند و مجهز به دوربین است که با کمک آن میتوان وارد بینی شد و محل خونریزی را شناسایی کرد.
برای پیشگیری از بروز خوندماغ باید به رطوبت بینی توجه داشت؛ بهخصوص در فصل زمستان و در کشور ما که هوای خشک و نیمهخشک دارد بنابراین بهتر است هوای داخل منزل را در فصول سرد با کمک دستگاههای بخور مرطوب نگه داشت و از دستکاری بینی خودداری کرد. دکتر ساعدی در ادامه اضافه میکند که اگر داخل بینیتان احساس خشکی میکنید باید از پمادهای موضعی و مرطوبکننده مثل پماد ویتامین A یا AD استفاده کنید. این پمادها علاوه بر چرب کردن بینی باعث بازسازی مخاط هم میشود.
نکته: یکی از تفکرات میان مردم این است که مصرف ویتامین C و K باعث کاهش احتمال خونریزی بینی میشود در حالی که چنین موضوعی از لحاظ علمی ثابت شده نیست و نمیتوان گفت مصرف این ویتامینها در پیشگیری از خونریزی تاثیرگذار است.
به گفته دکتر ساعدی، قرار گرفتن در معرض آفتاب و گرمای شدید هم ممکن است احتمال خوندماغ شدن را افزایش دهد زیرا در این حالت درجه حرارت بینی افزایش پیدا میکند و مخاط آن خشک میشود. مصرف مواد مخدر از طریق بینی نیز عروق بینی را شکننده میکند؛ طوریکه با کوچکترین دستکاری، فرد خوندماغ میشود. در مورد سینوزیت نیز باید بدانید این بیماری باعث خوندماغ نمیشود اما افرادی که سینوزیت دارند ممکن است خلط خونی داشته باشند. خلط خونی نیز همیشه نشانه خوندماغ نیست و میتواند از علائم سینوزیت باشد.
دکتر محمود صدوقی، متخصص گوش و حلق و بینی، خونریزی بینی را براساس سن تقسیمبندی میکند. به گفته این دانشیار دانشگاه علومپزشکی تهران، خوندماغ شدن در کودکان بیشتر به دلیل دستکاری بینی اتفاق میافتد. درواقع در ابتدای بینی سهسرخرگ سطحی وجود دارد که با خشک شدن مخاط و کوچکترین تحریکی دچار خونریزی میشود. بعضی خونریزیها نیز عمیقتر و خطرناکتر هستند؛ از جمله خونریزیهای مکرر همراه با احساس تومور در پشت بینی.
این تومور که « آنژیوفیبروم» نام دارد بیشتر در پسرهای نوجوان ایجاد میشود و نیاز به عمل جراحی دارد. گاهی اوقات هم بیماریهای عفونی یا فرورفتن اجسام خارجی به داخل بینی باعث خونریزی میشود. خوندماغهای دوران جوانی و میانسالی نیز بیشتر به علت ترومبوز، ضربه و تصادف اتفاق میافتد. بعد از 50 سالگی هم خونریزی بیشتر به علت خشکی و تنگی جدار عروق بینی روی میدهد. تومورهای بدخیم، بیماریهای عفونی و پولیپ نیز میتوانند منشا خونریزی در این سنین باشند. در هر صورت خوندماغ باید حتما توسط پزشک بررسی شود تا علت آن مشخص شود.
دکتر ساعدی توصیه میکند در صورت وقوع خوندماغ قسمت قدام بینی را با دست و انگشت فشار دهید و دو تا سه دقیقه نگه دارید. در این وضعیت نباید سر خود را عقب بگیرید زیرا این کار بیشتر باعث میشود خون داخل حلق بریزد و وارد معده شود. در خیلی از موارد خونریزی با گرفتن بینی بند میآید در غیر این صورت باید در حالت نیمه نشسته قرار بگیرید و روی صورتتان یخ بگذارید. اگر باز هم خونریزی بند نیامد، مراجعه به پزشک ضروری است. در این موارد پزشک محل خونریزی را شناسایی میکند و در صورت امکان از «کوتر» یا روش سوزاندن استفاده میکند. منظور از کوتر استفاده از وسیله گرم برای سوزاندن رگ نیست بلکه منظور به کار بردن مواد شیمیایی برای بستن سر رگ است. اگر هم سوزاندن قابل انجام نباشد پزشک در ناحیه خونریزی تامپون یا باند آغشته به پماد آنتیبیوتیک قرار میدهد. این پانسمان باید سه تا پنج روز داخل بینی باقی بماند و بعد خارج شود.
به گفته دکتر علیرضا عباسیان، متخصص طب سنتی اگر خوندماغ با بیماریهای زمینهای همچون کمبود عوامل انعقادی، اختلالات ناحیه سینوس و بیماریهای خطرناک مانند سرطان ارتباطی نداشته باشد، میتوان برای رفع آن از درمانهای طب سنتی کمک گرفت. عضو هیات علمی دانشگاه علومپزشکی تهران در ادامه اضافه میکند که شایعترین علت خونریزی از بینی بهخصوص در خانمها و کودکان، خشک شدن مزاج بینی و رگهای خونی است. درواقع خشکی باعث میشود رگ حالت کشسانی خود را از دست دهد و شکننده شود. برای جلوگیری از این نوع خوندماغ میتوان داخل بینی را با مقداری روغن بنفشه یا روغن زیتون مرطوب کرد.
گاهی اوقات فشار خون بالا بهخصوص در افراد مسن میتواند باعث خوندماغ شود. جالب است بدانید این نوع خوندماغ در افراد دمویمزاج (مزاج گرم و تر) یک بلای بزرگ را از فرد دور میکند! زیرا همانطور که رگ در بینی پاره شده است میتوانست در مغز هم پاره شود و خونریزی مغزی ایجاد کند. دکتر عباسیان معتقد است، این افراد باید مزاج خود را تعدیل کنند و از مصرف غذاهایی که مزاج دموی ایجاد میکند، مثل گوشت قرمز بپرهیزند و بیشتر از مواد غذایی با مزاج خنک استفاده کنند. این خوراکیها از جمله کاهو و سکنجبین بهخصوص در فصل تابستان و برای افرادی که زیر آفتاب کار میکنند هم بسیار مفید است. در بعضی موارد نیز علت خوندماغ، رقیق شدن بیش از حد خون است که در این حالت بند آمدن خون بیشتر طول میکشد. افرادی که دچار این خونریزیها میشوند باید از مصرف خوراکیهای رقیقکننده خون خودداری کنند. این خوراکیها اغلب طعم تند و تیزی دارند؛ از جمله سیر، پیاز، پیازچه، تره، ترب، تربچه و فلفل سیاه.
برای بند آوردن خوندماغ در طب سنتی راهکارها و داروهای مختلفی وجود دارد. به گفته دکتر عباسیان، سادهترین راه این است که مقداری یخ را در کیسه یا پارچه قرار دهید و روی پیشانی بگذارید. در طب مدرن نیز معمولا داخل بینی تامپون و پنبه قرار داده میشود که البته طی سنتی هم راهکاری مشابه تحت عنوان «فیتیلهگذاری» دارد. به این صورت که باید فیتیلههایی را بهتنهایی یا آغشته به داروهای گیاهی داخل بینی قرار داد تا خونریزی بند بیاید.
فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار صمیمی با دانشجویان حاوی نکات ارزنده و مهمی برای مسئولین و دست اندرکاران نظام بود و از میان تمام فرمایشات ایشان بحث برگزاری کنسرت در دانشگاه ها بیشتر مورد تأکید بود.
مقام معظم رهبری در بخشی از فرمایشات خود با رد کامل افزایش جذابیت در محیط های دانشجویی از راههای غلطی همچون اردوهای مختلط و کنسرتهای موسیقی تأکید کردند: کسانی که دختران و پسران دانشجوی مردم را تحت عنوان ایجاد جاذبه، بصورت مختلط در پوشش اردوهای دانشجویی به اروپا می برند قطعاً به محیطهای دانشجویی و حتی نسل آینده خیانت می کنند.
ایشان در قسمتی دیگر از سخنان خود با وارد دانستن انتقاد یکی دیگر از دانشجویان در خصوص ترویج برخی مسائل مُخلّ پیشرفتهای علمی در دانشگاهها نظیر برگزاری کنسرتهای موسیقی، گفتند: اینگونه کارها به بهانه ی نشاط بخشی به محیط دانشجویی، جزو غلط ترین کارهاست.
در این نکته که جامعه نیازمند نشاط و شادابی است شکی نیست اما موضوع تغییر یکباره نوع نگاهها و اولویت های برخی بزرگواران است که طی سال های گذشته برای برگزاری چنین مراسماتی احساس تکلیف نمی کردند.
سازمانهای مختلفی در تلاش هستند که با اجرای برنامههای متنوع فرهنگی شاد و مفرح، اوقات فراغت جوانان را غنی کنند بویژه در شرایط کنونی که توان اقتصادی کشور جهت غنی کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان محدود است و با توجه به هجمه های وسیع دشمن در راستای تهاجم فرهنگی که جوانان و نوجونان را هدف خود قرار داده اند باید از همین سرمایههای موجود به بهترین نحو استفاده کرد آنچه که در این میان نیاز است لزوم اجرای اقدامات فرهنگی در راستای مقابله با فساد و اجرای اقدامات زیربنایی برای بازیابی هویت جوان ایرانی است.
آیا با اجرای چند کنسرت می شود فرهنگ استان را دچار تغییر و تحول و شادابی کرد آیا از اجرای این کنسرتها هدفی حاصل می شود یا هرچه پیش آید خوش آید!
برگزاری کنسرتها به صورتی که الان می شنویم و می بینیم در شأن جامعه اسلامی نیست
حجت الاسلام عسگر دیرباز در گفت و گو با خبرنگار این رسانه گفت: برگزاری کنسرتها به صورتی که الان می شنویم و می بینیم که در وضعیت مختلط و بدون توجه به حضور محرم و نامحرم انجام می شوند در شأن جامعه اسلامی نیست.
وی افزود: این کنسرتها که باعث می شوند افراد دچار گناه و آلودگی شوند و به فساد بیفتند باید بصورت کنترل شده و تک جنسیتی و با رعایت شئونات دینی و اسلامی جامعه ما انجام شوند.
نماینده مردم آذربایجان غربی اظهار کرد: برگزاری این کنسرتها بصورت مجاز و با محتوایی که اخلاق انسان تقویت شود حرام نیست .
وی برگزاری کنسرتهایی که در حال حاضر در جامعه و محیط دانشگاهها انجام می شوند را نامناسب و مغایر با شعائر جامعه اسلامی عنوان کرد.
حجت الاسلام دیرباز گفت: برگزاری کنسرتهای مختلط در جامعه جز آسیب به جامعه و انحطاط اخلاقی جامعه هیچ ثمره دیگری نخواهد داشت.
کنسرتها نسخه های باطل و سم مهلکی هستند که دشمنان برای جوانان ما پیچیده اند
حجت الاسلام جواد قهرمانی در گفت و گو با خبرنگار تیار در رابطه با برگزاری کنسرتهایی که در شرایط حاضر در جامعه برگزار می شوند، گفت: حقیقت اینست که افرادی خودفروخته و دنیا گرا فکر می کنند که زندگی فقط این دو روز دنیاست.
وی با بیان اینکه برخی افراد ناآگاه نباید سرنوشت جوانان را با افزون طلبی های خودشان به فلاکت بکشانند، افزود: کنسرتهایی که با موسیقی های مبتذل، محرک و بصورت مختلط برگزار می شوند آثاری جز بدبختی برای جامعه ندارند.
مدیر حوزه های علمیه آذربایجان غربی اظهار کرد: دلسوزان نظام ،کشور و جوانان بدانند جوانان به کنسرتها نیازی ندارند بلکه به جوانان، شغل، زندگی مناسب، مسکن، دین و باورهای نجات بخش، اخلاق و ادب و معرفت فنون روز نیاز دارند.
وی تصریح کرد: جوانان محتاج زندگی مرفهی هستند که اسلام برای آنان ترسیم کرده و هیچ وقت مجالس مختلط و کنسرت ها نجات بخش جوانان نخواهد بود.
حجت الاسلام قهرمانی کنسرتها را در واقع نسخه های باطلی عنوان کرد که دشمنان برای جوانان ما پیچیده اند چرا که جوانان هیچ وقت با این برنامه ها به سعادت نمی رسند بلکه به سقوط و ابتذال کشیده می شوند.
وی گفت: این جلسات مختلط نتیجه و حاصلی جز نابودی اخلاق و معنویت و خانواده ندارد و تنها وقت جوانان را تلف کرده و باورها و اعتقادات آنان را به تمسخر کشیده و آنان را آلوده و دچار افسردگی مضاعف می کنند.
مدیر حوزه های علمیه آذربایجان غربی افزود: شادی جوانان در این کنسرتها نیست شادی واقعی و ماندگار جوانان در معنویت و زندگی خداپسندانه و مناسب است.
وی گفت:کسانیکه دلسوز کشور و جوانان هستند نسخه نجات بخش و واقعی برای جوانان بپیچند و فرهنگ ابتذال غرب را که جز بیراهه و سراب نیست به جوانان تحمیل نکنند.
مدیر حوزه های علمیه آذربایجان غربی به دست اندر کاران نظام و مسئولین فرهنگی جامعه و دانشگاهها تأکید کرد که به فکر نجات جوانان باشند و از نسخه های الهی و قرآنی استفاده کنند و از این کارهای خلاف شرع و نسخه های غربی که سم مهلک برای جوانان هستند خودداری کنند.
انتهای پیام/
شهرستان تاریخی ماکو با تاریخ چندهزار ساله اش، یکی از شهرهای مهم آذربایجان غربی از لحاظ تاریخی است. ماکو علاوه بر این شهری مهم از لحاظ جغرافیایی است و می توان به عنوان مرکزی اقتصادی و توریستی نیز معرفی شود.
شهر ماکو نیز به واسطه داشتن چندین بنای ارزشمند تاریخی، یکی از معدود شهرهای استان است که چنین مجموعه های گرانبهایی دارد. اما در نهایت تأسف در سالهای گذشته در اثر غفلت مسئولان متولی و حساس نبودن مردم و رسانه ها، این بناها در معرض تخریب و ریزش قرار گرفته اند. بناهایی مانند شهربانی، شیر و خورشید، دارایی، کلاه فرنگی و ... .
از طرفی دیگر برخی اقدامات مرمتی در برخی بناها مانند عمارت کلاه فرنگی اصالت آن را از بین برده و قسمتهای داخلی آن را با گچ سفیدکاری کرده و به جای تزئینات قدیمی جایگزین کرده اند!
از طرفی بنای شهربانی نیز در نهایت تأسف با خطر از بین رفتن روبروست و سقف آن عنقریب است که فرو ریزد و نیازمند توجه جدی مسئولان است. گرچه شاید برخی ناهماهنگی ها بین میراث فرهنگی و نیروی انتظامی باعث تخریب آن شود اما باید در نظر داشت می توان این بنای بسیار ارزشمند را با همکاری و درایت نیروی انتظامی به موزه پلیس و یا تاریخ پلیس و قشون در آذربایجان غربی تبدیل کرد.
درخواست از استانداری و نیروی انتظامی برای رسیدگی به وضعیت بنای شهربانی
محمد فتحی در گفت و گو با خبرنگار اروم نیوز درباره بنای تاریخی و ارزشمند در حال تخریب شهربانی ماکو اظهار کرد: میراث فرهنگی در سنوات گذشته 300 میلیون تومان جهت تملک بنای شهربانی ماکو پرداخت کرد اما توافقی در پی نداشت.
وی افزود: طرحی را تحت عنوان طرح پردیسان در دست داریم که در آن عمارت کلاه فرنگی، شیروخورشید، دارایی و شهربانی با تخصیص اعتبار و تملک توسط میراث فرهنگی مرمت خواهند شد و امیدواریم به وضعیت این بناها رسیدگی شود.
معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث
فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی با بیان اینکه طرح پردیسان
تنها در دو استان به تصویب رسیده است، گفت: برای اجرای طرح پردیسان 307
میلیون تومان اعتبار گرفته ایم که آن هم فقط برای مرمت اضطراری ، حفاظت
بناها و مطالعات اولیه مکفی است.
فتحی با بیان اینکه با این میزان
اعتبار تنها برای تعویض سقف شیروانی بناها، تعمیر خرپاهای چوبی زیر سقف و
دیگر اقدامات در جهت جلوگیری از ورود آب هزینه خواهد شد، ادامه داد: از
اوایل این هفته اکیپ میراث فرهنگی برای مرمت و استحکام بخشی انجام پذیرفته
است.
وی تصریح کرد: درباره بنای شهربانی تاکنون نتوانسته ایم ورود پیدا کنیم و از استانداری و همچنین نیروی انتظامی درخواست کرده ایم که به وضعیت این بنا رسیدگی شود.
معاون میراث فرهنگی آذربایجان غربی ضمن اشاره به اینکه شرکت عمران بهسازه شهری ایران قول داده است تا کمک و اعتبار درباره مرمت بناهای مذکور را متقبل شود، یادآور شد: اعتبارات میراث فرهنگی جوابگوی تملک بناهای مذکور نیستند.
فتحی در پاسخ به سؤال خبرنگار اروم نیوز مبنی بر ضرورت حفظ اصالت تاریخی بناهای موجود در ماکو و استفاده از مصالحی هماهنگ با بنای اصلی خاطرنشان کرد: سعی داریم اصالت معماری را حداقل در سطح جداره تاریخی و بیرونی بناها حفظ کنیم.
انتهای پیام/
به دنبال گزارش رسیده از یکی از پزشکان این شهرستان مبنی بر مسمومیت مشکوک به بوتولیسم اعضای یک خانوده در این شهرستان، این مرکز اقداماتی را در بخش درمان و پیشگیری در سطح این شهرستان به اجرا گذاشت.
بوتولیسم یک بیماری کاملا فلج کننده جدی و نادر است که به وسیله سم حاصل از باکتری کلستریدیوم بوتولینم ایجاد میشود. سه نوع عمده بوتولیسم عبارتند از: بوتولیسم غذایی که با خوردن غذاهای حاوی سم ایجاد میشود. بوتولیسم زخم که حاصل عفونی شدن زخم با باکتری کلستریدیوم بوتولینم است.
بوتولیسم با علایم دو بینی، دید بلوری، افتادگی پلکها، صحبت های درهم و نامشخص، اشکال در بلع، خشکی دهان، و ضعف شدید عضلانی و فلج کامل همراه است. بیماری در تمام دوران ابتلاء و فلج، تأثیری بر هوشیاری بیمار ندارد و همچنین تب وجود ندارد.
سیفعلی اسکندرزاده، رییس مرکز بهداشت شهرستان نقده در این زمینه گفت: تمامی اعضای این خانواده هم اکنون در بیمارستان امام خمینی(ره) این شهرستان بستری بوده و یکی از آنها نیز به بخش I.C.U منتقل شده است.
این مسئول اضافه کرد: نمونه هایی از اعضای این خانواده به همراه مواد غذایی مصرفی آنها که شامل دوغ و ماست بود ، برای بررسی های بیشتر به انستیتو پاستور تهران ارسال شد که هنوز نتایج آن مشخص و اعلام نشده است.
وی با اشاره به بسیج چهار اکیپ از کارشناسان مرکز بهداشت برای همین منظور گفت: در همین زمینه تمامی محصولات لبنی واحد تجاری که این خانواده اقدام به خرید دوغ و ماست از آن کرده بودند ، ضبط شده و این مکان نیز تا اطلاع ثانویه پلمپ شده است.
دکتر اسکندرزاده اظهار کرد: تمامی خانواده هایی نیز که از این مکان خرید کرده بودند ، توسط این اکیپ ها شناسایی و اقدامات پیشگیرانه در مورد آنها نیز به اجرا گذاشته شده است.
وی گفت: ضمن آنکه با صدور اطلاعیه و هشدارهای پزشکی به تمامی مراکز درمانی و بهداشتی به منظور مقابله با این بیماری ، اطلاع رسانی مناسبی در این زمینه صورت گرفته است.