دکتر سیامک شایان نوشت: شاید باورش مشکل باشد، اما در آخرین سالهای قرن
چهاردهم هجری شمسی و در حالی که آمار جامعه دندانپزشکی کشور به ۳۰ هزار
نفر نزدیک میشود، هنوز هم در گوشه کنار کشور افرادی بدون داشتن مدرک
تحصیلی دندانپزشک مشغول عرضه خدمات دندانپزشکی و درمان بیماران هستند.
اگر گمان میکنید محدوده فعالیت این عده که میتوان آنها را دندانپزشکان
تقلبی نامید، فقط در مناطق دورافتاده و دور از دسترس است، سخت در اشتباه
هستید؛ حتی در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ کشور، دندانساز و
دندانپزشکان تقلبی زیادی، بدون داشتن مجوز کار و صلاحیت علمی، مشغول کار
دندانپزشکی هستند؛ آن هم در حالی که آمار تعداد دندانپزشکان در این
شهرها، از حد اشباع گذشته و سرانه دندانپزشک به نسبت جمعیت، در آنها به
شکل عجیبی کوچک شده است.
یکی از دلایل رونق کار کلاهبرداران در
دندانپزشکی، گذشته از ضعف دستگاههای نظارتی و بهداشتی، وضعیت نابسامان
اقتصادی مردم است. دندانپزشکی از گرانترین خدمات درمانی است و تقریبا هیچ
بیمه درمانیای خدمات آن را پوشش نمیدهد. به همین دلیل مردم ناچارند برای
فرونشاندن درد دندان و رفع مشکلات دهانشان، دست به دامان ارزانترین
گزینه ممکنشوند. در چنین وضعیتی عدهای هم با سوءاستفاده از شرایط، پس از
یادگیری اصول اولیه درمانهای دندانپزشکی، یک مرکز زیرزمینی راهاندازی
میکنند و به شکل ناشناس و دور از چشم قانون، خدمات دندانپزشکی به مردم
نیازمند میدهند. نکته جالب اینجاست کهگاه برخی افراد با وجود تمول و فقط
بهدلیل ناآگاهی، به دام اینگونه افراد میافتند و متحمل خسارتهای
جبرانناپذیر مادی و معنوی میشوند.
حالا سوال اینجاست؛ مردم برای درمان دندانهایشان باید به کجا و چه کسی مراجعه کنند؟ چگونه میتوانند در دام آدمهای شیاد و دندانپزشکان تقلبی نیفتند؟ آیا میتوان با حداقل هزینه ممکن خدمات باکیفیت و علمی دندانپزشکی دریافت کرد؟ برای پاسخ به این سوال باید با انواع مراکزی که اقدام به عرضه خدمات دندانپزشکی میکنند، آشنا شوید. این خدمات با توجه به نوع مراکز، کیفیت و قیمتهای مختلفی که دارند و میتوانید با توجه به وسع مالی خود به آنها مراجعه کنید.
چه کسانی حق انجام درمان دندانپزشکی را دارند؟
در
ایران هیچکس جز دارندگان مدرک دندانپزشکی، حق دست بردن در دهان مردم و
انجام درمانهای دندانپزشکی را ندارد. این قانون تبصرههایی دارد، یکی در
مورد عدهای از دندانسازان که از پیش از انقلاب در این حرفه مشغول
بودهاند و در مقطعی از زمان اجازه انجام قالبگیری و ساخت دستدندان را
کسب کردهاند. با گذشت نزدیک به ۳۰ سال از آن زمان احتمالا بیشتر این
افراد اکنون بازنشسته شدهاند. البته هیچ دندانسازی اجازه انجام کارهای
دندانپزشکی را ندارد و فقط اجازه ساخت دستدندان از روی قالبهایی که
دندانپزشک از دهان بیماران تهیه میکند، به آنها داده شده است. در دو
مقطع زمانی، یکی اواسط دهه ۶۰ و یکی اوایل دهه ۹۰، وزارت بهداشت تربیت
نیروهای حد واسط دندانپزشکی را آغاز کرد. این افراد که به «بهداشتکار
دهان» یا «کاردان بهداشت دهان» معروفاند، با گذراندن واحدهای محدود
آموزشی، اجازه یافتند کارهای اولیه دندانپزشکی نظیر جرمگیری و فلورایدتراپی را انجام دهند، اما همچنان حق انجام درمانهای پیچیده دندانپزشکی را ندارند.
چگونه دندانپزشک تقلبی را بشناسیم؟
اگر پای
درد دل افرادی که نادانسته سراغ دندانپزشکان تقلبی یا دندانسازان
رفتهاند و دچار عوارض جبرانناپذیر در دهان و دندان خود شدهاند بنشینید،
دلیل مراجعه خود را ناآگاهی از دندانپزشک نبودن درمانگر و توصیه دوستان و
آشنایان بیان میکنند. اگر شما میخواهید در چنین دامی گرفتار نشوید، هنگام
مراجعه به یک مرکز دندانپزشکی به نکتههای زیر توجه کنید:
مطب دندانپزشکی باید تابلو داشته و روی تابلو باید پیشوند «دکتر» پیش از نام فرد و عبارت «دندانپزشک» یا «جراح- دندانپزشک» زیر نام او قید شده باشد. دندانپزشکان موظفاند مدرک دکترای خود را که در آن نام پزشک، شماره نظامپزشکی و عبارت دندانپزشک وجود دارد، در بخشی از مطب که قابل دید باشد، نصب کنند. دندانپزشکان سربرگ و مهر با شماره نظامپزشکی دارند. این شماره عددی ۵ یا ۶ رقمی است که از طرف سازمان نظامپزشکی به تمام پزشکان و دندانپزشکان داده میشود و شناسه اختصاصی آن پزشک است. اگر این موارد را در یک مرکز دندانپزشکی مشاهده نکردید، حتی اگر درمانگر روپوش سفید پوشیده بود و همه او را «دکتر» خطاب کردند، به او اعتماد نکنید.
مراکز مجاز عرضهکننده خدمات دندانپزشکی عبارتند از:
• مراکز بهداشت و درمانی وزارت بهداشت و رفاه:
در بسیاری از شهرها مراکز بهداشتیای وجود دارند که زیر نظر وزارت بهداشت
یا رفاه و تامین اجتماعی به عرضه خدمات بهداشتی و درمانی میپردازند.
اگرچه این مراکز خدمات خود را به تمام افراد عرضه میکنند، اما تسهیلات و
امتیازهای خاصی برای گروههای هدف در نظر میگیرند. این گروهها عبارتند
از: مادران باردار، مادران شیرده، کودکان و نوجوانان که خدمات دندانپزشکی
برای این افراد با پایینترین تعرفه ممکن انجام میشود. خدمات این مراکز
معمولا در حد درمانهای ساده و پیشگیرانه مانند جرمگیری، ترمیم و کشیدن دندان شیری است. یکی از مشهورترین این مراکز در تهران «بیمارستان میلاد» است.
• دانشکده دندانپزشکی: هماکنون در بیش از ۲۰ شهر بزرگ کشور، دانشکدههای دندانپزشکی وجود دارد. در این مراکز، دانشجویان عمومی و تخصصی آموزشهای لازم را میبینند و زیر نظر استادان خود با کار روی بیماران، به تجربه و مهارتهای خود میافزایند. اگر برای درمان دندانهای خود به هیچوجه نمیتوانید هزینهای بپردازید، مراجعه به این مراکز را به شما پیشنهاد میدهیم، اگر چه بهرهمندی از خدمات تقریبا رایگان دانشکدههای دندانپزشکی، به صرف وقت و حوصله فراوان نیاز دارد، حتی ممکن است برای یک کار ساده دندانپزشکی، مجبور شوید چند روز یا هفته در انتظار بمانید. نکته دیگر اینکه خدمات دندانپزشکی در این مراکز را دانشجویان تحت آموزش برای شما انجام دهند، پس همان اول باید احتمال بروز خطا و ناموفق بودن در این درمانها را به جان بخرید. در شهر تهران ۴ دانشکده دندانپزشکی «شهید بهشتی» (ولنجک)، «تهران» (کارگر شمالی)، «آزاد تهران» (پاسداران) و «شاهد» (انقلاب) پذیرای بیماران در شیفت صبح هستند.
• کلینیک ویژه دانشکدههای دندانپزشکی: معمولا در تمام دانشکدههای دندانپزشکی کشور، مراکزی وجود دارد که استادان و دانشجویان تخصصی در شیفت عصر در آنها به فعالیت دندانپزشکی مشغول هستند. ویژگی این مراکز آن است که درمانهای دندانپزشکی را استادان و متخصصان دندانپزشکی انجام میدهند، اما تعرفه خدمات بسیار پایینتر از تعرفهای است که در مطبهای خصوصی باید بپردازید. تنها نکته منفی، وقتهای نسبتا طولانی و شلوغی نسبی این مراکز است.
• کلینیک و مراکز و سازمانهای دولتی و غیردولتی: بسیاری از مراکز دولتی نظیر آموزش و پرورش، بانکها، وزارتخانهها و شهرداریها کلینیکهای پزشکی دارند. اگرچه این مراکز در گذشته با هدف عرضه خدمات پزشکی به کارمندان خود سازمان تاسیس شدهاند، اما در حال حاضر بیشتر آنها به شکل مزایده به بخش خصوصی واگذار شدهاند و پذیرای عموم مردم هم هستند. با توجه به نظارتی که روی کیفیت و نرخ خدمات انجام میشود، میتوان از این مراکز نیز به عنوان یک گزینه مناسب برای دریافت خدمات دندانپزشکی نام برد.
• درمانگاههای خیریه: در بیشتر شهرهای کشور مراکز درمانیای با عنوان درمانگاه خیریه وجود دارد. بسیاری از این مراکز، علاوه بر خدمات پزشکی معمول و تخصصی، خدمات دندانپزشکی را نیز عرضه میشود. اگرچه این خدمات رایگان نیستند، اما تعرفه آنها اختلاف قیمت فاحشی با نرخ واقعی درمانهای دندانپزشکی دارد. به همین دلیل هم ممکن است کیفیت خدمات با سایر مراکز متفاوت باشد. هر چند این قابل به تمام مراکز خیریه قابل تعمیم نیست و در برخی مراکز خدمات با کیفیت بسیار قابلقبولی به مردم عرضه میشود.
• درمانگاه (کلینیک)های تخصصی و غیرتخصصی: در سطح تمام شهرهای کشور، مراکزی با نام کلینیک یا درمانگاههای دندانپزشکی فعالیت میکنند که کیفیت و قیمت خدمات دندانپزشکی عرضه شده بهوسیله این مراکز، با توجه به موقعیت درمانگاه، بسیار متفاوت است. در حالی که برخی از این درمانگاهها خدمات ساده و ارزانقیمتی به مراجعهکنندگان خود میدهند. در برخی دیگر خدمات پیشرفته و تخصصی عرضه میشود که نمونه آن را در کمتر مرکز درمانی میتوان یافت. نرخ خدمات در این مراکز نوسان بسیار زیادی دارد،گاه تا حد یک درمانگاه خیریه پایین است وگاه از تعرفههای یک مطب شخصی بیشتر میشود.
• مطبهای دندانپزشکی: اینگونه نیست که مطبهای دندانپزشکی همیشه بهترین و گرانترین خدمات دندانپزشکی را به بیمار ارائه بدهند. تعرفههای دندانپزشکی در مطب نوسان زیادی دارند و از یک مطب تا مطب دیگر بسیار متفاوت است. به همین ترتیب کیفیت خدمات دندانپزشکی نیز به شخص دندانپزشک بستگی دارد، اما نکته این است که معمولا دندانپزشکان تمام تلاش خود را برای جلب رضایت بیمار به کار میگیرند.
براکتها همان نگینهای فلزی روی دندانهای شما حین ارتودنسی هستند. براکتها در واقع وسیله انتقال نیروی ارتودنسی به دندان هستند که شکلها و انواع مختلفی داشته و کاربردهای متفاوتی دارند. اگر از نظر جنس بخواهیم آنها را تقسیمبندی کنیم، براکتها به دو نوع کلی (فلزی و همرنگ دندان) تقسیم میشوند. براکتهای فلزی دارای سیستمهای مختلفی هستند که بر اساس هدف درمانی خاص میتوان از آنها استفاده کرد. گرچه کارکردن با برخی از این براکتها برای ارتودنتیست راحتتر است اما برخی دیگر نیاز به کاربردهای کلینیکی بیشتری دارند و زمان بیشتری از ارتودنتیست میگیرند. براکتهایی که امروزه بیشتر استفاده میشوند، براکتهایی هستند که کاربرد آنها برای ارتودنتیست راحتتر شده است. اگر بخواهیم آنها را تشبیه کنیم، براکتهای قدیمیتر مانند ماشینهای قدیمی دندهای بوده اما براکتهای جدیدتر مانند اتومبیلهای اتومات عمل میکنند. براکتهای رنگ دندان هم همانند انواع فلزی یک مدل قدیمی و مدل جدید دارند، یعنی همانند ماشین اتومات عمل میکنند. غیر از این کاربرد، نحوه وصلهای سیمهای ارتودنسی هم مختلف است. بعضی از آنها با روکشهای رنگی، سیم به آنها وصل میشود اما بعضی دیگر سیستمی در خود دارند که به اصطلاح خود وصلشونده هستند. براکتهای همرنگ دندان، خود به سه نوع تقسیم میشوند: براکتهای پلاستیکی، کامپوزیتی و سرامیکی. براکتهای سرامیکی گرانتر بوده و هزینه بیشتری دارد اما مزیت این براکتها این است که چون رنگ دندان هستند کمتر دیده میشوند. براکتهای رنگ دندان برای زیبایی کاربرد بیشتری دارند.
وقتی تمایل افراد برای انجام ارتودنسی از سنین کودکی به بزرگسالی ادامه پیدا کرد، استفاده از این وسایل بیشتر رایج شد. به دلیل نصب این براکتها، سیمهای آنها و طول درمان، بزرگترها و بالغان برای رفع مشکل و درمان ارتودنسی مراجعه نمیکردند ولی با پیشرفتهای حاصله و توجه جامعه به امر زیبایی دندان و مرتب بودن آنها به موضوع ارزش بیشتری داده شد، بنابراین مراجعه برای ارتودنسی از سنین پایین به بزرگسالی رسید و تعداد مراجعه بیشتر شد. همچنین با خود نیازهای دیگری آورد و باعث شد که به سمتی برویم که ارتودنسی و براکتها دیده نشود. این سبب ابداع براکتهای رنگ دندان شد.
براکتهای پلاستیکی و کامپوزیتی خیلی راحت تغییر شکل میدهند اما وقتی لازم است اینها محکم باشند و تغییر شکل ندهند، باید فکر دیگری کرد. براکتهای کامپوزیتی به راحتی تغییر شکل میدهند. این عیب در مقابل انواع سرامیکی مطرح میشود. از طرفی بعد از مدتی این براکتها رنگ میگیرند، در حالی که براکتهای سرامیکی رنگ نمیگیرند. ولی عیبی که براکتهای سرامیکی نسبت به دو نوع دیگر دارد، گران بودن آنها است. از طرفی چون سرامیک حالت شکنندگی دارد، نمیتواند برخی نیروها را تحمل کند و خرد میشود. اما وقتی نیروی زیادی به براکتهای کامپوزیتی و پلاستیکی وارد میشود، تغییر شکل میدهند و خرد نمیشوند. عیب دیگر در حرکات و جابهجایی است. در نقاط بسیار ریز بحث اصطکاک مطرح میشود. اصطکاک سیمها با سرامیک هم نسبت به حالتهای دیگر بیشتر است. برای کاهش این اصطکاک، در شیارهای موجود در براکت لایه فلزی عبور داده میشود که از این اصطکاک جلوگیری شود ولی برای رفع خاصیت شکنندگی آن هنوز اقدامی انجام نشده است.
بهترین نوع براکت دندانی، سرامیکی است. براکتهای فلزی نسب به نوع بیرنگ و سرامیکی درشتتر و ضخیمتر و حجیمتر هستند. اما براکتهای فلزی خیلی راحت نیرو را تحمل میکنند و این به دلیل خاصیت فلزی بودن و چکشخواری آنها است.اما سرامیکیها قدرت تحمل زیادی نداشته و میشکنند. هزینههای سرامیکی هم نسبت به فلزی بیشتر است. از طرفی براکتهای فلزی دیده میشوند اما براکتهای سرامیکی کمتر دیده میشوند و از نظر زیبایی بهترند، مخصوصا اگر روکشهای بدون رنگ برای نصبشان استفاده شود. روکشهایی که روی دندان میافتد چند روزی پس از قرار دادن آنها و به دلیل مواد غذایی زرد رنگ میشود ولی در هر صورت براکتهای سرامیکی دید کمتری دارند.
نکتهای که باید توجه شود این است که براکتهای سرامیکی از جنس مینای دندان سخت است و در تماس با مینای دندان آن چیزی که از بین میرود یا ساییده میشود براکت سرامیکی نیست و مینای دندان است. ولی فلزات نسبت به مینای دندان سختی کمتری دارند. در تماس فلز با مینای دندان این براکت است که از بین میرود. وقتی دندانها روی هم قرار میگیرند معمولا دندانهای بالا روی فک پایین را میپوشانند. به این ترتیب دندانهای بالا در تماس با براکتهای دندانهای پایین قرار میگیرند. حالا اگر براکتهای فک پایین از نوع سرامیکی باشند دندانهای فک بالا آسیب میبینند، یعنی دندانی که با براکت در تماس قرار گیرد، ممکن است تحت اصطکاک کمی آسیب ببیند. اگر مراجع ما خیلی اصرار نداشته باشد توصیه میکنیم که براکت سرامیکی برای دندان پایین استفاده نکند ولی اگر این براکت را انتخاب کرد باید از این نکته آگاهی داشته باشد، پس اگر قرار است از براکت برای دندان پایین استفاده شود، بهتر است که از براکت سرامیکی نباشد و از نوع کامپوزیت استفاده شود.
اینویزیلاین اصلا براکت ندارد و به معنی ردیف کردن نامریی دندان است. این با براکتهای رنگ دندان فرق میکند. براکتهای رنگ دندان همه کارهایی که سیستم ثابت ارتودنسی میتواند در درمان انجام دهد و جامع ترین و کاملترین درمان است، انجام میدهد اما اینویزیلاین یک نوع درمان متحرک ارتودنسی است و مانند ناخن مصنوعی بی رنگ اما متصل به هم برای همه دندانها استفاده میشود. این نوع درمان با قالب گیری از دندانها و همچنین طراحی روی آنها انجام شده و سپس روی دندان سوار میشود و لازم است که فرد مراجعات متعدد داشته باشد. این نوع درمان براکت نیست و محدودیتهای درمان ارتودنسی را با خود به همراه دارد. در موارد خیلی خفیف که نیاز به ارتودنسی باشد، مثلا مختصری دندان جابهجا شده باشد و برای جابهجایی هم فضا به اندازه کافی باشد و نیاز به کشیدن دندان و جراحی فک نباشد، مورد استفاده قرار میگیرد. اما اگر لازم به کشیدن دندان باشد یا جراحی فک نیاز باشد، درمان جامعی نیست و در موارد کمی کاربرد دارد و اگر لازم باشد باید انجام شود. در عین حال چون حجم دارد و مقداری از دندانهای بالا را میگیرد، معمولا در صحبت کردن اختلال ایجاد میکند. لازم است که موقع غذا بیرون آورده شود، چرا که جویدن را با مشکل مواجه میکند. فرد وقتی دندان بالا و پایین را روی هم میگذارد، حس میکند که فک باز میماند و احساس خستگی در عضلات ایجاد میکند. برای فردی که واقعا به هیچ وجه نمی توان از براکتها برای او استفاده کرد و مشکل او بسیار خفیف است و نیاز به کشیدن دندان نیست، میتوان از این روش استفاده کرد. موارد کاربرد این درمان تنها 2 درصد است.
در یک مطالعه مروری که در سال 2012 در دانشگاه واشنگتن انجام شد، مشخص گردید که ویتامین D به پیشگیری از پوسیدگی دندان کمک می کند.
این تحقیق که مشتمل بر مرور 24 مطالعه بالینی از دهه 1920 تا دهه 1980 و بررسی 3000 کودک با میانگین سنی 10 سال در کشورهای مختلف (امریکا، انگلیس،، کانادا، نیوزلند، سوئد و اتریش) بود، نشان داد که ویتامین D خطر پوسیدگی دندان را 50 درصد کاهش می دهد. در واقع مشخص شد در کودکانی که دچار کمبود ویتامین D هستند، رشد دندان ها کم و با تاخیر انجام می شود واین کودکان در معرض خطر پوسیدگی دندان قرار دارند.
میزان ویتامین D بدن در بسیاری از جوامع پایین است، در نتیجه پوسیدگی دندان در کودکان و نوجوانان این مناطق رو به افزایش می باشد. متخصصان معتقدند که دریافت ویتامین D کافی به ویژه در دوران بارداری باید مورد تاکید قرار گیرد زیرا این ویتامین در حفظ سلامت و تجمع املاح معدنی در استخوان ها و دندان ها نقش حیاتی ایفا می کند.
قرنها انسانها در دورههای تاریک جهالت زیسته بودند. از ابتدای پیدایش گونه انسان تا زمان انقلاب صنعتی، دانش بشر پیشرفت چندانی نکرده بود ولی در چند قرن اخیر انسان دریافت که باید «علمی» بیندیشد و خرافات و باورهای غلط و اثباتنشده را کنار بگذارد. به حدسها و تصورهایش اعتماد نکند و همه ایدهها را از مسیر علم بیازماید. تاریخ دانش پزشکی هم از این قضیه مستثنی نیست. پاستور با یک آزمایش علمی نشان داد مگسها از گوشت گندیده به وجود نمیآیند و دانشمندان دیگری ثابت کردند عامل بسیاری از بیماریها میکروبها هستند؛ نه اجنه، چشم زخم، هوا، آب، خاک یا نفرین!
دندانپزشکی هم ابتدای پیدایش از خرافات و شبهعلم مبرا نبود. زمانی در دندانپزشکی رویکرد کشیدن دندان به جای درمان نگهداری دندان باب شد با این فرض که از پخش عفونت جلوگیری یا دردهای مزمن و با علت نامشخص درمان شود. این دیدگاه هیچ پایه علمی نداشت و در زمانی که حتی درمانهای جایگزین دندان از دست رفته بسیار محدود بود، زیانهای جبرانناپذیری به سلامت دهان و دندان بیماران وارد کرد. الان در عصر اینترنت، عصر ماهواره و نانوتکنولوژی، با رواج شایعههای جدیدی مواجه هستیم که پایه علمی ندارد و بیپایه و بدون اینکه مستندی برای آنها ارائه شود، در مقیاس وسیع منتشر میشوند. یکی از شایعات جدید در مورد درمان ریشه (عصبکشی) است که در رسانهها و سایتهای زرد خارجی منتشر شده و احتمالا به زودی به کشور ما هم خواهد رسید. این شایعه که مثل خیلی از شایعههای بیاساس خبر از کشف «جدید» میدهد، اینطور القا میکند که عصبکشی (همان درمان کانال ریشه) باعث سرطان میشود چون موادی در آن به کار میرود که سرطانزاست.
واضح است که این شایعات هیچ مبنایی ندارد. درمان کانال ریشه سالیان زیادی است که انجام میگیرد. درواقع درمان ریشه یکی از قدیمیترین درمانهای دندانپزشکی است و بیخطر بودن آن دهها سال است که به اثبات رسیده. ابداع درمان کانال ریشه به روش مدرن دهها سال قبل از درمان ایمپلنت و درمانهای جدید ترمیمی و پروتزی است و تمام جوانب آن سنجیده شده و خطرهای احتمالی آن سالهای قبل باید روشن میشد. برای اینکه مواد دندانپزشکی بتوانند وارد بازار شوند سختگیریهای زیادی در موردشان وجود دارد و از تمام جنبههای بیولوژیک و سمیتزایی بررسی میشوند. به نظر میرسد شایعاتی که علیه درمانهای کلاسیک و سودمند دندانپزشکی منتشر میشود، بیشتر جنبه رپورتاژ آگهی و تبلیغ با روشی غیراخلاقی در مورد دندانپزشکی تجارتگونهای با اصطلاح «دندانپزشکی بیولوژیک» دارد که عدهای سودجو درصدد تبلیغ آن و جا زدن آن بهعنوان «دندانپزشکی» استاندارد هستند. البته جزئیات و روش این دندانپزشکان در هیچ مقاله یا روش علمیای تایید نشده است. دندانپزشکانی که با روش holistic dentistry یا بیولوژیک یا به اصطلاح آلترناتیو طبابت میکنند، در واقع کلاهبرداران عصر جدیدند که اطلاعات موهومی را به بهای بالا به مراجعان دندانپزشکی میفروشند بدون اینکه بتوانند خدمتی واقعی به آنها ارائه دهند. این گروه ادعا میکنند درمان ریشه (عصبکشی)، عفونت را حبس و در سراسر بدن پخش میکند ولی جایگزینی برای درمان ریشه ارائه نمیدهند. جایگزین درمان ریشه فقط کشیدن دندان است و این تفکر غیر از افزایش بیدندانی در جوامع نتیجه دیگری ندارد.
توجه کنید که درمان ریشه یک درمان بسیار رایج و قدیمی است. تاریخچه درمان ریشه حتی به زمان زکریای رازی برمیگردد. دکتر گودیس در آغاز کتاب «دنتال پالپ» خود که یکی از منابع معتبر دندانپزشکی است، به نام زکریای رازی و نحوه استفاده او از یک نوع درمان ریشه برای معالجه دندان درد بیماران اشاره میکند. میلیونها نفر هر سال درمان ریشه انجام میدهند. در عین حال در سراسر جهان تعداد بسیاری هم بنابر دلایل مختلف به سرطان مبتلا میشوند. چه بسیار افرادی که بدون اینکه حتی یک بار به دندانپزشک مراجعه کنند، سرطان میگیرند و این دو از نظر علمی هیچ ارتباط علت و معلولی با هم ندارند. ارتباط دادن درمان دندانپزشکی و سرطان بسیار غیرمنطقی است چون بیشتر افراد جامعه به درمان دندانپزشکی نیاز پیدا میکنند. درست مثل اینکه بگوییم کسانی که تلویزیون میبینند، سرطان میگیرند و بعد آمار بگیریم و نتیجه بگیریم صددرصد کسانی که سرطان گرفتهاند، تلویزیون تماشا میکردهاند!
همه انسانها در عصر مدرن به مراقبتها و درمانهای دندانپزشکی نیاز دارند. این مراقبتها و درمانها میتواند از چکاپهای زمانبندی شده تا درمانهای پیشگیرانه و درمانهای ساده و پیچیده دندانپزشکی را دربربگیرد. همه خدماتی که در دانشکدههای دندانپزشکی سطح بالای دنیا (که خوشبختانه دانشکدههای کشور ما را هم شامل میشود) عرضه میشوند، استاندارد و بیولوژیک هستند و باز کردن دکان جدیدی به اسم «دندانپزشکی بیولوژیک» با فریب دادن مردم تفاوتی ندارد!
از نظر کلامی، کودک مبتلا به اوتیسم دچار تاخیر است. کودکان به مرور که بزرگ میشوند، درک بیانی بالاتری در مقایسه با قدرت بیان دارند. یک کودک طبیعی در یک سالگی میتواند تک کلمه ادا کند و در 1.5 سالگی 3- 2 کلمه را با هم ترکیب میکند اما کودکان مبتلا به اوتیسم یا کلام ندارند یا در مقایسه با سنشان دچار تاخیر کلامیاند یا کلام دارند اما معنیدار نیست و کلام دیگران را اکو میکنند. متاسفانه گاهی والدینی را میبینیم که اوتیسم فرزندشان را انکار میکنند. آنها میگویند فرزندم کلام دارد و حتی باهوش است چون در سن پایین میتواند جملههای سنگین و طولانی را بیان کند اما برخی کودکان مبتلا به اوتیسم مثل طوطی کلمات و جملههای اطرافیان را تکرار میکنند. این به معنی هوش بالای کودک نیست بلکه بدان معنی است که کودک درک و شناختی از محیط اطراف ندارد.
در روند طبیعی رشد، کودکان به محض آنکه «من» را درک میکنند، دیگر از «نام خود» برای بیان خواستههایشان استفاده نمیکنند در حالی که کودک مبتلا به اوتیسم شناختی از «من» ندارد و خود را با نام صدا میزند؛ مثلا میگوید: «به علی آب بدید!» این نشانه خوبی نیست. حتی کودک مبتلا ضمایر را هم اشتباه استفاده میکند.
کودک مبتلا به اوتیسم حتی اگر کلام داشته باشد، نمیتواند درست ارتباط برقرار کند و گفتارش جهتدار نیست. ممکن است محتوای کلام با سنش متناسب نباشد یا بدون توجه به صحبتهای دیگران فقط در مورد علایق خود صحبت کند. در واقع کودک مبتلا به اوتیسم نمیتواند تبادل اطلاعات کند. این کودکان به لبخند یا خستگی دیگران توجهی ندارند و نمیتوانند نوبت را رعایت کنند. آنها ارتباط یک طرفه برقرار میکنند و به همین علت ارتباطشان موثر نیست.
ممکن است واژهسازی به شکل بازی در کودکان عادی هم دیده شود اما جایگزین کردن همیشگی واژهها، مختص مبتلایان به اوتیسم است. مثلا کودک مبتلا به اوتیسم ممکن است همیشه به «باباسفنجی»، «بنگی» بگوید.
در گذشته اوتیسم به 5 گروه تقسیم میشد اما امروزه میدانیم که اوتیسم نوعی اختلال رفتاری است و طیفبندی دارد. ممکن است فردی تمام علائم را داشته باشد و در طیف شدید اوتیسم باشد و به شکل فردی درخودمانده در جامعه ظاهر شود و ممکن است فقط مشکل ارتباطی داشته باشد؛ مثلا نتواند دوست صمیمی داشته باشد و احساسات دیگران را درک کند و در گروه مبتلایان به اوتیسم خفیف دستهبندی شود.
کودک طبیعی مدت توجه کوتاهی دارد یعنی شاید نهایتا 5 دقیقه با یک اسباببازی بازی کند و بعد آن را رها کند و سراغ بازی دیگری برود. کودک طبیعی چون محرکهای مختلف را آزمایش میکند، پیشرفت میکند اما کودک مبتلا به اوتیسم ساعتها یک بازی تکراری انجام میدهد.
این کودکان به چرخیدن یا به وسایلی که میچرخند مثل پنکه و لباسشویی علاقهمند هستند و ممکن است ساعتها خود را با تماشای آنها سرگرم کنند. ممکن است زنجیری را تکان دهند یا به موسیقیهای ثابت واکنش و علاقه شدید نشان دهند.
این کودکان بازیهای تخیلی ندارند. کودکان از 1.5 تا 2 سالگی وارد بازیهای نمادین میشوند؛ مثلا ممکن است از یک تکه پازل بهعنوان لیوان چای استفاده کنند یا عروسکشان را روی پا بگذارند و تکان دهند. این بازیها به رشد طبیعی کودک کمک میکند اما مبتلایان به اوتیسم این توانایی را ندارند. آنها با اسباببازیها آنگونه که باید بازی نمیکنند؛ مثلا ممکن است به جای راه بردن ماشینهای اسباببازی روی زمین، آنها را پشت هم بچینند و قطار کنند.
علائم اوتیسم معمولا از 9 ماهگی قابلتشخیص است اما در 3- 2 سالگی کاملا مشخص میشود مگر در موارد بسیار خفیف که ممکن است در نوجوانی یا جوانی تشخیص داده شود. علائم در 3 حوزه ارتباط، کلام و علایق و رفتارهای تکراری دیده میشود.
در موارد متوسط تا شدید، این کودکان ارتباط چشمی ندارند اما در موارد خفیف فقط ارتباط کلامی برقرار نمیکنند.
متاسفانه 2/3 کودکان مبتلا کمتوان ذهنی هستند و 1/3 آنها هوش معمولی دارند. این کودکان در برخی مسائل نبوغ خاصی دارند. مثلا ممکن است علاقه خاصی به سیارهها داشته باشند و با کمترین تلنگری اطلاعاتی را در این زمینه حفظ کنند و اگر در جمع قرار بگیرند در مورد این مسائل صحبت کنند. معمولا هم به پیامهای ارتباطی دیگران مثل اینکه «بس است» یا «خسته شدیم» توجهی ندارند.
کودک مبتلا به اوتیسم درک کاملی از احساسات دارد. او میتواند مادرش را بغل کند و ببوسد یا دلیل گریهاش را جویا شود اما در سنین بالاتر که انتظارها از او بیشتر میشود، ممکن است در این زمینه دچار مشکل شود. کودک مبتلا به اوتیسم توانایی ذهنخوانی ندارد؛ نمیتواند به محیط توجه کند یا خود را جای دیگران بگذارد و احساسات دیگران را درک کند.
تفکر انتزاعی تفکر پیچیدهای است که با رسیدن به نوجوانی کامل میشود. یک فرد عادی در نوجوانی میتواند متوجه ضربالمثلها و کنایه شود اما این کودکان چنین درکی ندارند. آنها نمیتوانند از مسائل نتیجه بگیرند و همین موضوع ارتباطشان را مختل میکند.
این کودکان یکپارچگی حسی ندارند؛ یعنی در برخی از آنها آستانه درد بسیار بالا و در برخی پایین است. بعضی از آنها گاهی متوجه سوختگیهای شدید نمیشوند و برخی با کوچکترین ضربه درد شدید حس میکنند. در مورد صدا هم همینطور است. گاهی یک کودک مبتلا صداهای بسیار آهسته را میشنود و به آن توجه دارد، در حالی که متوجه صداهای بلند مثل صدای زنگ در نمیشود.
متاسفانه والدین برخی از کودکان دچار اوتیسم واقعیت را انکار میکنند چون پذیرش این موضوع سخت است اما با این کار فقط کودکشان را از دوران طلایی درمان محروم میکنند در صورتی که اگر آموزشهای لازم، به موقع به کودک در سن طلایی داده شود، احتمال طبیعیتر شدن رفتارها وجود دارد. در موارد خفیف معمولا اوتیسم را دیر و در نوجوانی و جوانی تشخیص میدهند. وقتی مهارتها شکل پیدا کرد، دیگر نمیتوان آن را تغییر داد. البته اگر بینش را تغییر دهیم، حتی به این افراد در این سن هم میتوان کمک کرد؛ مثلا اگر نوجوانی نمیداند کجا باید حین ارتباط صحبتهایش را قطع کند، باید به مادر یاد داده شود با علائم خاصی به فرزندش غیرمستقیم نشان دهد صحبت کافی است. سن طلایی درمان اوتیسم تا قبل از 5 سالگی است. هرچه در سن پایینتری اختلال تشخیص داده و بازتوانیها شروع شود، احتمال طبیعی شدن بیشتر است، اما باید بپذیریم که این کودکان همیشه تا حدودی با سایر همسالان خود متفاوت هستند. با این همه، متاسفانه برخی از درمانگران هنوز تعریف قدیمی اوتیسم را باور دارند و فکر میکنند این بیماران ناتوان و گوشهگیر هستند و اگر فردی کلام و فقط علایق خاص و تکراری داشته باشد، میگویند به اوتیسم مبتلا نیست و با تشخیص اشتباه کودک را از دوران طلایی درمان محروم میکنند.
اگر ناتوانیها را نادیده بگیریم و فقط به تواناییها توجه کنیم، مانع پیشرفت کودک میشویم چون به مرور ضعفها شدیدتر میشود و حتی روی تواناییها سایه میاندازند.
عوامل مختلفی در بروز اوتیسم نقش دارند اما مهمترین علت آن توارث است. جهشهای ژنتیکی در کنار بحث توارث ژنها در بروز این اختلال دخیل است. موضوع مربوط به یک ژن هم نیست و ژنهای مختلف و تعامل آنهاست که باعث بروز اوتیسم میشود. این بیماری هنوز مرموز است و ناشناختههای بسیاری در مورد آن وجود دارد. تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده و علل مختلفی مثل برخی کمبودهای تغذیهای در دوران بارداری یا سن والدین یا حتی برخی بیماریهای دوران نوزادی و... را در بروز آن دخیل میدانند که هیچیک صددرصد مورد تایید نیست.
این باور، هم درست است؛ هم نادرست. آمار نشان میدهد در مناطق صنعتی میزان شیوع اوتیسم بیشتر است. در بیماریهای جدی روانپزشکی کناره گرفتن از شهر و ورود به روستا باعث میشود فرد زندگی بهتری داشته باشد چون زندگی در شهر به مهارتهای بیشتری نیاز دارد. مکانسنجی، مدیریت زمان و جمعیت زیاد کار را سخت میکند، اما در روستا ارتباطات سادهتر است و نیازهای سطحی باعث میشود شدت علائم کم شود اما فراموش نکنیم به هر حال کسانی که در شهر هستند، دسترسی بیشتری به خدمات دارند و تشخیص بیماری در آنها سادهتر است.
خیلی از کودکانی که اوتیسم خفیف دارند، به مدارس عادی راه پیدا میکنند و اتفاقا برایشان بهتر است زیرا حضور آنها در کنار کودکان دچار اوتیسم که علائم شدید دارند، میتواند باعث بروز رفتارهای کلیشهای در آنها شود. در مدارس عادی، حضور یک معلم رابط مخصوصا برای کودک کمتوان کمککننده است. برخی از این کودکان حفظیات خوبی دارند اما متاسفانه باید بپذیریم که ممکن است حتی به این کودکان قلدری شود یا مورد آزار جنسی یا تمسخر دیگران قرار بگیرند.
به صلاح کودک است که با کودکان طبیعی حشرونشر داشته باشد. اینکه درمانگر با او به پارک برود، بسیار خوب است زیرا تعمیم دادن از جمله مسائلی است که این کودکان در آن دچار مشکل هستند. چنین سرویسی پرهزینه است و به همین دلیل به مادر آموزش داده میشود ارتباطات را در محیطهای دیگر اصلاح کند. مسلما باید به سلامت روان مادر هم توجه کرد و فرصتهایی را به وجود آورد تا بتواند برای خود زمانی داشته باشد. با این حال، برخی بر این باورند که نباید به اولیای مدرسه در مورد اوتیسم کودکان توضیح داد، چرا که برخی از مدارس ما دید منفی به مسائل روانپزشکی دارند و حتی کودک بیشفعال را در مدرسه روی صندلی جدا مینشانند و اگر کودکی آسیب ببیند، همه تقصیرها را به گردن کودک مبتلا به اوتیسم میاندازند. متاسفانه این ضعفها وجود دارد و به اصلاحاتی در این زمینه نیازمندیم.
تعداد داروهای شیمیایی و حتی رژیمهای غذاییای که برای درمان به کار میرود، زیاد است. مکملB6، امگا3 و حتی رژیمهای بدون گلوتن یا پرپروتئین گاهی برای این کودکان توصیه میشود اما هیچیک تاثیر فوقالعادهای ندارند. اگر علائم شدید باشد، مثلا کودک خندههای بیمورد یا حرکتهای کلیشهای یا تشنج و رفتارهای خودآزار داشته باشد، داروهایی برای حذف و طبیعی شدن رفتار او تجویز میشود که موثر هم است.
قرار شده به یک جلسه مهم بروید، جلسه ای که می تواند سرنوشت شغلی شما را رقم بزند. همه توصیه هایی که معمولا در این جلسات باید رعایت کنید، خودتان مرور می کنید؛ لباس مرتب، رزومه تایپ شده، پوشه های کاری، فهرستی از کارهایی که قرار است انجام دهید و... وارد جلسه شده اید اما همین که طرف مقابل شروع به صحبت می کند، ناخودآگاه انگشتتان به سمت دهان می رود و گوشه ای از ناخنتان به کمک دندان هایتان کنده می شود. حتی یادتان نمی آید کی چنین کاری را انجام داده اید اما از واکنش طرف مقابل جلسه به خودتان می آیید. بعد از کلی خجالت حالا نمی دانید چطور از تکرار آن جلوگیری کنید. واقعیت این است که گاهی اوقات هرکدام از ما در مواجهه با اضطراب دچار عاداتی می شویم که ممکن است تا مدت ها در ما بماند.
از نظر علم روان پزشکی عادت هایی مانند جویدن ناخن یا کندن پوست لب یا مکیدن ناخن یا شکستن انگشتان جزو عادت های اضطرابی دسته بندی می شود. به این معنا که هم به صورت عادت می توان به آن نگاه کرد و هم به عنوان واکنشی که در بیشتر مواقع در حالت اضطراب بروز می کند. به طور کلی تشخیص اینکه این کارها و حرکات براساس عادت انجام می شود یا از روی اضطراب است، چندان قابل افتراق نیست اما به طور کلی در بیشتر مواقع این عادات در حالات اضطرابی آغاز می شوند و بعد از مدتی به شکل عادت در می آیند. به این ترتیب فردی که هنگام وورد به جلسه دچار استرس می شد یا کودکی که موقع درس جواب دادن مدام ناخنش را می جوید حالا در حال تماشای تلویزیون یا هنگامی که مشغول مطالعه است و هیچ اضطرابی هم ندارد، مدام ناخن هایش را می جود یا پوست لب هایش را می کند و...
عادت های اضطرابی در همه گروه های سنی و اجتماعی وجود دارند اما به طور مثال به ویژه درباره جویدن ناخن که از جمله موارد شایع عادات اضطرابی محسوب می شود به طور معمول از 3 سالگی شروع می شود. به طور میانگین یک چهارم کودکان پیش دبستانی، یک سوم کودکان دبستانی و نیمی از نوجوانان برای مدتی که می تواند حتی طولانی باشد دچار مشکل ناخن جویدن می شوند اما بهتر است بدانید این اختلال مختص کودکان نیست و بسیاری از نوجوانان وجوانان هم با این مساله درگیر هستند. شیوع جویدن ناخن در نوجوانان 44 درصد و در جوانان 20 تا 30 درصد است. جالب توجه است که 5 درصد از افراد بزرگسال نیز به این عادت مبتلا هستند یعنی در بزرگسالی به این عادت مبتلا شده اند.
معمولا علت بروز عادت اضطرابی در کودکان اضطراب است. یعنی این کار در اثر فشار واسترسی که به کودک آمده شروع می شود. درواقع کودک مضطرب با این کار می خواهد اضطرابش را تخلیه کند اما بعد از گذر از دوره استرس زا این حرکت با او می ماند و بعد از آن به عادت تبدیل می شود.
به طور معمول نمی توان طبقه بندی خاصی برای این رفتارها درنظر گرفت اما رفتارهای نوروتیک یا همان عادات اضطرابی اشکال مختلفی دارند و شیوعشان متوسط است. برخی انگشتشان را می شکنند، برخی دیگر پوست لب هایشان را می کنند، عده ای هم ناخن می جوند و برخی هم انگشتشان را می مکند. البته بعضی عادات نیز بوجود دارند که شدیدتر و جدی تر از عادات اضطرابی هستند و جزو طیف اختلالات کنترل تکانه و وسواس قرار می گیرند مثل کندن موی سر یا ابرو و یا مژه به صورتی که آشکارا باعث کاهش موی این مناطق شود یا اشتغال ذهنی زیاد با جوش ها و سایر بیماری های پوستی و دستکاری بیش از اندازه آنها به طوری که منجر به آسیب پوست شود. همان طور که گفته شد معمولا این موارد در کودکی به وجود می آیند اما نکته اینجاست که بعد از مدتی از بین می روند ولی برخی از آنها تا بزرگسالی ها هم ادامه پیدا می کنند. این موضوع را هم به خاطر داشته باشید که برخی عادات نوروتیک هم در بزرگسالی تازه ظهور و بروز میکنند اما معمولا شروع آن در کودکی است.
روش تشخیصی برای پیداکردن این عادت معمولا پرسش از بیمار است. با سوال از بیمار در زمینه اینکه این عادت ها در زمان اضطراب به وجود می آید یا در همه مواقع هم وجود دارد، می توان گام بعدی را در تشخیص درست برداشت. اگر فرد فقط در زمان اضطراب این عادت را بروز دهد باید دیگر نشانه های اضطرابی و وسواسی و خلقی مثل افسردگی نیز در کنار آن بررسی شود. نکته مهم اینجاست که تمام این عادت های اضطرابی در زمان اضطراب تشدید می شوند اما اگر تمام مدت چنین عادتی با فرد همراه است فقط باید به چشم عادت به آن نگاه کرد که می تواند با توجه به میل و اراده فرد ترک شود.
درمان عادات اضطرابی به همکاری فرد بسیار وابسته است اما بهتر است بدانید درمان در کودکی با بزرگسالی متفاوت است. در کودکی نیز با توجه به سن ممکن است درمان ها با هم تفاوت داشته باشند. به عنوان مثال در مورد ناخن جویدن گفته می شود که نباید به کودک توجه منفی نشان داد یعنی اگر به کودک بگویید که «ناخنت را نجو!» او این رفتار را بیشتر تکرار خواهدکرد چون کودکان توجه را چه منفی و چه مثبت دوست دارند. خانواده باید نسبت به این موضوع رفتار خنثی داشته باشند. اگر سن کودک بیشتر باشد باید در او ایجاد انگیزه کرد. مثلا می توان به کودک گفت: «چه دست های قشنگی داری، چه کارهایی می توانی با دستت انجام بدهی؟» یا حتی با دیدن ناخنی که جویده نشده می توان گفت: «ببین این ناخن چقدر قشنگ تر از بقیه است. دوست داری بقیه ناخن هایت هم به این قشنگی باشند؟» اگر دست کودک مدام مشغول باشد و مثلا توپ های پشمالو دستش بدهید یا در مواقعی که زیاد این کار را انجام می دهد بازی هایی مانند نخ بازی را با او انجام دهید که هر دو دستش را مشغول کند تا حدود زیادی از پیشرفت عادت و در اصل مزمن شدن آن جلوگیری کرده اید. حتی می توان راه های دیگری مانند استفاده از دستکش، قراردادن دست ها زیر پاها هنگان نشستن روی صندلی، به کار بردن لاک های تلخ و حتی چسب زودن را هم جزو راهکارها درنظر گرفت، اما درمان بزرگسالان آموزش رفتاری است. یعنی وقتی این حس میخواهد سراغشان بیاید باید حواسشان را پرت کنند، دستشان را مشغول کنند و... هرچه طول مدت این عادت بیشتر باشد ترک آن هم سخت تر است ولی غیرممکن نیست. با کمی همت و تمرین می توان این عادت را ترک کرد.
این عادت ها اغلب به بدن آسیب می رسانند. مثلا فردی که مدام لبش را می کند، پوست لب را حساس می کند طوری که ممکن است مدام خونریزی کند یا فردی که همیشه درحال جویدن ناخن است اگر به صورت شدید این کار را انجام دهد موجب بدشکل شدن ناخن ها و انگشتان، عفونت های ناخن و تغییر شکل دندان ها می شود. همچنین ممکن است انتقاد بقیه از این گونه رفتارها باعث کاهش اعتماد به نفس فرد مبتلا شود.
ماهیت و مکانیسم تیک عصبی با عادت های اضطرابی متفاوت است و اغلب این عادت ها جزو بیماری محسوب نمی شوند. اگر فرد فقط ناخن می جود یا لبش را می کند و به اصطلاح تک علامتی است نمی توان آن را بیماری دانست اما اگر همراه با ناخن جویدن، به عنوان مثال اضطراب اجتماعی داشته باشد و از تجربه محیط جدید می ترسد اهمیت بیشتری پیدا می کند. به همین دلیل باید همراه با آن دیگر علائم بیماری های روانی را بررسی کرد اما عادت اضطرابی به تنهایی اختلال روان پزشکی نیست در حالی که تیک خودش یک اختلال روان پزشکی است. به خاطر داشته باشید اگر ریشه عادت، اضطراب است اول باید اضطراب درمان شود که می تواند دارویی یا غیردارویی باشد اما اگر عادت است و فرد در ترک آن موفق نبوده باید آن را پذیرفت و کاری نکرد که اعتماد به نفس فرد با وجود این رفتار کاهش یابد.
شواهد فزاینده علمی نشان می دهد هنگامی که نیاز ما برای برقراری ارتباطات اجتماعی برآورده نشود، دچار فروپاشی ذهنی و جسمی می شویم. تامین نشدن این نیاز تاثیراتی در بدن و مغز ایجاد می کند که برخی از آنها ناشی از قرارگرفتن اندام های مختلف بدن در معرض هورمون های استرس است. این آثار را در طول زمان می توان اندازه گیری کرد. ثابت شده که نیازهای برآورده نشده اجتماعی تاثیرات وخیمی بر سلامت به جا می گذارند، شریان ها را تخریب می کنند، فشار خون را بالا می برند، و حتی قدرت یادگیری و حافظه را کاهش می دهند. نداشتن دوستان نزدیک و ارتباطات اجتماعی به طور معمول باعث ناراحتی یا زجر عاطفی می شود که آن را «احساس تنهایی» می نامند. این احساس با آگاهی از فقدان روابط شروع می شود و این آگاهی شناختی در مغز ما طنین انداز می شود و احساس انزوا ما را غمگین می کند. ممکن است احساس خلا کنیم یا تمام وجودمان آکنده از احساس نیاز به برقرار کردن ارتباط شود. احساس مطرود بودن، دور بودن از دیگران و ناکامی سلامت عاطفی ما را به خطر می اندازد.
با وجود آثار منفی احساس تنهایی، نمی توان این احساس را غیرطبیعی شمرد. این احساس طبیعی ترین حس انسان است. هرکسی گاهی در زندگی احساس تنهایی می کند، مثلا بعد از جداشدن از دوست، هنگام نقل مکان به خانه جدید، یا هنگامی که از یک حلقه اجتماعی کنار گذاشته می شود. اما احساس تنهایی مزمن کاملا متفاوت است. این احساس یکی از مهم ترین علت های ناسازگاری است. بروز این احساس در کودکان به مشکلات متعددی ختم می شود. ناتوانی در برقراری اجتماعی با همکلاسان یکی از علل مردود شدن در مدسه است. احساس تنهایی کودکان را در مسیری قرار می دهد که به بزهکاری و سایر رفتارهای ضداجتماعی منتهی می شود. در بزرگسالان، احساس تنهایی زمینه ساز افسردگی و اعتیاد می شود و به گستره ای از مشکلات پزشکی می انجامد که برخی ده ها سال بعد خود را نشان می دهند.
جان کاسیوپو، استاد روان شناسی دانشگاه شیکاگو، با تحقیق در مورد احساس تنهایی به نتایج بدیعی دست یافت و اعلام کرد احساس تنهایی به شیوه های غیرمنتظره ای سلامت را مختل می کند. پزشکانی که مورد پرسش قرار گرفته بودند اذعان کردند که مراقبت پزشکی بهتر یا کامل تر را برای بیمارانی توانسته اند فراهم آورند که خانواده هایی پشتیبان داشتند و از لحاظ اجتماعی منزوی نبودند. تنها زندگی کردن خطر خودکشی را به طور یکسان در جوانان و سالمندان افزایش می دهد. افراد تنها حتی هنگامی که در آرامش به سر می برند، نسبت به افراد غیرتنهایی که ممکن است در معرض عوامل استرس زا قرار گیرند، استرس بیشتری را تجربه می کنند. این وضعیت کار دستگاه گردش خون را مختل می کند، عضلات قلب با شدت بیشتری منقبض می شوند، و رگ های خونی در معرض آسیب ناشی از فشار خون بالا قرار می گیرند. احساس تنهایی کیفیت و کارآیی خواب را نیز از بین می برد و فرد به لحاظ جسمی و روانی احساس سرزندگی نمی کند. افراد دچار احساس تنهایی، شب ها بیشتر از خواب می پرند و مدتی را که در تختخواب می گذرانند در خواب واقعی نیستند.
کاسیوپو نتیجه گیری می کند که احساس تنهایی باعث ایجاد فرایندهای آسیب زننده متعددی می شود که به آهستگی اثر خود را به جای می گذارند. درمجموع، تجربه تنهایی موجب فرسودگی بدنی و روانی می شود. به بیان دیگر، ما برای تماس اجتماعی ساخته شده ایم و هنگامی که به اندازه کافی از آن برخوردار نباشیم، گرفتار عواقب وخیمی می شویم که حیات ما را در معرض تهدید قرار می دهد. تعادل روانی مان را از دست می دهیم و دچار زوال جسمی می شویم.
همانطور که همه افراد روحیات و خصوصیات متفاوتی دارند در صورت بیمار شدن هم رفتارهای مختلفی از خود نشان میدهند. در همین راستا معمولاً آن دسته از افرادی که به بیماری افسردگی مبتلا هستند آسیبپذیری بیشتری دارند و نسبت به صحبتهای اطرافیان حساسیت بیشتری نشان میدهند. محققان و صاحبنظران صحبت کردن با افراد افسرده شیوه خاص خود را میطلبد و نمیتوان از هر عبارتی در گفتوگو با آنها استفاده کرد. به این معنا که اگر یکی از دوستان یا اعضای خانواده به این اختلال روانی مبتلا است باید دانست عباراتی هستند که نباید به وی گفته شوند به عنوان نمونه جمله «همه چیز زاده ذهن توست و باید مثبت فکر کنی» یکی از این جملهها است.
درست است که مثبت اندیشی در بهبود عملکرد ذهن مؤثر است، اما افرادی که افسردگی یا اضطرابهای شدید دارند با این توصیهها دچار تنش بیشتری میشوند و در نهایت نه تنها با این نصیحتها مثبت اندیش نمیشوند، بلکه این فشار عصبی، آنها را بیشتر میآزارد.
عبارت «باید از خودت بیرون بیایی و به اجتماع برگردی» موجب میشود که شرایط بدتر شود چرا که در کنار اضطراب و افسردگی، احساس گناه نیز به مشکلات بیمار افسرده افزوده میشود. «چرا هیچ تحرک و فعالیتی نداری؟ »جمله مناسبی برای یک فرد افسرده نیست و باوجود اینکه ورزش کردن برای سلامت جسم و روان مفید است و معجزه میکند و البته خاصیت ضدافسردگی دارد، اما در صورتی که به طور مستقیم به یک بیمار افسرده که حتی انرژی و انگیزه کافی برای انجام کارهای ساده و عادی روزمرهاش ندارد توصیه شود، درست مثل این است که نقطه ضعف او را به یادش آورده باشید. لازم به ذکر است در این مورد هرازگاهی یک اشاره کوتاه و گذرا کافی است.
« رژیم غذاییات را تغییر بده» هرچند نوع رژیم غذایی در احوالات و خلق و خوی افراد مؤثر است، اما استفاده از این جمله در خصوص افرادی که افسردگی بالینی دارند، قطعاً معجزه نخواهد کرد و چه بسا که دنبال کردن رژیم غذایی سالم برای چنین فردی امکانپذیر نباشد. «یوگا راه نجات است» اگرچه بیماری افسردگی با این ورزش بهتر میشود، اما در بهبود موارد شدید این بیماری تأثیرگذار نیست. به طوری که حتی برخی متخصصان معتقدند تفکرات خودکشی با یوگا تشدید میشود.
« شغل جدید پیدا کن» محققان معتقدند نباید به افراد افسرده پیشنهاد تصمیمات جدی داده شود. چرا که در برخی مواقع، کار کردن موجب تشدید استرس در افراد میشود. «آیا از رابطه با همسرت راضی هستی؟» مشکلات روابط زوجین در هنگام افسردگی تشدید میشود و یادآوری این نکته آنها را بیشتر به فکر میاندازد. «تو همه شرایط را برای بهتر شدن داری» حتی در صورت واکنش مثبت به داروهای شیمیایی نیز احتمال بهتر شدن وضعیت روحی افراد صددرصد نیست، پس استفاده از این عبارت فایدهای ندارد و نمک روی زخم پاشیده است.
گفتن این عبارت که «آیا احساس بهبودی میکنی؟» موجب احساس شکست فرد در زندگی علاوه بر احساس افسردگی میشود. نباید در برخورد با فردی که دچار بیماری افسردگی است از عبارت «همه مردم مشکل دارند» استفاده شود زیرا احساس ضعف و منفی بودن را در بیمار افسرده تشدید میکند و به هیچ عنوان از درد و رنج او نمیکاهد.
زنان در زمان تخمک گذاری، بیشتر در معرض خطر عفونت قرار می گیرند.
بر اساس تحقیقی که اخیرا در مجله بیولوژی گلبول های سفید به چاپ رسیده است، افزایش سطح هورمون استروژن که قبل از تخمک گذاری ایجاد می شود، کارایی سیستم ایمنی را کاهش داده و موجب بروز عفونت می شود. بر اساس این مطالعه، سیکل جنسی زنان نقش مهمی در استعداد آنها به عفونت ایفا می کند. پژوهش های محققان اسپانیایی و اتریشی نشان داد که زنان در زمان تخمک گذاری بیشتر از هر زمان دیگری از سیکل جنسی خود، در معرض خطر ابتلا به بیماری های مقاربتی هستند. این افت طبیعی در سطح ایمنی بدن به دلیل حفظ و بقای اسپرم در برابر واکنش ایمنی بدن زن و در نهایت کمک به بارور نمودن موفق تخمک توسط سلول اسپرم می باشد.
این رخداد فیزیولوژیک سبب می شود که زنان در زمان تخمک گذاری در معرض خطر ابتلا به عفونت و بیماری های مقاربتی مانند ایدز (ویروس HIV) و زگیل تناسلی (ویروس پاپیلومای انسانی یا HPV) قرار گیرند. متخصصان معتقدند که هورمون جنسی زنانه استروژن همچنین با افزایش احتمال عفونت های قارچی و کاهش پاسخ ایمنی بدن همراه است.
سیکل جنسی زنان معمولا 28 روز است و از اولین روزقاعدگی محاسبه می شود. تخمک گذاری در نیمه سیکل جنسی و تقریبا در روز 14 سیکل انجام می گیرد.
در حالی که با بهت و ناباوری داشت پای برگه طلاق را امضا میکرد، با خودش میگفت: «چی شد به اینجا رسیدیم؟ چرا باید طلاق بگیریم وقتی همه چیز به نظر خیلی خوب میاومد؟ آخه از کجا همه چیز به هم ریخت؟» سن و سالی هم نداشت. بعد از یک سال زندگی مشترک وارد دادگاه خانواده شده بود و زندگیاش به آمار طلاق اضافه شده بود! براساس آمارهای غیر رسمی ریشه بیش از ۶۰ درصد از طلاقهایی که در کشور اتفاق میافتد، به دلیل مشکلات و نارضایتیهای جنسی است و این نشان میدهد که آموزش و مشاوره جنسی میتواند آمار طلاق را کاهش دهد.
نداشتن مهارت جنسی میتواند دلیل بسیاری از طلاقها درکشور باشد. لاله عربزاده، کارشناس حقوقی دادگاه با بیان این مطلب میگوید: «داشتن رابطه جنسی با کیفیت خوب یا رضایتبخش میتواند نقش مهمی در زندگی مشترک داشته باشد، اگرچه شاید بسیاری از افراد نمیپذیرند که دلیل طلاقشان نداشتن رابطه جنسی خوب بوده است، اما باید این حقیقت را پذیرفت که جامعه ما با این مشکل روبهرو است.» او میافزاید: «میتوان گفت بیش از ۵۰ درصد طلاقها به دلیل مشکلات جنسی اتفاق میافتد، اگر موشکافانه به دلایل طلاقهای دیگر مانند خیانت و... نیز نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که سرچشمه این طلاقها هم نداشتن رابطه جنسی خوب است، بنابراین میتوان با قاطعیت عنوان کرد که ریشه اغلب طلاقهای کشور به جز اعتیاد، روابط جنسی است که زوجین از آن رنج میبرند.»
عربزاده تاکید میکند: «آموزش میتواند دوای درد این نوع طلاقها باشد زیرا در جامعه آموزشهای لازم در مورد روابط جنسی یا حتی آشنایی با جنس مخالف وجود ندارد و زمانی که دختر و پسری با هم ازدواج میکنند یکشبه وارد دنیای جدیدی میشوند که در گذشته هیچ اطلاع درستی در مورد آن به دست نیاوردهاند. همین امر هم دلیلی میشود که نمیتوانند نیازهای جنسی و روحی یکدیگر را برآورده کنند و در نتیجه به مشکلاتی برمیخورند که اغلب آنها به دلیل نداشتن همان رابطه جنسی موفق شکل میگیرد و درنهایت کار به طلاق کشیده میشود، به نظر من اگر در دانشگاهها در کنار درس تنظیم خانواده واحدی را تدریس کنند که به صورت تئوری روابط جنسی را آموزش دهد، از بسیاری از مشکلات کشور جلوگیری میکند.» او معتقد است: «اگر چه بسیاری از افراد بر این باورند که تجربه کسب کردن در سالهای اول زندگی میتواند بهترین آموزش باشد، باید عنوان کرد تجربه همیشه جواب مثبت نمیدهد و گاهی باعث دلزدگی افراد از یکدیگر میشود زیرا تجربههای ناموفق که پشت سر هم رخ دهد باعث میشود افراد نسبت به یکدیگر سرد شوند.»
علیاصغر اصغرنژادفرید، عضو هیاتعلمی دانشگاه علوم پزشکی ایران درباره طلاقهایی که به دلیل نداشتن روابط جنسی مناسب اتفاق میافتد، میگوید: «اکثریت قریب به اتفاق طلاقهایی که در کشور اتفاق میافتد به دلیل نداشتن روابط عاطفی موفق است؛ یعنی افراد در برقرار کردن ارتباط اولیه و عاطفی با یکدیگر مشکل دارند و میتوان گفت فردی که در برقرار کردن روابط اولیه زندگی مشکل دارد قطعا در برقرار کردن روابط جنسی با شریکش نیز دچار مشکل خواهد شد زیرا آموزشهای لازم را در این مورد ندیده است.» او میافزاید: «چهار عامل اصلی وجود مشکلات در روابط بین فردی، قبول نکردن یکدیگر، مشخص نبودن انتظارات و این است که زوجین نمیتوانند خودشان را جای یکدیگر قرار دهند و در نتیجه به سمت طلاق کشیده شوند.» اصغرنژادفرید عنوان میکند: «یکی از عواملی که زوجین نمیتوانند روابط جنسی موفقی داشته باشند تفاوت میان زنان با مردان است و همین برابر نبودن بین زن و مرد باعث میشود که نتوانند نیازهای یکدیگر را برطرف کنند و همین امر دلیلی میشود که در آینده دچار مشکلهای فراوانی بشوند، زیرا نیاز روحی و جسمیشان برآورده نشده است و این باعث بداخلاقی و گاهی درد در قسمتهای مختلف بدن میشود که در دراز مدت مشکلات عمیقی را به وجود میآورد. این موضوع نیز با آموزش و مشاوره قابل حل است.»
با وجود تاکید روانشناسان به مشاوره جنسی و آموزش در این زمینه، تابوی آموزش و مشاوره، بین مسئولان آموزش و پرورش و بهزیستی و... باعث شده تا با وجود آمارهای طلاق بر اثر مشکلات جنسی، کسی به فکر آموزشهای جنسی یا راهاندازی دفاتری برای مشاوره جنسی نباشد.
به نظر میرسد که روانشناسان قبل از تجویز دارو برای بیماران، باید آزمایشی از آنها بگیرند تا کمبودهای غذاییشان مشخص شده و بعد از آن، داروی مورد نیاز را تجویز کنند. گاهی اوقات، مشکلات روانی بیماران با فرستادن آنها به یک آزمایشگاه حل میشود و نیازی به مصرف قرصهای ضد افسردگی ندارند. آنها با بهبود مواد غذایی و دریافت بعضی ویتامینها حالشان خوب میشود. 10 کمبودی که ممکن است باعث افسردگی شود، در اینجا ذکر خواهد شد.
اسید چرب امگا 3: ممکن است فکر کنید که شما ماهی زیاد میخورید، بنابراین امکان ندارد که با کمبود اسید چرب امگا مواجه باشید. اما باید در نظر گرفت که این ماده باید در سطح مطلوبی استفاده شود. این ماده برای کاهش التهابهای مغزی ضروری است و نقش مهمی در کارکرد مغز، به خصوص حافظه و خلق و خو ایفا میکند. بدن نمیتواند این مواد را بسازد، بنابراین شما نیاز دارید که این منابع را با مواد غذایی تامین کنید.
ویتامین D: کمبود ویتامینD یکی از عوارض همهگیر مهم است که پزشکان و مراکز بهداشتی رسمی تازه آن را شناسایی کردهاند. این کمبود با افسردگی، زوال عقل و اوتیسم ارتباط دارد. نور خورشید غنیترین منبع این ویتامین است که ما آن را در زمستان و پاییز از دست میدهیم. برخی کارشناسان عقیده دارند که که به دریافت روزانه5 تا 10 هزار واحد بینالمللی از این ویتامین نیاز دارد. اما موسسههای ملی بهداشت آمریکا (ان آی اچ) به اکثر افراد بزرگسال سالم تنها دریافت 600 واحد ویتامین D در روزانه را توصیه میکند.
منیزیم: سبک زندگی ما میزان منیزیم را کاهش میدهد. برای مثال مصرف زیاد الکل، نمک، قند، اسید فسفریک (در سودا)، استرس زیاد، آنتی بیوتیکها، دیورتیکها (مدرها) بر این میزان تاثیر دارد. گاهی منیزیم به عنوان پادزهر استرس نامیده میشود. منیزیم قدرتمندترین ماده معدنی موجود برای ایجاد آرامش است. این ماده معدنی در جلبک دریایی، سبزیجات و حبوبات یافت میشود. ان آی اچ مصرف روزانه 400 تا 420 میلیگرم منیزیم برای مردان بزرگسال و310 تا 320 میلیگرم از آن را برای زنان بزرگسال را توصیه کرده است.
ویتامین ب کمپلکس: ویتامینهای B مانند B6 و B12 میتواند منفعتهای غیرقابل باوری بر سلامتی داشته باشد. از جمله کاهش خطر سکته و سلامت پوست و ناخن. از سوی دیگرکمبود ویتامین B روی سلامت روانی شما نیز تاثیر دارد. بر اساس پژوهشی که در سال 2009 صورت گرفته بیش از یک چهارم افسردگیهای شدید در زنان مسن به خاطر کمبود ویتامین B12 است. بهترین منبع ویتامین B6 مرغ، غذاهای دریایی، موز و سبزیهاست. در بزرگسالان در مورد ویتامین B6 دریافت روزانه 1/7 میلی گرم برای مردان بزرگسال و 1/5 برای زنان بزرگسال توصیه شده است. همچنین B12 در غذاهایی حیوانی (گوشت،ماهی، مرغ، تخممرغ و شیر)، حلزون، صدف و خرچنگ وجود دارد. بیشتر بزرگسالان به مصرف روزانه 2/4 میکروگرم این ویتامین نیاز دارند.
فولات: افرادی که کمبود فولات دارند، تنها 7 درصد به درمان با قرصهای ضدافسردگی پاسخ میدهند، اما از سوی دیگر کسانی که میزان بالای فولات دارند، در 44درصد موارد به این درمانها پاسخ میدهند. دریافت روزانه میزان فولات بستگی به جنسیت، بارداری، دوران شیردهی و همچنین سن دارد. با این وجود، اکثر بزرگسالان به مصرف روزانه حداقل 400 میلی گرم فولات نیاز دارند. این نیاز میتواند از طریق مواد غذایی سرشار از فولات مانند برگهای سبز تیره، حبوبات، میوههای خانواده مرکبات و آبمیوهها تامین شود.
اسیدهای آمینه: اسیدهای آمینه به کارکرد مناسب مغز شما کمک میکند. کمبود اسیدهای آمینه ممکن است باعث تنبلی، تمرکز نداشتن و افسردگی شود. منبع خوب این ماده در گوشت، تخممرغ، ماهی، حبوبات و آجیل است.
آهن: کمبود آهن در زنان بسیار شایع است. حدود 20 درصد از زنان و 50 درصد از زنان باردار، دچار این عارضه هستند. تنها 3 درصد مردان کمبود آهن دارند. شایعترین کمخونی، کمبود تعداد سلولهای قرمز خون، به دلیل کمبود آهن است. علایم آن شبیه افسردگی است: خستگی، کج خلقی، تمرکز نداشتن. بیشتر بزرگسالان باید روزانه 18 تا 8 میلیگرم آهن مصرف کنند، البته این موضوع به سن، جنیست و رژیم غذایی آنها نیز بستگی دارد، گوشت قرمز، ماهی و مرغ این ماده را در خود دارد.
روی: روی بیش از مواد معدنی دیگر مورد استفاده آنزیمهاست که برای بسیاری از سیستمهای ما ضروری است. این آنزیمها برای گوارش و تجزیه غذا و همچنین جلوگیری از آلرژی غذایی است. آنها همچنین به DNA ما برای بازسازی و تولید پروتئینها کمک کرده و در نهایت زینک به کنترل التهاب و سیستم دفاعی ما کمک میکند. دریافت روزانه 11 میلیگرم روی برای مردان و8 میلیگرم برای زنان توصیه شده است.
ید: کمبود ید میتواند باعث مسایل بسیار جدی شود، چرا که این ماده برای کارکرد درست تیروئید بسیار ضروری است و تیروئید بیش از آنچه که فکر میکنید تاثیر دارد: انرژی، سوخت و ساز، دمای بدن، توسعه سیستم دفاعی و کار کردن مغز. وقتی این بخشها درست کار نکنند، ممکن است شما احساس کنید که افسرده هستید. میتوانید با استفاده نمک یددار این ماده غذایی را دریافت کنید. همچنین جلبک دریایی خشک، میگو یا روغن ماهی حاوی ید است. استفاده روزانه 150 میکروگرم ید برای بزرگسالان توصیه میشود.
سلنیوم: مانند ید، سلنیوم برای کارکرد درست تیروئید مهم است. این ماده به تبدیل هورمون تیروئید غیرفعال T4 به هورمون تیروئید فعال T3 کمک میکند. این ماده همچنین به آنتی اکسیدانهای (گلوتاتیون پراکسیدار) مهم ما کمک کرده و مانع اسیدهای چرب اشباع نشده غشای سلولی ما میشود. بزرگسالان روزانه به مصرف 55میکروگرم از سلنیوم نیاز دارند و بهترین منبع آن مغزهای و تخمههای خوراکی است.
احتمالا برای شما هم تاکنون پیش آمده است که برای درمان بیماری مجبور به تزریق پنیسیلین تجویزی پزشک شده باشید؛ شاید در هنگام تزریق حس کردهاید که درد این سرنگ بیشتر از تزریقات دیگر است. آیا میدانید علت چنین احساسی چیست؟
به گفته یک داروساز، از آنجا که پنیسیلین حالت سوسپانسیون داشته، بسیار رقیق است و حجم بالایی دارد، هنگام تزریق دردناک بوده و بیمار درد زیادی را تحمل میکند. دکتر طیبه اسماعیلی اظهار کرد: پنیسیلین هم مانند هر دارو یا ماده غذایی دیگر ممکن است در برخی از افراد حساسیت ایجاد کند و منجر به واکنش بدن شود. سیستم ایمنی بدن برخی افراد در برابر ماده پنیسیلین حساستر بوده و تاکنون علت قانع کنندهای برای آن یافت نشده است.
اسماعیلی تصریح کرد: اگر برای نخستین بار است که میخواهید پنیسیلین تزریق کنید، حتما باید قبل از تزریق، روی ساعد دست تست شود تا در صورت بروز علائم حساسیت از ادامه تزریق خودداری شود. تزریق پنیسیلین در افرادی که به این دارو حساسیت دارند، ممکن است با طیف گستردهای از علائم همراه باشد. البته میزان و نوع علائم به شدت واکنش بدن و حساسیت به دارو بستگی دارد.
وی اظهار کرد: علائمی که بر اثر حساسیت به پنیسیلین پدیدار میشود با توجه به شدت حساسیت و نوع افراد شامل کاهش شدید فشار خون، علائم تستی، قرمزی دست، ضایعات جلدی، عوارض پوستی مانند کهیر و اگزما و همچنین در برخی موارد اسپاسم راه هوایی است. به همین دلیل تست پنیسیلین در حجم بسیار کم تزریق میشود، اما گاهی گفته شده که همین حجم کم هم ممکن است مشکلآفرین باشد. اسماعیلی یادآور شد: در بیمارانی که مشخص شود به پنیسیلین حساسیت دارند با توجه به نوع عفونت، پزشک معالج داروی جایگزین تجویز میکند.