دانستنی ها

دانستنی های کامپیوتر/زندگی/جهان و ...

دانستنی ها

دانستنی های کامپیوتر/زندگی/جهان و ...

تفریح و هیجان در کوه های ارشلو/ارومیه فاقد پیست برای مسابقات آفرود

آفرود یکی از مسابقات اتومبیلرانی است که با خودروهای دو دیفرانسیل در پیست های شنی و تپه ای برگزار می شود.

امروز با این گروه و در جایی که به دلیل نبود پیست در ارومیه در کوه های ارشلو  ارومیه تمرین می کنند همراه شدیم.

این گروه که دارای خودرو های قدرتمندی می باشد در خاک و برف نیز به راحتی حرکت می کنند به دلیل تبحر خاص رانندگان اتومبیل ها چندی پیش نیز برای کمک به نیروهای امداد رسانی هلال احمر وجاده ای عازم شهر های مهاباد و بوکان شده بودند که بتوانند به خودروهای در راه مانده کمک کنند.

اما در حال حاضر بدلیل نبود پیست در ارومیه این رشته و طرفداران آن را اذیت می کند بطوریکه علاقمندان به تماشای حرکت های نمایشی این گروه از نزدیک نمی توانند رهسپار کوه ها شوند.

مسئولین اداره ورزش وجوانان ارومیه و آذربایجان غربی باید همت به خرج داده و با حمایت این جوانان که خود حاضر به همکاری برای ساخت پیست هستند همکاری وحمایت کنند تا بتوان به زودی پیست مناسبی احداث کرد تا خانواده ها نیز در روزهای تعطیل بتوانند از برنامه های مهیج ونمایشی این خودرو ها استفاده کنند.

محموله میلیاردی برنج قاچاق در میاندوآب توقیف شد

در راستای کنترل و مبارزه با قاچاق کالا و ارز مأموران فرماندهی انتظامی شهرستان میاندوآب اقدام به کنترل خودروهای عبوری از محورهای مواصلاتی این شهرستان کردند.

وی افزود: پلیس موفق به شناسایی یک دستگاه کامیون تریلی حاوی بار قاچاق شده و در ایستگاه بازرسی شهید محمدنژاد میاندوآب مورد بازرسی قرار دادند.

فرمانده انتظامی آذربایجان غربی گفت: از این کامیون مقدار 575 کیسه برنج قاچاق با وزنی بالغ بر 23 تن و به ارزش یک میلیاردریال کشف شد.

اصلانی تصریح کرد: قاچاقچیان سعی داشتند این مقدار برنج خارجی را به طور غیرقانونی در بازار توزیع کنند.

فرمانده انتظامی آذربایجان غربی خاطرنشان کرد: دراین باره یک دستگاه کامیون تریلی توقیف و دو نفر متهم نیز دستگیر و با تشکیل پرونده مقدماتی تحویل مراجع ذی صلاح قضایی شدند.

هشدار درباره پودر لباسشویی تقلبی


سرهنگ علی هاشمی افزود: مأموران انتظامی، در پی اقدامات فنی و اطلاعاتی گسترده از فعالیت یک کارگاه زیر زمینی در زمینه تهیه مواد شوینده تقلبی در اطراف این شهرستان با خبر شدند. وی اظهارکرد: تیمی از ماموران پلیس دلیجان برای بررسی موضوع و تحقیقات در این زمینه تشکیل شد و در ادامه روند تحقیقات مشخص شد این کارگاه با استفاده از مواد شیمیایی غیر مجاز اقدام به تولید پودر لباسشویی کرده و پس از بسته بندی وارد بازار می کند. 


سرهنگ هاشمی ادامه داد: اعضای این باند کلاهبردار با استفاده از نام تجاری یک شرکت معتبر مواد شوینده را در سطح کشور توزیع می کردند.

وی خاطر نشان کرد: پنج نفر در محل کارگاه تولیدی این نوع پودر تقلبی دستگیر و سه کامیون حامل پودرآماده عرضه به بازار و100 عدد بسته پودر خام تولید شده، کشف شد.

فرمانده انتظامی دلیجان اظهار کرد: همه اعضای این باند پس از تشکیل پرونده، به مرجع قضایی معرفی و کارگاه آنان نیز با دستور مقام قضایی مهر و موم شد.

شهرستان دلیجان در جنوب استان مرکزی با 50 هزار نفر جمعیت، 400 واحد صنعتی در چهار شهرک و ناحیه صنعتی دارد.

*** ضارب سکه های تقلبی در خمین دستگیر شد

فرمانده انتظامی خمین نیز گفت: فرد سابقه داری که در این شهرستان اقدام به ضرب سکه های تقلبی می کرد شناسایی و دستگیر شد.

سرهنگ محمد علی گودرزی افزود: تیمی از ماموران پلیس آگاهی شهرستان برای بررسی دقیق موضوع تشکیل و در تحقیقات اولیه مشخص شد که فرد مورد نظر با ضرب سکه های تقلبی در داخل منزل، آنها را به سراسر کشور منتقل می کند.

وی خاطر نشان کرد:کلاهبردار در عملیاتی غافلگیرانه در منزل خود دستگیر و یک دستگاه ضرب سکه نیز وی کشف شد.

متهم که دارای سوابق متعدد کلاهبرداری می باشد پس از تشکیل پرونده به مراجع قضایی معرفی شد.

شهرستان خمین با 110 هزار نفر جمعیت دارای چهار هزار و 500 واحد صنفی دارای پروانه کسب است.

دستگیری 2 باند سرقت در تهران

رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: از دستگیری 2 باند سرقت طلافروشی و منزل خبر داد.

سردار عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ در جمع خبرنگاران اظهار داشت: همکاران ما در مجموعه پلیس 2 باند سرقت مسلحانه را دستگیر کردند.

وی در ادامه افزود: در یکی از باندها که 8 تن بودند به یک طلافروشی در جنوب تهران در محله خانی‌آباد دستبرد زدند و از این طلافروشی بین 3 تا 4 کیلو به صورت مسلحانه طلا به سرقت بردند و عمده افراد این باند سابقه کیفری داشتند.

سردار محمدیان بیان کرد: در باند دیگری افراد ابتدا به املاک مسکن مراجعه کرده و پس از اخذ آدرس به منازل مراجعه و اگر متوجه می‌شدند که خانمی تنها در منزل است ابتدا با تهدید مسلحانه دست و پای مالباختگان را بسته و اقدام به سرقت طلاها، پول‌ها و اشیاء قیمتی می‌کردند.

وی تصریح کرد: بعد از 2 فقره سرقت باند دوم تیم ویژه برای دستگیری افراد باند تشکیل و نهایتا این باند 4 نفره در شهرهای مختلف شناسایی و دستگیر شدند.

رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ به شهروندان توصیه کرد: در زمان انجام معاملات از طریق مبادی مجاز همچون املاک‌ها اقدام به آگهی کنند، ضمن آن‌که زمانی که مشتری برای خرید و اجاره به منزل شما مراجعه می‌کند در صورتی که تنها در منزل حضور دارید اجازه ورود ندهید و املاک نیز باید یک نماینده با مشتری جهت بازدید از خانه اعزام کنند.

نوشیدنی هایی که مینای دندان را حل می کنند


اثر نوشابه ها بر مینای دندان

این روزها مصرف نوشیدنی های ورزشی و انرژی زا در بین جوانان و نوجوانان بسیار رایج شده است. اغلب این افراد تصور می کنند که این نوشیدنی ها ترکیبات سالم تری بوده، توانایی جسمی را افزایش داده و به تناسب اندام کمک می کنند.

متاسفانه نوشابه های ورزشی و انرژی زا برای سلامت دندان ها مضر هستند. اسیدیته بالا در این نوشیدنی ها موجب آسیب رساندن به مینای دندان ها می شود.

بر اساس مطالعه ای که در سال 2012 انجام شد، 30 تا 50 درصد بزرگسالان و 62 درصد نوجوانان در امریکا به طور مداوم از نوشیدنی های انرژی زا استفاده می کنند. در این تحقیق اسیدیته، pH و میزان فلوراید در 9 نوشیدنی انرژی زا و 13 نوشیدنی ورزشی مورد بررسی قرار گرفت.

نمونه مینای دندان به مدت 15 دقیقه در این نوشیدنی ها و سپس 2 ساعت در بزاق مصنوعی قرار گرفت. این عمل روزانه 4 بار و به مدت 5 روز تکرار شد. پس از 5 روز، صدمات مینای دندانی مشاهده شد و مشخص گردید نوشابه های انرژی زا 2 برابر نوشیدنی های ورزشی موجب آسیب دندان ها می شوند.

تحلیل و فرسایش ایجاد شده در مینای دندان توسط این نوشیدنی ها، قابل بازگشت و بهبود نیست و موجب آسیب پذیری دندان ها در برابر پوسیدگی و افزایش حساسیت آنها به سرما می شود.

دندانپزشکان مصرف مداوم این نوشیدنی ها را توصیه نمی کنند و معتقدند که جویدن آدامس بدون قند پس از مصرف این نوشیدنی ها، میزان بزاق در دهان را افزایش می دهد بنابراین به کاهش سطح اسید در دهان کمک می کند. شستن دهان با آب نیز همین اثر را داراست.

به علاوه متخصصان بر این باورند که بلافاصله پس از مصرف نوشیدنی های انرژی زا یا ورزشی، مسواک نزنید. برای این کار بهتراست 1 ساعت یا بیشتر صبر کنید. مسواک زدن بلافاصله پس از آشامیدن این نوشیدنی ها به دلیل انتشار و گسترش اسید در محیط دهان احتمال فرسایش و تحلیل دندان را افزایش می دهد. در حقیقت قند و شکر به طور مستقیم موجب آسیب دندانی نمی شوند بلکه تبدیل آنها به اسید توسط باکتری ها، موجب صدمه به دندان ها می شود.

ناآگاهی جنسی تاوان سنگینی دارد

در مورد آموزش و آگاهی جنسی به کودکان و نوجوانان نظرات متفاوتی وجود دارد. گروهی بر این باورند که داشتن آگاهی جنسی موجب عملکرد بهتر درخصوص مسائل جنسی، چه در بعد فردی و چه اجتماعی می شود. از سوی دیگر گروهی بر این باورند که لزومی ندارد که افراد آموزش جنسی ببینند. به عقیده اینان، انسان های در مسیر زندگی همه آنچه را که باید در این زمینه یاد خواهند گرفت و دادن آگاهی جنسی به آنها تنها سبب تحریک زودهنگام میل جنسی و مشکلات ناشی از آن می شود. با این همه، بر مبنای پژوهش ها، ناآگاهی جنسی کودکان و بزرگسالان، پیامدهای منفی برجسته ای دارد که در زیر به مهمترین آنها اشاره می کنیم.

پیامدهای منفی ناآگاهی جنسی در کودکان

1- به دست آوردن اطلاعات از منابع ناموثق
کودکان بنا بر طبیعت شان کنجکاوند و می خواهند نسبت به هر مسئله ناشناخته ای اطلاع و آگاهی پیدا کنند. این کار به آنها کمک می کند تا محیط اطراف خود را بهتر بشناسند و در موقعیت های مختلف واکنش های سازگارانه تری نشان دهند، یکی از موضوعات جالب و مورد علاقه کودکان که از آغازین روزهای زندگی به بررسی آن می پردازند، بدنشان است. توجه کودکان معمولا در حدود 3 سالگی به اعضای تناسلی شان معطوف شده و می کوشند اطلاعاتی درباره چیستی و چگونگی این اندام به دست آورند.
چنانچه والدین از دادن اطلاعات صحیح به کودکان در این مورد خودداری کنند، آنها با افزایش سن، گاه اطلاعات نادرستی را از گروه همسالان و ابزارهای اینترنتی و ماهواره کسب خواهند کرد. متاسفانه این اطلاعات نادرست ممکن است تا مدت ها در ذهن کودک باقی بماند.

2- کنجکاوی و درگیری ذهنی بیش از حد با این موضوع
از دیگر پیامدهای ناگوار ندادن آگاهی جنسی درست به کودکان، علاقمند شدن بیش از حد کودکان به همین مقوله ای است که ما سعی در پنهان کردنش داریم. همه ما می دانیم که منع کردن فرد از هر چیزی، آن هم بدون دلیل و برهان مناسب، موجب اشتیاق بیشتر فرد به انجام آن عمل می شود. کودکان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. با توجه به کنجکاوی ذاتی این گروه سنی، در صورتی که والدین نه تنها داوطلبانه نسبت به آگاه کردن جنسی کودکان اقدام نکنند، بلکه در صورت طرح پرسش هایی درباره این موضوع از جانب کودک به او واکنش منفی نشان دهند، ذهن کودک بیش از پیش درگیر این مسئله می شود و تلاش می کند هر طور شده پاسخی برای پرسش های خود بیابد.

3- تشخیص ندادن نشانه های سوءاستفاده جنسی
دوران کودکی یکی از مراحلی است که هر کسی در آن به دلیل نداشتن آگاهی و نیز ناتوانی مقابله، در معرض خطر سوءاستفاده جنسی قرار دارد. آشنا کردن کودکان با حریم خصوصی بدنشان و اینکه دیگران و حتی نزدیکان مجاز نیستند برخی رفتارها را با آنها داشته باشند، احتمال چنین رویدادهایی را به میزان چشمگیری کاهش می دهد. برعکس ناآگاهی جنسی کودکان سبب می شود آنها نتوانند رفتارهای نامناسب دیگران را تشخیص بدهند و گاه شوربختانه مورد سوءاستفاده جنسی قرار بگیرند.

4- احساس ترس و خجالت از تغییرات دوران بلوغ
پژوهش ها نشان داده است نوجوانانی که در دوران کودکی، آگاهی جنسی نسبی داشته اند، نسبت به گروهی از همسالانشان که دچار ناآگاهی جنسی بوده اند، خیلی راحت تر با تغییرات فیزیکی دوران بلوغ کنار می آیند. این گروه تغییرات ظاهری خود را پذیرفته اند و آن را نشانه ورود به دنیای بزرگسالی می دانند، در حالی که گروه دیگر از این تغییرات احساس شرم و خجالت کرده و در برخی موارد به دلیل ناآگاهی دچار ترس و نگرانی می شوند.

5- کاهش اعتماد به نفس
نداشتن آگاهی جنسی موجب می شود که کودک در درون خود احساس نقص و کمبود کند و اعتماد به نفس آنها کاهش یابد. این احساس موجب کاهش اعتماد به نفس کودک شده و در بزرگسالی نیز روی رفتارها و انتخاب های وی تاثیر می گذارد.

پیامدهای ناگوار ناآگاهی جنسی در بزرگسالان

1- افزایش احتمال وقوع مشکلات زناشویی
بدبختانه یکی از دلایل اصلی نارضایتی همسران و اقدام برای جدایی، داشتن مشکلاتی در زمینه روابط جنسی است. دلیل حجم وسیعی از این مشکلات چیزی نیست جز ناآگاهی جنسی، به ویژه همسرانی که در آغاز راه زندگی هستند. ناآگاهی جنسی سبب می شود که ارتباط مناسب و معقولی برقرار نشود و انتظارات جنسی همسران برآورده نگردد.

2- به دست آوردن اطلاعات نادرست از منابع ناموثق
یکی از منابع کسب اطلاعات نوجوانان و جوانان درباره مسائل جنسی، گروه همسالان است. بدبختانه اطلاعات گروه همسالان، به ویژه در کشورهایی مانند کشور ما که در آنها رابطه جنسی پیش از ازدواج به شدت نهی شده است، درست نیست و ممکن است موجب گمراهی فرد شود.
امروزه نوجوانان و جوانان بخش وسیعی از اطلاعات جنسی خود را از اینترنت یا ماهواره به دست می آورند که در بسیاری از موارد نیز موثق نبوده و تنها بر اطلاعات نادرست کاربران می افزایند.

3- گرایش به روابط جنسی نامتعارف
برخی از برنامه های ماهواره ای یا اینترنتی، دربرگیرنده روابط جنسی نامتعارف هستند. جوانانی که هیچگونه آگاهی جنسی ندارند، ممکن است با دیدن این برنامه ها، چنین روابطی را عادی بپندارند یا نسبت به آنها گرایش پیدا کنند.

4- افزایش احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی
یکی دیگر از پیامدهای دهشتناک ناآگاهی جنسی، افزایش احتمال مبتلا شدن به بیماری های مقابتی است. همراه با افزایش پرشتاب گسترش بیماری های مقاربتی مانند ایدز و هپاتیت در جهان، کشورهای مختلف کوشیدند تا با دادن آگاهی درباره رفتار جنسی سالم و ضرورت درگیر نشدند روابط جنسی پرخطر، میزان ابتلا به این بیماری ها را کاهش دهند. پژوهش ها نشان داده که خوشبختانه دادن آگاهی جنسی به میزان قابل توجهی احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی را کاهش داده است.

5- افزایش احتمال درگیر شدن در روابط جنسی ناخواسته
وقتی از جوانانی که درگیر روابط جنسی ناخواسته شده اند، می پرسیم چطور این اتفاق افتاد؟ بسیاری از آنها پاسخ می دهند که خودشان هم نمی دانند که چه شد. دادن آگاهی جنسی سبب می شود که جوانان در شرایط خطرخیز، قادر به مدیریت موقعیت بوده، خودداری جنسی نشان دهند و از روابط جنسی ناخواسته و پیامدهای ناگوار آن در امان باشند.

تاثیر ترانه های خاص بر داشتن رابطه جنسی!

ترغیب نوجوانان به سکس با گوش کردن به ترانه های جنسی

بنا به تحقیقی در آمریکا، گوش کردن به ترانه‌های موهن در باره رابطه جنسی ممکن است نوجوانان کم سن و سال را ترغیب کند زودتر سکس داشته باشند. محققان دانشگاه پیتزبورگ از 711 نوجوان در آمریکا، در باره رفتار جنسی آنها و همچنین نوع موسیقی که گوش می‌کنند، سوال کردند. آنها متوجه شدند گروهی که دائما به ترانه‌های موهن جنسی گوش می‌دهند، دو برابر بقیه احتمال دارد رابطه جنسی برقرار کنند.

اما کارشناسان رفتار جنسی در بریتانیا گفته اند اعلام این که سبک موسیقی با رفتار جنسی فردی که آن را گوش می‌کند، ارتباط مستقیم دارد، نگاهی ساده اندیشانه است.

گروه تحقیق دانشگاه پیتزبورگ، در این مطالعه، ترانه‌هایی را موهن دانسته که حاوی توصیف‌های بی پرده، خشونت آمیز و سلطه جویانه از رابطه جنسی است؛ ترانه‌هایی که مضمونش، سکس را رفتاری جسمانی و نه ناشی از عشق ترسیم می‌کند.

محققان حاضر نشده اند که مشخص کنند کدام آهنگ‌ها در این طبقه بندی قرار می‌گیرد اما به عباراتی اشاره کرده‌اند که از خشونت علیه جنس مخالف و همچنین عضو تناسلی او نام می‌برد (I'm gonna beat that pussy up).

محققان، دواطلبان این مطالعه را که از سیزده تا هجده سال سن داشته‌اند، به سه گروه تقسیم کردند. آنهایی که به این نوع ترانه‌ها دائما گوش می‌کنند (بیش از هفده و نیم ساعت در هفته)، آنهایی که گاهی اوقات گوش می‌کنند و آنهایی که کمتر به سراغ این دست از ترانه‌ها می‌روند (کمتر از دو ساعت و نیم در هفته.)

این مطالعه نشان داد که چهل و پنج درصد از نوجوانانی که دائما به این نوع ترانه‌ها گوش می‌دهند سکس داشته‌اند در حالی که فقط 21 درصد از آنهایی که گاهی به این نوع ترانه‌ها گوش می‌دهند، ارتباط جنسی برقرار کرده‌اند.

دکتر برایان که هدایت این تحقیقات را بر عهده داشته است، گفت: "یقینا میان رفتار نوجوانان و نوع موسیقی که گوش می‌کنند، ارتباط وجود دارد، اما این که بگوییم که گوش کردن به نوع خاصی از ترانه مستقیما با سکس در سنین کم ارتباط دارد، دشوار است."

او افزود: "با این حال والدین باید این یافته را مد نظر قرار بدهند. والدین نباید با گفتن این که 'خوب بچه‌اند و این نوع موسیقی‌ها را دوست دارند' از احتمال تاثیر آن بر رفتار نوجوان چشم پوشی کنند. من نمی‌گویم که والدین باید جلوی فرزندان نوجوانشان را بگیرند تا به این نوع موسیقی‌ها گوش نکنند اما باید به آنها در باره ارتباط جنسی توضیح دهند تا نوجوان این نوع ترانه‌ها را بهتر حلاجی کند."

سخنگوی موسسه خیریه بروک که در زمینه سلامت روابط جنسی جوانان و نوجوانان فعالیت می‌کند، می‌گوید: "روشن است که محیط فرهنگی در رفتار جنسی جوانان نقش ایفا می‌کند اما ساده انگاری است که بگوییم چون یک فرد به این نوع موسیقی گوش می‌کند، تصمیم خواهد گرفت که زودتر سکس داشته باشد. عوامل مختلفی در این تصمیم گیری دخیل است."

کارشناسان معتقدند که آموزش درست نوجوانان و جوانان در باره ارتباط جنسی بهترین روش برای جلوگیری از رفتارهای پرخطر و نامطلوب جنسی و همچنین پیش از موعد آن، در میان این گروه سنی است.

با حشره های مقوی برای بدن آشنا شوید

ارزش غذایی حشرات بیشتر از گوشت است

محققان دانشگاه آکسفورد در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که حشرات به اندازه انواع مختلف گوشت، دارای مواد مغذی هستند و این در حالی است که پرروش و تولید آنها نیز کم هزینه تر است.آنها در این مطالعه، ارزش غذایی حشراتی از قبیل جیرجیرک، زنبور عسل و کرم پروانه ای را با جوجه، گوشت گاو و گوشت خوک مقایسه کردند. آنها برای رده بندی ارزش غذایی مواد مختلف از دو سیستم رایج استفاده کردند که در آنها مواد غذایی در مقیاس 100 درجه طبقه بندی می شود. در این مقیاس هر چه ارزش غذایی یک ماده بالاتر باشد، در نقطه بالاتری از این سیستم قرار می گیرد.

محققان نمونه های صد گرمی از انواع مختلف گوشت و نیز حشرات را تهیه کردند و میزان پروتئین، سدیم، چربی اشباع، قند، انرژی، ویتامین و سطح کلسیم آنها را محاسبه کردند.نتیجه این بررسی نشان داد با اینکه نمونه های تهیه شده تقریبا از نظر سطح عناصر مغذی با هم برابر هستند، نمونه های تهیه شده از حشرات از نظر کیفیت تغذیه وضع بسیار بهتری دارد. محققان به این نتیجه رسیدند که تغذیه با حشرات می تواند در مبارزه با سوء تغذیه بسیار مناسب باشد.

بر اساس گزارش سال 2013 سازمان ملل، دو میلیارد نفر از جمعیت جهان به صورت مرتب از حدود 1900 گونه از حشرات تغذیه می کنند. در شرایطی که پیش بینی ها نشان می دهد تا اواسط قرن حاضر جمعیت جهان به نه میلیارد نفر خواهد رسید، حشرات منبعی ارزان برای تامین پروتئین در جهان به شمار می رود.

نشریه پزشکی مدیکال دیلی گزارش داد پرورش حشرات به عنوان منبع غذایی در مقایسه با تولید گوشت، ارزان تر و سریع تر است و آثار مخرب کمتری نیز برای محیط زیست دارد.تا کنون پرورش حشرات به امری عادی در جهان تبدیل نشده است و تنها مزارعی در بخش هایی از آمریکا و کانادا به این کار می پردازد.

در مورد تاتوی دیجیتال بیشتر بدانید

با تاتوی دیجیتال آشنا شوید

کمپانی TX با ضمیمه کردن حسگرهای دیجیتال به نقاشی روی بدن، سعی کرده تا سیستم مانیتور سلامت را روی پوست بنشاند و چرخش جدیدی در مفهوم فناوری‌های پوشیدنی به وجود بیاورد.این کمپانی با کمک استودیوی Chaotic Moon که در کار خالکوبی فعالیت دارد، این کار را انجام داده است.

tatotric-215.jpg

تاتوهای بیومتریک قابلیت کاشت به‌صورت موقت را دارند و کارهایی مانند سنجش ضربان قلب، مانیتور کردن سلامتی، درجه حرارت بدن و ... را پوشش می‌دهند.اریک اشنایدر مدیر فناورانه در این استودیو، از ایده‌های خود با تاتوی دیجیتال می‌گوید که با نصب این ابزار روی بازو می‌توان به‌اندازه یک سال پالس‌های سلامت بدن را برای پزشک خود ارسال کرد و تحت مانیتور دکتر قرار گرفت و اگر دکتر مشکلی را ببیند، بلافاصله با بیمار خود تماس خواهد گرفت.

وی همچنین از اطلاعات بانکی متصل شده به بدن صاحب حساب می‌گوید که از لحاظ امنیتی کمتر مورد حمله هکرها قرار خواهد گرفت و همه‌جا با خود انسان همراه و امکان گم‌شدن آن کمتر است.بن لام، مدیر اجرایی این استودیو نیز از فراگیر شدن این فناوری در قرن 21 می‌گوید و اینکه به‌زودی بخش‌های وسیعی از جامعه مدرن از این ابزار استفاده خواهند کرد.

وی به کاربرد نظامی این فناوری نیز اشاره می‌کند و اینکه اگر سربازی در صحنه جنگ زخمی شود، از طریق این تاتو می‌تواند ارشد خود را مطلع سازد و پزشکان از راه دور، وی را معالجه کنند و ... .

با این هندزفری ها شما هم معتاد می شوید

آی دراگ ها وارد بازار ایران شده اند، اما...

محمدحسین عباسی: درست در روزهایی که استفاده از وسایل صوتی توسط قشر جوان جامعه پررنگ تر از همیشه دنبال می شود، هشداری در مورد استفاده از هندزفری های آلوده به مخدرهای صوتی به شکل جدی مطرح شده تا خانواده ها، نگران استفاده مکرر فرزندانشان از هدست ها و هندزفری ها شوند.

این اولین بار نیست که یک کالای خاص به عنوان کالای مرتبط با مخدرها معرفی می شود اما این موضوع تا امروز با استدلال های پزشکی به اثبات نرسیده است. خطر مخدرهای صنعتی و گسترش مصرف آنها به رغم افزایش قیمت، تهدیدی جدی برای جامعه محسوب می شود. خطر اصلی آنجا رقم می خورد که فرد مصرف کننده مخدرهای نوظهور، آخرین نفری است که به بیماری اش پی می برد و تا مدت ها به خیال وابسته نبودن به این مواد به مصرف آن ادامه می دهد.

صنعتی، سنتی، پست مدرن

مواد مخدر در سال های انتهایی قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم برای نخستین بار از مرزها عبور کردند و به صورت جدی در اختیار مردم غرب قرار گرفتند. بلافاصله چینی ها تصمیم گرفتند تجارت تریاک را ممنوع اعلام کنند اما فشار انگلیسی ها و درگیری های بین دو کشور در این زمینه که به جنگ اول تریاک معروف شده، در نهایت موجب شد این تجارت توسط انگلیسی ها دنبال شود.

مصرف تریاک در قرن نوزدهم تبدیل به یک اتفاق کاملا عادی شد. سال ها بعد از ماجرای جنگ های تریاک، خود انگلیسی ها نیز با بحران مصرف بیش از حد این مواد روبرو شدند و چاره ای را به جز ممنوع اعلام کردن آن پیش روی خود ندیدند.

در قرن بیست و یکم، تولید و مصرف مواد بیشتر به سمت مرزهای آمریکای شمالی حرکت کرد، جایی که ماری جوانا، حشیش و کوکایین هر روز محبوبیت بیشتری به دست می آوردند و در بازار اروپا نیز هواداران خاص خودشان را پیدا می کردند.

از طرفی میزان هواخواهان مخدرهای قدیمی تر مثل هروئین همچنان بالا بود و حتی پروسه صنعتی شدن و ورود مواد کاملا جدید به بازار هم این ماجرا را با تغییر خاصی روبرو نکرد.

برخلاف آنچه تصور می شود، مخدرهای صنعتی در بازار تجارت سیاه مواد، هنوز جای سنتی ها را نگرفته اند و هنوز یک سوم گردش مالی حیرت انگیز این بازار، به فروش هروئین وابسته است. نکته نگران کننده در مورد مخدرهای صنعتی، نوع مصرف، در دسترس بودن و نوع تاثیر آنها روی بدن افراد است. مخدرهایی که با ساختن تصویری پر زرق و برق، جوان ترها را به عنوان مخاطب هدف در نظر می گیرند.

بشنو و معتاد شو

حسین ذبحی، معاون دادستان کل کشور، هشداری جدی برای دستگاه های امنیتی و قضایی در راه برخورد با نوع تازه ای از روان گردان ها دارد: «روان گردان صوتی و دیجیتالی در برخی کشورها تولید و مشاهده شده. ظاهرا این روان گردان ها از طریق صوت و امواجی که در مغز شنونده ایجاد می کنند و با هندزفری و هدفون به گوش شنونده می رسد، باعث تغییرات روانی و مغزی در شنونده می شوند. انواعی از این روان گردان ها که محرک هستند، احساسی شبیه روان گردان محرک را ایجاد می کنند یا باعث تخدیر و غم انگیزی شنونده می شوند.

بر اساس گزارش ها و بررسی ها، این روان گردان ها تولید شده اند و هجمه شان نیز ورود پیدا کرده. دستگاه های امنیتی و قضایی باید مراقبت کنند اینها به کشور وارد نشود و اگر موردی بود سریعا برخورد کنند.»

به گفته این دادستان، این هدفون ها وارد ایران شده اند و به زودی به دست خریدارها خواهند رسید.

باور کنیم؟

آیا این موضوع که مواد مخدر دیجیتالی ممکن است در قالب کالایی مثل هندزفری و برای تاثیرگذاری روی خریدار بی اطلاع وارد بازار ایران شود، اساسا باورپذیر است؟

بهرنگ رضاییان، کارشناس مرتبط با مواد مخدر در این ارتباط پاسخ می دهد: «هیچ وقت چیزی به اثبات نرسیده اما در شرایط امروز، باور این موضوع نمی تواند چندان سخت باشد.

فراموش نکنیم که این موضوع در بعضی از کشورها، یکی از شریان های اصلی اقتصاد را می سازد. برای مثال مکزیک بدون در نظر گرفتن گردش مالی ناشی از صادر کردن مواد مخدر، به تنزل 63 درصدی در اقتصاد می رسد و برای کشورهایی که منابع لازم را برای صادر کردن مخدرهای سنتی ندارند، یک راه کلیدی می تواند تکیه زدن به نمونه های صنعتی باشد؛ نمونه هایی که به ساده ترین بهانه های ممکن مثل لاغری، امروز در دسترس نسل جوان قرار می گیرند. پس عجیب نیست اگر نوع جدیدی از مخدرها نیز با سازوکار جدیدتری در جوامع مختلف مورد آزمایش قرار بگیرند.»

ستاد مواد مخدر: ما بی اطلاعیم!

هشداری که از طریق دادستانی کل کشور اعلام شده، هنوز در ستاد مواد مخدر به عنوان یک ماجرای جدی دنبال نمی شود. در تماس با روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، متوجه می شویم که هنوز هیچ تحقیقی در رابطه با این هندزفری ها و مخدرهای دیجیتالی در این ستاد صورت نگرفته است. آنها هیچ پاسخی برای پیگیری های ما ندارند و توصیه می کنند ماجرا را از خود دادستانی کل کشور که این خبر را اعلام کرده، دنبال کنیم.

آی دراگ

موضوعی که این روزها توسط دادستانی کل کشور اعلام شده چند سالی است که در جوامع اروپایی مطرح می شود. «آی دراگ» یا «آی دوزها» هدفون هایی هستند که قرار است روی ذهن صاحبان شان تاثیر بگذارند. در این وسیله خاص، دو طول موج نزدیک اما کمی متفاوت به هر گوش وارد می شوند. مغز به نوعی با این طول موج ها برخورد می کند که انگار هر دو یکسان هستند و برای نادیده گرفتن تفاوت آنها، کاری روی مغز صورت می گیرد که در نهایت به احساس رضایت یا سرخوشی منجر می شود. در بسیاری از دانشگاه های اروپایی و آمریکایی، تحقیق رویای دوزها به این نتیجه منجر شده که آنها واقعا دارو یا مخدر نیستند و تنها موجب یک فیدبک بیولوژیک می شوند. اگر هدفون های وارد شده به ایران نیز از همین نوع باشند، نگرانی ها در مورد آنها به تدریج فروکش خواهد کرد.

 

این کیف پول هوشمند گم نمی شود

کیف پول هوشمند ساخته شد

محققان خوش ذوق در هلند کیف پول هوشمندی ساخته اند که عملا امکان گم شدن آن وجود ندارد. گم شدن کیف پول از آن دسته دردسرهایی است که تقریبا تمام مردم در طول عمرشان حداقل یک بار آن را تجربه می کنند. اما حالا به لطف گروهی از محققان خوش ذوق در روتردام هلند، کیف پول هوشمندی طراحی شده که به واسطه برخورداری از فناوری های بیسیم امکان گم شدن آن وجود ندارد.

ارایه دهندگان این فناوری جدید مدعی هستند که چنین کیف پولی و تمام مدارک و مبالغی که در آن قرار می گیرد همواره ایمن خواهد ماند.این فناوری جدید Ekster نام دارد که در زبان هلندی به معنای کلاغ یا فردی که زیاد حرف می زند است. این کیف پول دارای ردیابی است که با استفاده از فناوری بلوتوث عمل می کند.صاحب این کیف پول جیبی باید اپلیکیشنی به نام Protag را که سیستم عاملهای اندروید و iOS طراحی شده را بر روی تلفن همراه هوشمند خود نصب کند.

نکته جالب توجه این است که صاحب کیف با استفاده از این اپلیکیشن می تواند کاری کند که کیف پولش به صدا درآمده تا بدین ترتیب محل قرار گرفتنش را شناسایی کند.

وجه متمایز کننده این فناوری جدید با نمونه های مشابه در آن است که هرگاه صاحب کیف از آن دور شده و به خارج از محدوده مجاز فاصله گرفتن از آن برسد، اپلیکیشن نصب شده بر روی تلفن همراهش پیام هشداری منتشر می کند. در چنین وضعیتی صاحب کیف نه تنها متوجه جاگذاشتن آن می شود بلکه از طریق این اپلیکیشن از محل کیفش نیز آگاه می شود.

اخراج دانشجو پزشکی به خاطر پوشیدن چادر سر کلاس!

اجبار برای برداشتن چادر دانشجوی پزشکی

یکی از اساتید دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه دختر محجبه دانشجو را به دلیل داشتن پوشش چادر از کلاس درس اخراج کرد.این دختر دانشجوی رشته پزشکی که برای شرکت در کلاس درس فیزیولوژی حاضر شده بود با در خواست استاد مبنی بر برداشتن چادر از سرش مواجه می شود که پس از امتناع، ازکلاس اخراج می شود.

استاد دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به خاطر اجباری بودن روپوش آزمایشگاه اصرار بر برداشتن چادر می کند و دختر دانشجو در حالی که روپوش آزمایشگاه را نیز پوشیده است با کنایه های استاد مذکور و در نهایت اخراج خود از کلاس مواجه می شود.

این اقدام ضد اخلاقی و ضد دینی استاد دانشگاه کرمانشاه که بیشتر به سلب آزادی اعتقادات دینی در کالج های فرانسه شبیه است در حالی است که بسیاری از دانشجویان محجبه رشته های پزشکی با پوشش کامل چادر در کلاسهایی که عموما مختلط هم هستند حاضر می شوند.این اهانت و گستاخی روشن استاد مذکور باید توسط روسای دانشگاه و مراجع ذیربط پیگیری شده تا از تکرار آن جلوگیری شود.

گول ظاهر خوش آب و رنگ تهران را خوردم!


در خوابگاه‌ دانشجویی دختران چه می گذرد؟

جوانانی که برای کسب مدارک عالی، شهر و دیار خود را ترک گفته و به دور از خانواده مشکلات مالی و روحی زیادی را تحمل می کنند، معمولا در معرض آسیب های متعدد قرار دارند.تهران جذابیت زیادی برای مهاجران دائم و موقت دارد. سالانه هزاران نفر از نقاط مختلف ایران به منظور دستیابی به فرصت‌های بهتر کار، درآمد، تحصیل و زندگی به این شهر می‌آیند. بسیاری از این افراد که اغلب جوان، دانشجو، کارمند، و یا کارگرند، به تنهایی و دور از خانواده خود به صورت "مجردی" زندگی می‌کنند.

پدر و مادرهای امروزی هرگز فکر نمی کردند که روزی برسد که فرزندانشان راهی به جز آنچه آنان رفته‌اند پیشه کنند. ریشه‌های تمایل جوانان به جداشدن از والدین و زندگی زیرسقفی که آن را یا با آدم‌هایی مشابه خود به عنوان هم خانه شریک هستند یا تنها زندگی می کنند را باید در تغییرات اجتماعی یافت.

گول ظاهر خوش آب و رنگ تهران را خوردم!

آزیتا دانشجوی سال سوم رشته معماری که در خوابگاه زندگی می کند، از خوب و بدهای خوابگاه های دانشجویی می گوید.آزیتا می‌گوید: " امکانات رفاهی و فرصتهای شغلی برجسته تهران قابل مقایسه با شهرستانم نیست و برای همین تهران رو برای تحصیل انتخاب کردم اما حالا میبینم که زندگی در خوابگاه دانشجویی با تمام دلتنگی ها سخت است، حتی گاهی اوقات بالشتم رو از خونه میارم و بغلش میکنم چون دلم براش تنگ شده.اما بعضی چیزها تحقیرآمیز است مثلا اگر تاخیر داشته باشی به خانواده ات با لحنی غیر مودبانه اطلاع می دهند و ایجاد بد دلی می‌کنند.

اگر کسی حساسیت و ویژگی‌های وسواس گونه داشته باشد زندگی در خوابگاه برایش سخت می شود. چون در خوابگاه فضای خصوصی وجود ندارد. البته زندگی در خانه مجردی هم مشکلاتی دارد. اما در کل حسن زندگی مجردی این است که مدیریت اقتصادی زندگی به عهده خودت می‌افتد. شاید یک جور تمرین مدیریت و استقلال است."

زندان هایی به نام پانسیون

دکتر مژگان نیکنام متخصص روانشناسی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به نکات مثبت زندگی خوابگاهی بیان کرد : درواقع شرایط دانشجویی ایجاب میکند که فرد زندگی خوابگاهی را بپذیرد و ساعاتها را برای خود برنامه ریزی کند.

برای افرادی که مجبورند دور از خانوده هایشان زندگی موقت داشته باشند ، بهترین مکان خوابگاه است تا اینکه بخواهند خانه هایی را باهم بگیرند و چند نفر باهم در آنجا زندگی کنند. خوابگاه های دانشجویی برای درس خواندن در شرایط دور از خانواده بهترین گزینه است چراکه خانه های مستقل به دلیل نبود مدیریت کافی خطرات اجتماعی و.. را برای دانشجوبانی که هنوز به هویت کامل خود نرسیده اند، دارند. جمع شدن افرادی هم سن با عقاید و شخصیت ها متفاوت بدون یک فرد بزرگتر برای کنترل در خانه های مجردی یا پانسیون، نامناسب است و ممکن است باعث انحرافات دانشجویان شود و آنها کمتر به فکر درس و برنامه ریختن برای آینده شان باشند.

زندگی در خوابگاه های دانشجویی به خصوص برای دختران زندگی در شرایطی است که عمدتا همه دانشجو هستند و امنیت بیشتری برقرار است.

افسردگی و مشکلات امنیتی؛ مهمترین معضل

باتوجه به اینکه تعداد فرزندان کمتر خانواده ها وابستگی افراد را بیشتر کرده، دکتر نیکنام می افزاید: دوری از خانواده برای پسر یا دختر 18 ساله ای که به قولی هنور اسقلال خود را پیدا نکرده و در جایی وارد می شود که باید مستقل بودن را تجربه کند اولین مشکلی است که این افراد را در خوابگاه ها تهدید میکند و اگر دانشجویان نوپا نتوانند این تغییر شرایط را مدیریت کنند، دچار اضطراب می شوند. عدم تحمل و مدیریت تنهایی و در واقع همان دوری از خانواده معضلی همراه با برخی از دانشجوبان است که حتی امکان دارد در آینده افسردگی را برایشان به ارمغان آورد.

وی افزود : این که دانشجو تا قبل از رفتن به خوابگاه برای خود یک اتاق و حریم خصوصی داشته اما حال باید تابع جمع باشد، شرایطی است که این اضطراب و در نهایت افسردگی را ایجاد می کند ، به همین دلیل خانواده ها بخصوص در اوایل باید رفت و آمدها ، مدیریت ، کنترل و نظارت خود را روی فرزند دانشجویشان بیشتر کنند تا فرزند کم کم جابجا شود و به آن سیستم زندگی عادت کند.

همه بار بر روی دوش خودم است

«گاهی دلم دستی می خواهد که وقتی کلید می اندازم و وارد خانه می شوم، قبل از من چراغ ها را روشن کرده باشد.»این یکی از حسرت های مهشید دختر ۳۱ ساله ای است که سه سالی می شود زندگی مجردی را به معنای واقعی تجربه می کند. او شهرستانی است و کارشناس ارشد مهندسی صنایع دارد و اکنون در یک مرکز تحقیقاتی کار می کند. گویا کار بهانه اصلی او برای ماندگاری در پایتخت بوده است، می گوید : « شرایط کاری‌ام این جا عالی است و نمی توانم از این موقعیت چشم پوشی کنم.»

آن طور که مهشید برایمان توضیح می دهد، کمی بعد از پایان تحصیلاتش از هم خانه ای های دانشجویش جدا شده تا از دردسرهای هم خانه شدن راحت شود؛ او معتقد است :«آنچه اغلب افراد در مورد هم خانه شدن نمی دانند این است که زندگی زیر یک سقف به معنای تشکیل نهادی با کارآیی یک خانواده نیست. گاهی شما و هم خانه هایتان حتی نمی توانید تشکیل یک گروه را بدهید! شما فقط در یک چیز اشتراک دارید و آن داشتن یک سقف است. حتی دو هم خانه وسایل و تجهیزات منزل شان را هم از همدیگر جدا می کنند تا کمترین برخورد میان شان ایجاد شود.»

مثلثی سه گانه برای زندگی دانشجویی بهتر

این متخصص روانشناسی اظهار داشت: از آنجایی که امروزه هرفردی  در حال تجربه زندگی دانشجویی است ، خانواده و مسئولین مربوطه و خود دانشجو مثلثی را تشکیل میدهند که کوتاهی کردن هر کدام از آنها در امر خوابگاه ها و زندگی مجردی دانشجویی آسیب هایی را برای دانشجو از نظر روانی ،اجتماعی و حتی سلامت فیزیکی رقم میزند و علاوه بر خود فرد ممکن است در آینده گریبان خانواده و اجتماع را هم بگیرد. بنابراین لازم است که در انتخاب محل درس خواندن ، اولویت با ماندن در کنار خانواده و شهر خود باشد.

مژگان نیکنام با تاکید بر توجه دانشجویان به بحث اوقات فراغت در فضای خوابگاهی، خاطر نشان کرد: بحث پرکردن سالم اوقات فراغت دانشجویان خوابگاهی یکی از عواملی است که می تواند در پیشگیری بسیاری از آسیب ها موثر واقع شود و همچنین دانشگاه ها در برنامه ریزی های خود باید به این موضوع توجه داشته باشند، چراکه خوابگاه ها در بهترین شرابط و وضعیت میتوانند به دانشجویان مهارت های فردی مثل استقلال ، مسئولیت پذیری ، تعهد اجتماعی و نظم و انضباط را یاد دهند.

و اگر بحث اوقات فراغت دانشجویی به طریق مناسب پر نشود، ممکن است این اوقات به شیوه هایی نامناسب پر شود که در این راستا باید به شیوه مناسب برنامه ریزی انجام شود.

بهشت دانشجویان را بشناسید

کار کنید همزمان با تحصیل

ایندپندنت در گزارش اخیر خود با استناد به تحقیقی که OECD (سازمان همکاری اقتصادی و توسعه) در سال 2012 انجام داد به معرفی 10 کشوری پرداخت از نظر میزان دانشجویانی که در کنار تحصیل در دانشگاه مشغول به کار هستند، در صدر قرار دارند.در این گزارش عنوان شده که دانشجویان کشورهای هلند، استرالیا و کانادا بیشتر از سایر کشورها در کنار تحصیل مشغول به کار هستند، یعنی این میزان در کشورهای ثروتمند بیشتر از سایر کشورها است.

از طرفی عده‌ای از کارشناسان معتقدند که عواملی نظیر افزایش بی سابقه شهریه در کشوری مثل انگلستان باعث افزایش 77 درصدی تعداد دانشجویانی که در حین تحصیل کار می‌کنند شده است.طبق آماری که در Statista منتشر شده است 4.7% از دانشجویان سراسر دنیا در کنار تحصیل مشغول به کار هستند، حتی پیش‌بینی شد با افزایش شهریه دانشگاه‌ها این میزان نیز افزایش پیدا کند.

danshjo4_363.jpg

چاقوکشی دختر دانشجوی به اصطلاح دلواپس در نشست دانشگاهی

جزئیاتی از چاقوکشی تازه تندروها در نشست دانشگاهی

10روز پیش بود که در قرچک ورامین، دلواپسان با هدایت نماینده عضو جبهه پایداری این شهر، به سخنران نشست اصلاح‌طلبان یعنی موسوی‌لاری حمله کردند. این‌بار یک نشست دانشگاهی با هجوم دانشجوهای دلواپس لغو شد و سه نفر هم در پی این هجوم مصدوم شدند که یکی از آنها در بیمارستان بستری است.

صبح دیروز قرار بود آذر منصوری در آیین گشایش انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه آزاد یاسوج در محل این دانشگاه سخنرانی کند؛ مراسمی که با وجود دریافت مجوزهای لازم، با هجوم دلواپسان به سخنران مراسم و دانشجویانی که در حلقه محافظت از منصوری قرار داشتند، برگزار نشد. دلواپسان ظاهرا از دانشکده‌های دیگر، محل سالن سخنرانی را پر کرده بودند. تعدادی از آنها که قصد حمله به آذر منصوری را داشتند، در مواجهه با دانشجوایان اطراف او، دو نفر از آنها را با چاقو مضروب کردند. یکی از دانشجویان هم به علت شکستگی دنده در بیمارستان بستری شده است.

این حادثه دقیقاً 10 روز پس از ماجرای قرچک رخ داده است. اصلاح‌طلبان دشت ورامین در قرچک نشستی را ترتیب داده بودند که سخنران آن موسوی‌لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات بود. اما نقوی‌حسینی، نماینده ورامین در رأس گروهی از دلواپسانی قرار می‌گیرد که تجمعی را در مقابل محل این نشست برگزار می‌کنند. این گروه در کنار شعارهای خود به سمت موسوی‌لاری حمله می‌کنند که در اثر آن، عمامه حجت‌الاسلام موسوی‌لاری از سرش می‌افتد. ماجرایی که با دستور وزیر کشور به معاون سیاسی خود در دست پیگیری قرار دارد. آنها تحرکات خود را از چند روز قبل آغاز کرده و اعلام کرده بودند که مانع از برگزاری این نشست خواهند شد.

حالا به فاصله 10 روز از آن ماجرا، این بار آذر منصوری مورد هجوم قرار می‌گیرد و البته سه نفر از دانشجویان هم مجروح می‌شوند. در همین رابطه فرماندار شهر یاسوج به «شرق» گفته است گزارش‌های لازم برای پیگیری ماجرا و ارسال به استانداری و مراجع قضائی در دست تهیه است. آذر منصوری هم که با حمایت دانشجویان از آسیب محفوظ مانده، از پیگیری جدی ماجرا به دلیل آسیب‌دیدن بعضی از دانشجویان سخن گفته است.

شرح ماجرا و سرآغاز مخالفت‌ها

مخالفت با برگزاری این نشست دانشجویی هم به علت دعوت از آذر منصوری و حضور او صورت گرفته است؛ مشابه آنچه در ورامین رخ داد. سرآغاز مخالفت‌ها با حضور منصوری اما از روز گذشته آغاز شده است، این در حالی است که هیأت نظارت در دانشگاه، مجوز لازم برای برگزاری این نشست را صادر کرده بود. همچنین به گفته عارف یزدانی، دبیر تشکل «فرهنگ و سیاست» بعد از اخذ مجوز لازم از سوی دانشگاه، فرمانداری شهر یاسوج هم مجوز برگزاری این نشست را صادر می‌کند و بر آن اساس، شورای تأمین هم مجوز برقراری تأمین امنیت به نیروی انتظامی را می‌دهد.

عارف یزدانی در گفت‌وگو با «شرق» گفت: «اگرچه فرماندار یعنی آقای نظری در تماس با من اعلام کرد که نشست در شورای تأمین هم تصویب شده است، اما آقای جوکار مسئول حراست دانشگاه به من گفت به ما رسانده‌اند که قرار است با این خانم (منصوری) برخورد فیزیکی شود».

او ادامه می‌دهد: «با همه این فشارها و تهدیدها برای لغو مراسم، اما فرماندار گفت نشست مجوز قانونی دارد و باید برگزار شود. تنها مصوب شد که فقط دانشجویان همین واحد در ترم جاری حق دارند که در این نشست حضور داشته باشند».یزدانی ادامه می‌دهد: «روز گذشته وقتی که خانم منصوری را از هتل به سمت دانشگاه بردیم، اعضای تشکل در تماس با من گفتند که سالن دانشگاه پر شده و حراست اجازه نمی‌دهد که کسی وارد سالن شود. کسانی که سالن را پر کرده بودند، از دانشجوهای دیگر دانشکده‌ها آمده بودند».

یزدانی اضافه می‌کند: «نیروی انتظامی که وظیفه تأمین امنیت را بر عهده داشت، تا در ورودی دانشگاه این مهم را به انجام رساند. در داخل محوطه این وظیفه بر عهده حراست دانشگاه بود. از سوی حراست دانشگاه، چهار مأمور در محوطه دانشگاه حضور داشتند. وقتی ما وارد سالن شدیم، جمعیت داخل سالن شعار مرگ بر فتنه‌گر سر دادند».

یزدانی می‌گوید: «بعد از شعار دادن جمعیت، از سه طرف به سمت ما هجوم آوردند. در همین حال یکی از خانم‌های آن جمعیت در‌حالی‌که چاقویی در دست داشت به قصد حمله به طرف ما آمد که دست و شکم یکی از دانشجوها زخم برداشت. به علت حلقه‌ای که دانشجوها، اطراف خانم منصوری بسته بودند، ایشان از آسیب محفوظ ماند و او را به سمت اتاقکی هدایت کردیم. بعد هم توانستیم آن خانم را متوقف کنیم».

وی درباره آسیب‌دیدن سومین دانشجو هم ‌چنین توضیح می‌دهد: «یکی از دانشجویان دیگر هم در اثر هجوم دلواپسان دچار آسیب‌دیدگی شد که به بیمارستان منتقل شد. یکی دیگر از خانم‌های دانشجو هم بر اثر مشت مهاجمان دچار کبودی در اطراف چشم خود شد».

یزدانی درباره عملکرد حراست دانشگاه می‌گوید: «حراست، چهار مأمور داشت که یکی از آنها وقتی خواست مانع مهاجمان شود، با هجوم آنها مواجه شد و به‌همین‌دلیل سه نیروی دیگر آن اتفاقات را نظاره کردند».

وی می‌گوید آنها هنگام خروج خودرو حامل خانم منصوری، وسیله نقلیه را هم از مشت و لگد خود در امان نگذاشتند. این فعال دانشجویی همچنین اضافه می‌کند که استاندار کهگیلویه‌وبویراحمد طی تماس تلفنی از آنها دلجویی کرده و فرماندار یاسوج هم دوباره جلسه شورای تأمین را تشکیل داده و بر پیگیری ماجرا تأکید کرده است.

تجمع در مقابل استانداری

این البته پایان تجمع دانشجوهای دلواپس نبوده است. به گزارش سایت «استان کهگیلویه‌وبویراحمد»، تندروها پس از اینکه دانشگاه آزاد را به اغتشاش کشاندند، به‌سوی استانداری روانه شدند و با سردادن شعارهایی، خواستار لغو کامل سخنرانی خانم آذر منصوری شدند؛ تجمعی که به گزارش این سایت محلی، تعدادشان کم بود و پس از آن انتظار برای افزوده‌شدن به جمعیت و بی‌نتیجه‌ماندن آن، پراکنده شدند.

این سایت به نقل از یکی از تجمع‌کنندگان، درباره حوادث دانشگاه که منجر به زخمی‌شدن سه‌نفر از دانشجویان شد، نوشته است: «افرادی به‌عنوان هوچی‌گر هستند که از فرصت به‌وجودآمده می‌خواهند استفاده کنند، ما این افراد را از خودمان نمی‌دانیم».

فرماندار یاسوج: فیلم مهاجمان به دستگاه قضائی ارائه می‌شود

نظری، فرماندار شهر یاسوج، اما در گفت‌وگوی خود با «شرق» درباره جلسه دوم شورای تأمین شهر می‌گوید: «در این جلسه مصوب شد تا با عوامل مقصر برخورد شود؛ هم آنها که در داخل محوطه دانشگاه بودند و کوتاهی کردند و هم برهم‌زنندگان نظم دانشگاه». نظری درباره حضور خود در دانشگاه هم می‌گوید: «من به دانشگاه رفتم تا با معترضان صحبت و تلاش کنم تا جلسه برگزار شود. اما وقتی رسیدم، هم معترضان پراکنده شده بودند و هم کسانی که مسئول برگزاری مراسم بودند». نظری درباره هویت دانشجوهای دلواپس هم می‌گوید: «آنها شناسایی می‌شوند، ناشناخته نیستند. فیلم هم در این زمینه وجود دارد که به‌همراه سایر مستندات در اختیار دستگاه قضائی قرار خواهد گرفت».

آذر منصوری: پیگیری خواهم کرد

اما آذر منصوری درباره کوتاهی حراست دانشگاه با عوامل برهم‌زننده نشست صبح دیروز خود گفت: «به‌نظر می‌رسید که پیش‌بینی لازم در این‌باره صورت نگرفته بود. چنانچه پیش‌بینی صورت گرفته بود، کار به این شدت از برخورد فیزیکی نمی‌رسید. خود دانشجویان بودند که سعی کردند تا مانع شوند که برخوردی صورت بگیرد».

او درباره هویت دختر حمله‌کننده با چاقو گفت : «من البته به دلیل حلقه اطرافم آن چاقو را ندیدم. اما بچه‌های تشکل دیده بودند. من فقط دیدم که یکی از خانم‌ها به‌شدت به سمت من حمله‌ور شده است. بعد هم که سوار خودرو شدم، با مشت و لگد بر بدنه ماشین ضربه می‌زدند».

منصوری اضافه می‌کند: «از اینکه تعدادی از دانشجویان به این خاطر مصدوم شدند، ناراحت هستم. به‌همین‌دلیل هم در حال بررسی راه‌های پیگیری حقوقی ماجرا هستم. به‌ هر ترتیب تعرضی صورت گرفته و تلاش شده است تا امر خلاف قانونی اتفاق بیفتد و باعث آسیب‌دیدن عده‌ای از دانشجویان شود. بنابراین این ماجرا نیاز به پیگیری حقوقی دارد. آقای مطهری رویه خوبی را در پیش گرفت تا شاید از این رهگذر شاهد تکرار این اتفاقات در سال منتهی به انتخابات نباشیم، چراکه کشور نیاز به آرامش دارد».

مخالفت بسیج دانشگاه

با وجود آنکه در حوادث مشابهی که در کمتر از 10 روز گذشته روی داده و عوامل دولتی از عزم خود برای پیگیری متهمان به‌ویژه در ماجرای قرچک ورامین خبر داده‌اند، اما مخالفان و دلواپسان همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کنند، به‌طوری‌که بسیج دانشجویی و جامعه دانشجویان مسلمان دانشگاه آزاد یاسوج در بیانیه‌ای مشترک به حضور آذر منصوری در این دانشگاه اعتراض کردند.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «در این‌ بین عده‌ای از دانشجویان که بی‌شک به‌زودی با برچسب‌های «دلواپس»، «چماق‌به‌دست»، «گروه فشار» و هرچه می‌خواهید از این عناوین از آنان یاد می‌شود با منطق «خط قرمز ما فتنه است» ضمن اعلام قبلی به مسئولان دانشگاه با سخنرانی به صورت مسالمت‌آمیز مخالفت کردند هرچند مقاومت و پافشاری غیرمنطقی مجریان برنامه منجر به تنش شد.

در این بیانیه گفته شده است: «اعتراض منطقی دانشجویی از منظر همه قابل‌قبول است و بی‌شک افراطی‌گری از سوی هر کسی صورت بگیرد محکوم است، چه برخورد با هرکسی از طیف مجریان برنامه و چه سیلی‌زدن دبیر یک حزب اصلاح‌طلب مدعی به صورت یک خانم دانشجوی معترض که البته از مجاری قانونی در حال پیگیری است و مستلزم برخورد با خاطیان می‌باشد.» باید دید در روز‌های آینده حادثه جرحی یاسوج چگونه پیگیری خواهد شد.

امید برای پیگیری

تا به اینجا محمدحسین مقیمی، معاون سیاسی وزیر کشور، دست‌کم درباره ماجرای قرچک و اینکه یکی از نمایندگان مجلس در تجمع مخالفان برگزاری همایش در قرچک حضور داشته و آیا پرونده وی به قوه قضائیه ارسال می‌شود؟ گفته است: «از نظر ما همه کسانی که در آن مکان تجمع کردند تخلف کرده‌اند و باید قوه قضائیه به پرونده‌های آنان رسیدگی کند».

گزارش پرونده ماجرای قرچک از استانداری به وزارت کشور، رفته است. «عبدالرضا رحمانی‌فضلی»، وزیر کشور درباره این گزارش گفته: «استاندار این پرونده را کامل کرد و به وزارت کشور داد.

در این گزارش آمده است تعدادی از این افراد اظهار کرده‌اند که از قانون آگاهی نداشته و هیجانی عمل کرده‌اند». او اضافه کرده بود که «اگر این افراد تعهد بدهند، کاری با آنها نداریم اما با سازمان‌دهندگان این تجمعات برخورد می‌کنیم».

او با بیان اینکه «مسببان این تجمع باید به قوه قضائیه معرفی شوند»، گفته بود: «برای ما قابل قبول نیست هر جمعی با هر بهانه‌ای اجازه داشته باشد که خلاف قانون عمل کند و بعد صحت عمل خود را تأیید کند و حتی تهدیدات جدیدی مطرح کند. انتظار ما از مسئولانی که این اقدامات را انجام می‌دهند، بالاست».

این سخنان وزیر کشور و معاون سیاسی او می‌تواند این امید را بدهد که ماجرای یاسوج هم از همین منظر قابل پیگیری خواهد بود. با این تفاوت که این‌بار آذر منصوری هم قصد دارد به مانند علی مطهری که ماجرای شیراز را پیگیری کرد، حادثه یاسوج را مورد پیگرد حقوقی قرار دهد.

 

قدمت نشان زیبای دانشگاه تهران +عکس

نشان 1500 ساله دانشگاه تهران +عکس

نشان دانشگاه تهران را از طرح یکی از سفالینه‌های نقش برجسته‌ی تیسفون اقتباس کرده‌اند که می‌گویند اصل کاشی با نزدیک به ١٥٠٠ سال قدمت، در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود، لوحی که ظاهرا نمونه‌ای دیگر از آن به موزه "پرگامون" برلین سپرده شده است.در بخش ایران باستان موزه "پرگامون" در پایتخت آلمان که یکی از غنی‌ترین و ارزشمندترین موزه‌های جهان به شمار می‌آید، الواح و آثاری از ایران به نمایش گذاشته شده که شاید لوح سفالین ساسانی کوچکترین آن‌ها باشد. این موزه که سالانه بیش از یک میلیون نفر بازدیدکننده دارد، رده پنجم موزه‌های باارزش اروپا را به خود اختصاص داده است.

daneshga_848.jpg

لوح نقش برجسته ساسانی که در این موزه به نمایش گذاشته شده، در دوره خود نشانی خانوادگی محسوب می‌شد که تصویر آن در مُهرهای ساسانی نیز به چشم می‌خورد. این اثر مربع‌شکل که ابعاد آن 39.5 سانتی‌متر است، از تیسفون - شهری که در دوره اشکانیان و ساسانیان، پایتخت و مرکز مهم سیاسی و اقتصادی ایران باستان بوده و اکنون در حوزه عراق قرار گرفته - به دست آمده و در اواخر سده ششم میلادی یا اوایل سده هفتم میلادی ساخته شده است.

در پلاکی که از تیسفون بدست آمده و دکتر محسن مقدم، استاد فقید دانشکده هنرهای زیبا، آن را برای نشان دانشگاه تهران پیشنهاد و مرتضی ممیز طراحی کرد، واژه‌ای به خط پهلوی در میان دو بال قرار گرفته که به صورت «افزوت» (امرود) به معنای فراوانی و افزونی و نیز به صورت «ایلان» (ایران) و نیز به صورت «او» برای کلمه اورمزد به معنای اهورا مزدا و یا صرفا اسم هرمزه و هرمز خوانده شده است.

در نشان طراحی شده برای دانشگاه تهران نیز نام این دانشگاه به جای آن واژه‌ی پهلوی، با نگارشی شبیه این خط، بین دو بالِ نقش برجسته نشسته است.

پلاک کشف شده از تیسفون، نمونه‌ای از لوحی است که با تزیینات مشابه در کاخ ساسانی دامغان یافته شده است. در الواح و مُهرهای ساسانی، بال‌هایی که می‌تواند متعلق به عقاب باشد بخشی از تزیین نشان‌ها و مُهرهای آن دوره به حساب می‌آید. این بال‌ها در اواخر دوره ساسانی روی تاج‌ها نیز حک می‌شد. در شاهنامه فردوسی نیز این تاج‌ها با عنوان "تاج‌های دوپر" یاد شده است.

خودکشی نافرجام در ایستگاه مترو صادقیه + عکس

سرانجام خودکشی: زنده ماند اما دو پایش را از دست داد

 مدیر روابط عمومی شرکت بهره برداری مترو تهران گفت: فرد میانسالی با قصد خودکشی خود را بر روی ریل قطار در ایستگاه صادقیه انداخت که خوشبختانه این حادثه منجر به مرگ وی نشد.احسان مقدم گفت: ساعت 16 روز (پنجشنبه) مردی حدودا پنجاه ساله همزمان با ورود قطار به ایستگاه صادقیه خود را بر روی ریل پرتاب کرد ولی درنهایت زنده ماند.  به گفته وی، این فرد از ناحیه دو پا دچار مصدومیت و جراحت سنگین شد که توسط عوامل اورژانس به مراکز درمانی منتقل شد.
 
مقدم اظهار کرد: بر اثر این حادثه وقفه کوتاهی در سرویس شبکه مترو و حرکت قطارهای مسیر بوجود آمد که خوشبختانه با تلاش ماموران نیروی انتظامی، شرکت مترو و عوامل اورژانس، حرکت قطارها در کمترین زمان ممکن به حالت عادی بازگشت.
 
مدیر روابط عمومی شرکت بهره برداری مترو تهران در ادامه به حادثه صبح روز پنجشنبه ایستگاه مترو تهران پارس و مرگ مرد 57 ساله به دلیل سقوط بر روی ریل پرداخت و گفت: هنوز بحث خودکشی در این حادثه (ایستگاه تهرانپارس) محرز و قطعی نشده چرا که فرد مذکور به دلیل ضعف جسمانی هنگام ورود قطار به ایستگاه در جلوی آن سقوط می کند.

khodkoshi_copy.jpg

جلوی چشمان دختر بچه 10 ساله ، پدرش را خفه کردم تا با مادرش ازدواج کنم

جنایت فرجام خیانت زن جوان

به گزارش خبرنگار ما، دو مرد جوان همراه دو پسر نوجوان و همسر مقتول وارد خانه شده و بعد از اینکه مرد جوان را با تکه‌لباسی خفه کردند، جسدش را به بیرون از خانه منتقل کرده و مدعی شدند از سرنوشت این مرد چیزی نمی‌دانند. آذرماه دو سال قبل زنی به نام زیبا به مأموران پلیس مراجعه کرد و مدعی شد شوهرش گم شده ‌است. او گفت: «شوهرم دو روز است که از خانه بیرون رفته و نیامده ‌است». زمانی که مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند، جسدی را اطراف تهران پیدا کردند که مشخصاتش با فرد گمشده هم‌خوانی داشت. وقتی هویت جسد تأیید شد، زیبا همسر مقتول مورد بازجویی قرار گرفت؛ او گفت: من نمی‌دانم چه اتفاقی برای شوهرم افتاده‌ است. او دو روز قبل از خانه خارج شد و دیگر نیامد. ادعای این زن درباره خروج شوهرش از خانه در حالی بود که کارشناسان بررسی صحنه جرم اعلام کردند مقتول جای دیگری به قتل رسیده و جسدش را به آن منطقه آورده‌اند. از سوی دیگر، اضطراب و ترس شدید دختر ١٠ساله مقتول به مأموران این آگاهی را داد که او چیزی می‌داند و مسئله‌ای باعث ترسش شده‌ است.

 بنابراین همسر مقتول را یک‌ بار دیگر بازداشت کردند و در بازجویی‌ها مشخص شد این زن با همدستی چهار پسر جوان مرتکب قتل شده و فرزندش هم شاهد این صحنه‌ها بوده ‌است. زن جوان گفت: مدتی قبل با مردی آشنا شدم که جوان خوبی بود. به خاطر اختلافاتی که با شوهرم داشتم، به این مرد علاقه‌مند شدم. من نمی‌توانستم با او ازدواج کنم چون شوهرم حاضر نبود طلاقم دهد؛ به همین خاطر سیاوش، جوانی که با او رابطه داشتم، تصمیم گرفت شوهرم را به خاطر کارهایی که با من کرده تنبیه کند تا او از من جدا شود.

شب حادثه سیاوش و برادرش سهراب به همراه دو دوستشان مسعود و مهدی، به خانه ما آمدند. شوهرم در خانه خوابیده ‌بود و نفهمید فردی غریبه وارد خانه شده ‌است؛ به همین دلیل آنها خیلی راحت با تکه‌لباسی که گوشه خانه بود، شوهرم را خفه کردند. هر چهار نفر در قتل نقش داشتند و قسمت‌هایی از لباس را که دور گردن او بود، کشیدند تا شوهرم خفه شود. بعد هم جسدش را از خانه بیرون بردند. با توجه به اعترافات این زن بود که مأموران سیاوش و سهراب و دو جوان دیگر را بازداشت کردند.

سیاوش به پلیس گفت: از تلفن یکی از دوستانم، شماره زیبا را به دست آوردم و با او تماس گرفتم. اول رابطه‌مان در حد تلفنی بود اما بعد ارتباط ما بیشتر شد و من به این زن علاقه‌مند شدم. اصلا خبر نداشتم او شوهر دارد و دراین‌باره به من حرفی نزده ‌بود تا اینکه یک روز به طور اتفاقی مقابل مدرسه دخترش فهمیدم او شوهر دارد؛ تا آن زمان فکر می‌کردم تنها زندگی می‌کند. تصمیم داشتم او را ترک کنم و برای مدتی هم این کار را کردم اما از آنجایی که مرتب با من تماس می‌گرفت و گریه می‌کرد و از آزارهای شوهرش می‌گفت، دلم سوخت و برگشتم.

او می‌گفت شوهرش در سال‌هایی که با هم زندگی کردند، خیلی او را زجر داده‌ است و طلاقش هم نمی‌دهد به‌همین‌دلیل نمی‌تواند او را تحمل کند. متهم گفت: قرار بود ما با هم وارد خانه مقتول شویم و او را کتک بزنیم؛ اصلا قرار نبود کسی را بکشیم. به همین خاطر هم من اول با برادرم تماس گرفتم و به او گفتم می‌خواهم کسی را کتک بزنم. او هم دوستانش را آورد اما در خانه درگیر شدیم و قتل اتفاق افتاد.

متهمان دیگر نیز این گفته‌ها را تأیید کردند

به‌این‌ترتیب کیفرخواست علیه متهمان صادر شد و سیاوش و سهراب به همراه مهدی و مسعود، متهم به مشارکت در قتل شدند. همچنین زیبا متهم به معاونت در قتل و رابطه نامشروع با سیاوش هم شد. به این ترتیب پرونده به شعبه هشتم دادگاه شماره یک کیفری استان تهران فرستاده ‌شد. بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست علیه متهمان را خواند، دختر مقتول به‌عنوان تنها ولی‌دم در جایگاه حاضر شد و برای قاتلان پدرش درخواست قصاص کرد. او گفت از مادرش هم ناراحت است و نمی‌خواهد او را ببیند یا حتی با او صحبت کند و گذشت هم نمی‌کند.

سپس عموی این دختر در جایگاه حاضر شد و به‌عنوان قیم برادرزاده‌اش اعلام کرد تفاضل دیه را هم پرداخت می‌کند تا برادرزاده‌اش بتواند قاتلان پدرش را قصاص کند. وقتی نوبت به سیاوش رسید، او اتهام قتل را قبول کرد و گفت هرچند قتل کار او بوده اما کاملا اتفاقی بوده و او نمی‌خواسته است چنین کاری بکند.

سپس نوبت به دیگر متهمان رسید و آنها هم از خود دفاع کردند. در پایان جلسه رسیدگی هیأت قضات وارد شور شدند و سیاوش و مسعود، دو متهمی که بزرگسال بودند و مشارکت در قتل داشتند، را به قصاص محکوم کردند. همچنین سهراب و مهدی دو متهم دیگر که کمتر از ١٨ سال سن داشتند، با توجه به صلاحدید قضات، رسیدگی به اتهام آنها به دادگاه اطفال سپرده‌ شد. زیبا متهم به معاونت در قتل نیز با تصمیم قضات به ١٥ سال حبس محکوم شد. همچنین سیاوش و زیبا که متهم به رابطه نامشروع هم شده‌ بودند، با توجه به تصمیم دادگاه به ٩٩ ضربه شلاق محکوم شد.

تهدید و آزار جنسی دختر 15 ساله با فندکی شبیه به اسلحه کلت

دام سیاه مشاور برای دختر دانش‌ آموز

 مرد جوانی که در قالب یک مشاور، دختران دانش‌آموز را راهنمایی می‌کرد، نقشه سیاهی را در مورد یکی از دانش‌آموزان اجرا کرد. این مرد دختر نوجوان را با فندکی که شبیه به اسلحه کلت بود، تهدید کرد و او را مورد آزار و اذیت قرار داد.دو هفته پیش بود که ماجرای این پرونده پیش‌روی قاضی احمدبیگی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت. آن روز دختر نوجوان درحالی‌که به شدت شوکه شده و حال مناسبی نداشت به پلیس مراجعه و شکایتی را مطرح کرد.

این دختر در شکایت خود به مأموران گفت که در دام شیطانی یک مرد گرفتار شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. در ادامه پرونده‌ای در این رابطه تشکیل شد و روی میز بازپرس احمدبیگی قرار گرفت.

شکایت در دادسرا

این دختر با حضور در دادسرا در مورد جزئیات این موضوع به بازپرس گفت: «از چند وقت پیش در اطراف مدرسه‌مان در شرق تهران با مردی آشنا شدم که همه می‌گفتند مشاور است و می‌تواند در همه زمینه‌ها به دانش‌آموزان کمک کند. چند نفر از هم‌مدرسه‌ای‌هایم با او در اطراف مدرسه آشنا شده بودند و شماره تماسش در بین دانش‌آموزان دست‌به‌دست می‌چرخید. برای همین وقتی دیدم همه از مشاوره‌های این مرد تعریف می‌کنند، تصمیم گرفتم من هم با او تماس بگیرم و در زمینه تحصیلی از او مشاوره و راهنمایی‌های مختلف بگیرم».

او افزود: «پس از تماس و آشنایی، این مرد توانست کمک‌های زیادی به من در زمینه تحصیلاتم کند. برای همین به شدت به او اعتماد کردم و مثل پدرم دوستش داشتم. هر از گاهی با او تماس می‌گرفتم و در زمینه‌های مختلف از او کمک می‌خواستم، تا این‌که پس از گذشت مدتی از آشنایی من با این مرد، ارتباطم با پسر مورد علاقه‌ام قطع شد. این قطع ارتباط تاثیر بدی در روحیه من گذاشته بود تا جایی که تصمیم گرفتم موضوع را با مشاورم در میان بگذارم و از او در این زمینه هم کمک بخواهم. وقتی موضوع را مطرح کردم او هم قول داد که در آشتی دادنمان کمکم کند. برای همین به‌خاطر این موضوع با هم قرار ملاقات گذاشتیم. از آنجایی که به او اعتماد کامل داشتم، تصور می‌کردم که این ملاقات تنها به خاطر کمک و مشاوره است. اما وقتی سوار خودرو این مرد شدم، ورق برگشت و همه‌چیز تغییر کرد. مرد مشاور رفتارش با من کاملا عوض شد و مرا در دام انداخت. او چاقویی روی پهلوی من گذاشت تا سر و صدا نکنم، برای همین با تهدید مرا به خانه‌اش برد.»

او ادامه داد: «در آن لحظات نمی‌دانستم باید چه‌کار کنم. برای همین بی‌حرکت تسلیم شدم. وقتی به خانه‌اش رسیدیم، در آنجا ناگهان اسلحه کلتی را آورد و با همان مرا تهدید کرد. مرد مشاور با همین اسلحه مرا تهدید کرد و مورد آزار و اذیت قرار داد. او پس از انجام نقشه سیاهش مرا رها کرد. من هم تصمیم گرفتم بلافاصله از او شکایت کنم.»

بازداشت مشاور قلابی

با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار مأموران قرار گرفت و تلاش‌ها برای بازداشت مشاور قلابی آغاز شد. تجسس‌ها در این رابطه ادامه یافت تا این‌که مرد جوان از سوی پلیس شناسایی و بازداشت شد. این مرد پس از دستگیری تحت بازجویی قرار گرفت و در مقابل مأموران به جرم خود اعتراف کرد.

پس از دستگیری این مرد، مشخص شد که او نه‌تنها یک مشاور نیست بلکه تنها مدرک تحصیلی‌اش سیکل است. همچنین در بازرسی از خانه او اسلحه‌ای که با آن دختر نوجوان را تهدید کرده بود، کشف و مشخص شد تنها یک فندک به شکل اسلحه بوده است.

اعتراف به آزار و اذیت دختر دانش‌آموز

صبح دیروز مرد جوان به شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در مقابل بازپرس با انکار آدم‌ربایی، به آزار و اذیت دختر 15 ساله اعتراف کرد. او به قاضی احمدبیگی گفت: «همیشه از بچگی عاشق روانشناسی و مشاوره بودم. دوست داشتم که یک روانشناس شوم. شش ماه پیش به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم و از آنجایی که نمی‌توانستیم بچه‌دار شویم از هم جدا شدیم. برای همین بعد از جدایی با این‌که تحصیلات نداشتم و تنها تا مدرک سیکل درس خوانده بودم، همیشه کتاب‌های روانشناسی را مطالعه می‌کردم و اطلاعاتم در این حوزه خیلی زیاد بود. برای همین کارتی برای خودم طراحی کردم و آن را در میان دانش‌آموزان مدرسه پخش کردم تا به آنها مشاوره تحصیلی بدهم. قصد بدی نداشتم و تنها می‌خواستم مشاوره بدهم که با شاکی آشنا شدم. پس از آشنایی با او یک روز با هم قرار ملاقات گذاشتیم.»

این مرد افزود: «این دختر خودش با پای خودش به خانه من آمد تا با هم صحبت کنیم. اصلا قبول ندارم که او را با تهدید چاقو به خانه‌ام بردم. دختر نوجوان خودش به خانه‌ام آمد. در خانه هم من اصلا او را تهدید نکردم و همان فندکی که شبیه اسلحه است را بیرون آوردم تا سیگارم را روشن کنم. برای همین تصور کرده که من او را تهدید کرده‌ام.»

متهم ادامه داد: «ولی قبول دارم که او را مورد آزار و اذیت قرار داده‌ام و دچار وسوسه شیطانی شدم. ولی اصلا این کار را با برنامه‌ریزی قبلی انجام ندادم و وقتی در خانه تنها بودیم وسوسه شدم.»با اعترافات این مرد، وی روانه زندان شد و در حال حاضر تحقیقات برای تکمیل این پرونده و روشن شدن زوایای پنهان آن همچنان از سوی پلیس ادامه دارد.

این خانم بعد از استخدام شدن سه سوته دزدی میکرد

سرقت 6 ساعت پس از استخدام

زنی که به عنوان نیروی خدماتی خود را به آژانس‌های مسافرتی معرفی و در عرض چند ساعت بعد از استخدام، اقدام به شناسایی و سرقت وجوه نقد داخل آژانس می‌کرد، دستگیر شد. زهرا «ش» از طریق آگهی استخدام نیروی خدماتی در صفحه نیازمندی روزنامه‌ها به این مراکز مراجعه می‌کرد و با نام مستعار الناز حبیبی در آنجا استخدام می‌شد. او چند ساعت بعد از ورود به این آژانس‌های مسافرتی وجوه نقد موجود در آنجا را شناسایی و اقدام به سرقت می‌کرد. زهرا «ش» در فرم‌های استخدامی محل سکونتش را در محدوده میدان رسالت و خیابان هنگام اعلام کرده بود. اما وقتی مالباختگان به این آدرس مراجعه می‌کردند هیچ نشانی از سکونت زنی به نام الناز حبیبی پیدا نمی‌کردند.
 
ششم مردادماه امسال مدیر یکی از آژانس‌های مسافرتی با مراجعه به کلانتری ١٠٥ سنایی به مامورین اعلام کرد که یکی از پرسنل خانم آژانس که تحت عنوان نیروی خدماتی مشغول به کار بوده اقدام به سرقت وجوه نقد داخل گاوصندوق داخل آژانس کرده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع سرقت اماکن و به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای ناحیه ٦ تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. با بررسی سوابق استخدامی متهمه مشخص شد که تاریخ استخدام و زمان سرقت دقیقا مربوط به همان روز یعنی ششم مردادماه بوده است. متهمه در همان روز استخدام به راحتی به بخش مالی و محل گاوصندوق دسترسی داشته و بعد از سرقت از محل متواری شده است. بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته داخل آژانس میرداماد متهمه را نشان داد که در فاصله چند ساعت حضور خود در داخل آژانس، به بهانه نظافت و بدون هرگونه محدودیتی به تمامی قسمت‌های آژانس رفت و آمد داشته است.
 
او به این شیوه از محل نگهداری وجوه نقد شرکت مطلع شده و با استفاده از غفلت کارکنان بخش مالی اقدام به سرقت مبلغ ١١ هزار و ٥٠٠ دلار وجه نقد داخل گاو صندوق کرده است. پرسنل آژانس میرداماد گفتند که زن به بهانه خارج کردن زباله، از محل سرقت خارج و متواری شده است. به این ترتیب پلیس تصاویر بدون پوشش زهرا «ش» را که از دوربین‌های مداربسته محل‌های سرقت شناسایی کرده بود در اختیار آژانس‌های مسافرتی و هواپیمایی قرار داد تا در صورت شناسایی بلافاصله موضوع را به کارآگاهان پلیس آگاهی تهران اعلام شود. در تاریخ ٣٠ آذرماه امسال خانم جوانی با مراجعه به یک آژانس هواپیمایی در منطقه میرداماد، درخواست استخدام به عنوان نیروی خدماتی به آنجا داد. مدیر آژانس که پیشتر در جریان سرقت تعدادی از آژانس‌های مسافرتی و هواپیمایی قرار داشت، با مشاهده خانم جوان و مطابقت تصویر او با تصویر سارق تحت تعقیب بلافاصله اقدام به شناسایی متهمه کرده و موضوع را به کارآگاهان اطلاع داد. در نهایت کارآگاهان با حضور در آژانس اقدام به دستگیری متهمه و انتقال او به پایگاه سوم پلیس آگاهی کردند.
 
با انتقال متهمه به پایگاه سوم آگاهی، هویت واقعی وی به نام زهرا «ش» (٢٤ ساله) شناسایی و در ادامه تحقیقات مشخص می‌شود که او مکانی برای زندگی ندارد. او طی این مدت در مناطق مختلف شهر تهران به ویژه در میرداماد، شریعتی، جردن، گیشا و آفریقا به این شیوه و شگرد اقدام به سرقت از آژانس‌های مسافرتی کرده است. سرهنگ کارآگاه رحیم فرزام، رییس پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران گفت: از کلیه شاکیان و مالباختگانی که موفق به شناسایی تصویر متهمه شدند دعوت می‌شود تا جهت پیگیری شکایات خود به نشانی پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خیابان سهروردی شمالی – خیابان خرمشهر میدان نیلوفر مراجعه کنند.

قاتل خدیجه، مادر مظلوم میاندرود در ملاء عام اعدام شد

اعدام قاتل زن میاندرودی در ملاعام

حکم قصاص نفس و اعدام قاتل مرحومه خدیجه رمضانی زن جوان دارابکلایی میاندرود در ملاء عام اجرا شد. ۱۰ اردیبهشت ماه امسال زن جوانی در نکا به قصد رفتن به دندانپزشکی از خانه خود خارج می‌شود که در میانه راه سوار خودرویی عبوری شده و به قتل می‌رسد و  حکم قصاص نفس قاتل زن جوان دارابکلایی صبح دوشنبه با حضور اولیای دم و مردم در ملأ عام اجرا شد.

حجت‌الاسلام اسدالله جعفری دادستان ساری در حاشیه این مراسم با اشاره به پرونده قتل خدیجه رمضانی در شعبه دو دادگاه کیفری یک استان مازندران گفت: پرونده مذکور با حضور اولیای دم و متهمان و وکلای طرفین رسیدگی شده بود و طی آن متهم ردیف اول به اتهام مباشرت در قتل مرحومه خدیجه رمضانی به قصاص نفس (اعدام) درملأعام محکوم شد که حکم صبح امروز با حضور ریاست دادگستری و دادستان عمومی و انقلاب شهرستان میان درود و همچنین سایر مسئولان در محل ارتکاب جرم درملأعام اجرا شد.

وی افزود: متهم ردیف دوم به معاونت در قتل عمدی به ۲۵ سال حبس تعزیزی محکوم شد که با فرجام‌خواهی طرفین، پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع و پس از رسیدگی در شعبه ۲۹ دیوان عالی کشور رأی صادره تأیید و جهت اجرا به دادسرای مرکز استان مازندران ارجاع شد.

khadije-400.jpg

...........................................................................................................................................................

جنگل های میاندرود هنوز بوی خون می دهد و آخرین لحظه های مرگ و جان دادن مادری مهربان را هرگز از یاد نمی برد، بانوی که قربانی افکار شوم افرادی از تبار شیطان شده و ۱۷ روز تمام بدن بی سرش در لابه لای بوته زارها افتاده بود.این روزها حال و هوای مازندران از قصه تلخ مرگ مادر میاندرودی غمناک است و در و دیوار برخی خیابانهای شهر سیاه پوش شده است، مادری که قرار بود به دندانپزشکی مراجعه کند اما در نهایت دندانهایش به پزشکی قانونی فرستاده می شود تا دلیل مرگش روشن شود.

یک روز بهاری بود و خدیجه رمضانی از میاندرود عازم ساری شده بود تا به به دندانپزشکی رود، اما نمی دانست، راننده و همدست تبهکارش چه نقشه شومی برای این مادر جوان دارند.این بانوی جوان که قرار بود مسیر کمتر از ۲۰ کیلومتری تا مرکز استان را ۲۰ دقیقه ای طی کند، سرانجام پیکرش پس از ۱۷ روز در میان جنگل های سبز و هیرکانی پیدا و به آرامگاه ابدیش منتقل شد.

قصه تلخ بانو خدیجه رمضانی،  خاطر هر انسان پاک سرشتی را مکدر می کند، مادری که بی پناه قربانی شوم آدمهایی از جنس شیطان شد، اما این حادثه تنها پایان یک زندگی نیست بلکه سرنوشتی است که شاید مادران و دختران مظلوم دیگری را نیز گرفتار کند، چرا که پیش از خدیجه، قربانی دیگری به نام معصومه فولادی هم داشت.

اسفند ماه ۹۳ بود و معصومه فولادی قصد داشت از نکا به ساری برود و پس از آنکه از نقشه شوم راننده شیطان صفت مطلع شد، خود را در حال حرکت از داخل خودرو به بیرون پرت کرد و سرانجام نیز پس از چند روز دار فانی را وداع گفت و قربانی شوم خیالهای باطل راننده شد.

هنوز زنان و مادران مازنی از شوک مرگ معصومه بیرون نیامده بودند که قصه خدیجه نقل محافل شد و جاده نکا به ساری، قربانی دیگرش را گرفت.

بهت خانواده خدیجه از جنایت مخوف

خدیجه برای مراجعه به دندان پزشکی  و پر کردن دندانش سواربر خودرو شد، اما پس از ۱۷ روز دندانهایش برای آزمایش DNA به پزشک قانونی فرستاده شد تا از تنها تکه استخوان به جا مانده از جمجمه اش تشخیص داده شود که خدیجه قربانی یک جنایت فجیع شده است.

اکنون چند روزی از این حادثه تلخ می گذرد و خبرنگار مهر به همراه مدیرکل بانوان استانداری مازندران برای تسلی بازماندگان راهی خانه خدیجه می شود، در خانه پدری خدیجه همه با چشمانی قرمز و پر از اشک به استقبال ما می آیند و مادرش که در بهت از دست دادن فرزندش سیاه پوش است، با پیشانی بندی مشکی بر سر، گوشه اتاق نشسته فقط نگاه می کند و آرام و بی صدا اشک می ریزد.

عموی مقتوله بغضش را شکست و گفت: اگر خلافکاران و متجاوزان احساس امنیت نکنند تخلفات به صفر می رسد، اما وقتی چنین عمل ظالمانه ای در روز روشن انجام می شود نشان می دهد که افراد خلافکار احساس امنیت می کنند، شاید اگر مسولان اقدامات بهتری انجام دهند، مردم با آرامش بیشتری رفت وآمد می کنند.

رمضانی با تاکید بر اینکه مسئولان باید فکری اساسی برای مسیر نکا – ساری کنند گفت: دوربینهای کنترلی بیشتری در مسیرها مستقر شود و یا ماشینهای شناسنامه دار در مسیرهای پر رفت و آمد و روستاها به کارگیری شود.

خواستار اشد مجازات برای قاتلان هستیم

مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری مازندران نیز در دیدار با خانواده مقتوله با ابراز تاسف بسیار از قتل خدیجه گفت: هیچ کس به جز مادر مقتوله ستم به وجود آمده را درک نمی کند، اینکه فرزندی را که از شیره جانت پروردی در اوج جوانی از تو بگیرند و این اتفاق نهایت سختی امتحان خداوند است.

مدیرکل امور بانوان استانداری مازندران گفت: روزی که خبر کشته شدن خدیجه را شنیدم، با مدیر کل حمل و نقل پایانه های استان ارتباط تلفنی برقرار کردم و خواستار افزایش تعداد دوربینهای نظارتی در مسیرهای پرتردد و جلوگیری از تردد ماشینهای غیرخطی شدم تا تدابیری در این زمینه اندیشیده شود و جلوی ماشینهای خاطی گرفته شود؛ چرا که هر روز هزاران خدیجه در این مسیر تردد می کنند.

جمشیدی با بیان این که بسیاری از شبها با رنج خدیجه گریه کردم و حتی دل نوشته ای برایش نوشتم گفت: برایم این موضوع عادی نمی شود، اتفاقات مشابه و ظلم به زنان در دو ماه پشت سر هم، قابل هضم نیست و هر اقدامی که  از دستم برآید انجام می دهم.

مدیرکل امور بانوان مازندران درادامه با اشاره به قتل معصومه فولادی توسط یک راننده در اسفند ماه ۹۳ گفت: طی مکاتبه ای که با دفتر رئیس جمهوری داشتم نوشتم که زنی که چنین اقدامی می کند از رزمنده ای که بر روی مین می رود و شهید می شود، کمتر نیست.

جمشیدی تاکید کرد: همه ما خواستار اشد مجازات برای قاتلین هستیم چرا که قتل غیر عمد نبوده است. این قتل، با کسی که ناخواسته در تصادف یا بازی موجب کشته شدن کسی می شود فرق می کند و نباید گذشت.  احساس می کنم خدیجه خواهر خودم بود.

ماجرای قتل خدیجه

در ادامه این دیدار پدر خدیجه رمضانی نیز در خصوص این اتفاق به مدیرکل امور بانوان مازندران گفت: پس از دستگیری قاتلین به ما اطلاع دادند در ماشین آنها یک چاقوی بزرگ، تبر، چسب، طناب و دستکش پیدا کرده بودند، من فکر می کنم اینها سابقه دار بودند زیرا یک مسلمان چنین  کاری نمی کند.

وی گفت: دخترم در چهار راه آزادگان سوار ماشین شد تا ساعت ۱۰ به دندان پزشکی ساری برسد و ساعت ۱۱ تماس گرفتیم اما موبایلش دردسترس نبود و ساعت یک به پاسگاه مراجعه کردیم و به ما گفتند حداقل ۲۴ یا ۴۸ ساعت زمان نیاز است تا اقدام کنیم.

این پدر ادامه می دهد: ۱۷ روز چشم انتظار بودیم و دعا می کردیم فرزندمان سالم بازگردد، که پس از ۱۷ روزساعت ۱۲ شب به برادر من اطلاع دادند جسدی پیدا شده و از جسد هم فقط یک استخوان کوچک جمجمه به دست ما رسید.

پدر داغ دیده با چشمانی اشک بار می گوید: پس از این که در ماشین دستهای دخترم را بستند، دهنش را چسب زده، به پهلویش چاقو زدند و او را به جنگلهای اطراف نکا بردند و از ارتفاع به پایین پرت کردند،  اما دوباره بازگشتند که مبادا خدیجه زنده باشد و وقتی او را زنده دیدند با روسری وی را خفه کرده و با تبر سرش را جدا و بدنش را قطعه قطعه می کنند و پس از ۱۷ روز نیز اجزا بدنش خوراک حیوانات درنده شده بود.

او از انگیزه دزدی و سرقت اموال خدیجه گفت: طلای زیادی با او نبود، تنها یک النگو که شاید زیر ۳ میلیون تومان قیمت داشت، اما نمی دانم چرا به او که یک فرزند دو ماه داشته رحم نکردند.محمد رمضانی گفت: ما قاتلان را نمی شناسیم و هیچ اطلاعی هم از آنها نداریم و این شایعات که قاتلان نسبت خانوادگی با شوهر دخترم داشته اند و قصد انتقام جویی بوده شایعه ای بیش نیست.

مادر خدیجه نیز گفت: خودم و شوهرم با کشاورزی، چهار فرزندمان را بزرگ کرده ایم و برای فرزندانم بسیار زحمت کشیدم تا بزرگ شدند، دخترم را به خانه بخت فرستادم.

وی بیان داشت: دو سال از ازدواج دخترم می گذشت که از زندگی خیری ندید و این گونه مظلومانه کشته شد و تمام عشق، محبت و وجود وی، زیر خاک رفت.

خدیجه رمضانی رفت اما جاده های مازندران همواره قربانگاه مادران و دخترانی معصوم است و خطر آنان را تهدید می کند، از اینرو ساماندهی خودروهای مسافربری و تجهیز راهها به دوربین های کنترلی برای کاهش تخلفات و آسیبها ضروری می رسد تا شاید دیگر نوزادی به بهانه سودجویی آدمکهایی از جنس شیطان، بی مادر نشوند.

 

واریز پول به حساب خواستگار قلابی

کلاهبرداری از آدم های ساده لوح

یک مرد که با وعده ازدواج و پیشنهاد سرمایه‌گذاری در فضای مجازی اقدام به کلاهبرداری 3 میلیارد و 70 میلیونی از دختران دم‌بخت کرده بود، دستگیر شد. سرهنگ محمد اقبالی رئیس پلیس فتای البرز گفت: در پی مراجعه زن جوانی به پلیس فتا و اعلام شکایت مبنی بر اینکه از سوی خواستگارش به بهانه سرمایه‌گذاری در خرید و فروش ارز و سودآوری در این زمینه، هدف کلاهبرداری 70 میلیون ریالی قرار گرفته است، بررسی موضوع در دستور کار قرار گرفت.

وی افزود: بنا به اظهارات این زن وی مدتی پیش از طریق فضای مجازی با مرد جوانی آشنا شده که پس از مدتی از زمان آشنایی‌شان به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد که با موافقت زن جوان و جلب اعتماد وی با پیشنهاد سرمایه‌گذاری و فعالیت در خرید و فروش ارز الکترونیکی در سایت اینترنتی که توسط وی بارگذاری شده بود، مالباخته ترغیب می‌شود که با واریز مبلغ 70 میلیون ریال به حساب این سایت در سود حاصله شریک شود.  سرهنگ اقبالی تصریح کرد: زن جوان پس از گذشت چند روز از واریز پول، زمانی که جهت خرید ارز به سایت مراجعه می‌کند متوجه می‌شود که پیشنهاد خواستگارش واقعی نبوده و یک دام کلاهبرداری بوده است برای اغفال افراد ساده‌لوحی که به آسانی فریب دغل‌بازی برخی افراد را می‌خورند.

رئیس پلیس فتای استان البرز گفت: کارشناسان وارد عمل شده با انجام اقدامات فنی و اطلاعاتی موفق به یافتن سایت اینترنتی شدند که پس از اغفال افراد به ثبت‌نام در این سایت جهت واریز پول نقد و دریافت ارز الکترونیکی از ارائه ارز خودداری می‌کند. این مقام پلیسی تصریح کرد: در ادامه مأموران این پلیس با بررسی و ردزنی‌های فنی گرداننده سایت را به همراه همدستش در یک عملیات غافلگیرانه در کرج دستگیر کردند.

سرهنگ اقبالی در ادامه گفت: متهمان در بازجویی‌های مأموران به جرم خود مبنی بر کلاهبرداری از دختران دم‌بخت به بهانه ازدواج با آنها و اقدام به طراحی سایت خرید ارز الکترونیکی اعتراف کرده‌اند.

مرگ دلخراش دختر جوان به قصد جلوگیری از سرقت کیف دستی‌اش

زورگیری خشن دختر جوان را به کام مرگ برد

زورگیر جوان که در سرقتی مرگبار دختر جوان را به کام مرگ فرستاده بود، در طرح دستگیری سارقان حرفه‌ای به دام ماموران پلیس افتاد.ماموران کلانتری باغ فیض در جریان یک قتل در خیابان آیت‌الله کاشانی – بعداز بلوار اباذر قرار گرفتند.در بررسی‌های اولیه مشخص شد دختر جوانی به قصد جلوگیری از سرقت کیف دستی‌اش، با سارق درگیر شده و در زمانیکه قصد داشته تا مانع از سرقت کیف خود شود به‌شدت از ناحیه سر با زمین برخورد کرده و جان باخته است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه ٢٧ تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.وقتی بازپرس ایلخانی قاضی ویژه قتل و تیم بررسی صحنه قتل اداره دهم پلیس آگاهی به صحنه جنایت رفتند در تحقیقات از شاهدان جنایت مشخص شد، «فرناز ٢٩ ساله با خودرو شخصی ٢٠٦ خود از پارکینگ محل سکونتش خارج و درحالی‌که کیف دستی‌اش در صندلی عقب خودرو قرار داشته، به قصد صدا کردن مادر و خواهرش از ماشین پیاده شده بود؛ در همین زمان جوانی ٣٠ ساله اقدام به سرقت کیف دستی دختر جوان از صندلی عقب خودرو ٢٠٦ کرده و جهت فرار سوار یک خودرو پراید نوک مدادی می‌شود».

بررسی‌ها نشان می‌داد که مقتول با مشاهده صحنه سرقت کیف دستی، به صورت پیاده خودش را به در سمت راننده رسانده و از پنجره  خودرو آویزان می‌شود؛ با وجود این راننده سارق شروع به حرکت کرده و پس از طی مسافتی حدودا ٤٠٠ الی ٥٠٠ متری و افزایش سرعت، خودرو پراید را به سمت جدول سیمانی وسط بلوار نزدیک می‌کند؛ قرار گرفتن مقتول مابین ماشین و بلوک سیمانی باعث برخورد شدید وی با بلوک سیمانی و جدا شدنش از خودرو، اصابت شدید سر به زمین و جدول، شکستگی شدید جمجمه از چندین قسمت و منجر به مرگ وی می‌شود؛ سارق نیز به‌سرعت  با خودرو پراید نوک مدادی از محل متواری می‌شود».

با بهره‌گیری از اطلاعات به‌دست آمده از شاهدان صحنه جنایت و همچنین تصاویر به‌دست آمده از دوربین‌های مداربسته پیش‌بینی شده در تعدادی از مجتمع‌های مسکونی محل وقوع جنایت، کارآگاهان موفق به شناسایی پلاک خودرو پراید نوک مدادی شده و متوجه شدند که آخرین مالک آن  روزبه ٣٠ ساله است؛ بررسی سوابق روزبه نشان داد که او از مجرمان سابقه‌دار پلیس آگاهی است که بارها به اتهام ارتکاب جرایم مختلف ازجمله سرقت و همچنین آزار و اذیت جنسی  دستگیر و روانه زندان شده است. با شناسایی مخفیگاه متهم در محدوده میدان انقلاب، کارآگاهان به این محل مراجعه و در تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که متهم پس از ارتکاب جنایت، از محل سکونتش متواری شده است.

 در شرایطی که متهم پس از ارتکاب جنایت از محل سکونت خود متواری شده و هیچ اطلاعات جدیدی درخصوص مخفیگاه جدید او وجود نداشت، چندی پیش طرح دستگیری سارقان حرفه‌ای از سوی پلیس آگاهی تهران بزرگ به مرحله اجرا گذاشته شد و در آن ده‌ها سارق حرفه‌ای دستگیر و جهت تحقیقات در اختیار پایگاه‌های مختلف پلیس آگاهی قرار گرفتند.

در یکی از این عملیات‌‌ها، کارآگاهان پایگاه ششم پلیس آگاهی موفق به دستگیری گروهی از سارقان حرفه‌ای در زمینه کیف‌قاپی شدند؛ با انتقال این گروه از سارقان حرفه‌ای به پایگاه ششم آگاهی و بررسی سوابق آنها، کارآگاهان متوجه شدند که دستور دستگیری یکی از متهمان توسط اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در سیستم جامع پلیس ثبت شده است.  با انتقال این متهم به اداره دهم مشخص شد که وی همان «روزبه»، متهم تحت تعقیب اداره دهم ویژه قتل است که پس از ارتکاب جنایت در خیابان آیت‌الله کاشانی از محل سکونتش متواری شده و در این مدت در مخفیگاه‌های مجرمان و سارقان حرفه‌‌ای و سابقه‌دار بوده است.

متهم که اعتیاد شدیدی به مصرف مواد مخدر از نوع شیشه دارد، در بازجویی‌ها ادعا کرده است که پیش از این سرقت مرگبار شیشه مصرف کرده است.  با توجه به اعتراف متهم به ارتکاب جنایت و شناسایی دقیق از سوی تعدادی از شاهدان صحنه، وی با قرار بازداشت موقت جهت انجام تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

هشدار  پلیسی

در زمان برخورد با سارقان به‌ویژه سارقان به عنف، توصیه پلیس آن است که شهروندان به هیچ عنوان با سارقان درگیر نشده و  در برابر آنها مقاومت نکنند و تنها نسبت به‌ خاطر سپردن دقیق چهره سارقان، علامت‌های مشخصه سارقان از قبیل جای زخم، محل و شکل خالکوبی، نوع گویش، لهجه و همچنین نوع وسایط نقلیه (موتور یا ماشین) و مشخصات آن (شماره پلاک، رنگ و... ) اقدام کنند.

عامل این جنایت وقتی پیش روی بازپرس ایلخانی از شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران ایستاد  لب به اعتراف گشود و درباره جزییات این قتل به بازپرس گفت: زمانی‌ که کیف این دختر جوان را ربودم، سوار ماشینم شدم و به علت ترسی که از دستگیر شدن توسط مردم داشتم، پایم را روی پدال گاز فشار دادم، چند روز بعد از این اتفاق نیز با ماشینم تصادف کردم و خودرو را در یک پارکینگ عمومی گذاشتم. در این مدت در پاتوق های مختلف پنهان شده بودم تا اینکه با همدستم که دختر جوانی بود دست به سرقت خودرو زدیم‌در این زمان بود که توسط پلیس در طرح های دستگیری سارقان به دام افتادیم.

تماشای قربانی کردن گاو در تهران فاجعه آفرید

حمله گاو خشمگین به 15 تهرانی

چندی پیش ساکنان خیابان سپهر سعادت‌آباد وقتی شنیدند مردی در همسایگی‌شان قصد دارد گاوی را قربانی کند با اشتیاق زیادی از خانه‌هایشان بیرون ریختند و در محل ایستادن قصاب حلقه زدند.وقتی وانت حامل گاو در بین این حلقه توقف کرد همه مشتاقانه دیدند که چند مرد گاو را از پشت خودرو به پایین کشیدند و روی زمین خواباندند تا قصاب مراسم قربانی را اجرا کند. هنوز قصاب آماده نشده بود که ناگهان گاو خشمگین وحشت‌زده با چابکی تقلایی کرد و با پرتاب کردن مردان که پاهایش را گرفته بودند از جا برخاست. 60 زن و مرد تماشاچی که از این واکنش سریع گاو غافلگیر شده بودند با ترس و واهمه پا به فرار گذاشتند و همین کافی بود تا گاو با وحشت بیشتری سرگردان و حیران به اطراف بدود و به زنان و مردان ضربه بزند.

گاو خشمگین هنوز رها بود و هیاهویی به پا کرده بود، صدای جیغ‌های مردانه و زنانه فضا را پر کرده بود تا اینکه صاحب گاو، قصاب و چند مرد به سمت گاو حمله کردند تا آن را مهار کنند و وقتی دیدند نمی‌توانند گاو را کنترل کنند با چاقو به آن حمله بردند و با ضرباتی توانستند گاو را زمینگیر کنند و پیش از مرگش به‌خاطر خونریزی شدید، آن را قربانی کنند.

تماس با اورژانس

وقتی گاو برای همیشه خاموش شد، ساعت‌ها نشان می‌داد که فرار این حیوان خشمگین 15 دقیقه وحشت‌آور را برای اهالی خیابان سپهر رقم زده است. گروهی زن و مرد که زخمی شده بودند با آه و ناله روی زمین افتاده و دیگران سریع با اورژانس تماس گرفتند و آنان را در جریان قرار دادند.

وقتی تکنیسین‌های اورژانس پای در صحنه حادثه گذاشتند در معایناتشان دیدند که 10 مرد و 5 زن به‌شدت زخمی شده و نیاز به انتقال به بیمارستان دارند. این مجروحان یکی پس از دیگری به مراکز درمانی انتقال یافته و تحت نظر پزشکان قرار گرفتند.

شکایت در دادسرا

همه این 15 زن و مرد پس از اینکه ترخیص شدند به دادسرای ناحیه 2 تهران مراجعه کرده و از صاحب گاو به‌خاطر سهل‌انگاری در نگهداری این حیوان به طرح شکایت پرداختند. یکی از مردان وقتی در برابر دادیار مهدی صفریان قرار گرفت، گفت: جمعه شب وقتی شنیدیم قرار است در محله‌مان گاو قربانی کنند برای تماشای این صحنه در گوشه‌ای جمع شدیم، خیلی بودیم تا اینکه گاو را از وانت پیاده کردند و چون حواس صاحبش نبود گاو به سمت جمعیت حمله کرد و باعث شد به تعدادی از ما آسیب جدی وارد شود.

زن جوان نیز گفت: «هنوز از یادآوری آن صحنه‌ها وحشت دارم. شب‌ها کابوس می‌بینم. گاو را که دیدم احساس کردم دیگر زنده نخواهم ماند جیغ می‌کشیدم و فرار می‌کردم اما فایده‌ای نداشت و گاو به من صدمه وارد کرد.»

نظریه پزشکی قانونی

دادیار صفریان که پرونده بالینی این 15 زخمی حادثه را بررسی کرده بود دستور داد همه آنها در پزشکی قانونی تحت معاینه قرار بگیرند و طول درمان و میزان دیه مشخص شود.

بازجویی از صاحب گاو

این مقام قضایی در مرحله بعدی، صاحب گاو را به دادسرا احضار کرد و این مرد که باور نداشت همسایه‌هایش از او شکایت کرده باشند در برابر دادیار صفریان قرار گرفت و گفت: نمی‌دانم چرا من مقصر هستم در حالی که هیچ نقشی در این سهل‌انگاری نداشته‌ام، وقتی قرار شد گاو را قربانی کنم هیچ‌کس را برای تماشای این صحنه دعوت نکردم و حدود 60 زن و مرد با آگاهی از اینکه شاید گاو حرکتی کند دور آن حلقه زدند.

وی افزود: بعد از پیاده کردن گاو از پشت وانت آن را در اختیار قصاب قرار دادم که وی کوتاهی کرد و گاو پا به فرار گذاشت، خود من نیز آسیب دیده‌ام و اصلاً تصور نمی‌کنم گناهی به گردن من باشد، یک حادثه بود و در این بین همه ما مقصر بودیم و اگر این 15 زن و مرد به تماشای این صحنه نمی‌آمدند الان سالم مانده بودند.

دیه میلیونی

با اعلام نظر پزشکی قانونی و محاسبه دقیق، میزان دیه مشخص شد و صاحب گاو در برابر پرداخت 10 میلیون تومان پول به 15 زن و مرد قرار گرفت.

بر اساس این گزارش، رایزنی‌ها برای صلح و سازش بین 15 زخمی حادثه و صاحب گاو در حال انجام است و در صورت رضایت ندادن آنها قرار مجرمیت صادر شده تا میزان محکومیت صاحب گاو پس از محاکمه در دادگاه جزایی عمومی تهران مشخص شود.

 

دانش آموز 15 ساله خودش را در آغل گوسفندان حلق آویز کرد

خودکشی به دلیل احضار والدین به مدرسه!

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان مانه و سملقان گفت: به رغم اعلام گذشت والدین دانش آموز، حلق آویزی این دانش آموز از جهات عمومی جرم در دست بررسی است. علی محمد روحانی در مورد دانش آموز روستای کهنه جلگه مانه و سملقان که چندی پیش به دلیل احضار والدینش از سوی مدیر مدرسه، خود را در آغل گوسفندان حلق آویز کرده بود، افزود: خانواده دانش آموز با اعلام گذشت خواستار پیگیری نکردن پرونده از سوی دادستانی شده اند. 

وی اظهار کرد: با وقوع این حادثه مدیر مدرسه و رئیس اداره آموزش و پرورش در دادسرا حاضر و در مورد وقوع این حادثه توضیحات لازم را داده اند؛ اما پرونده از جهات دیگری در دست بررسی است که پس از اتمام تحقیقات، تصمیم لازم اتخاذ خواهد شد.

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان مانه و سملقان در پاسخ به این سئوال خبرنگار مهر که آیا اخراج دانش آموز از مدرسه صحت داشته و انگیزه اقدام دانش آموز به حلق آویزی خود، اخراج از مدرسه بوده است، گفت: بر اساس بررسی ها و تحقیقات انجام شده از سوی این دادستانی، اخراج دانش آموز صحت نداشته بلکه مدیر مدرسه تنها به خاطر بی انضباطی صورت گرفته از سوی دانش آموز از وی خواسته بود که روز بعد به اتفاق یکی از والدینش در مدرسه حضور پیدا کند.

روحانی تصریح کرد: این نوع برخورد در تمامی مدارس کشور عرف است و برای یادآوری برخی از امور اخلاقی و یا تحصیلی دانش آموز، مدیر مدرسه نیاز دارد تا با یکی از والدین دانش آموز صحبت و برای حل مشکل دانش آموز راه حلی ارائه و یا همفکری کند.

دادستان عمومی و انقلاب مانه و سملقان تاکید کرد: در حال حاضر این پرونده شاکی خصوصی ندارد اما بر اساس قانون، موضوع پرونده از جهات عمومی در دست بررسی است. آذرماه جاری دانش آموزی ۱۵ساله در روستای کهنه جلگه شهرستان مانه و سملقان بعد از تعطیل شدن مدرسه به خانه برگشت و ساعاتی بعد با رفتن به آغل گوسفندان در منزل، خود را به دار آویخت.

مادر سنگدل فرزندش را در مایکروفر پخت!

 حکم حبس ابد برای مادری که فرزندش را با مایکروفر کشت

«کا یانگ» سرانجام به دلیل قتل عمدی دخترش محکوم شد. کایانگ دختر یک ماهه‌اش را داخل مایکروفر آشپزخانه گذاشت و اجازه داد تا او پنج دقیقه در داخل مایکروفر بماند. اسکای نیوز گزارش داد که «میرابل تائولو» به دلیل جراحت داخلی وارده ناشی از گرمای زیاد در سال 2011 جان خود را از دست داد. 

کا یانگ، مادر دختر یک ماهه، مدعی شد که به دلیل حمله صرع دخترش را داخل مایکروفر گذاشته است. ادعایی که توسط هیئت منصفه دادگاه رد شد. کا یانگ پیشتر سابقه حمله صرع داشته و ادعا کرده بود که هشیاری‌اش را کامل از دست داده بود. در گزارش دیلی میل نیز آماده بود که نیروهای پلیس جسد دختر کوچک را در داخل مایکروفر پیدا کردند.
7080011361.jpg
در جریان جلسه دادرسی در سال 2012، دکتر گرگوری رِیبر توضیح داد که بزرگترین آسیب وارده به میرابل از طریق سوزش اندام درونی ناشی از تابش پرتوها به او وارد شده بود.

وی همچنین گفت که نوزاد به احتمال فراوان پیش از مرگ درد و رنج فراوانی را متحمل شده بود. قاضی شهر ساکرامنتو، یعنی همان شهر محل زندگی یانگ، وی را به حبس ابد محکوم و حداقل مدت زندانش را 26 سال عنوان کرد.

کشف سربریده یک زن در بندرعباس

 مردم محله «نخل ناخدا» در بندرعباس می گویند سربریده کشف شده یک زن در این محله متعلق به ساکنان این محله نبوده است. این در حالی است که سرهنگ مهدی بهرامی معاون اجتماعی نیروی انتظامی هرمزگان ضمن تایید خبر پیدا شدن سر بریده یک زن گفت هنوز هویت این زن شناسایی نشده و تحقیق دراین باره آغاز شده است. این ماجرا از نیمه آذرماه زبان به زبان نقل شده است ولی تا امروز هیچ یک از مقامات مسئول شهر بندرعباس درباره آن موضعی نگرفته بودند.

یکی از اعضای شورای شهر بندرعباس دراین باره به خبرآنلاین گفت : خبر کشف سربریده شده یک زن را شنیده است و آنچه تا کنون مشخص شده است اینکه هویت سر کشف شده را باید در سایر محله های بندرعباس جست زیرا تا این لحظه هیچ یک از ساکنان محله نخل ناخدا آن را شناسایی نکرده اند.

محل نخل ناخدا در جنوب‌شرقی بندرعباس قرار دارد که بلوار خلیج فارس انتهایی ترین نقطه آن محسوب می شود و پس از آن زمین های خالی منتهی به فرودگاه بندرعباس است.

همچنین یکی از شهروندان محله نخل ناخدا در این باره به خبرنگار ما گفت: این سر بریده در جوارانبار یک شرکت فروشنده لوازم آرایشی بهداشتی کشف شده است.

سرهنگ مهدی بهرامی معاون اجتماعی نیروی انتظامی هرمزگان با بیان اینکه هویت قاتل و مقتول مشخص نشده است، به خبرآنلاین گفت: به محض اینکه اطلاعات پلیس در این زمینه تکمیل شود آن را اعلام خواهد کرد.

اما در همین حال سه تن از اعضای شورای شهر بندرعباس همچنان انتشار این خبر را یک شایعه می دانند و به خبرنگار ما تاکید کردند که چنین اتفاقی در بندرعباس رخ نداده است.

یک دختر جوان با پریدن از پل رسالت تهران خودکشی کرد و جان باخت

،سخنگوی اورژانس تهران گفت: در ساعت 11:20 امروز، ماموران اورژانس در جریان سقوط دختری 25 ساله از پل میدان رسالت در جریان قرار گرفتند که بلافاصله به محل اعزام شدند.. وی افزود:متاسفانه دختر جوان در این حادثه فوت کرده است.

خودکشی از روی پل رسالت

خودکشی از روی پل رسالت

خودکشی از روی پل رسالت

خودکشی از روی پل رسالت-2

خودکشی از روی پل رسالت

 خودکشی از روی پل رسالت-3

 

عوارض بازگشت از دنیای مردگان دامن این آقا را گرفت

مردی که از دنیای مردگان بازگشت

چهارسال و 9 ماه قبل در خیابان ولنجک تهران، انتهای بن‌بست همایون، یک سقوط رخ داد‌. اندکی بعد‌ از ‌ظهر بود که در هوای دلچسب اولین روز اردیبهشت، پاچه شلوار محمود به لبه یک آهن گیر کرد، تعادلش به هم خورد و ازطبقه پنجم ساختمان پایین افتاد. از آن بالا تا زیر زمین ساختمان، از لبه نیمه‌کاره ساختمان تا محل دپوی مصالح، از طبقه پنجم تا زمین فقط چند ثانیه فاصله بود، اما همین چند ثانیه زندگی محمود را زیر و رو کرد، هرچه رشته بود را پنبه کرد و زندگی‌اش را طور دیگری نوشت.

عکس‌ها را نشانم می‌دهد، خودش است، مدهوش و گیج، درازکش روی تخت بیمارستان با میلگردی که اریب از سمت چپ گردنش داخل شده و از پشت جمجمه‌اش بیرون زده است. کسی جرات کرده و از لحظه جراحی نیزعکس گرفته، از حلقوم شکافته محمود، و از میلگردی که مثل بیرق ظلم،‌ لای انبوهی از گوشت و خون لمیده است.

فیلمی برایم پخش می‌کند، تصاویر روز حادثه است، درست درنقطه سقوط، روزی که محمود درحلقه تیم نجات روی دوپا ایستاده و میلگرد داخل گردنش است؛ آتش‌نشان‌ها دارند میلگرد را می‌بُرند و محمود درد را فریاد می‌زند، با موهایی پریشان، صدایی کم‌رمق و تنی خاکی و خون‌آلود.

می‌خواهم دکمه توقف فیلم را بزند، صدای ناله‌های او روی اعصابم خش می‌اندازد. همین کار را می‌کند با دستی که کمی لرزش دارد. براندازش می‌کنم و مقایسه با عکس‌هایش. محمود چهارسال و 9 ماه قبل، مرد 32 ساله سال 90 حالا چند تارمویش به سفیدی نشسته، صورتش لاغرتر و استخوانی‌تر شده و حتما راحت‌تر از قبل به گریه می‌افتد. این اشک‌ها راوی سختی‌هایی است که یک مسافر غوطه‌ور در لاهوت و برگشته به ناسوت کشیده است.

image_13941016362004.jpg

از طبقه پنجم تا سردخانه

چشم دوخته به انگشت‌هایش که میان دو کشاله ران بی‌قراری می‌کنند؛ از نی‌نی چشم‌هایش چیزی نمی‌توان خواند. محمود اما لب باز می‌کند و ما را می‌برد به اول اردیبهشت 90، به بالای ساختمان پنج طبقه، به دقایقی بعد از وقت ناهار، به همان لحظه که گوشه پاچه شلوارش به تیزی آهنی گیر کرد و تعادلش را به هم ریخت:‌«دو دستم پر از وسیله بود، پایم که به آهن گیر کرد، سُرخوردم و افتادم، حس کردم قلبم از سینه‌ام بیرون می‌زند، توی هوا که بودم چند بار به دیواره‌ها خوردم و زخمی شدم، بعد هم افتادم روی یک کپه خاک، از آنجا هم سُرخوردم و افتادم توی زیرزمین، همانجا که شاخه‌های میلگرد را نگه می‌داشتند.»

محمود اینها را می‌گوید و چشم‌هایش پر از اشک می‌شود، دردش انگار تازه شده:‌ «میلگرد توی گلویم بود، درد داشتم، گفتم حتما می‌میرم، شروع کردم به وصیت کردن، فکر فرزند سومم بودم که تازه به دنیا آمده بود. می‌خواستم خانه‌ام به بچه‌هایم برسد تا بعد از من آواره نشوند.»

شال گردنش را کنار می‌زند، خط بخیه‌ها از گودی گلویش شروع می‌شود و جایی لای موها گم می‌شود. چند کلمه‌ای محو می‌گوید، صدایش اما خرخر می‌کند، مثل کسی که گلویش را محکم گرفته‌اند و رها نمی‌کنند. تمرکز می‌کند، آب دهانش را محکم قورت می‌دهد، جرعه‌ای چای نیم‌گرم می‌نوشد و ما را می‌برد به بیمارستان، به جایی که هنوز به هوش بود و می‌شنید یک نفر گفت این مرد زنده نمی‌ماند و آمپولی بزنید تا خلاص شود، به آنجا که او با حالی نزار چشم باز کرد و گفت نه من نمرده‌ام، زنده‌ام.

از اینجای کار به بعد دیگر در یاد محمود نیست، این که در اتاق عمل چه شد، میلگرد چطور از لای گوشت و پوستش بیرون آمد، روزهایی که در اتاق مراقبت‌های ویژه بود، چند روزی که به کما رفت و البته روزی که مُرد.

محمود در یکی از روزهای بهار 90 دارفانی را وداع گفت، روی تخت بیمارستان. تن بی‌جان او را به سردخانه بردند، در همان کشوهای آهنی هول‌آور که درش قفلی بزرگ دارد و آن‌قدر کوچک است که جای جم خوردن درآن نیست.

در یکی از همین کشوها اما محمود به زندگی بازگشت: «هیچ چیز یادم نیست، فقط یادم مانده خیلی سردم بود و داشتم یخ می‌زدم. می‌گفتند یکی از پرسنل سردخانه سرو‌صدایی شنیده و در کشو را بازکرده و دیده من حرکت می‌کنم‌. بعد هم برای آوردن کمک رفته.»

این باید نقطه اوج زندگی محمود باشد مردی که می‌توانست مثل بقیه آدم‌ها بمیرد و بلیت سفرش به آخرت یکطرفه باشد، مردی که ممکن بود آن پرسنل سردخانه متوجه حرکتش نشود و او در آن دخمه آهنی در انزوا و وحشت خفه شود، اما او خوش‌شانس بود و یک بار دیگر متولد شد مثل یک نظرکرده.

معلق در ماورا

بازگشتگان از آن دنیا موجودات جالب و مرموزی هستند. بعد از خداحافظی موقت روح از جسم، آنها چیزهایی دیده‌اند که محال است در این عالم خاکی و با چشم سر دیده شود. همه اینها وقتی لب باز می‌کنند، نشانی‌هایی از معلق بودنشان میان این دنیا و آن دنیا می‌دهند که اغلب شبیه هم است، جایی پرابهام، ناشناخته و پرعبرت.

محمود هم آدرس جایی را می‌دهد که نه با یقین اما به احتمال زیاد می‌توان به برزخ تشبیه‌اش کرد: «نمی‌دانم کجا بودم، دو نفر همراهم می‌آمدند و چیزهایی را نشانم می‌دادند. خودم کنار یک حوض بودم، اما از دور بیابانی را دیدم که وسطش پارچه‌ای سیاه پهن شده و چند آدم رویش نشسته بودند. دقت که کردم همه شکل میمون بودند، ترسناک، ناله می‌کردند، عطش داشتند، می‌گفتند هر سه روز یکبار نصف لیوان به اینها آب می‌دهند. بعد یک مرد درشت اندام آمد سراغم، گفت چرا به پدرت بی‌احترامی کردی، بعد یک نفر از بالا معلق شد و مرا نشان داد و گفت این چرا اینجاست، ولش کنید، حسین باید اینجا باشد، بعد مرا انداختند توی یک باغ، همه جا سبز بود و چمن.»

محمود منقلب است. نمی‌خواهد ادامه دهد‌. اشک ماسیده توی چشم‌هایش اما می‌خواهم باز هم بگوید از خاطرات یک مسافر لاهوت:‌ «خانمی را می‌دیدم که قبلا در مشهد دیده بودمش، گفته بود کیف پولش را دزدیده‌اند و من به او پول دادم. آن زن نزدیک من بود، همان صداهایی که از من می‌پرسیدند، گفتند این مرد آبروی یک آدم را خریده.»

محمود صورتش را میان دو دستش مخفی می‌کند و آرام می‌گرید‌. او چهارسال مدام با این تصاویر زندگی کرده، با خاطره دالان‌های دایره‌ای شکل، چهره‌های ناشناس، صداهای جدی، یک ساختمان شیشه‌ای بلند و مادرش که روی این ساختمان بالا و پایین می‌رفت.

اما اینها دغدغه ذهن آشفته محمود نیست. می‌گوید هر چه بود تمام شد، حسنش این که دیگر از مرگ نمی‌ترسد، برخلاف مارگزیده‌ای که از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. درد او درد زنده ماندن است، درد عوارض ناشی از مرگ و عواقب یک سفر ناتمام.

رنج‌های یک سفر

دست می‌کشد پشت جمجمه‌اش و رد گم شده خط بخیه میان موها هویدا می‌شود: «اینها همه پلاتین است، حتی نخاعم» و به استخوان جمجمه و پشت گردنش اشاره می‌کند. دست چپ محمود جان ندارد، پای چپش نیز. این را از راه رفتنش می‌توان فهمید. می‌گوید فقط به پهلوی راست می‌خوابد چون درد، سمت چپ را احاطه کرده، با این حال درد محمود فقط اینها نیست. او کارش را از دست داده و برای گذران زندگی در مضیقه است؛ شاید بعضی شب‌ها برای نان خالی.

این باید دشوارترین بخش زندگی محمود باشد، مردی که می‌توانست مثل بقیه آدم‌ها بمیرد و بلیت سفرش به آخرت یکطرفه باشد؛ مردی که ممکن بود آن کارگر سردخانه متوجه حرکتش نشود و او درآن دخمه آهنی در انزوا و وحشت خفه شود و برای همین به چشم ما آدم خوشبختی است، اما او از رنجی می‌گوید که عارضه‌ای ناشی از مرگ است و عاقبت یک سفر نیمه تمام‌.

افزایش نگران‌کننده حوادث ناشی از کار

رئیس کانون انجمن‌های صنفی کمیته‌های حفاظت فنی و بهداشت کارکشور، بهار امسال آماری تامل‌برانگیز را اعلام کرد که نشان می‌داد، در یک دهه گذشته 38درصد حوادث ناشی از کار به مشاغل ساختمانی مرتبط بود، اما این آمار اکنون در کل کشور به 42 درصد و در شهر تهران به 52 درصد افزایش یافته است.

معنی این آمارها مطلوب نبودن میزان ایمنی در مشاغل ساختمانی است که به گفته ابوالفضل منصوری، سالانه 30 هزار میلیارد تومان ضرر مالی به کشور تحمیل می‌کند.

این در حالی است که براساس اعلام دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و اجتماعی سازمان تأمین اجتماعی، وسایل بی‌حفاظ، وسایل معیوب، به کار نبردن وسایل حفاظتی، ازدحام و بی‌نظمی تجهیزات، لباس خطرناک، فقدان آموزش، نور ناقص و تهویه نامطلوب به ترتیب از مهم‌ترین عوامل ایجاد حوادث ناشی از کار است، یعنی عواملی که با اصلاح آنها می‌توان حوادث ناشی از کار را پیشگیری کرد