دانستنی ها

دانستنی های کامپیوتر/زندگی/جهان و ...

دانستنی ها

دانستنی های کامپیوتر/زندگی/جهان و ...

علت تصادف و آتش‌سوزی مرگبار در مرند با 4 کشته + تصاویر

حسن فرجی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبریز اظهار داشت: عصر دیروز یک دستگاه تانکر سوخت حامل گازوئیل ساعت 17.15 دقیقه در کیلومتر 9 کمربندی مرند با یک دستگاه خاور و پژو 405 برخورد و منجر به آتش‌سوزی می‌شود که متأسفانه در این حادثه دو سرنشین پژو و راننده خاور و یک نفر با هویت نامعلوم جان خود را از دست می‌دهند.

وی با بیان اینکه راننده تانکر هم اکنون متواری است، گفت: آیا تانکر مدل 54 باری حمل سوخت با استانداردها مطابقت دارد که از سوی مسئولان شرکت نفت برای این تانکر بارنامه حمل سوخت صادر شده است.

فرجی در ادامه با اشاره به فرسوده بودن ناوگان حمل و نقل جاده‌ای در آذربایجان‌شرقی گفت: ناوگان باری استان به نسبت میانگین کشوری نیز فرسوده‌تر است و لزوم نوسازی ناوگان در کنار اعمال قانون و توجه به سلامت رانندگان می‌تواند امنیت جاده‌ها را افزایش دهد.

رئیس پلیس راه آذربایجان‌شرقی با بیان اینکه هشت درصد ناوگان باری کشور در آذربایجان‌شرقی تردد می‌کنند، گفت: بیشتر ناوگان باری استان فرسوده و دارای نقص فنی هستند.

طناب دار برگردن جوان شیطان‌صفت

جوانی که پس از ربودن دختربچه ۱۱ ساله در راه مدرسه او را مورد آزار و اذیت قرار داده بود صبح دیروز در شهرستان جیرفت به دار مجازات آویخته شد.

اواخر سال گذشته حادثه هولناکی در شهرستان جیرفت رخ داد که باعث جریحه‌دار شدن افکار عمومی شد. ماجرا از این قرار بود که مرد جوانی، دختربچه‌ای 11ساله را که از مدرسه به خانه برمی‌گشت در بین راه ربوده و به زور به خرابه‌ای در آن حوالی منتقل کرده و مورد آزار و اذیت قرار داده بود.

با اطلاع خانواده دختربچه از این ماجرا و شکایت آنها تحقیقات گسترده برای دستگیری جوان شیطان‌صفت شروع شد. با توجه به حساسیت پرونده، تیم‌هایی از مأموران پلیس و نیروهای امنیتی وارد عمل شدند و با تحقیق از قربانی مشخصات کاملی از متهم به‌دست آوردند.

آنها با بررسی‌های شبانه‌‌روزی و تحقیقات گسترده سرانجام توانستند به سرنخ‌هایی از این جوان دست پیدا کنند. بررسی‌ها نشان می‌داد که او مجرمی سابقه‌دار بود که پیش از این نیز به اتهام جرایم مشابه دستگیر شده وبه زندان افتاده بود. با شناسایی متهم، مأموران او را دستگیر کردند و هر چند وی منکر هرگونه جرمی بود اما وقتی دختربچه بی‌گناه او را شناسایی کرد، مجبور شد اتهامش را قبول کند.

به این ترتیب پرونده به دادگاه کیفری استان کرمان فرستاده شد و قضات دادگاه پس از محاکمه، جرم متهم را محرز دانسته و رأی به اعدام او در ملأ عام دادند. این رأی مدتی بعد به تأیید قضات دیوان‌عالی کشور نیز رسید و به این ترتیب شمارش معکوس برای اعدام مرد شیطان‌صفت شروع شد. صبح دیروز، درحالی‌که عده‌ زیادی از مردم جیرفت در چهارراه کشت و صنعت این شهر جمع شده بودند تا شاهد مجازات مرد شیطان‌صفت باشند، این مرد به محل اجرای حکم منتقل و در ملأ عام به دار مجازات آویخته شد.

مرگ 6 مسافر زیر چرخ‌های یک کامیون

مدیر حوادث و فوریت‌های پزشکی استان اصفهان گفت: بر اثر برخورد کامیون با یک دستگاه خودروی پژو ۴۰۵ در محور چوپانان شهرستان نایین،۶ نفر کشته و ۳ نفر مصدوم شدند که توسط واحدهای امدادی اورژنس ۱۱۵ به مراکز درمانی منتقل یافتند.

غفور راستین اظهار کرد: ساعت 21 و 47 دقیقه شب گذشته طی تماسی با اتاق فرمان شهرستان نایین اعلام شد یک دستگاه کامیون در محور چوپانان این شهرستان با یک دستگاه خودروی پژو 405 به شدت برخورد کرده که حال جسمی سرنشینان خودروی پژو وخیم گزارش شد.

وی افزود: پس از دریافت این حادثه یک واحد امدادی اورژانس پیش‌بیمارستانی 115 به همراه دو تکنسین فوریت‌های پزشکی نایین در محل حاضر شدند که پس از بررسی وضعیت مصدومان متوجه شدند که 6 نفر از سرنشینان خودروی پژو در دم جان خود را از دست داده‌اند و سه مصدوم دیگر که دچار مصدومیت شده بودند را پس از ارائه خدمات اولیه درمانی به بیمارستان حشمتیه نایین منتقل کردند

ربودن پسر نوجوان برای اجرای نقشه‌سیاه

تحقیقات کارآگاهان آگاهی برای شناسایی مردی شیطان صفت که متهم به ربودن و آزار و اذیت پسری ۱۴ ساله است، به دستگیری مردی سابقه‌دار منجر شد.

تحقیقات پلیس در این‌باره از صبح روز هفتم بهمن‌ماه سال گذشته آغاز شد. در این روز مردی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و گفت شب گذشته مردی ناشناس پسر نوجوانش را ربوده و او را مورد آزار و اذیت قرار داده است.

پسر 14ساله نیز در توضیح این ماجرا گفت: نزدیک خانه‌مان توی کوچه ایستاده بودم که مرد جوانی جلو آمد و از من کمک خواست. او خودروی پرایدش را که کنار خیابان بود نشانم داد و گفت خاموش شده است و از من خواست پشت فرمان بنشینم تا او با هل‌دادن خودرواش را روشن کند. من هم که قصدم کمک کردن بود روی صندلی پراید نشستم اما همان موقع مرد جوان به من نزدیک شد و یک تیغ موکت بری زیر گلویم گذاشت و من را وادار کرد روی صندلی سمت راست بنشینم. خودش هم پشت فرمان نشست و با همان خودرویی که وانمود می‌کرد خراب است، من را دزدید.

پسر نوجوان ادامه داد: خیلی ترسیده بودم و نمی‌دانستم مرد جوان چه نیتی دارد. او در خیابانی خلوت توقف کرد و دست‌هایم را بست و یک کاپشن روی سرم انداخت تا جایی را نبینم. در ادامه من را به جای دوری برد. انتهای مسیر در یک جاده خاکی بودیم؛ جایی که صدای هیچ ماشینی نمی‌آمد. فکر می‌کنم نزدیک اسلامشهر بودیم. دیگر فهمیده بودم که قرار است چه بلایی سرم بیاید. او در آنجا من را مورد آزار و اذیت قرار داد. چند ساعت داخل ماشین بودم تا اینکه او من را نزدیک خانه‌مان رها کرد و رفت.

به‌دنبال اظهارات شاکی به دستور سعید احمدبیگی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی، تحقیقات مأموران پلیس آگاهی برای یافتن مرد شیطان صفت آغاز شد. پسر نوجوان درباره مشخصات ظاهری متهم گفت: او لاغر اندام بود و موهای کوتاه و صافی داشت. او درباره خودروی متهم نیز گفت: رنگ پراید نقره‌ای بود. فرمانش با ماشین‌های معمولی فرق داشت و روی کاپوت ماشین نواری شطرنجی بود با این حال نتوانستم پلاک خودرو را ببینم. وصف پسر جوان از خودروی متهم نشان می‌داد به‌احتمال زیاد مرد تحت تعقیب راننده آژانس است.

کارآگاهان با استفاده از این مشخصات تلاش‌های خود را برای شناسایی مرد شیطان صفت آغاز و همزمان تلاش کردند با کمک پسر نوجوان به چهره فرضی متهم دست یابند. با گذشت چند هفته از این حادثه مطابقت تصویر چهره‌نگاری شده متهم با متهمان سابقه‌دار پلیس آگاهی نخستین سرنخ را در اختیار کارآگاهان گذاشت. افسران ویژه در بررسی‌های خود جوانی را شناسایی کردند که پیش از این 2مرتبه به اتهام آزار و اذیت کودکان دستگیر شده بود.

به این ترتیب وی بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. هرچند متهم 30ساله حاضر نبود به ربودن و آزار و اذیت پسر نوجوان اعتراف کند ولی مشخصات خودروی وی با مشخصاتی که شاکی اعلام کرده بود همخوانی داشت. از سوی دیگر سابقه وی درخصوص آزار و اذیت کودکان احتمال مجرم بودن وی را تقویت می‌کرد. در چنین شرایطی وی چند روز قبل به دادسرا منتقل شد و از سوی بازپرس پرونده تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: من تا به حال 7مرتبه دستگیر شده‌ام. 2مرتبه به‌دلیل آزار کودکان و چند مرتبه هم به‌دلیل سرقت و مصرف مواد‌مخدر اما این بار بی‌گناهم. پسر نوجوان ادعا می‌کند او را به اسلامشهر برده‌ام اما من با اینکه راننده آژانس هستم تا به حال به اسلامشهر نرفته‌ام.

با وجود انکارهای متهم از آنجا که همه شواهد و مدارک موجود علیه اوست، وی با صدور قرار بازداشت موقت به اتهام آدم‌ربایی و تجاوز به عنف راهی بازداشتگاه پلیس آگاهی شد تا تحقیقات در این‌باره تا روشن‌شدن واقعیت ادامه یابد.

روایتی از تنها کمپ ترک اعتیاد زنان تهران

روزنامه قانون نوشت: هم پدرش مصرف‌کننده مواد بوده و هم همسرش. پدرش مشتری هروئین بوده و همسرش حشیش و تریاک. یک ساله بوده که پدر و مادرش از هم جدا می‌شوند و پس از آن با پدربزرگش زندگی می‌کرده. در 14 سالگی به اجبار پدربزرگش با یکی از جوان‌های فامیل ازدواج می‌کند و وقتی به 20 سالگی می‌رسد، او نیز گام در راه پدر و همسرش می‌گذارد.

در خانواده ساقی هم داشته، پسردایی‌ها و پسرعمه‌ها نمی‌گذاشتند برای تهیه مخدر چندان به زحمت بیفتد. با تریاک شروع می‌کند و ساقی‌ها داخل تریاک، کراک هم مخلوط می‌کردند و رابعه نمی‌داسته است. چند سال بعد برای ترک تریاک سراغ شیشه می‌رود اما شیشه دوای درد نبوده؛ اعتیاد هم خودش را و هم شوهرش را بیکار می‌کند.

می‌گوید: «کنترل زندگی از دستمان خارج شده بود». پول پیش خانه‌اش تمام می‌شود و آوارگی آغاز؛ صاحبخانه وسایلشان را بیرون می‌ریزد. دخترش را به مادرشوهرش می‌سپارد و با همسرش کارتن‌خواب می‌شود. آقای همسر می‌نشیند کنار وسایلشان تا آن چند تکه باقیمانده را هم از دست ندهند و او از هر راهی که شده پولی به جیب می‌زده تا خرج مواد کنند. پس از یک سال از دست شوهرش فرار می‌کند چراکه در کنار تمامی دربه‌دری‌ها، باید دست‌بزن او را هم تحمل می‌کرده. رابعه این بار کارتن‌خوابی را به تنهایی تجربه می‌کند. او در روزهای کارتن‌خوابی خود را با جنسیت متفاوتی معرفی می‌کرده؛ لباس مردانه، صدای مردانه و حتی راه رفتن مردانه، طوری که حدود یک ماه در یک نانوایی کار می‌کند و هیچکس متوجه نمی‌شود که همکارشان یک زن است. حدود یک سال بعد، شوهرش سرراهش قرار می‌گیرد، آن زمان رابعه آنقدر درگیر شده بوده که حتی قدرت فندک زدن هم نداشته.

سکه برمی‌گردد

ماجرای رابعه همین‌جا تمام نمی‌شود. اینها را رابعه‌ای تعریف می‌کند که وقتی روبه‌رویم نشست، تصور نمی‌کردم زمانی حتی معتاد ساده‌ای بوده، چه برسد به کارتن‌خواب بودن و باقی قضایا. رابعه نام واقعی او نیست و من برایش برگزیدم تا هویتش پوشیده بماند. او اکنون زنی سرحال است که با نام واقعی‌اش مدیر شب مرکز اجتماع درمان محور چیتگر زندگی است و روزها برای کار دیگری به یک کارگاه می‌رود. صورت زیبایی دارد و آرایش کمی. حالا بیش از دو سال از آن زمان می‌گذرد که شوهرش سر راهش قرار گرفته و رابعه را راضی کرده تا به کمپ اجباری برود. می‌گوید آنجا فحش می‌دادند و توهین می‌کردند اما او به کسی توهین نکرده تا به هدفش که شروع یک زندگی تازه بوده برسد. بعد از سه ماه هم راهی چیتگر می‌شود. در چیتگر به او اعتماد می‌کنند و او به خوبی پاسخ اعتماد را می‌دهد.

تنها کمپ TC زنان در ایران

در یکی از روزهای بهاری، متروی تهران - کرج را سوار می‌شوم و تا ایستگاه ایران خودرو مسافرش هستم. پیاده که می‌شوم از راننده تاکسی‌های اطراف سراغ می‌گیرم. پنج دقیقه‌ای بیشتر راه نیست. کنار یک جاده فرعی دیوارهای بلندی قرار دارد که در انتها به یک در می‌رسد. داخل کمپ فضای یک پارک جنگلی را دارد با وسایل ورزشی. اولین در به اتاق مجموعه مدیریتی باز می‌شود. خانم حقیقی به استقبالم می‌آید. او روانشناس تنها TC زنان در کشور است. مرکز اجتماع درمان‌مدار چیتگر زنان 18 تا 55 ساله معتاد را برای درمان پذیرش می‌کند و فقط 60 تخت دارد.

در روزی که آنجا هستم 18 تخت پر و بقیه خالی هستند. درمان در TCها شش ماهه است اما در چیتگر دوره‌ها را 28 روزه برگزار می‌کنند. مهسا حقیقی در این باره توضیح می‌دهد: زنان شرایط متفاتی با مردان دارند. یک زن نمی‌تواند شش ماه از زندگی‌اش دور باشد، معمولا کسی از او آنقدر حمایت نمی‌کند. برای همین دوره‌های اینجا کوتاه‌تر است اما سعی می‌کنیم مددجو را مجاب کنیم که دوره‌اش را تمدید کند. در چیتگر کسی به اجبار پذیرش نمی‌شود و اگر کسی با پای خودش نیامده باشد، اجازه ورود ندارد. هزینه یک دوره 28 روزه هم 600 هزار تومان است. حقیقی می‌گوید: مهم‌ترین آموزه ما در این مرکز یادآوری نظم و مسئولیت‌پذیری است چراکه مخدر مهم‌ترین چیزهایی که از انسان می‌گیرد همین دو است.

مقصر کسی است که مرا به دنیا آورده

راهی واحد فرهنگی مرکز می‌شوم. در آنجا ابتدا مقابل رابعه می‌نشینم که خلاصه‌ای از زندگی‌اش را می‌گوید.بعد از او، نوبت دو دوست می‌شود که اصرار دارند بگویند فقط همسایه‌اند. یکی یکی زندگی‌شان را روایت می‌کنند. نام اولی را یاسمن می‌گذارم. سفید و زیباست. 29ساله است و ماجرا برایش از 12 سالگی کلید خورده است. دو ساله که بوده مادر و پدرش از هم جدا می‌شوند و او تا چند سال پیش، دیگر پدرش را نمی‌بیند. وقتی 5 ساله بوده مادرش با مردی ازدواج می‌کند که یاسمن دوستش نداشته. به گفته یاسمن این احساس متقابل بوده.

او می‌گوید: «11، 12 ساله که بودم ناپدری‌ام به من نظر پیدا کرد. شب‌ها نمی‌توانستم بخوابم». ابتدا چون فکر می‌کرده مادرش به «این مرد» پناه آورده است، چیزی نگفته و البته وقتی هم گفته کسی باور نکرده است. یاسمن اوضاع را تاب نمی‌آورد و با اینکه درس و مشقش بد نبوده و دوست داشته در آینده وکیل شود، از خانه فرار و با مدرسه وداع می‌کند. می‌گوید: «از آنجا بدبختی‌های من شروع شد، یک روز در پارکی با خانمی درددل کردم، او مواد را به من معرفی کرد، البته نظرهای دیگری هم داشت که من دوری کردم.» در 14 سالگی ماموری در پارک به سراغش می‌آید و او به خانه برمی‌گردد، رفتار ناپدری با یاسمن رو به ملایمت می‌گذارد و می‌تواند تا حدی اعتماد یاسمن را به خود جلب کند تا اینکه آن اتفاقی که نباید رخ می‌دهد و ناپدری پا را از گلیمش بیرون می‌گذارد. می‌گوید: «دو سال طول کشید تا مادرم توانست از او جدا شود، ناپدری‌ام معتاد تریاک بود و مواد می‌فروخت، یک روز که برایش جنس آورده بودند مادرم به پلیس زنگ می‌زند، اما آن زمان من دیگر خراب شده بودم».

ماجرای اعتیاد یاسمن ادامه پیدا می‌کند و شیشه جایش را به حشیش می‌دهد: «با خودم می‌گفتم آنقدر می‌کشم تا بمیرم» اما وقتی سال 88 به دلیل مصرف بالا اوردوز می‌کند، ترس برش می‌دارد و راهی کمپ چیتگر می‌شود و ترک می‌کند. پس از مدتی هم می‌رود سراغ پدرش اما ظاهرا این ماجرا هم چاره درد نبوده: «پدرم طوری با من حرف می‌زد که گویی دوست دخترش هستم، ما به هم فحش ناموسی می‌دادیم. من حالا او را مقصر می‌دانم که مرا به وجود آورده است، پدرم باید سر زندگی‌اش می‌ماند و زن و بچه‌اش را رها نمی‌کرد». رفتارهای پدرش ادامه دارد تا اینکه دو ماه لغزش پیدا می‌کند به سمت حشیش اما این بار مادرش زود به دادش می‌رسد و کمپ چیتگر را برای بار دوم انتخاب می‌کند.

افکارم را تغییر می‌دهم تا دنیایم تغییر کند

ساعت ناهار می‌رسد. خبرنگاران سهمی از غذا ندارند و برای همین گشتی در محوطه می‌زنم. روی دیواری نوشته‌ها و نقاشی‌هایی به چشم می‌خورد که به نظر می‌آید از سوی مددجوها به ثبت رسیده باشد. روی دیوار نوشته‌اند: «دوستت دارم پاکی»، «افکارم را تغییر می‌دهم تا دنیایم تغییر کند» و ... در بخش دیگری نیز «باکس احساسات» روی دیوار نصب شده و روی آن چند پوشه گذاشته شده و روی هر پوشه نام یکی از مسئولان کمپ نوشته شده و مددجوها می‌توانند در آن باکس‌ها نامه‌های خود را بیندازند.

از بیرون این در می‌ترسم

مونا بعد از ناهار سیگاری می‌کشد و این بار به تنهایی روبه‌رویم می‌نشیند. او نسبت به یاسمن احساس گناه دارد، می‌گوید: «من باعث لغزش یاسمن شدم». مونای 28 ساله شرح زندگی‌اش را با این عبارت شروع می‌کند: «این چیزها در خانواده من پر بود، کلا همه خلافکار بودند». بچه آخر است و عزیزدردانه پدرش بوده و همه جا همراه او. وقتی 9 ساله بوده برای مهمان‌های خانه‌شان ورق لول می‌کرده و بعدها از پدرش سیگار می‌دزدیده. در 14 سالگی با اجبار خواهرش با فردی ازدواج می‌کند که دوستش نداشته و در 19 سالگی از او جدا می‌شود. در همان زمان، مخدر را با کراک تجربه می‌کند. پایه‌اش برادرش می‌شود و پا به پای هم می‌کشند تا 21 سالگی که پدرش یک دوره او را به خانه دوستش در لنگرود می‌فرستد. حدود 6 سال پیش به کمپ می‌رود و پاک می‌شود و پس از آن ساکن کرج. پدرش اصرار داشته که تنها زندگی کند و از خانواده دور باشد تا دوباره به دام مخدر گرفتار نشود. چهار ماه پیش به دیدار خواهرش در زندان قزوین می‌رود. چند روز بعد از این دیدار، خواهرش اعدام می‌شود و هفته بعد از آن، برادرش.

مونا چهار عضو خانواده‌اش یعنی پدر، خواهر و دو برادرش را پای چوبه دار از دست داده است. وقتی پدرش اعدام شده، مونا تمام پس‌اندازش را صرف هزینه مراسم ختم می‌کند تا مجلس آبرومندی برگزار شود. روزی که قرار بوده خواهرش اعدام شود، صبح زود تماس می‌گیرد و از مونا می‌خواهد که پسرش را از ارومیه به دیدنش بیاورد تا چه زنده و چه مرده مادر را ببیند اما شوهرخواهرش به این خواسته تن نمی‌دهد. خواهرش همچنین می‌خواهد که مراسم ختمش آبرومند برگزار شود. مونا اما آه در بساط نداشته. برای تحویل گرفتن جنازه 700 هزار تومان پول لازم داشته و مجبور می‌شود برای تهیه این پول سراغ کسی برود که دوستش ندارد؛ سراغ علی که زن و بچه دارد و با این حال چشمش دنبال موناست. وقتی در برابر آخرین خواسته‌های خواهرش احساس عجز می‌کند، دوباره به سمت مخدر می‌لغزد. حالا هم نگران آینده است. می‌گوید: «اینجا راحتم اما می‌ترسم از این در خارج بشوم. نمی‌دانم. شاید اگر مجبور شوم، با علی ازدواج کنم».

زندگی در کمپ چیتگر

پس از گفت‌وگو با مونا، همراه با زهرا قناعتیان مدیر داخلی کمپ در محوطه قدم می‌زنم. خانم قناعتیان بخش‌های مخالف را نشانم می‌دهد. از سالن چندمنظوره شروع می‌کنیم. صبح به صبح برنامه مرنینگ در این سالن برگزار می‌شود. در این برنامه مددجوها دور هم می‌نشینند و از مشکلات‌شان می‌گویند. شعر، طنز، خبر و بازی گروهی هم جزو برنامه‌های مرنینگ است. مسیر را با خانم قناعتیان ادامه می‌دهیم. از بخش فرهنگی، نمازخانه، اتاق سرگروه‌ها و باکس احساسات می‌گذریم. داخل آشپزخانه یکی از بچه‌ها در حال شستن ظرف‌هاست. آخرین درها به اتاق جهت‌یابی و خوابگاه باز می‌شوند. در اتاق جهت‌یابی، چند خانم نسبتاً مسن مشغول استراحت یا سیگار کشیدن هستند. ساکنان این اتاق تنها کسانی هستند که می‌توانند در اتاقشان سیگار بکشند. کسانی که به کمپ می‌آیند، 6 روز اول را در این اتاق می‌گذارنند. آنها برای ترک کردن داروی خاصی ندارند مگر در موارد استثنا که روانپزشک مرکز تجویز می‌کند، آخر ترک شیشه که شایع‌ترین مخدر است، درد فیزیکی ندارد بلکه اعصاب فرد را درگیر می‌کند که مددجوها برای آرام کردنش از دوش گرفتن بهره می‌گیرند.

زنی با خانه درختی

روز بازدید، خانم مدیر مسافرت است و چند روز بعد گفت‌وگویی تلفنی با او دارم. عاطفه حمزه می‌گوید: TC دهکده کوچکی است که اعضای آن در کنار هم زندگی می‌کنند و کدخدا هم دارند. برخی هم به آن پادگان می‌گویند چراکه در اینجا همه چیز بر اساس برنامه است. حمزه تاکید دارد که برنامه کمپ چیتگر به زمانی که بیماران در آنجا حضور دارند محدود نمی‌شود و پس از آن پیگیری‌هایی صورت می‌گیرد. او خاطره‌های خوب زیادی از این کمپ دارد، همین که آدم‌هایی که از آن خارج می‌شوند با کسانی که به آن وارد شده بودند، تفاوت زیادی دارند، بسی برایش شادی‌بخش است.

حمزه تعریف می‌کند: بیماری داشتیم که مرا یاد کارتون‌های قدیمی می‌اندازد. او روی درخت زندگی می‌کرد و طرز صحیح لباس پوشیدن، ظرف شستن و حتی استفاده از قاشق را بلد نبود. یک پیراهن و شلوار مردانه تنش بود و کفتربازی می‌کرد. آقایی درصدد کمک به او برمی‌آید و برایش آپارتمان کوچکی می‌گیرد، اما او برای تهیه غذا وسط آپارتمان آتش روشن می‌کند و تصوری از استفاده از گاز نداشته است. حالا همه رفتارهای این خانم عوض شده و نمی‌توانی تصور کنی همان کسی است که روی درخت زندگی می‌کرده است.

تبرئه مردی که مزاحم همسرش را کشت/ آزار و اذیت زن جوان پس از ازدواج

یک مرداد سال 93 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند. آنها بلافاله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و با حضور در محل حادثه به تحقیق در این رابطه پرداختند.

با حضور ماموران مشخص شد که پسر جوانی با ضربات چاقو به قتل رسیده است. تجسس ها دراین خصوص آغاز شد و ماموران متوجه شدند که مقتول با زن جوانی در ارتباط بوده است. 

بلافاصله این زن دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفت. وی که سعی در انکار قتل داشت ولی در نهایت به این جنایت اعتراف کرد و گفت: من با مقتول در ارتباط بودم. ولی به دلیل مخالفت خانواده ام با ازدواجمان، با مرد دیگری ازدواج کردم. ولی مقتول مرتب مرا تهدید می کرد و می گفت و فیلم و عکس هایت را به شوهرت نشان می دهم. او همین کار را کرد و آبرویم راپیش شوهرم برد. ولی باز هم دست بردار نبود و با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. تا جاییکه با شوهرم نقشه قتل او را کشیدیم. روز حادثه هم او را به خانه مان کشاندم و اول من ضربه ای به او زدم و بعد از آن شوهرم با چاقو به او ضربه زد. جسدش را هم در بیابان رها کردیم.

با این اظهارات پرونده این و شوهر، پس از دستگیری مرد جوان و اعترافات وی، به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.

مرد جوان در این شعبه به قصاص محکوم شد و همسرش هم به 15 سال زندان. این حکم در دیوان عالی کشور هم تایید شد و به مرحله اجرا رسید که اعاده دادرسی متهمان پذیرفته شد. 

بنابراین پرونده آنها برای رسیدگی دوباره به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد و متهمان هفته گذشته در این شعبه محاکمه شدند. در این هیات قضایی وارد شور شدند و صبح دیروز حکم برائت متهم اصلی این پرونده را صادر کردند و مقتول را مهدورالدم اعلام کردند.

سقوط پراید ۴ قربانی گرفت+ عکس

به گزارش نامه نیوز به نقل از دانشجو ، جاده فشم به عنوان یکی از پرحادثه ترین جاده‌های کشور از شهرت خاصی برخوردار است، در این زمینه حسن فراهانی رئیس جمعیت هلال‌احمر شمیرانات با اعلام خبر سقوط یک خودروی پراید در جاده فشم و در نزدیکی هتل آریانا؛ عنوان کرد: در این حادثه 2 نفر کشته و 2 نفر نیز مجروح شدند.


رئیس جمعیت هلال‌احمر شمیرانات با تشریح عملیات رهاسازی (یک نفر گرفتار داخل خودرو) و یافتن جسد نفر دوم داخل رودخانه توسط عوامل امدادی و آتش نشانی ادامه داد: 2 نفر مجروح نیز توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شدند.

 



پرستار خانگی به عقد مرد بیمار درآمد!

مرد 50 ساله که از بیماری سخت جسمانی رنج می‌برد و از عهده کارهای ساده شخصی‌اش نیز برنمی آمد از طریق شرکتی خصوصی پرستار جوانی را استخدام کرد. زن 30 ساله که دلسوزی می‌کرد در زمان حضورش در خانه مرد بیمار با ابراز محبت‌های بی‌اندازه به صاحبکارش زودتر از حد تصور توانست اعتماد او را جلب کند.

پرستار خانگی خیلی زود هم صحبت تنهایی‌های مرد شد و اسراری را از اموال صاحبکارش فهمید که طرح نقشه شیطانی را در ذهنش ترسیم کرد. یک هفته از حضور زن جوان در خانه مرد بیمار نگذشته بود که هر دو تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند و یک ماه نگذشته بود که عاقد به خانه مرد آمد و پرستار خانگی به صورت رسمی همسر مرد بیمار شد.روزهای بعد از عقد اما دیگر خبری از پرستار مهربان نبود. زن برای انجام کارها مدام به شوهرش غر می‌زد و با بی‌اعتنایی به التماس‌های او با پول‌های همسرش حسابی خوشگذرانی می‌کرد. با گذشت روزها بیماری مرد وخیم‌تر شد و چون پرستاری برای نگهداری او نبود کارش به بیمارستان کشید.

افشای کلاهبرداری

با بستری شدن مرد در بیمارستان دیگر هیچ کس از عروس جوان خبری نداشت. پرستار فریبکار نه تنها سری به همسرش نمی‌زد که حتی تماسی نیز با او نداشت. روند درمانی مرد طبق روال طی شد و پزشکان پس از دو ماه اجازه ترخیص او را صادر کردند. مرد بیمار که توان ایستادن روی پاهای خود را هم نداشت با کمک خانواده‌اش به خانه‌اش رفت و در کمال ناباوری هیچ کلیدی قفل در را باز نکرد. دیگر شکی نبود که پرستار خانگی خیانت بزرگی به شوهرش کرده است. مرد بیمار که بشدت از نظر جسمانی ضعیف بود به خانه یکی از اقوام رفت و چند روز بعد با طرح شکایتی در دادسرای شرق تهران به دستور بازپرس حکم ورود به خانه‌اش را گرفت. با باز شدن در خانه واقعیت هولناک‌تری فاش شد، چرا که همه اثاثیه خانه تخلیه شده بود و حتی داروهای مرد نیز سرجایش نبودند.

وصیتنامه جعلی

مرد فریب خورده در شوک سرقت دار و ندارش بود که تماسی از سوی یک ناشناس پرونده این زندگی کوتاه زناشویی را وارد مرحله تازه‌ای کرد. یک ناشناس که مدعی بود مدارک و اسناد اموال مرد را در کیفی زنانه در کنار خیابان پیدا کرده است، با گرفتن نشانی آنها را برایش فرستاد. همه اسناد املاک و حساب‌های بانکی گمشده مرد در درون کیف بود. مرد در حال بررسی اسناد به وصیت نامه‌ای رسید که با اثر انگشت خودش تأیید شده و در آن همه اموال را به زن جوان بخشیده بود. با این مدرک مرد فریب‌خورده که می‌دانست بیماری بزودی جانش را می‌گیرد به خیانت همسرش مطمئن شد و برای شکایت از زن کلاهبردار و تقاضای طلاق او به دادسرا رفت و پرونده‌ای را تشکیل داد.

اصرار به بیگناهی


با آغاز تحقیقات به دستور بازپرس پرونده، پرستار فریبکار بازداشت شد. او که اصرار بر بیگناهی داشت و مدام گریه می‌کرد در برابر اتهام جعل وصیت نامه و سرقت اموال مرد گفت: «شوهرم از بیماری سختی رنج می‌برد و از آنجا که در این مدت کوتاه علاقه زیادی به هم پیدا کرده بودیم، تصمیم داشت پیش از مرگش همه اموالش را به من بدهد، به همین دلیل نیز این وصیتنامه را تنظیم کرد و پای آن انگشت زد.»

این زن درباره پیدا شدن اموال در کنار خیابان نیز به دادگاه گفت: «روزی که می‌خواستم مدارک را برای انتقال اسناد به محضر ببرم یک جوان موتورسوار کیفم را قاپید و همه اسناد گم شد.»این ادعا از سوی زن درحالی بیان شد که در همه جلسات مرد بیمار بر بی‌اطلاعی‌اش از این وصیت نامه تأکید داشت و چون همیشه تحت تأثیر دارو بی‌حال و خواب بود احتمال می‌داد زن جوانش همان زمان از او اثر انگشت گرفته باشد.

با گذشت چند جلسه ابتدایی این پرونده کلاهبرداری که همزمان با دادخواست طلاق مرد پیش می‌رفت مرد 50 ساله به علت شدت بیماری درگذشت و از آنجا که نتوانست اتهامات وارده را ثابت کند این پرونده با تبرئه زن جوان بسته شد.

بنابر این گزارش، با مرگ این مرد از آنجا که هنوز دادخواست طلاق به جایی نرسیده بود زن جوان به عنوان همسر قانونی بخش‌عمده‌ای از اموال را به جای مهریه و دیگر حقوق زناشویی کوتاه مدتش گرفت و در حالی که قصد داشت با کلاهبرداری سهم دیگر وراث را نیز مال خود کند با هشیاری بازپرس پرونده ناکام ماند.

حجت الاسلام والمسلمین قریشی رئیس مرکز بزرگ اسلامی آذربایجان غربی شد

مراسم معارفه رئیس جدید مرکز بزرگ اسلامی آذربایجان غربی روز دوشنبه در محل استانداری آذربایجان غربی و با حضور نماینده ولی فقیه در مرکز بزرگ اسلامی شمالغرب کشور، استاندار آذربایجان غربی و جمعی از مسولین استانی برگزار شد.
بر اساس این گزارش در این مراسم از خدمات حجت الاسلام علی فرهادی سرپرست مرکز بزرگ اسلامی آذربایجان غربی قدردانی شد و حجت الاسلام والمسلمین سیدمهدی قریشی به ریاست مرکز بزرگ اسلامی آذربایجان غربی منصوب شد.
به این ترتیب مرکز بزرگ اسلامی آذربایجان غربی رسما از مرکز بزرگ اسلامی شمالغرب کشور منفک و هدایت و مسئولیت آن بر عهده امام جمعه ارومیه گذاشته شد.
پیش از این مرکز بزرگ اسلامی آذربایجان غربی زیر نظر مرکز بزرگ اسلامی شمالغرب کشور فعالیت می کرد و شخصیتهای چون حجت الاسلام حمید راحلی، حجت الاسلام محمدباقر کریمی و حجت الاسلام علی فرهادی به ترتیب ریاست و سرپرستی این مرکز را برعهده داشتند.

دستگیری عوامل گروهک تروریستی در غرب/ تلاش برای سواستفاده از حادثه مهاباد

پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات، با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج) اعضای یک تیم نظامی تروریستی که برای اقدامات خرابکارانه وارد ایران شده بودند دستگیر شدند.

در اعترافات افراد دستگیر شده مشخص گردید، این افراد با توجه به وقایع هتل تارای شهرستان مهاباد،  به منظور عملیات ایذایی و انفجار برای گسترش بحران، ترور و کشته سازی و انتساب آن به نظام جمهوری اسلامی ایران افکار عمومی را بر علیه نظام تحریک نمایند وارد کشور شده بودند که به یاری خداوند قبل از

هرگونه اقدامی شناسایی و توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات دستگیر شدند.

شایان ذکر است از این تیم چهار نفره مقادیری سلاح و مهمات جنگی کشف و ضبط گردید.

چرایی فعالیت مؤسسات مالی غیرمجاز/ چه کسی پاسخگوست؟

با گسترش قارچ گونه مؤسسات مالی و اعتباری بدون مجوز از بانک مرکزی در سراسر کشور و هجوم گسترده مردم برای استفاده از تسهیلات آنها، انتظار می رفت که در آینده ای نه چندان دور از تشکیل آنها، مشتریانشان با انواع مشکلات روبرو شوند.

چون اینگونه بانکها و مؤسسات فاقد مجوز قانونی، بدون پشتوانه مالی و الزامات قانونی برای پاسخگویی به شهروندان، خود را ملزم به رعایت آن نمی دانند.

مسئله ای مهم که علامت سؤالی بزرگ در ذهن شهروندان ایرانی نقش می بندد این است که چرا بانک مرکزی به طور جدی با اینگونه مؤسسات برخورد نمی کند؟

اخیراً یکی از همین مؤسسات مالی بدون مجوز که اسم و رسمی برای خودش فراهم و به طور گسترده در آذربایجان غربی و ارومیه فعالیت می کرد، موجبات مشکلات شهروندان شد.

با انتقال مسائل و مشکلات داخلی این مؤسسه به بیرون و همچنین معلوم شدن اینکه از سال 91 مجوزی برای فعالیت نداشته، بسیاری خواستار این شدند که سپرده هایشان را بیرون بکشند.

با هجوم گسترده سپرده گزاران به این مؤسسه بدون مجوز و عدم توانایی برای برگرداندن پولهای مردم به خودشان، موجی از اعتراضات پی در پی در ارومیه آغاز و با تجمع در مقابل این مؤسسه و همچنین استانداری را موجب شد.

همچنین علیرغم اینکه مسئولان استانداری قول پیگیری و احقاق حقوق شهروندان را دادند اما تاکنون گامی جدی و در جهت حل مشکلات تمامی سپرده گزاران برداشته نشده است.

مسئله مهم تر در این واقعه و دیگر موارد مشابه در سراسر کشور، چرایی عدم نظارت بانک مرکزی بر مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز و بدون مجوز است.

 چرا بانک مرکزی به عنوان سازمانی ناظر بر اینگونه فعالیتها، وقتی از سال 91 این مؤسسه بدون مجوز فعالیت می کرد، اقدام به چاره اندیشی و مقابله با آن نپرداخت تا شهروندان به طور کلان در آن سرمایه های خویش را برای دریافت تسهیلات بیان کنند؟

چرا وقتی مغازه ای 2 در 3 متر در محله ای دورافتاده از شهر افتتاح می شود، در کمتر از یک هفته اتحادیه مربوطه و اداره اماکن به آن سرکشی و درخواست مجوز و پروانه فعالیت می کنند، اما مؤسساتی با حجم عظیم تبادلات مالی و آن هم در بهترین و شلوغ ترین نقاط شهر فعالیت می کنند و کسی پیگیر کارهایشان نمی شوند؟

آیا دیدن محل فعالیت چند صدمتری آنها در بهترین نقطه شهر مشکل است تا اینگونه مؤسسات عظیم برخورد نشود؟

انتقادی که از بانک مرکزی مطرح است، چرایی عدم برخورد بانک مرکزی با مؤسسات غیرمجاز و پایمال شدن حقوق شهروندان است. راستی بانک مرکزی چرا به طور جدی برای برخورد با آنها وارد کارزار نمی شود؟

اما مسئله ای که قابل طرح است، اعلام بانک مرکزی برای گزارش مؤسسات غیرمجاز است! گو اینکه مردم متولی رسیدگی به مجوز مؤسسات مالی و اعتباری هستند و می دانند کدام یک مجوز دارد و کدام یک نه؟

خوی قطب تولیدکننده گل‎محمدی در استان آذربایجان‎غربی

دختران و پسران جوان پس از نماز صبح هنگام دمیدن خورشید با کیسه‎ای رنگین به دست و نشاطی وصف ناپذیر به چیدن گل محمدی در مزارع و باغات مشغول می شوند.

این ایام اگر از کنار مغازه های خیابانهای اصلی شهر بگذرید بساط گل فروشان را که تلّی از گلهای تازه چیده شده گلهای محمدی را برای فروش پهن کرده اند شاهد خواهید بود و چه صحنه زیبایی است.

گلاب گیری هم این روزها رونق گرفته و مردم در خانه هایشان دیگهای مخصوص گلاب گیری(نی گازان در زبان محلی) را رو به راه کرده اند.

زنان خانه دار مشغول تهیه مربای گل و گل قند(نوعی مربا که بدون حرارت آتش فقط با مخلوط کردن خاکه قند با گلبرگهای گل محمدی و ریختن آنها در ظروف شیشه‎ای و گذاشتن در جلو تابش نور آفتاب به مدت ۴۰ روز درست میشود) هستند.

خشک کردن گلبرگهای گل محمدی برای پودر کردن و استفاده در غذاها یا خوش طعم کردن دوغ هم از دیگر مشغله زنان خویی در این ایام است.

این نعمت خدادادی از عهد باستان بین مردم خوی و شهرهای اطراف مصرف داشته است. از سده پنجم هجری پس از شکست امپراتوری روم(دیوجانوس) از آلپ ارسلان امپراطور بزرگ سلجوقی، آسیای صغیر جزء متصرفات سلجوقیان شد و خوی از مرزی بودن خارج شد.

شهر خوی که در مسیر جاده ابریشم قرار داشت نام و آوازه گلهای محمدی اش همراه با دیبای خوی و زر تمام عیار آن در اطراف و اکناف پیچیده و در آثار شاعران و نویسندگان مختلف راه یافت. گل زیبا و خوش عطر محمدی برای گلاب، خشک کردن و تهیه مربا بکار می رود و از لحاظ پزشکی برای پوست سر و مو، جوش بدن و پاک کردن پوست بسیار مفید است.

شهرستان خوی از جمله شهرهای مهم تولیدکننده گل محمدی در منطقه است که همه ساله نیمه اول خرداد تا پایان تیرماه کار برداشت آن انجام شده و به بازار مصرف عرضه می شود.

گل محمدی تولید شده در این شهرستان از معطرترین نوع این گل در دنیا به حساب می آید و مشتریان خاص خود را در جای جای کشور و جهان دارد و مقادیر زیادی از گل های تازه آن به استانهای همجوار و خشک کرده آن نیز به خارج صادر می شود.

تهیه گلاب به دو شکل سنتی و صنعتی انجام می گیرد که معمولا در شهرستان خوی در بین خانواده ها شکل سنتی آن مرسوم است. وسایل تهیه گلاب سنتی شامل یک عدد نی و یک عدد دیگ(مسی یا رویی) که در اصطلاح محلی(نی قازان) نامیده می شود، می‎باشد که در تولید گلاب یا عصاره گل ها از امکانات اولیه و بسیار ساده محسوب می شود.

خشک کرده این گل به کشورهای همسایه از جمله ترکیه، عراق، سوریه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و بلغارستان نیز صادر می شود.

گل محمدی خاصیت گرمایی دارد و از ارزش غذایی بالایی برخوردار است و بر اساس آخرین یافته ها در درمان بیماری های صفراوی، زخم معده، درد روده، تقویت اعصاب، جلوگیری از تشنج و صرع مفید است و برای تقویت قلب نیز بسیار مفید و غم زدا می باشد.

غنچه‌های تازه شکفته گل محمدی، قبل از گرم شدن هوا و در نسیم صبحگاهی توسط باغبانان چیده شده و به صورت تازه و شاداب به بازار مصرف عرضه می‌شود.

گل محمدی یا گل سرخ که در منطقه به "قیزیل گول" معروف است مشتریان و طرفداران زیادی در داخل کشور و خارج از مرزها دارد.

برپایی جشن بزرگ میلاد امام زمان (عج) در پارک ساعت ارومیه

جشن باشکوه نیمه شعبان و میلاد امام زمان (عج) با حضور گسترده و پرشور بانوان ارومیه ای به همت حوزه 5 عفاف و پایگاه های تابعه در پارک ساعت ارومیه برگزار شد.

این مراسم با برپایی نمایشگاهی از پوسترهای دجال واره، اهدای جوایز به نفرات برتر مسابقه تیر اندازی و قرائت دیکلمه و پذیرایی از میهمانان با آش دوغ محلی و شیرینی و شربت پایان یافت.

 

وزنه بردار ارومیه ای بدنبال کسب اولین مدال ایران در وزن 77کیلوگرم

علی میری وزنه بردار ارومیه ای تیم ملی جوانان که رکورددار وزن 77 کیلوگرم ایران است آخرین روزهای تمرین خود را در تهران می گذارند تا در روزهای آینده در لهستان خوش بدرخشد.

میری که رکورددار وزن 77کیلوگرم وزنه برداری جوانان ایران است و چندین مدال طلای کشوری را در کارنامه دارد امید مسلم کسب مدال برای ایران در این رقابت هاست.

طبق اظهارات مسئولین فدراسیون وزنه برداری ایران تاکنون تیم ملی وزنه برداری در وزن 77کیلوگرم صاحب مدالی در رقابت های جهانی نشده است و میری یکی از امیدهای یاران برای کسب اولین نشان در رقابت های جهانی است.

علی میری رکورددار وزن 77کیلوگرم وزنه برداری ایران است و با رکوردهای 158کیلوگرم در یکضرب و 190کیلوگرم در دو ضرب هیچ رقیبی در ایران ندارد.

میری مدال طلای سال 2012 در رقابت های جام پادشاهای تایلند را در کارنامه دارد و یکی از امیدهای ایران برای رقابت های المپیک 2016 برزیل است.

علی میری در دسته 77 کیلوگرم، ایوب موسوی دسته 85 کیلوگرم، رضا دهدار دسته 94 کیلوگرم و پیمان جان دسته 105 کیلوگرم نفرات اعزامی به مسابقات جهانی جوانان در لهستان را تشکیل می دهند.

علی میری جوان جویای نام استان با برنامه ریزی دو ساله ی هیات وزنه برداری استان و تمرین مداوم،  زیر نظرمرادزاده رییس هیات وزنه برداری استان و در ادامه؛با حضورمستمر در اردوهای تدارکاتی حسین توکلی سرمربی تیم های ملی کشور توانست با اقتدار در لیست چهار نفره ی اعزامی به مسابقات جهانی لهستان از سوی فدراسیون وزنه برداری قرار گیرد.

شهرداری: سیدعباسی سرمربی است/ شورای شهر: باید در صحن شورا پاسخگو باشند

هفته قبل بود که احد یوسفی قالقاچی مدیرعامل شهرداری ارومیه در مصاحبه با خبرگزاری های دولتی و نیمه دولتی خبر از حضور دوباره سیدعباسی در راس کادرفنی تیم شهرداری ارومیه برای فصل جدید لیگ برتر والیبال ایران خبر داد.

خبری که سایت باشگاه شهرداری ارومیه نه تنها اشاره ای بدان نکرد بلکه تکذیبیه ای برای آن نیز صادر نشد و این بدان معنی بود که هنوز رفتن یا ماندن سیدعباسی حتی برای خود باشگاه معلوم نیست.

اما زمزمه هایی مبنی بر مخالفت اعضای شورای شهر برای حضور دوباره سیدعباسی بر روی نیمکت شهرداری ارومیه شنیده می شود که مصاحبه محمدرضا علیزاده امامزاده با یک خبرگزاری دولتی بعنوان یکی از اعضای هیات رییسه باشگاه شهرداری ارومیه مهر تاییدی بر این شایعات زد.

این عضور شورای شهر در گفت و گو با این خبرگزاری گفت:  تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص انتخاب سرمربی تیم شهرداری ارومیه اتخاذ نشده و این موضوع باید مورد بررسی قرار گیرد که آیا وی می تواند شایستگی حضور بر روی نیمکت این تیم در فصل جدید را داشته باشد یا خیر.

علیزاده در اینباره ادامه داد: سرمربیگری جهانگیر سیدعباسی تاکنون از سوی اعضای شورای شهر مسجل نشده است و این مسئله باید به صورت کاملا جدی مورد بررسی قرار گرفته و پس از رسیدن به نتیجه نهایی به اطلاع عموم مردم برسد.

وی در باره اقدام یکجانبه یوسفی میدرعامل شهرداری ارومیه مبنی بر ابقای سیدعباسی نیز گفت: مدیرعامل باشگاه در حالی از تمدید قرارداد سرمربی فصل گذشته تیم خبر داده است که اعضای شورای شهر هیچ اطلاعی از این موضوع ندارند. انتقاداتی بر دیدار فینال لیگ برتر بین شهرداری ارومیه و پیکان تهران بر نحوه عملکرد ضعیف یکی از بازیکنان ملی پوش و جهانگیر سید عباسی وارد شده است و اعضای شورای شهر گزارشی مفصلی در این خصوص خواستار شده است.

باید دید اعضای شورای شهر در صحن این شورا چگونه می خواهند از یوسفی بعنوان مطلع درباره عملکرد کادرفنی و بازیکنان در روز فینال حسابرسی کنند چرا که همه کارشناسان والیبال شهر ارومیه، متفق القول از ناکارآمدی سیدعباسی و کم کاری یکی از بازیکنان ملی پوشان این تیم در روز فینال گله می کنند.

شایعه سازی رسانه های منافق برای موج سواری پوچ از آب در آمد

برخی رسانه های منافق و وابسته طی چند روز گذشته از سرنوشت نامعلوم یک شخصیت فرضی بنام لاله خشنود ، دانش آموز دختر 17 ساله مهابادی خبر دادند.

این رسانه ها مدعی شده اند لاله خشنود دانش آموز دوره دبیرستان بوده که در روز حادثه آتش سوزی هتل تارا ناپدید شده و گمان می رود توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده باشد.

این در حالیست که برابر استعلام از دستگاه های متولی، دختر دبیرستانی به اسم لاله خشنود اصلاً در مهاباد و حتی آذربایجان غربی وجود خارجی ندارد و هیچ دانش آموزی در جریان حوادث اخیر مهاباد ناپدید یا دستگیر نشده است و هیچ خانواده ای برای اعلام مفقودی شخصی با این مشخصات به ادارات و دستگاه های مربوطه مراجعه نکرده است.

به این ترتیب رسانه های معاند و منافق صفتی که به دنبال دستاویزی جدید برای ایجاد تنش و موج سواری در شهر مهاباد بودند دستشان از بهانه خالی شد.

آیا سازمان محیط زیست میتواند خاک عراق را از آسمان ایران بیرون کند؟

این روزها دیگر ریزگردها میهمانان ناخوانده استان های جنوبی و غربی کشور نیستند بلکه دیگر صاحبخانه شدند، می گویند حتی بستن درز پنجرها و درها هم سد راه این مهمانان نمی شود.

کارشناسان معتقدند این مهمانان ناخوانده تهدیدی جدی برای سلامت مردم بشمار می روند بطوریکه رئیس دانشگاه علوم پزشکی ارومیه نیز درباره اثرات این پدیده و تاثیرات سو غیر قابل انکاری که در سلامتی مردم منطقه دارد بارها هشدار داده اند.

اما این ریزگردهای ویرانگر از کجا آمده اند و تا کی باید زندگی را بر مردمان ساکن در شهرهای جنوبی و همچنین غربی کشور زهر کنند؟ رئیس پیش بینی اداره کل هواشناسی آذربایجان غربی در پاسخ به این سوال می گوید: این ریزگردها وارداتی هستند و از مناطق شمالی کشور عراق و سوریه راهی کشورمان می شوند.

ولی این نگرانی ها و هشدار ها در حالی است که جای خالی مدیریت در رفع این مشکل بیشتر از ابتکار احساس می شود چرا که چندی قبل رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه هیچ مسئولی نمی‌تواند به مردم قول دهد مشکل گرد و غبار در چند سال آینده حل ‌شود، گفته بود " مردم باید با مشکل ریزگردها کنار بیایند.

اما این کنار آمدن به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن سلامتی یا به قیمت از بین رفتن محصولات باغی و کشاورزی که بخشی از معیشت مردم بشمار می روند.

در همین باره یک متخصص داخلی و فوق تخصص بیماری های ریه درباره پیامدهای ریزگردها و تاثیر آن در سلامتی انسان می گوید: در هر گرم از ریزگردها 107 باکتری و 106 قارچ وجود دارد که شایع ترین قارچ، آسپیراژیلوس است همچنین مواد آلاینده ای مانند فلزات سنگین از جمله سرب در زمان حضور گردوغبارها می توانند غلظتی سه برابر پیدا کنند.

به گفته این متخصص ریزگردها در افراد سالم می تواند موجب تنگی نفس، سرفه، ترشحات خلطی، گرفتگی صدا و حتی سینوزیت شود و در افرادی که بیماری های زمینه ای ریه مانند آسم، COPD دارند، باعث تشدید بیماری و در مواردی منجر به بستری می شود.

و اما نظرات نمایندگان آذربایجان غربی و ارزیابی آنها از اقدامات دولت در مقابله با پدیده گردوغبار و ریزگردها.

عابد فتاحی نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی معتقد است: متاسفانه سازمان حفاظت محیط زیست که متولی این امر است تاکنون اقدامات خاصی را برای مقابله با پدیده ریزگردها نه در جنوب نه در تهران و نه در غرب کشور انجام نداده است.

وی به خبرنگار اروم نیوز می گوید: با توجه به اینکه مشکلات بهداشت و درمان کم نبود از طرفی هم اثرات ریزگردها به آن اضافه شده است.

حجت الاسلام روح الله بیگی نماینده مردم میاندوآب، شاهین دژ و تکاب نیز در این باره به خبرنگار ما گفت: ریزگردها نوعی بلایای طبیعی هستند که متاسفانه چند سالی است که سلامت مردم منطقه را تهدید می کنند.

وی با انتقاد از مدیریت رفع این پیامد زیست محیطی در کشور می گوید: مسئولان باید با روش های خاص تخصصی برای رفع مشکل ریزگردها در کشور تلاش کنند.

حجت الاسلام بیگی با تاکید بر اینکه مسئولان سازمان محیط زیست کشور بایستی به اثرات سو و آسیب های گوناگونی که این معضل زیست محیطی دارد بیشتر توجه نمایند اظهار کرد: مدیریت در این حوزه باید در سطح کلان صورت گیرد.

به گفته حجت الاسلام بیگی سازمان محیط زیست فارغ از برخی سیاسی کاری ها بایستی به وظایف اصلی خود برسد.

قتل پسر 8 ساله در طویله پس از تجاوز

دو مرد شیطان‌ صفت که پس از آزار و اذیت پسربچه هشت ساله او را به قتل رسانده بودند، با حکم 5 قاضی جنایی به سه بار اعدام و 45 سال زندان محکوم شدند.
 
به گزارش باشگاه خبرنگاران، عصر 11 آذر سال گذشته پسر هشت ساله ای به نام حسین برای بازی با دوستانش از خانه شان در یکی از روستاهای زنجان خارج شد و دیگر بازنگشت. همزمان با طولانی شدن غیبت پسربچه، خانواده او با حضور در پلیس آگاهی این شهر ماجرای گم شدن حسین را گزارش دادند.
 
پس از این شکایت ماموران با کمک امدادگران هلال احمر به جستجو در منطقه پرداختند اما هیچ اثری از پسربچه به دست نیامد. ماموران در ادامه احتمال قتل پسربچه را مطرح و جستجو در خرابه های اطراف روستا را آغاز کردند تا این که جسد حسین در طویله ای متروکه پیدا شد.
 
کارشناسان پزشکی قانونی با بررسی جسد، اعلام کردند پسربچه بر اثر خفگی به قتل رسیده و پیش از مرگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.
 
در ادامه تحقیقات، ردپای دو پسر جوان به نام های «مرتضی» و «محمد» در این جنایت کشف شد و آنها دستگیر شدند. 2 متهم پرونده به ربودن، آزار و اذیت و قتل این کودک اعتراف کردند و پس از بازسازی صحنه حادثه روانه زندان شدند. روز های پایانی آذر سال گذشته نخستین جلسه محاکمه متهمان در شعبه اول دادگاه کیفری استان زنجان برگزار شد. در ابتدای این جلسه نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت و برای دو متهم پرونده درخواست مجازات کرد. در ادامه اولیای دم پسر بچه خواستار اعدام هر دو متهم شدند.
 
رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به مرتضی از او خواست به دفاع از خود بپردازد که مرد جوان با قبول اتهامش گفت: روز حادثه در حال کار بودم که حسین به سمت من آمد و خواست برای او تیرکمان بسازم. من هم دچار وسوسه شده و پسر بچه را به طویله ای متروکه برده و در آنجا مورد آزار و اذیت قرار دادم. بعد هم محمد به آنجا آمد و او هم پسر بچه را مورد آزار و اذیت قرار داد. حسین تهدید می کرد موضوع را به خانواده اش می گوید. محمد هم برای این که راز جنایت سیاه فاش نشود، با زیپ لباس او را خفه کرد.
 
محمد نیز با قبول اتهامش اظهار کرد: من به تنهایی مرتکب قتل شدم و مرتضی هیچ نقشی در جنایت نداشت. می ترسیدم او موضوع آزار و اذیت را به خانواده اش بگوید و فکر می کردم با قتل او دیگر کسی متوجه جنایت سیاه نمی شود.
 
متهمان در جلسات بعدی دادگاه با انکار اعترافات خود مدعی شدند بی گناه هستند و در این آدم ربایی منجر به قتل نقشی نداشته اند.
 
پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آنها قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و دو جوان شیطان صفت را به اشد مجازات محکوم کردند.
 
سعید حاجی نجفی، وکیل اولیای دم در این باره به جام جم گفت: قاضی خواجوند، رئیس شعبه اول دادگاه کیفری استان زنجان همراه چهار قاضی مستشار (نقی لو، پاشایی، سیدی و مقدمی) مرتضی و محمد را به اتهام آزار و اذیت حسین به اعدام در ملأعام محکوم کردند.
 
هر کدام از متهمان نیز به اتهام آدم ربایی به 15 سال زندان و محمد به اتهام قتل به قصاص و مرتضی به اتهام معاونت در قتل به 15 سال زندان محکوم شد.
 
وی افزود: متهمان 20 روز وقت دارند به رای دادگاه اعتراض کنند و در صورت تائید حکم در دیوان عالی کشور اجرا خواهد شد.

پلیس هند یک کبوتر را بازداشت کرد

پلیس هند یک کبوتر را به ظن جاسوسی برای پاکستان، بازداشت کرده است.

پلیس پنجاب در هند اعلام کرد که یک پسر 14 ساله در روستایی در نزدیکی مرز پاکستان این کبوتر را پیدا کرد و زمانی که متوجه وجود یک پیغام چاپ شده روی بدن کبوتر شد، آن را تحویل پلیس داد.

به گفته پلیس هند، این پیغام به زبان اردو که زبان رسمی پاکستان است به همراه یک شماره تلفن از همین کشور، روی بال این کبوتر مهر شده بود.

به گزارش یونایتدپرس، همچنین روی پرهای این پرنده، مُهر یکی از مناطق بخش پاکستانیِ استان پنجاب چاپ شده بود. ماموران پلیس هند این کبوتر را برای عکسبرداری به یک دامپزشکی بردند اما هیچ ماده یا وسیله خطرناکی در داخل بدن آن یافت نشد. با این حال ماموران تاکید کردند که این کبوتر فعلا آزاد نخواهد شد.

بنابر این گزارش، این منطقه با توجه به نزدیکی به «جامو»، موقعیت حساسی دارد.

زورگیری با شیوه متفاوت/ طعمه ها را به محل قرار می کشاندند

روز پنجم اردیبهشت ماه سال جاری زورگیران با حمله به مردی در تهرانپارس توانستند کارت‌های عابربانک وی را به سرقت ببرند و خیلی زود همه حساب‌هایش را خالی کردند.ماجرای این زورگیران وقتی با دستور دادیار شعبه سوم دادسرای ناحیه 34 تهران روی میز مأموران پایگاه 4 پلیس آگاهی قرار گرفت، افسر تحقیق به بازجویی از مرد مالباخته پرداخت تا سرنخی از دزدان خشن به دست آورد.

این مرد گفت: چند روز پیش و در تماس تلفنی چند مرد مبنی بر فروش یک خودرو، با آنها برای بازدید و خرید آن در فلکه سوم تهرانپارس قرار گذاشتم، دو مرد جوان به محل قرار آمدند و پس از توافق بر سر قیمت، پول خودرو را نقد می‌خواستند و حاضر نشدند شرایطی بفروشند. من با توجه به ارزان بودن خودرو برای اطمینان دادن به آنها با یکی از این دو جوان به دستگاه خودپرداز رفتم و برگه موجودی حساب خود را به وی نشان دادم.وی افزود: هنوز چند متری از دستگاه خودپرداز دور نشده بودیم که ناگهان همان جوانی که برگه موجودی حساب مرا دیده بود با همدستش به سمت من حمله‌ور شدند و با تهدید چاقو و قمه کارت عابربانک مرا سرقت کرده و گریختند.کارآگاهان که خود را در برابر شگرد تازه‌ای می‌دیدند وقتی به بررسی‌های بانکی دست زدند پی بردند 64 میلیون تومان از حساب این مرد به سرقت رفته است و دزدان پس از جابه‌جایی‌های حرفه‌ای به حساب‌های بانکی دیگر با مراجعه به طلافروشی‌ها در جنوب تهران به خرید سکه پرداخته‌اند.کارآگاهان، صاحب حساب‌های بانکی‌ای که پول‌ها به آن حساب‌ها واریز شده بود شناسایی کردند و پی بردند آنها هیچ اطلاعی از این حساب‌های بانکی که به نام آن‌ها است، ندارند و حتماً دزدان با مدارک شناسایی سرقتی‌شان اقدام به افتتاح حساب‌های بانکی کرده‌اند تا بتوانند بدون برجای گذاشتن ردپایی به زورگیری‌هایشان دست بزنند.
کارآگاهان که می‌دیدند زورگیران همه سکه‌ها را از طلافروشی‌های شهرک ولیعصر خریداری کرده‌اند با این احتمال که آنها باز به همان محدوده مراجعه خواهند کرد گروهی از طلافروش‌ها را آموزش دادند تا در صورت مواجهه با دزدان، پلیس 110 را در جریان قرار دهند.
همین ترفند پلیسی کافی بود تا ساعت 5/7 غروب 15 اردیبهشت ماه وقتی جوانی 24 ساله به یک طلافروشی در شهرک ولیعصر رفته بود تا سکه‌های طلا به ارزش 50 میلیون تومان را بخرد مرد جواهرفروش با بررسی کارت‌های عابربانک وی اطمینان پیدا کرد که هیچ کدام از کارت‌ها متعلق به خودش نیست و خیلی زود پلیس 110 را در جریان قرار داد و دقایقی نگذشته بود که مأموران کلانتری 153 شهرک ولیعصر وارد عمل شدند.
وقتی خودروی مأموران در برابر مغازه جواهرفروشی توقف کرد جوان مرموز که قصد فرار داشت با واکنش سریع پلیس زمینگیر شد و به دام افتاد.
امین که اصرار داشت اشتباهی شده است و وی گناهکار نیست وقتی در پایگاه چهارم با خریدار خودرو که در دامشان افتاده بود، مواجهه حضوری داده شد پس از شناسایی چاره‌ای جز اقرار ندید.
وی زورگیری با این شگرد و جابه‌جایی‌های حرفه‌ای پول‌ها را به گردن گرفت و همدست 35 ساله‌اش به نام پرویز را لو داد.
دومین عضو باند زورگیری نیز 9 روز بعد در مخفیگاهش واقع در شهرک ولیعصر به دام افتاد و در بازجویی‌ها گفت: ابتدا طعمه‌هایمان را شناسایی می‌کردیم، آنها را بر سر قرار کشانده و به بهانه اطمینان از وجود پول در حساب بانکی آنها، در برخی از سرقت‌ها پای دستگاه‌های خودپرداز می‌رفتیم و به شیوه زاغ‌زنی رمز عابربانک آنها را به دست آورده سپس با تهدید چاقو و قمه اقدام به زورگیری کارت عابربانک کرده و پس از فرار پول را به حساب‌های بانکی‌ای که با مدارک جعلی افتتاح کرده بودیم انتقال داده سپس سرقت می‌کردیم.

قتل زن 50 ساله و پسرش با ضربات چاقو

زنی که بیست‌وپنجم اردیبهشت امسال پس از اصابت ضربات چاقوی پسر همسایه مجروح شده و پسرش را نیز در این درگیری از دست داده بود، به‌دلیل شدت جراحات وارده جان سپرد.

این اتفاق در حالی افتاد که حادثه رخداده در فضای مجازی بازتاب به‌شدت هولناکی داشت و ماجرای قطعه‌قطعه شدن جنازه پسر جوان نیز جزئی از خبری بود که دست به دست می‌شد.

اتفاق چگونه رخ داد؟


پسر همسایه به دلیل نشت آب از لوله آب‌گرم خانه همسایه طبقه بالا، به خانه آنها رفت و با زن 50 ساله که با پسر 22 ساله‌اش در خانه‌شان در خیابان خاقانی اصفهان سکونت داشت، درگیری لفظی پیدا کرد.

این درگیری تا جایی ادامه پیدا کرد که پسر همسایه با چاقویی که در دست داشت ضربات متعددی به زن 50 ساله وارد کرد و وقتی او را نقش بر زمین کرد از محل متواری شد.

این جنایت اما با متواری شدن متهم از محل به پایان نرسید و با پیگیری پسر این زن، به قتل دیگری انجامید. پسر 22 ساله زن، وقتی جسد مادر خود را روی زمین دید به دنبال متهم دوید و با او درگیر شد. متهم به قتل این زن، ضربات متعدد دیگری نیز به پسر جوان همسایه وارد کرد و او را نیز به قتل رساند. بلافاصله با تماس مردم، نیروهای امدادی، بازپرس کشیک قتل، ماموران اداره آگاهی اصفهان، کارشناسان پزشکی قانونی و اورژانس به محل حادثه در خیابان خاقانی رسیدند و کار خود را آغاز کردند. تیم اورژانس پس از معاینه مادر و پسر، فوت پسر 22 ساله را تایید کردند و مادر که به دلیل ضربات چاقو به کما رفته بود را به بیمارستان انتقال دادند.

 شیشه قاتل مادر و پسر بود

حسین حسین‌زاده، جانشین فرماندهی انتظامی استان اصفهان درباره جزئیات این خبر به فرهیختگان گفت: «ماموران موفق به دستگیری متهم در فاصله کوتاهی از زمان حادثه شدند و وی را به مقر پلیس انتقال دادند.» این مقام مسئول انتظامی با بیان اینکه متهم به مواد مخدر شیشه اعتیاد داشته ادامه داد: «متاسفانه این ماجرا که بر اثر یک درگیری لفظی بر سر موضوعی پیش‌پاافتاده اتفاق افتاده بود صرفا به دلیل ضعف کنترل رفتاری که معمولا معتادان به شیشه از آن رنج می‌برند، شدت پیدا کرد و به این جنایت ختم شد.»
 
تمام قتل‌ها فجیع است


جانشین فرمانده انتظامی استان اصفهان درباره موضوعاتی که در فضای مجازی راجع به این خبر منتشر شده نیز افزود: «متاسفانه خیلی از این فضاها با دستمایه قرار دادن اتفاقات واقعی، داستان‌سرایی می‌کنند و از آنجایی که پایه خبر درست است شایعات مربوط به آن نیز برای مردم قابل باور می‌شود.»

وی مشخصا درباره این خبر گفت: «اینکه گفته شده قتل «فجیع» مادر و پسر، همچنین مثله شدن جسد در محل حادثه را تکذیب می‌کنم و اصولا قتل، فجیع و غیرفجیع ندارد و اگر بخواهیم از این واژه استفاده کنیم باید بگوییم تمام قتل‌ها اتفاق فجیعی است که رقم می‌خورد. این قتل نیز با شدت ضربات چاقو به همه نقاط بدن صورت گرفته و در خیابان بوده است که همین مسائل می‌تواند به هولناک بودن این جنایت شدت ببخشد.»

 لایحه حمل و استفاده سلاح هنوز در حال بررسی است

به گفته حسین‌زاده، لازم است قانون همکاری بیشتری درباره تشدید مجازات قانون حمل و استفاده از سلاح داشته باشد و قطعا این موضوع می‌تواند در کاهش حمل و استفاده این سلاح تاثیرگذار باشد و افراد زیادی از ترس مجازات سنگین، کمتر به دنبال حمل آن خواهند بود.

قتل مادر و پسر در خیابان خاقانی اصفهان که کمتر از 15 روز پیش اتفاق افتاده است، در حالی به دلیل اصابت چاقو بوده که لایحه بررسی ممنوعیت حمل سلاح سرد همچنان روی میز نمایندگان مجلس است و هر روز از کمیسیونی به کمیسیون دیگر منتقل می‌شود. به گفته نماینده‌ها، کارگروه‌های ویژه‌ای بررسی این موضوع را در دستور کار خود دارند.

7دلیل برای دوست داشتن بینی بزرگ تان!!

شاید بسیاری از ما حس می کنیم که بینی بزرگی داریم و دوست داریم که عمل جراحی بینی را تجربه کنیم. در این مطلب شما را با هفت دلیلی اشنا می کنیم که بینی بزرگ خود را دوست داشته باشید!

من در سال‌های نوجوانی و اوایل جوانیم، احساس می‌کردم زندگیم تحت الشعاع بینی‌ام قرار گرفته بود. بینی من بلند است و بالای آن یک برآمدگی استخوانی دارد که وقتی از بغل به آن نگاه می‌کنید، یک برجستگی بزرگ خواهید دید. من همیشه فکر می‌کردم بینی‌ام مانند یک ماژیک هایلایت از صورتم بیرون زده… «من به اندازه‌ی کافی زیبا نیستم!»

اگر از کسی خوشم می‌آمد، سریع سعی می‌کردم برگردم تا او بینی مرا نبیند. من وقتم را ساعت‌ها جلوی آینه میگذراندم و سعی میکردم تا کاری کنم که بینی‌ام «طبیعی‌تر» بنظر برسد. من از متنفر بودن از بینی‌ام دست نمی‌کشیدم تا اینکه وارد دانشگاه شدم و آنجا آرام آرام مبارزه‌ی سخت پذیرش خودم، شروع شد.

در نهایت متوجه شدم من یک تصویر نا واضح از خودم دارم: هنگامی که به آینه نگاه می‌کردم، تنها روی بینی بزرگم تمرکز داشتم. اما وقتی دیگران به من نگاه می‌کنند، همه‌ی صورتم را می‌بینند، چشم‌های قهوه‌ای رنگم، لبخند پهن و زیبایم، و موهای وحشی و رهایم. و بیشتر از همه، آنها اعتماد بنفسم، احساساتم، و هوشم را می‌بینند.

در واقع، من متوجه شدم که همه چیز در فکر من بود. من فکر می‌کردم که بینی‌ام صورتم را اذیت می‌کند و زیبایی‌ام را تحت الشعاع قرار می‌دهد. اما در واقع بینی‌ام برای این به روی صورتم آمده بود که زیباییم را افزایش دهد.

در حومه‌ی مرفه نشین نیویورک، جایی که سال‌های شکل گیری من گذشت، بسیاری از دختران عمل بینی انجام دادند. برای جسیکا و جنیفر اتفاق غیر معمولی نبود که ماه ژوئن با یک بینی بلند و قوزدار از پیش ما بروند و بعد از تعطیلات تابستانی، با یک بینی کوچک و صاف بازگردند. آنها البته به لطف پدر و مادرشان انتخاب کردند که عضو بویایی خود را باریک کنند تا بیشتر مورد قبول عامه قرار گیرد. فشار داشتن یک بینی کوچک از همان جایی می‌آید، که فشار لاغر بودن نشأت گرفته. این یک محدودیت برای ایده آل‌های زیبایی است.

همه‌ی ما می‌دانیم که رسانه‌ها و جهان مد و فشن، برای عرضه‌ی انواع بدن با مشکل مواجهند. خب؛ همین را می‌توانیم برای بینی‌ها هم بگوییم. به نظر می‌رسد جامعه‌ی ما بینی‌های باریک، کوچک و سربالا را به عنوان بینی‌های جذاب قبول دارد. بسیاری از مدل‌ها و بازیگران، بینی‌هایی دارند که در همین گروه جای می‌گیرد، و اگر نه آنها بینی‌هایشان را باریک تر، کوچک‌تر و صاف‌تر می‌کنند.

هر کس حق دارد تغییراتی در ظاهر خود ایجاد کند تا باعث شود احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد. من از حق انتخاب شخصی دفاع می‌کنم. اما از بینی‌های بزرگ هم حمایت میکنم. بینی‌ها نباید خاموش و آرام باشند و تنها نقش یک مکمل برای دیگر ویژگی‌های صورت را بازی کنند! بینی اولین چیزی است که مطرح می‌شود و اولین چیزی است که مردم متوجهش می‌شوند. یک بینی بزرگ، اشرافی، جذاب، زیبا، قابل توجه، به یاد ماندنی، جالب، و منحصر به فرد است. اگر قبول ندارید، ما برای شما هفت دلیل آورده‌ایم تا به بینی بزرگ خود عشق بورزید.

۱. بینی‌های بزرگ جالب ترند

«بزرگ» کلمه‌ای مبهم و غیر معمول برای توصیف کردن چیزی با انواع گوناگون، مثل بینی است. من بیشتر ترجیح می‌دهم هنگام صحبت کردن راجع به مسئله‌ی مهم بینی، از کلمات توصیفی مانند کلاسیک، پهناور، عقابی، باریک، نوک تیز، کج، و رومی استفاده کنم. متوجه نکته شدید؟ من ترجیح می‌دهم بجای اینکه بگویم یک بینی بزرگ دارم، بگویم یک بینی رومی دارم. من همینم! این جذاب‌تر و دلنشین‌تر بنظر می‌رسد؛ هدف هم همین است. زیبایی قراردادی، اغراق شده است. هر کسی می‌تواند با مقدار کمی مهندسی، زیبا بنظر برسد. دلپذیر بودن، بسیار بیشتر از صورتی کردن موهایتان یا داشتن پیرسینگ بینی است. دلپذیر بودن در ژن است. یک زیبایی دلپذیر، از شلوغی به دور است.

۲. کسانی که بینی بزرگ دارند، دلپسندند

من ادعا نمی‌کنم بینی بزرگ جذاب است، بلکه تمام وجود فرد، دلنشین است. شاید جمله‌ی «آن به شما شخصیت می‌دهد» از همینجا می‌آید. اگر شما یک بینی بزرگ دارید، احتمالا این جمله را بارها در موقعیت‌های مختلف از اطرافیان خیرخواه و مهربانتان شنیده‌اید که تصور می‌کردند مشغول تعریف از شما هستند. اما برای شخصیت‌های کارتونی دماغ گنده هم میتوان همین جمله را به کار برد! این جمله هیچ بار معنایی خاص و ماندگاری ندارد. از طرف دیگر، رشد کردن و بزرگ شدن با یک دماغ بزرگ و داشتن یک احساس بد نسبت به ظاهرتان، ممکن است شما را مجبور کند شخصیت خود را توسعه دهید و آنرا برجسته نشان دهید.

بنابراین، دماغتان به شما شخصیت نمی‌دهد، بلکه شخصیت شما را می‌سازد. میدانم! خیلی سخت است که بابت یکی از اعضای صورتتان به شما لقبی بدهند، مثل القاب دوران کودکی  مانند دندان خرگوشی، صورت کک مکی و دماغ هویجی. (بله! من همه‌ی آنها را شنیده‌ام!) اما این القاب را به چالش بکشید. من هیچوقت با یک خانم به تمام معنا با یک بینی بزرگ ملاقات نکرده‌ام… زیرا همیشه شخصیت فوق العاده‌شان بیشتر از بزرگی بینی‌شان به چشم می‌آید.

۳. یک بینی بزرگ باعث می‌شود شما جذاب‌تر بنظر بیایید

زیرا با بینی خود کنار آمده‌اید. همه ما افراد بزرگسال هستیم. مگر نه؟ ممکن است همه ما در سال‌های نوجوانی، تفکرات خنده داری درباره‌ی واقعیت زیبایی درون داشتیم. اما بعد از دوران بلوغ همه‌ی ما فهمیدیم که زیبایی درون واقعیست. تمام زیبایی، این است که شما چه احساسی به خودتان دارید، که این احساس در رفتاری که با خودتان دارید منعکس می‌شود. همین و بس!

برای داشتن شخصیت فوق العاده، ظاهر، همیشه در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد. با اعتماد بنفس، من توانستم یک سوختگی درجه‌ی سه را خوب نشان بدهم! برای شخصی که با استانداردهای زیبایی مطابق است، راحت است که احساس جذابیت بکند، اما وقتی شما با ایده‌آل‌های زیبایی متناسب نباشید، واقعا باید برای داشتن احساس خوب تلاش کنید. اگر شما با وجود بینی بزرگتان احساس زیبایی کنید، اطرافیان نیز باور خواهند که شما بسیار زیبایید. داشتن یک بینی بزرگ، به من این فرصت را داد که مثل یک ببر سفید یا یک ماهی گرمسیری، منحصر به فرد باشم!

۴. بینی‌های بزرگ جهانی‌اند

لازم نیست خیلی دورتر از خاورمیانه را نگاه کنیم تا به چشم انداز وسیع‌تری از زیبایی دست بیابیم. خانم‌ها در سراسر اروپا، هند، آفریقا و آمریکا با افتخار در حال خودنمایی با بینی‌های نه چندان کوچکشان هستند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، بینی بزرگ، نشانه‌ای از هوش و یا رفاه است و مردم هرگز به بزرگی بینی آنها اشاره منفی نمی‌کنند. اگر در ژاپن کسی به شما بگوید که بینیتان بزرگ است، در حقیقت قصد تعریف کردن از شما را دارد.

۵. بینی بزرگ نشانه یک میراث با افتخار است

من هرگز به انجام عمل جراحی بینی فکر نکردم و برای این، باید از مادرم تشکر کنم. من بینی او را به ارث برده‌ام. و مادرم، حتی اگر خودش متوجه نشود، بسیار زیباست. من می‌خواستم وقتی بزرگ شدم شبیه او شوم. پدرم، و مادرش هم بینی‌های زیبایی داشتند. بینی مادربزرگم در نوک، مانند یک پرنده‌ی منحنی داشت! وقتی لبخند میزد، کل صورتش می‌درخشید و نوک بینیش بیشتر از لبهایش می‌چرخید. زیبایی او درخشان بود. بینی من نشان دهنده‌ی قومیت من است و از اجدادم به من ارث رسیده. تغییر دادن آن به اینکه من چه کسی هستم و از کجا آمده‌ام، بی احترامی خواهد کرد.

۶. بینی‌های بزرگ کلاسیکند

از لحاظ تاریخی، بینی‌های کوچک همیشه بهترین نبوده‌اند. در روم باستان، بینی‌های استخوانی بلند، بسیار مورد احترام بوند. نگاهی به مجسمه‌ی یونانی، الهه آتنا بیاندازید. این الهه با بینی پهن و بزرگش مورد احترام و جلال بود. در دوره‌ی رنسانس در اروپا، اگر صورتی بینی برجسته و بزرگ نداشت، مورد توجه قرار نمی‌گرفت.

۷. آقایان با بینی بزرگ جذاب‌ترند

اگر چه بسیاری از مردان نسبت به بینی‌های خود احساس خوبی ندارند، اما جامعه آنها را بسیار آسان‌تر می‌پذیرد. منظورم این است که بیخیال! شما تا حالا چند زن بینی‌های مشابه بینی آدرین برودی، اندی سمبرگ، خاویر باردم و یا اوون ویلسون را در مجلات، فیلم‌ها و یا تلویزیون دیده‌اید؟ بهرحال تمام این افراد با وجود بینی‌های بسیار بزرگ، هنوز هم جذابند!

رژ لب سرطان زا نخرید!

فرمالدئید که در خیلی از این محصول‌ها مثل رژ لب، لاک ناخن و... یافت می‌شود، می‌تواند باعث التهاب و تحریک پوستی شده و درصورت تماس مزمن باعث ضعف عمومی شود.

وقتی قصد خرید لوازم آرایشی دارید، ممکن است پیدا ‌کردن رنگ دلخواه که با رنگ‌ پوست متناسب باشد برای‌تان مشکل باشد اگر علاوه بر اینها دنبال یک ماده‌ آرایشی ایمن و غیرسمی هم باشید که هیچ‌گونه خطری برای سلامت شما نداشته باشد و بعدها شما را دچار مشکلات متعدد نکند، کار سخت‌تر می‌شود. شما بهتر می‌دانید که باید همیشه ‌دنبال مواد آرایشی غیرسمی باشید به‌خصوص بعضی از لوازم آرایشی بسیار مهم‌تر هستند مثلا حتما باید ‌دنبال رژلبی سالم باشید چون لب‌ها یکی از حساس‌ترین قسمت‌های بدن هستند.

دکتر استکی مالکان، عضو انجمن مواد آرایشی سالم و نویسنده کتاب تنها دنبال صورت زیبا نباشید معتقد است: «پوست به‌شدت مواد مختلف روی خود را جذب می‌کند و علاوه بر این مواد شیمیایی که روی لب‌های‌تان استفاده می‌کنید به راحتی می‌توانند وارد دهان شما و بعد وارد دستگاه گوارش شوند.»

بعضی از مارک‌ها تمام مواد مصرفی‌‌شان را روی برچسب محصول تولیدی‌ نمی‌نویسند بنابراین یک مقدار انتخاب ماده آرایشی سالم مشکل‌تر می‌شود و می‌توان به راحتی مواد آرایشی سمی را تشخیص داد. انجمن مواد آرایشی سالم و ایمن لیستی از مواد شیمیایی مضر را منتشر کرده‌ که در ادامه مطلب هر کدام را برای شما توضیح می‌‌دهیم.

 

اختلال در فعالیت غدد

ماده خطرناک 1: پارابن

روی برچسب رژلب را نگاه کنید و ‌دنبال هر عبارتی باشید که در آن واژه paraben وجود دارد، مثلا عبارت propylparaben، ethylparaben و. . . که نشان می‌دهد یکی از مواد هم‌خانواده این ماده مضر در رژ لب وجود دارد. این ماده شیمیایی می‌تواند فعالیت‌های غددی را کمی مختل کند یعنی به عبارت ساده‌تر می‌تواند وضعیت هورمون‌ها را در بدن شما به هم بزند. این ماده به‌طور وسیعی در مواد آرایشی استفاده می‌شود و درواقع یک ماده نگهدارنده است که از رشد میکروب‌ها جلوگیری می‌کند، این ماده همچنین در ریمل، کرم‌های صورت، ضدآفتاب‌ها، دئودورانت‌ها و. . . . وجود دارد.

 

ایجاد‌کننده حساسیت‌های شدید

ماده خطرناک 2: اکسی بنزون

اگر خواستید رژلب یا هر نوع کرم مخصوص لب بخرید که روی آن ادعا شده بود که از لب‌های شما در مقابل اشعه‌های مضر آفتاب محافظت می‌کند حتما روی برچسب آن را ببینید تا در آن اکسی بنزون (Oxybenzone) نباشد، این ماده می‌تواند باعث به وجودآمدن حساسیت یا اختلال هورمونی شود حتی می‌تواند به سلول‌ها نیز آسیب برساند.

 

به وجود آورنده اختلالات هورمونی

ماده خطرناک 3: فتالات

واژه فتالات که به‌صورت Phthalates ممکن است روی برچسب رژ لب دیده شود ماده‌ای است که در آزمایشگاه مشخص شده و باعث به وجود آمدن اختلالات هورمونی می‌شود و با آزمایش روی حیوانات نیز مشاهده شد در جنین آنها نقص‌هایی را به وجود می‌آورد. معمولا دو قسم از این ماده در مواد آرایشی استفاده می‌شود؛ یکی بنزیل فتالات (BBP) و دیگری دی‌بوتیل فتالات (DBP).

 

سرطان‌زا

ماده خطرناک 4: بوتیل هیدروکسی

ماده بوتیل هیدروکسی که روی برچسب ماده آرایشی شما به‌صورت (Butylated Hydroxyanisole) نوشته می‌شود به‌عنوان یک ماده نگهدارنده شناخته می‌شود اما چندی پیش موسسه ملی سم‌شناسی ایالات‌متحده اعلام کرد، می‌تواند منجر به سرطان شود اما متاسفانه در بسیاری از مواد آرایشی و بهداشتی مثل رژ لب و خط‌چشم این ماده وجود دارد.

 

به وجود آورنده عوارض داخلی

ماده خطرناک 5: فرمالدئید

فرمالدئید که در خیلی از این محصول‌ها مثل رژ لب، لاک ناخن و... یافت می‌شود، می‌تواند باعث التهاب و تحریک پوستی شده و درصورت تماس مزمن باعث ضعف عمومی شود. رنگ‌های شیمیایی متعددی که در محصول‌های مختلف به‌ویژه در محصول‌های زیبایی و آرایشی مصرف می‌شود، می‌تواند درصورت رعایت نکردن استانداردهای خاص، مشکل‌ساز باشد و علاوه بر عوارض پوستی، می‌تواند عوارض متعدد داخلی نیز داشته باشد.

 

به خوشبوها اعتماد نکنید

ماده خطرناک6:  مواد خوشبو‌کننده

روی برچسب مواد آرایشی خود را نگاه کنید تا در آن عبارت Fragrance وجود نداشته باشد. حتی گاهی در تولید عطر و ادکلن، باز مقدار زیادی ماده معطرکننده به محصول‌ اضافه‌ می‌شود که می‌توانند باعث سردرد، سرگیجه، آلرژی پوستی و تغییرات رنگ پوست شوند. هرگاه قصد خرید یک محصول آرایشی و بهداشتی داشتید دقت کنید که روی آن عبارت fragrance free نوشته شده باشد.

 

پوست‌های روشن استفاده نکنند

ماده خطرناک7: وازلین

وازلین در بسیاری از محصولات مربوط به لب وجود دارد و بسیار شنید‌ه‌ایم که می‌تواند لب را از آفتاب‌سوختگی و ترک خوردن حفاظت کرده و آن را تغذیه کند. وازلین یک چربی معدنی تهیه‌شده از نفت است و معمولا چربی‌های معدنی در افرادی که پوست روشن دارند باعث به وجود آمدن مشکلات فراوانی می‌شود (مثلا موجب تشدید آفتاب‌سوختگی‌ها می‌شود) و در مکانیسم طبیعی مرطوب‌سازی‌ خود پوست دخالت می‌کند و در آن اختلال به وجود می‌آورد، درنتیجه پوست خشک و ترک‌خورده می‌شود. درواقع شما محصولی با این قصد می‌خرید که پوست‌تان را نرم، لطیف و زیبا کند ولی وازلین باعث به وجود آمدن حالت‌هایی عکس این خواسته می‌شود. شرکت‌های مختلف تولید‌کننده محصولات زیبایی از این ماده استفاده می‌کنند چون به‌شدت ارزان است.

 

کدام شامپوها سمی‌ هستند

ماده خطرناک8: سورفاکتانت

از مواد رایجی که در بعضی محصول‌ها یافت می‌شود، می‌توان به ماده‌ای اشاره کرد که به‌ویژه در محصولات حاوی سورفاکتانت یافت می‌شود و از طریق پوست، تنفس و گوارش قابل جذب بوده و گفته می‌شود علاوه بر خشکی، التهاب پوست و مخاط‌ها، درصورت مصرف زیاد آثار سرطان‌زایی نیز دارد. ایزوپروپیل الکل و الکل‌های مشابه که به وفور در این محصولات یافت می‌شود، می‌تواند باعث خشکی، التهاب و درماتیت آلرژیک و چروک سریع‌تر پوست شود. سدیم لوریل سولفات و آمونیوم لوریل سولفات که در بسیاری از مواد آرایشی و بهداشتی یافت می‌شود در دسته سورفاکتانت‌های آنیونی قرار می‌گیرند و در اکثر مواد شوینده و کف‌کننده استفاده می‌شوند، سورفاکتانت‌های کاتیونی نیز که بار الکتریکی مثبت دارند، در محصول‌هایی ازقـبـیل نـرم‌کـنـنـده‌ها و صاف‌کننده‌های مو و لباس به‌عنوان ضدالکتریسته ساکن وجود دارند. مصرف این مواد علاوه بر آثار التهابی و آلرژیک بر پوست و چشم، درصورت جذب سیستمیک یا خورده شدن به‌طور اشتباهی می‌تواند آثار داخلی متعددی داشته باشد.

 

ریزه‌کاری‌های خرید لوازم آرایشی

تشخیص لوازم آرایشی اصل و مرغوب کار آسانی نیست اما باتوجه به بعضی نکات می‌توانید احتمال افتادن‌تان در دام خرید محصولات پرضرر را کمتر کنید.

چقدر برای مصرفش وقت دارید؟

کمتر کسی است که هنگام خرید یک محصول آرایشی به تاریخ مصرف آن توجه کند. اگر شما هم مثل بسیاری از افراد دیگر، با کمی ارزان‌تر خریدن یک رژ لب یا سایه چشم شعف‌زده می‌شوید، بهتر است دلیل این ارزان‌فروشی را جست‌وجو کنید شاید محصولی که می‌خرید تاریخ‌گذشته باشد یااینکه چیزی به منقضی شدن تاریخش نمانده باشد، پس حتما روی بسته‌بندی محصول به دنبال تاریخ مصرف آن بگردید.

یک بسته سرب به خانه نیاورید

اگر نگران بالا بودن میزان سربی که در محصول مورد نظرتان به کار رفته هستید، قبل از خرید کمی از آن را پشت پوست یا کف دست‌تان بکشید و سپس حلقه طلای‌تان را روی موضع به صورت دورانی تا دو دقیقه ماساژ دهید. اگر پس از این زمان رنگ محصول آرایشی سیاه، تیره یا مات شد، معنایش این است که سرب موجود در آن محصول بیشتر از حد استاندارد است.

نگذارید با ذهن‌تان بازی کنند

اگر برند خاصی از محصولات آرایشی مورد نظرتان است، قبل از خرید به لوگوی آن توجه کنید و با دقت آن را به خاطر بسپارید. تولیدکنندگان محصولات تقلبی به کمی بازی با لوگو، فونت یا رنگ بسته‌های محصولات، سعی می‌کنند آنها را به جای اصل جا بزنند و به خریداران کم‌دقت بفروشند، پس مراقب باشید که در این دام نیفتید.

تغذیه چه اثری بر اعصاب و روان دارد؟

گاهی دیده اید وقتی روی ناخن ها لکه های سفید پیدا می شود، برخی می گویند حتما کلسیم یا روی بدن کم شده؟ یا گاهی موها ناگهان سفید می شود و فکر می کنیم حتما ویتامینی در بدنمان کم شده؟ همان طور که کمبود ویتامین ها و املاح معدنی بر قسمت های مختلف جسم تاثیرگذار است، سلامت روان را هم تحت تاثیر قرا رمی دهد؛ نمونه بارزش کمبود عنصر آهن در بدن است که باعث کم خونی می شود و در نتیجه آن فرد مدام خسته، کسل، بی حوصله و عصبی خواهدشد. به همین ترتیب سوءتغذیه می تواند سلامت روان شما را به خطر بیندازد و باعث بروز انواع و اقسام بیماری ها و اختلال های روانی شود.

 

از کمبود ویتامین B تا کم هوشی!

بسیاری از مواد مغذی مثل ویتامین ها و مواد معدنی به صورت مستقیم عملکردهای ذهن و قدرت های شناختی که به Cognitive performance مشهورند، تاثیر می گذارند و نهایتا در بروز بیماری های Degenerative مغزی یا درواقع بیماری های تخریب کننده بافت مغزی موثرند. شاید قدیمی ترین ویتامین هایی که در دانش بشری و دانش تغذیه وجود دارد، ویتامین های گروه B هستند؛ ویتامنی های B1، B2، نیاسین یا B3 و... البته در حال حاضر فرم های شیمیایی مختلفی از این ویتامین ها شناسایی شده اند؛ برای مثال فرم اسیدی نیاسین، اسید نیکوتینیک است و فرم آمیدی آن اسید نیکوتین آمید. یا ویتامین های دیگر مثل B12 و فولیک است که کمبودشان می تواند بر عملکردهای مغزی موثر باشد و ممکن است باعث افسردگی های شدید شود. اما غیر از ویتامین ها که قدیمی ترین ها هستند، بین املاح، کمبود حاشیه ای آهن- یعنی کمبودی که مربوط به منابع خوراکی آهن نیست و علائم بالینی این کمبود هم هنوز بروز نکرده؛ کمبودهای خفیف و ناچیز که حتی ممکن است با آزمایش خون هم مشخص نشود- می تواند باعث مخدوش شدن عملکردهای ذهن شود. تمرکز را به شدت کاهش دهد و در درازمدت حتی باعث کاهش توانایی های هوش شود.

 

مغزتان را روغن کاری کنید!

یکی از ویتامین هایی که اخیرا تاثیرش بر عملکردهای ذهنی مورد بررسی قرار گرفته و اثبات شده، تاثیر کمبود اسیدهای چرب امگا3 در بروز اختلال های روانی است. در حال حاضر می دانیم حدود 20درصد چربی های مغز را چربی های امگا3 تشکیل داده اند و از آنجا که این اسیدهای چرب برای ادامه حیات بدن کاملا ضروری است و توسط خود بدن انسان هم قابل تولید نیست، حتما باید از طریق رژیم غذایی یا مکمل ها تامین شود، اما منابع خوراکی اسید چرب امگا3 محدد است و دسترسی به این اسیدها برای همه افراد چندان آسان نیست. بنابراین احتمال کمبودش بسیار زیاد است؛ مستندات علمی موجود هم نشان دهنده بروز مشکلات مربوط به کموبد اسیدهای چرب امگا3 در افراد است که از این میان می توان به اختلال های دوقطبی، بیماری های اوتیسم و همین طور افسردگی های شدید یا افسردگی های دوران بارداری اشاره کرد. پس به مقدار کافی گردو، ماهی و میگو، تخم کدو و تخم کتان مصرف کنید. درواقع منبع امگا3 در ماهی هایی مانند ماهی آزاد، قزل آلا، تن و شاه ماهی تعریف می شود. در گیاهان هم روغن های سویا، آفتابگردان، دانه کتان و گردو، فندق و کنجد حاوی امگا3 هستند. علاوه بر این، مواد غذایی غنی شده با امگا3 مانند برخی از نان ها، آبمیوه ها، روغن ها و تخم مرغ مرود توصیه متخصصان تغذیه است.

 

نگذارید ویتامین Dتان کم بیاید!

می گویند 80 درصد ایرانی ها با کمبود ویتامین D روبرو هستند اما شما سعی کنید جزئی از این جمعیت وسیع نباشید چون کمبود ویتامین D با بروز بیماری های خطرناکی از جمله اماس و نیز اختلال در عملکردهای ذهنی، افسردگی و... در ارتباط است. در این زمینه حتی پژوهشی در دانشکده علوم تغذیه دانشگاه ایران انجام و طی آن مشخص شد ویتامین D هم یکی دیگر از مواد مغذی کلیدی است که کمبودش روی عملکرد ذهن و بروز افسردگی اثرگذار و کمبودش بسیار بسیار شایع است. ویتامین D نه تنها بر قسمت عمده عملکردهای مغزی و ماهیچه ای موثر است بلکه بروز بیماری ام اس، ضعف عضلانی، فیبرو میالژیا و آرتریت روماتوئید که بیماری های سیستم ایمنی هستند، همچنین همه بیماری هایی که به نوعی با ضعف سلسله اعصاب مرکزی، سیستم ایمنی و بافت ماهیچه ای در ارتباط اند با کمبود ویتامین D در ارتباط هستند. همچنین کمبود روی و ویتامین A می تواند باعث بروزاختلال در عملکردهای ذهن شود. همان طور که گفته شد، افسردگی از راه های مختلفی بروز می کند و محققان دانشگاه ایران با آزمایش روی گروه های گیرنده ویتامین D و گروهی که فقط پلاسیبو (دارونما) مصرف می کردند، ثابت کردند گروهی که ویتامین D بیشتری دریافت کردند، به اختلال های روانی کمتری دچار شدند. همچنین افرادی که دچار افسردگی بودند با مکمل یاری و دریافت دوزهای مصرفی روزانه ویتامین D به درمان شان کمک شد و سطح سلامتشان ارتقا یافت. یادتان باشد بیش از 80درصد ویتامین D از طریق مواجهه با نور آفتاب تامین می شود و 15-10 دقیقه قرارگرفتن روزانه بدن در مقابل نور بی واسطه خورشید می تواند نیاز 2 هزار واحدی به این ویتامین موثر را تامین کند. نقش مواد غذایی همچون غلات و برخی سبزی ها و میوه ها، کره، روغن کبد ماهی، زرده تخم مرغ، خامه، جگر، ماهی ساردین و گوشت قرمز و قارچ در این فرآیند فقط 20درصد اعلام شده است. پس از نور افتاب کمک بگیرید.

 

کمبود ویتامین چه ربطی به اختلال روان دارد؟!

اغلب مواد مغذی ای که نام برده شد، به صورت «کوآنزیم» یا «کوفاکتور» واکنش های مختلف بیوشیمایی را در بدن ماکاتالیز می کنند. برای مثال آهن یا ویتامین های گروه B درواقع کوفاکتور واکنش های شیمیایی بدن هستند که باعث ساخت نوروترنسمیترها با واسطه های شیمیای مغز می شوند. از آنجا که واسطه های شیمایی مغز برای انتقال پیام های عصبی و برای عملکردهای مغزی لازم و ضروری هستند، کاملا واضح است که وقتی کوآنزیم هایی که این واکنش های شیمیایی را کاتالیز می کنند، کم باشند، واکنش های لازم انجام نمی شوند. درنتیجه موادی که باید در نتیجه این واکنش ها ساخته شوند، تولید نمی شوند، تعادل این واسطه های شیمیایی در مغز به هم می خورد، عملکردهای وابسته به آنها مختل می شود و نهایتا به شکل اختلال های روانی بروز می کند. کمبود تمام موادی که گفته شد، می تواند باعث بروز علائم افسردگی و سایر اختلال های روانی شود اما همیشه علایم افسردگی ها و اختلال های روانی به دلیل وجود مشکلات تغذیه ای بروز نمی کنند. چون ممکن است ریشه ها و دلایل متفاوت زیادی داشته باشد. مثلا شوک ناشی از یک حادثه بد و استرس ناشی از آن می تواند باعث بروز افسردگی شود. حالا اگر کسی سوءتغذیه هم داشته باشد، به طور قطع شکل شدیدتر افسردگی را تجربه خواهدکرد اما به طور قطع، تغذیه، شیوه غذا خوردن و نوع انتخاب مواد غذایی به شدت با سلامت جسم و روان افراد در ارتباط است.

دکتر محمدرضا وفا، متخصص تغذیه، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران

مکانیسم علمی عاشق شدن را بدانید

بر اساس مطالعات انجام شده در دانشگاه نیویورک، عاشق شدن و مصرف کوکائین بخش های یکسانی از مغز را تحت تاثیر قرار داده و احساس سرخوشی و رضایت مشابهی پدید می آورند. نتایج این تحقیق در نشریه طب جنسی به چاپ رسیده است. در این مطالعه که با عنوان تصویر ذهنی عشق منتشر شد، مشخص گردید که چندین ماده شیمیایی محرک سرخوشی و شادی از جمله وازوپرسین، آدرنالین، اکسی توسین و دوپامین در 12 نقطه از مغز ترشح شده و به طور هم زمان فعالیت می کنند. در این پژوهش ذکر شد که پدیده عاشق شدن در مدت یک پنجم ثانیه اتفاق می افتد.

 

عشق به مغز مربوط است یا قلب؟

عشق در اصل به مغز مربوط است، اما قلب را نیز تحت تاثیر قرار می دهد، زیرا در جریان عاشق شدن، فرآیندهایی از مغز به قلب و برعکس منتقل می شود. به عنوان مثال، فعال شدن بخش هایی از مغز موجب تحریک قلب نیز می گردد. برخی از علایم ناشی از عشق که در قلب خود حس می کنیم در حقیقت از مغز سرچشمه می گیرند.

محققان کشف کردند که در اثر عاشق شدن میزان فاکتور رشد عصبی (NGF) در خون بالا می رود. NGF یک مولکول کلیدی در رفتار اجتماعی انسان و همچنین پدیده "عشق در نگاه اول" است. این محققان معتقدند که در حقیقت عشق دارای یک اساس علمی می باشد. با شکست و یا پایان یافتن یک رابطه عاشقانه، خطر افسردگی و اختلالات عاطفی در حداقل یکی از زوجین افزایش می یابد.

درک کامل مکانیسم مغزی عشق و شکستن قلب پس از جدایی، به درمان بسیاری از اختلالات روانی ناشی از ارتباطات انسانی کمک خواهد نمود. عشق به اشکال گوناگون در انسان ها مشاهده می شود و بسته به نوع عشق، بخش های متفاوتی از مغز تحت تاثیر قرار می گیرد. به عنوان مثال عشق مادر و فرزند که به "عشق بدون قید و شرط " مشهور است، نقاطی را در بخش میانی مغز تحت تاثیر قرار می دهد.

در عشق بین یک زوج، همان بخش هایی از مغز تحریک می شود که در اثر مصرف کوکائین تحت تاثیر قرار می گیرد.

جشن بزرگ پسران و دختران شهر تهران در برج میلاد

به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران، محمد ابویی، رییس خانه شهریاران جوان تهران با اعلام این خبر اظهار داشت: جشن بزرگ پسران و دختران شهر تهران همزمان با میلاد حضرت علی اکبر(ع) و به همت خانه شهریاران جوان شهرداری تهران، به ترتیب در روزهای 8 و 9خردادماه جاری در محل برج میلاد تهران برگزار می گردد.
 
وی افزود: این جشن های دوروزه با دعوت از تمامی جوانان پایتخت برگزار خواهد شد تا ساعاتی شاد را همزمان با روز بزرگداشت جوان برای این عزیزان رقم بزند.
 
ابویی یادآور شد: جشن بزرگ پسران و دختران شهر تهران با حضور هنرمندان برجسته صداو سیما و عرصه موسیقی پاپ کشورمان برگزار خواهد شد ، که شامل اجرای زنده علی ضیا ،هنرمندی حسن ریوندی و اجرای موسیقی پاپ توسط بهنام صفوی، خواننده بنام سبک پاپ کشورمان خواهد بود.
 

زن کیف‌قاپ می‌خواست اموال مسروقه را در خودروی پلیس مخفی کند!


او هنگام انتقال به کلانتری کیف دستی سرقتی را در بین صندلی خودروی گشت پلیس مخفی کرد تا هنگام بازرسی چیزی از او کشف نشود.اما ماموران انتظامی متوجه موضوع شدند .

زن 43 ساله که راهی جز بیان حقیقت نمی دید در اعترافاتی صریح به کیف زنی در مراکز شلوغ و تجاری مشهد اعتراف کرد و گفت: بعضی از زنان جوان هنگام خرید آن قدر محو تماشای ویترین مغازه ها و یا بررسی اجناس و کالا می شدند که به راحتی از این بی توجهی آنها سوء استفاده می کردم.

محمد بوستانی جانشین رئیس پلیس مشهد درباره ابن خبر به باشگاه خبرنگاران گفت: تیم آگاهی کلانتری نواب مشهد در بازرسی از وسایل همراه این سارق حرفه ای 413هزار تومان وجه نقد به همراه 40 قطعه یکصد دیناری عربستان و یک دستگاه گوشی تلفن همراه که متهم قصد داشت آنها را در خودروی پلیس مخفی کند کشف کردند.

سرهنگ بوستانی افزود: تحقیقات از متهم ادامه دارد و از شهروندان انتظار داریم هنگام مراجعه به مراکز شلوغ تجاری مراقبت بیشتری از وسایل همراه خود داشته باشند.

قیمت میوه‌های نوبرانه تابستان/ گیلاس و آلبالو گران‌ترین میوه‌ها

براساس گزارش میدانی خبرنگار ایسنا، با فرا رسیدن روزهای گرم سال، بازارمیوه و تربار تنوع بیشتری پیدا کرده و انواع میوه‌های تابستانی با طعم‌های دلپذیر و البته قیمت‌های بالا، توجه‌ها به خود جلب کرده است.

زردآلو، هلو، گیلاس، آلبالو، خربزه، طالبی و ... از جمله میوه‌های تابستانی هستند که به دلیل نوبر بودن‌شان در این روزها قیمت‌های بالایی دارند؛ به عنوان نمونه هر کیلوگرم زردآلو درجه یک 9000 تومان و در جه دو آن 8000 تومان در مغازه‌های سطح شهر فروخته می‌شود. همچنین هر کیلوگرم هلو درجه یک 15 هزار تومان قیمت دارد.

هر کیلوگرم آلبالو درجه یک نیز 20 هزار تومان و درجه دو این میوه 10 هزار تومان در میوه فروشی‌ها فروخته می‌شود. گیلاس نیز از دیگر میوه‌های پرطرفدار تابستانی است که قیمتی همانند آلبالو دارد و هر کیلوگرم درجه یک آن 20 هزار تومان و درجه دو این میوه حدود 10 هزار تومان است.

خربزه، طالبی و ملون نیز که از دیگر محصولات تابستانی هستند، به طور متوسط کیلویی 3500 تا 4000 تومان در میوه‌ فروشی‌ها عرضه می‌شود. گوجه سبز نیز کیلویی 8000 تا 15 هزار تومان و توت فرنگی 10 تا 12 هزار تومان در میوه‌فروشی‌های سطح شهر فروخته می‌شود.

اما در بازار میوه و صیفی، هندوانه نسبت هفته‌های گذشته افزایش قیمت نسبتا زیادی داشته است و هر کیلوگرم آن 2500 تومان فروخته می‌شود در حالی که ابتدای اردیبهشت امسال به طور متوسط کیلویی 1800 تومان عرضه می‌شد.

به گفته برخی فروشندگان میوه و تره‌بار صادرات هندوانه به کشورهای دیگر دلیل اصلی گرانی هندوانه است.

همچنین به طور متوسط هر کیلوگرم سیب زرد 5500 تا 6000 تومان، سیب قرمز 4000 تا 5000 تومان و خیار نیز 2500 تا 3000 تومان فروخته می‌شود.

انواع میوه و تره‌بار(هر کیلوگرم) میانگین قیمت به تومان
زردآلو درجه یک 9000
زردآلو درجه دو 8000
هلو درجه یک 15هزار
هلو درجه دو 7000
آلبالو درجه یک 20 هزار
آلبالو درجه دو 10 هزار
گیلاس درجه یک 20 هزار
گیلاس درجه دو 10 هزار
گوجه سبز 11 هزار
توت فرنگی 11 هزار
خربزه 3700
طالبی 3700
پرتقال شمال 8000
سیب قرمز 4500
سیب زرد 5700
خیار 2700
کیوی 6000
هندوانه 2500
گوجه فرنگی 1500
سیب زمینی 1200
پیاز 1200

تخلف جالب در تولید بیسکویت!

یک شرکت تولید‌کننده بیسکویت در حرکتی جالب اقدام به ادعایی غیرواقعی مبنی بر داشتن گواهی واحد نمونه استاندارد در سال 1391 کرده است که سازمان استاندارد از برخورد قانونی با این شرکت خبر داد.

به گزارش خبرنگار ایسنا، شرکت تولید‌کننده بیسکویت با نام تجاری "ستاک" روی محصولات تجاری خود اقدام به چاب عنوان "دارنده نشان کیفیت برتر محصولات در سال 91 و واحد نمونه استاندارد در سال 91 " کرده است که به گفته اداره کل استاندارد تهران این ادعا واقعیت ندارد و کذب است.

در همین زمینه مسلم بیات، مدیر کل اداره استاندارد استان تهران اظهار کرد: در جریان بازرسی‌های کارشناسان استاندارد از مراکز عرضه فرآورده‌های مشمول استاندارد اجباری و با توجه به گزارشات مردمی، مشخص شد که ادعای این شرکت در این خصوص واقعیت نداشته و به نوعی جعل عنوان بوده است.

به گفته وی این واحد در سال‌های گذشته نیز تخلفاتی داشته که همین موضوع سبب شد اداره استاندارد بیش از پیش پیگیر قضیه شود و براقدام قانونی علیه این شرکت تاکید کند.

برپایه گزارشات اعلام شده، این واحد متخلف در جریان انتخاب واحد‌های نمونه استاندارد در سال 1391 با ارائه‌ "گواهینامه ایزو" جعلی سعی در فریب اعضای کمیته مربوطه را داشته است که این موضوع نیز ناموفق بود.

سازمان اداره کل استاندارد تاکید کرده که اقدام قانونی جدی علیه این شرکت صورت خواهد گرفت، چرا که قصد فریب اذهان عمومی و مسئولان را داشته است.