دکترمحمد قدمی-مهاباد،در
شرایط حساس کنونی کشور،رهبر فرزانه و فرهمند انقلاب اسلامی ،حضرت آیت الله
امام خامنه ای مدظله؛ضمن حفظ وجهه ی کاریزماتیک خود،چهره ی دیگر
فراعقلائی،حکیمانه و تبارشناسانه ی خویش را بیش از پیش، رونمایی و با
ملاقات با اساتید و اعضای هیاتهای علمی دانشگاههای کشورمان؛این بار به
تعبیر خودشان،سرداران و افسران عالی جنگ نرم و به عبارت حقیر،فرماندهان
حوزه ی آکادمیک کشور را،روی نقشه ی راه "ایران-جهان؛علم و ایمان"،راهنمایی و
ارشادِ شناخت محورانه و عقلایی تام، نمودند و نقش آنها را در کنار سرداران
دیپلماتیک و نیز أمرای نظامی جنگ سخت و استراتژیک،به خوبی تبیین فرمودند.
رهبری عزیز ما قبلا نیز در خصوص کرسی آزاد
اندیشی و نهضت تحول در علوم انسانی و ضرورت بازگشت به معارف شرقی و
اسلامی در حوزه ی این علوم و سایر مسائل مربوط به نخبگان و تولید علم و فن
آوری دانش بنیان در جمهوری اسلامی ایران؛مطالب و سیاستهایی را اعلام کرده
بودند؛که امثال صاحب این قلم، به صورت تخصصی در کتاب های تالیفی بدان
پرداخته ایم.اما آنچه در این مقال میگنجد و ضروری البحث است؛بازکاوی بیانات
جدید دانشگاهی ایشان با دید تحلیلی و نه صرفا خبری است؛که اشاراتی در حد
وسع خود،بدان خواهیم داشت:
1-محورهای کلی فرمایشات معظم له در دیدار اخیر، شامل:
الف- لزوم کاهش نیافتن شتاب علمی کشوربا عنایت به فشار محدود کننده ی غربی ها در مذاکرات.
ب-ضرورت
قدرشناسی مسئولان از اساتید مومن و انقلابی-از نوع لایخافون لومه لائم- با
توجه به نقش مهم آنها در فرایند گفتمان سازی حفاظت استراتژیک در حوزه ی
نرم،از نظام اسلامی و جلوگیری شان از کج فهمی ها و تصمیمات بد و عقد
قراردادهای غیرمتوازن(تعبیرات تفسیری از من است).
ج-معرفی سیاست بازی به عنوان سم مهلک محیطهای علمی، به دلیل ایجاد سوگیری های غیر علمی و مخالف ایدئولوژی اسلامی در این محیطها.
د-انتقاد جدی بر حاشیه سازی و جنجال پردازی در موضوع بورسیه ها در عین اشاره به لزوم برخورد قانونی با متخلفین در این زمینه.
ه-بیان هدف
اصلی تحریمها مبنی بر ایجاد مانع برای ارتقای جایگاه تمدنی ایران اسلامی و
به عبارت دیگر منع گذار کامل ما به مرحله ی مدرنیسم (البته مدرنیسم و
صنعتی شدن غیر مبتنی بر عقلِ ابزاری لیبرالیستی).
و-ترسیم
مولفه های انسان کامل خروجی و برونداد دانشگاه اسلامی و ایرانی :همانا
جوان متدین برخوردار از غیرت ملی و پر از انگیزه ی انقلابی،با خصوصیات سخت
کوشی،اخلاق مداری و اعتماد به نفس،مستغنی از بیگانه،دارای درک درست از
موقعیت و مسیر کشور و واجد حساسیت و قاطعیت در برابر خدشه دار شدن استقلال
ملی.
ز-تاکید
مجدد بر بازنویسی علوم انسانی با تشریک مساعی شورای عالی انقلاب فرهنگی و
شورای تحول علوم انسانی و با حمایت دستگاههای بیرونی.
ح-پافشاری
بر ارتقای رتبه ی علمی ایران از شانزدهم فعلی در مقیاس جهانی به رتبه های
بهتر و افزایش سهم بودجه ی پژوهشی از بودجه ی عمومی حداقل به دو درصد(گرچه
در سند چشم انداز چهار درصد،ملحوظ شده است).
ط-عملیاتی شدن نقشه ی جامع علمی کشور و گفتمان سازی و جامعه پذیری در کل مقولات این حوزه.
ی-تهیه ی سند آمایش آموزش عالی و آمایش علمی سرزمینی و در نظر گرفتن ظرفیتها و اولویتها در توزیع جغرافیایی.
ک-نگاه کلان داشتن به فارغ التحصیلان تحصیلات عالی تکمیلی و ضرورت بهره وری و بازدهی آنها.
ل-مقابله با طرحهای دشمن که صرفا در حوزه ی
مسئله ی هسته ای و تروریسم و حقوق بشر نیست؛ بلکه ایجاد مانع استراتژیک سر
راه ارتقای تمدنی ما ،به موازات توسعه ی فرهنگی متعالی ماست(تعبیرات و
اضافات تشریحی از نگارنده است).
2-اما در کلام اساتید نیز،که در حضور رهبری معظم عرضه گردید؛ این محورها قابل تشخیص بود:
الف-تسریع روند صنعتی شدن و تولید ثروت از علم
ب-اهمیت تقویت بخش خصوصی واقعی و سالم
ج-لزوم تدوین استراتژی صنعتی کشور
د-ضرورت هم افزایی و انباشت نظری در علوم انسانی
ه-تبیین نقش فرهنگ در اقتصاد مقاومتی
و-بررسی قطع وابستگی به فروش نفت با توجه به فرصت مناسب تحریم
ز-تعلیم رفتار حرفه ای در آموزش و ارتقای کیفیت آموزشی کشور
ح-تببین مبانی فکری حضرت امام خمینی ره
بصورت تخصصی و جلوگیری از تحریفات معموله ی جناحها ط-تبیین و ترویج
پیشرفتهای هسته ای در محیط های تخصصی و عمومی و جلوگیری از عقبگرد این
پروسه.
ی-ترسیم مولفه های اسلام مدرن با مشرب
اعتدال، به تاسی از معارف اهل بیت ع در برابر تندروی های برخی نحله ها
ک-بهره گیری از حداکثر ظرفیت نخبگان در حوزه های کشاورزی و پزشکی و سلامت،
به عنوان منابع نرم در کنار سخت افزارهای موجود.
3- اما آنچه به عنوان
تحلیل اساسی و نهایی و در عین حال هرمونوتیک، در کنار تشریحات و توضیحات
مقدمه و دو سرفصل قبلی، میخواهم عرض کنم ؛این است که چرا رهبری فرزانه ی
نظام ، پس از سخنرانی مهم و روشنگرانه و گفتمان ساز، پیرامون خط مشی امام
راحل ره در مراسم ارتحال سال جاری معظم له(که بر آن شرح مفصل نوشتیم) و نیز
متعاقب دیدارها و گفتارهای تحدیدکننده و مرزآفرین(در عین حمایت بخشی و
روحیه دهی به دیپلماتها) در همایش با مذاکره کنندگان هسته ای و مسئولین
نظام و فرماندهان ارشد(به عبارتی سرداران همه ی عرصه های سیاست ،دیپلماسی و
نظامی گری)؛این بار هوشمندانه به سراغ نخبگان و اساتید، به مثابه سرداران
آکامیک جنگ نرم و عرصه ی رقابت علمی و تکنولوژیکی آمدند و به تبیین نقش مهم
آنها پرداختند و از ضرورت توجه به اساتید متخصص و اصولگرا و محکم و مسدّد
در راه حفظ دستاوردهای استقلال کشور، بدون توجه به سرزنش و هوچی گری های
غربزدگان سرسپرده ؛سخن گفتند!؟
همه ی اینها به درد دیرینه و اکنون نمایان
تر شده ی بخشی از جامعه ی سیاسی ،علمی و فرهنگی و نیز مطبوعاتی ما بر
میگردد؛که کج فهمی و بدتحلیلی و عدم اعتماد به نفس و متاسفانه بعضا
سرسپردگی و دل سپردگی به غرب به عنوان قبله ی آمال دروغین و کذایی،در آن
موج میزند و لذا اساتید و دانشجویان و اهل تحلیل و خدمتگزاران ارشد سابق و
لاحق دولتی دلبسته و متعهد به گفتمان انقلاب اسلامی و عزت میهنی،تا حدودی
در اقلیت قرار گرفته و متاسفانه علنا مورد هجمه و اتهام قرار میگیرند.
البته در کلام رهبر معظم در حوزه ی خیل
عظیم هفتاد هزار نفری هیات های علمی،هرچند با اندکی اغماض و تکریم آمده
است:که الحمدلله اکثریت اساتید ما،متعهد به گفتمان انقلاب اسلامی هستند؛ولی
واقعیت ذهنی رهبر و راسخون و تحلیلگران خبره نشان میدهد که این اکثریت
متاسفانه ، دست کم به نوعی رکود و سکوت ، بی تفاوتی و روزمرگی،کشیده شده و
تذکر وضعیت سکوت نخبگان در دوره ی سریان مظالم بنی امیه و شهادت امام حسین
ع توسط رهبری نباید نادیده گرفته شود و این در حالی است که در شرایط
کنونی، اقلیت خاصی در میانه ی میدان؛که به قول جلال آل احمد، به فرهنگ
برهنگی و برهنگی فرهنگی دچار شده اند!(به تفصیل بنده،البته با عمق بیشتر و
ابعاد گسترده تراستحاله ی فرهنگی)؛اسب خود را میتازانند و گوساله ی سامری
را به نمایش خلق الله میگذارند و نان و آب و نفَس ما را بدون غرب،محال
الوصول و الجریان میدانند!و نهیب رهبری عزیز و دلسوختگان(و بکار گیری عبارت
صریح شیطنت، توسط شخص رهبرمعظم در این سخنرانی ،در مورد آنها با تاکید
جدی بر مطلع بودن از کیدشان!)به خاطر همین است که اکثریت صالح ،که رهبر و
امت،هر دو بر سلامت او صحه میگذارند،اقلیت مصلح را در برابر اقلیت مفسد و
اغواگر و مبتکر شیطنت کج فهمی و بدتصمیمی ، دهن کجی و غرض ورزی به اسلام و
نظام بدون مبانی شناختی و علمی ،کمک و یاری نمایند تا به فرمایش ایشان،این
اساتید و نخبگان متعهد واقعی و مسئولین حامی آنها، تنها و بی حمایت و تقدیر
نمانند.
بحمدالله در داخل دولت یازدهم فعلی
نیز،نخبگان و اساتید در خط رهبری و متوجه نسبت به دغدغه های به حق معظم له
فراوانند و ان شاءالله همدلی و همزبانی تا سرانجام کار،از دست نخواهد
رفت.من در جای دیگری و در کتابی به صورت مستقل نوشته ام: که هیچ ضرورتی
ندارد که ما مبانی غربی را در علوم انسانی؛ که بعضا ترجمه ی تحریف شده ی
کتب دانشمندان خود ما در دوره ی زمانی قرون میانه(وسطی) است؛ در بست قبول
کنیم و از خود هیچ نظریه پردازی نداشته باشیم و به نتایج تحقیقات اثباتی
آنها؛ که با نظرسنجی ها و پرسشنامه های جهت دار،ولو در تیراژ بالا از افراد
غیر صاحب نظر و اسیر عادات و منافع متنوع،به دست میاید؛گردن نهیم.
در حوزه ی علوم انسانی، ما هیچ متضرر
نخواهیم شد که با مبانی خودمان و سند معتبر و حقیقی علمی ومدیریتی ،
روانشناختی ، جامعه شناختی و تاریخی قرآن و متون مقدس دیگر خویش، کار
کنیم؛که در عصر پست مدرن این فراروایتها،اعتبارشان بیش از اعتبار فراروایت
عقل ابزاری است.
رهبری گرانقدر و صاحب دکترین، چه خوب و به
موقع، تشخیص این فضا و جو نامناسب را داده و از نخبگان علمی و مسئولین، به
صورت مشترک میخواهد که به معاضدت این گفتمان سازی و روشنگری بزرگ در
راستای حفظ استقلال سیاسی و نظامی و محافظت دستاوردهای تکنولوژیک و هسته ای
، عمرانی و توسعه ای (اصطلاحا ارتقاء در حوزه ی تمدنی)بیایند و رهبر خود و
حامیان جان فشان او را در این وادی خطیر،تنها نگذارند.حاشیه سازی و جنجال
پردازی ، اتهام زنی و وابسته انگاری نخبگان و اساتید متخصص و متعهد و رجال
سیاسی و مدیریتی حامی نظام و رهبری و نه جناح خاص ؛و کپی کردن پیامها و
ایده های بی ارزش و اغواگرانه ی دیکته شده ی غربی ها و بی حمیتهای داخلی
نسبت به ملت و میهن و اسلام؛متاسفانه اپیدمی نامبارکی شده است؛ که
امیدواریم روشنگریهای رهبری و مستقلین پرچمدار عزت و شرافت ایرانی و
اسلامی، پایانی بر این پوپولیزم روشنفکری بدون تحللیل مبنایی باشد.
هر روشنفکر و دانشمند و خصوصا دانشجوی
ایرانی ،به عنوان یک افسر جنگ نرم ،بایستی از این عملیات روانی و اغواگری
های بیگانگان،غافل نبوده و با امنیت و آرامش ، ابتهاج و مسرت و اعتماد به
نفس کامل،به علم و تحقیقات و فن آوری مورد نیاز کشور دست یازند و رفاه و
عدالت ، عمران و توسعه ی همه جانبه را در پرتو اقتصاد مقاومتی و نیز
مراودات مثبت و متوازن بین المللی برای میهن خویش به ارمغان آورند.