همه ما خواهان داشتن ارتباط زناشویی موفقی هستیم که بتوانیم در آن احساس شادمانی و رضایت داشته باشیم اما گاه نمیتوانیم آن را تجربه کنیم زیرا مشکلاتی سر راهمان قرار میگیرند که قبلا آنها را پیشبینی نکرده بود.
ولی چطور میتوان رابطه را به گونهای پیش برد که علاوه بر اینکه دو طرف احساس خوبی داشته باشند، رابطه نیز موفق باشد؟ در این خصوص با دکتر مجیدصفارینیا، روانشناس اجتماعی گفتوگو کردهایم که راهکارهای ایشان در این خصوص می تواند مفید واقع شود.
در فرایند ارتباط موثری مانند ارتباط زناشویی، اگر زن و مرد هر دو بخواهند احساس کنند برنده هستند باید کاربرد مهارتهای موثر را هم بلد باشند؛ مثلا انعطافپذیری یک اصل بسیار مهم در ارتباط است؛ یعنی اینکه آدمها تلاش کنند با انعطاف لازم در تعاملات و برخوردهای خود به گونهای عمل کنند که ارتباط به برنده شدن هر دو طرف منتهی شود و این اصل بسیار مهمی در روابط بین فردی است؛ چون افراد انعطافپذیر میتوانند در رابطه، به موفقیت و داشتن احساس خوب طرف مقابل هم فکر کنند.
در ارتباطات زناشویی، زوجینی که از انعطافپذیری بالاتری برخوردارند روابط بهتری دارند؛ برای مثال فرض کنید وقتی همسرتان برای مهمانی خانواده شما خرید کرده اما گوشزد هم میکند که هفته پیش که خانواده خودش مهمانتان بودهاند شما کمتر تدارک دیده بودید، عکسالعمل شما در مقابل این حرف او چیست؟ مثلا میتوانید بگویید: «شاید آن موقع موادغذایی کمتری داشتیم وگرنه هیچ تعمدی در کار نبوده» یا بگویید: «اصلا میدانستم تا خانواده من بخواهند بیایند تو میخواهی مقایسه کنی و...». دربرخورد دوم هیچگونه نشانه انعطافپذیریای وجود ندارد و احتمال بروز دعوا و جروبحث هم خیلی بیشتر است ولی در واکنش اول دو طرف فکر میکنند مشکل خاصی وجود ندارد و اگر هم هست میتوان بعدا آن را جبران کرد.
مهارت همراهی، مهارتی است که با توجه به نوع تربیت، مدل گفتوگو و آموزشهایی که هر کس در طول زندگی خود میبیند، میتواند در طول زندگی خود با دیگران همراه باشد و طرف مقابل را درک کند و به احساسات او احترام بگذارد. افرادی که میتوانند بایکدیگر همراه داشته باشند معمولا در تعامل و رفتار با آنها میتوان احساس برنده- برنده داشت. اگر بتوانیم یکدیگر را درک کنیم ارتباط ما موفق خواهد بود. یکی از راههای درککردن هم این است که ببینیم اگر به جای طرف مقابل بودیم با همان شرایط چگونه عمل میکردیم!
و اینکه تلاش کنیم در رابطه «خود محور» نباشیم. افرادی که فقط به خواستههای خود توجه میکنند معمولا رابطه موفقی نخواهند داشت چون به این ترتیب، به دلیل ذهنیت مثبتی که از خود دارند عیبهای خودشان را نمیبینند. به این افراد «خودشیفته» میگویند؛ یعنی افرادی که فقط به نفع خودشان توجه دارند و به دلیل خودمحوری نمی توانند طرف مقابل را درک کنند.
در رابطه، ما اصلی داریم که میتوانیم آن را «از چشم و منظر دیگران نگریستن» بنامیم؛ یعنی خودمان را به جای طرف مقابل بگذاریم و از منظر طرف مقابل به مسئله یا مشکل نگاه کنیم. اگر ما بتوانیم این اصل را در ارتباط زناشویی به کار ببریم، حتما رابطهای خواهیم داشت که هر دو سو برنده خواهند بود؛ مثلا وقتی مردی میبیند همسرش رفتار مناسبی با خانواده او ندارد، اگر به موضوع از دریچه چشم همسرش نگاه کند شاید متوجه شود که فقط همسرش مقصر نیست.
مکانیسم مغز به گونهای است که یک قسمت از آن به حل مسئله منتهی میشود. بخشی دیگر از رفتارهای ما هم به قسمت زیر قشر مغز برمیگردد که اینها رفتارهایی هستند که ناشی از جنگ و گریزند؛
مثلا وقتی همسرتان به شما میگوید که چرا به خانواده خودت بیشتر از من اهمیت میدهی و به خانواده من توجه لازم را نداری، طرف مقابل وقتی از ناحیه زیر قشر مخ پیام دریافت کند، احتمالا با خشونت پاسخ خواهد داد که منجر به دعوا و ناراحتی دو طرف خواهد شد اما اگر رفتار خردمندانه و عاقلانهای داشته باشد، علاوه بر اینکه سعی میکند کاری کند که طرف مقابل ناراحت نشود، از او عذرخواهی هم میکند.
در بسیاری از مواقع میبینیم که وقتی مرد خانواده سرزنشگر است و رفتارهای تحکمآمیز دارد، همسر او عزت نفس خود را از دست میدهد و گاهی هم دچار افسردگی میشود، ضمن اینکه در چنین محیطی اعتمادبهنفس بچهها کمتر میشود و نمیتوانند خیلی قدرتمند عمل کنند. بنابراین یکی از مهارتهای مهمی که میتواند به رابطه برد- برد منتهی شود، این است که ما از سرمشق گرفتن از مشکلات موجود در خانواده خودداری کنیم و باورهای غیرمنطقی که در طول زندگی یاد گرفتهایم را تغییر دهیم. گاهی هم باورهای غیرمنطقی باعث میشود نتوانیم به طرف مقابل خود اعتماد لازم را داشته باشیم.
هنگامی هم که در یک ارتباط اعتماد از بین برود به دست آوردن دوباره آن کار آسانی نیست. بسیاری از این مشکلات به این دلیل است که گاهی ما میخواهیم مالک احساس طرف مقابل باشیم؛ مثلا اگر به همسرمان تلفن میکنیم، قبل از هر گونه احوالپرسی میخواهیم بدانیم کجاست و به چه کاری مشغول است چون اینها را حق خود میدانیم، حال آنکه باید به او حق بدهیم میتواند گاهی به سوالات بیربط ما جواب ندهد!
گاهی اوقات مشکلات بین زن و شوهرها به دلیل داشتن تصورات غلطی است که افراد از قبل در ذهن خود پروراندهاند؛ مثلا اگر مادری داشتهایم که همه کارها را خودش انجام میداده حالا ما تحت تاثیر این تفکر و برداشت، احساس میکنیم که ما هم به عنوان یک مرد نباید دست به سیاه وسفید بزنیم و اگر کار کسی کوچکترین نقصی داشت میتوانیم بهراحتی او را سرزنش کنیم. بنابراین در اینجا هم این مدل رفتار منجر به رفتار برنده- بازنده میشود.
بسیاری از ما قبل از شروع زندگی زناشویی، تصورات غلطی در ذهنمان داریم که مشکلات بزرگی را برایمان به دنبال میآورد؛مثلا شنیدهایم که میگویند زن و شوهر یک روح در دو بدن هستند، در صورتی که اصلا ما یک روح در دو بدن نیستیم و این جمله غلط است. خلیل جبران قطعه قشنگی دارد که میگوید: «اجازه بدهید که نسیم زندگی بین شما جریان داشته باشد». زن و شوهر باید به هم فضایی بدهند که بتوانند در آن بیشتر خودشان و خواستههای طرف مقابلشان را بشناسند. اگر نتوانیم چنین فضایی به یکدیگر بدهیم، ارتباط ما برد- برد نخواهد بود.
وابستگی زیاد ممکن است ما را به سوی محبت مالکانه ببرد که در آن به خودمان اجازه میدهیم حریم خصوصی همسرمان را نادیده بگیریم. از تصورات غلط دیگری که معمولا در زنها بیشتر است این است که میخواهند همسرشان تکیهگاه بیچون و چرای آنها باشد. چنین تصوری درست نیست و باعث میشود انتظارات غیرمنطقی از همسرشان داشته باشند که شاید نتواند آنها را برآورده کند. شوهرتان نمیتواند در تمام زمینهها قدرتمند عمل کند. فراموش نکنید او هم مثل شما مشکلات خودش را دارد.
ممکن است در بسیاری از زمینهها که شما توقع دارید، مهارتهای لازم را نداشته باشد. بنابراین باید به دنبال همراه باشید، نه تکیهگاه. ضمن اینکه باید باورهای خودتان را در مورد ازدواج و زندگی زناشویی تغییر دهید. زن و مرد هرکدام صندوقچهای از اسرار دارند که شاید نخواهند آن را به طرف مقابل خود عرضه کنند. ما نباید همدیگر را آزمایش کنیم یا دائم به همدیگر شک داشته باشیم. چون با این وضع خیلی زود اعتمادمان را به یکدیگر از دست میدهیم. اگر رابطه به چنین مرحلهای برسد، ارتباط برنده- بازنده خواهد بود.
هنگامی که یکی از طرفین احساس افسردگی و شکست میکند رابطه تبدیل به برنده- بازنده میشود چون وقتی یکطرف بیش از حد سرزنشگر باشد طرف مقابل را فرسوده میکند. فرد افسرده هم پرخاشگر، زودرنج و حساس میشود و نمیتواند احساس خوشحالی بکند. در واقع وقتی یکی از پایهها و ستونهای خانه دچار لرزش شود باید مراقب باشیم که فرو نریزد. در رابطه زناشویی هم وقتی یک طرف احساس خوبی ندارد، خواهناخواه طرف مقابل را هم تحتالشعاع خود قرار میدهد. در واقع یکی از عواملی که باعث میشود زن و شوهر نتوانند رابطه برنده- برندهای داشته باشند این است که در فضایی زندگی میکنند که از لحاظ عاطفی گرمای لازم وجود ندارد.
یکی از سوالاتی که همیشه زن و شوهرها میخواهند جواب آن را بدانند این است که چه بلایی بر سر شور و شوق دوران نامزدی میآید و چرا دیگر نمیتوان به آن روزها برگشت. یکی از دلایل مهم تفاوت آن دوران با زندگی مشترک زیر یک سقف این است که افراد قبل از ازدواج «انتظار» همدیگر را میکشند و همین موضوع باعث میشود که در بسیاری از زمینهها برای همدیگر کوتاه بیایند و دوست داشته باشند مطابق میل یکدیگر عمل کنند.
در واقع قبل از عروسی دو طرف همدیگر را تقویت میکنند و به همدیگر پاداش میدهند اما وقتی وارد یکخانه میشوند و مدتی از زندگی آنها میگذرد، کمکم هزینههای زندگی مشترک هم شروع میشود و افراد به جای تقویت یکدیگر، دائم از هم انتقاد میکنند یا قصد تغییر همدیگر را دارند. بهترین کار برای اینکه گاهی بتوانیم به دوران خوش قبل از ازدواج برگردیم این است که سعی کنیم دوباره همدیگر را تایید یا تشویق کنیم، هنگام لباس پوشیدن، نظر همدیگر را بپرسیم و...؛ در واقع توجه لازم را از یکدیگر دریغ نکنیم.
بهترین کار برای اینکه بتوان رابطه برندهای داشت این است که دوطرف قبل از ازدواج مهارتهای لازم را آموزش ببینند. اگر در دبیرستان اینگونه آموزشها اجباری بود شاید زن و شوهرها هنگام وارد شدن در رابطه، کمتر با مشکل مواجه میشدند. البته این به معنای سخت کردن ازدواج نیست بلکه همانگونه که برای رانندگی اتومبیل احتیاج به یادگیری و آموزش هست، برای راندن درجاده زندگی زناشویی هم میتوان وقت گذاشت و آموزش دید. وقتی بدون هیچ آموزشی وارد زندگی زناشویی میشویم، اگر نتوانیم موفق شویم خیلی دور از ذهن نخواهد بود. بنابراین میتوانیم مدلهای تربیتی لازم را از کودکی و نوجوانی به فرزند خود یاد بدهیم.
این عوامل مهم در برهم زدن پایه و اساس زندگی زناشویی و ایجاد اختلافات در بین آنان تاثیر بسزایی می گذارند پس سعی کنید از آنان پرهیز کنید.
از جمله علل مهمی که تیشه به ریشه خانواده میزند ناهماهنگی، نداشتن
توافق، زیادهروی یا زیادهخواهی در امور جنسی همسران است که میتواند
برهمزننده نظام خانواده باشد.
در واقع بیشتر اختلاف زن و شوهرها گرچه
به ظاهر بر سر جزییات زندگی است اما اصل و منشاء آن در اسرارخواب آنان
نهفته است و ریشهاش ناهمگونی جنسی است. به گفته صاحب نظران از همه مشکلاتی
که دامنگیر زن و شوهر میشود میتوان چشم پوشی کرد به جز ناهماهنگی جنسی
که کاملا نظام زن و شوهری را میگسلد. اما سئوال اینجاست منشاء پیدایش این
ناهمگونی جنسی از کجاست؟
حجت الاسلام و المسلمین دکتر نصیر عابدینی، روانشناس در این باره
میگوید: در روابط نزدیک زناشویی، در زن غرایز معینی وجود دارد که نشان
میدهد کی و چه زمانی میتواند به روابط جنسی بپردازد و تمکین کند. اما
متاسفانه در اغلب ازدواجها مرد به خاطر ناآگاهی و نداشتن اطلاعات درست،
این شرایط زن را به کلی نادیده میگیرد و با تبعیت از تمایلات افسار گسیخته
جنسی خود، زن را در اوقاتی که آمادگی ندارد وادار به انجام روابطی میکند
که او، آن را حقوق زناشویی میخواند و همین عامل سنگ بنای سردمزاجی و تنفر
زن از ادامه و تکرار روابط زناشویی میشود.
به گفته این روانشناس اثرات
شوکی که در نتیجه یک چنین روابط جنسی ناهماهنگ بر مغز و روان یک زن با آن
احساسات لطیف و آسیب پذیر وارد میشود، به قدری عمیق است که احتمال دارد
اثرات منفی آن در سراسر زندگی و طرز تلقی نامطلوب او نسبت به امور زناشویی
دیده شود.
در روابط جنسی که در آن زن و مرد با همدیگر به همکاری
میپردازند یک نوع نیرو یا انرژی مطلوب رد و بدل و باعث ارتقا قوت و قدرت
طرفین میشود. اما وقتی رابطه یکطرفه و اجبار در کار باشد یعنی مرد اصرار
به انجام این اعمال داشته باشد و زن بهآن مایل نباشد، نه تنها صدمات
جسمانی و روانی زیادی به زن وارد میشود بلکه آن انرژیای که مرد از دست
داده مجدد به دست نخواهد آورد و دچار زیان میشود.
موضوع دیگری که این دکتر روانشناس به آن اشاره میکند، آنکه وقتی مرد به کرات و اجبار همچون وعدههای شام و ناهار اصرار به برقراری روابط جنسی میورزد، به نوعی خود باعث هدر رفت انرژی و قوتی میشود که باید صرف کارهای مهم زندگی کند و این ناهماهنگی را میتوان بنوعی زیادهروی جنسی دانست.
در زیادهرویهای جنسی ناهمگون و ناهماهنگ که این روزها در بسیاری از زندگی همسران دیده میشود و دلیل اصلی آن محرکات محیطی از نوع (سمعی، بصری و حسی) است، این مرد است که زیان اصلی را خواهد دید. چرا که در روابط زناشویی ناهماهنگی که در آن اعتدال رعایت نشود مرد زودتر از زن به مرز زیاده روی و اتلاف انرژی خواهد رسید و عملا ناتوانی جنسی و پیری قبل از موعد را سبب میشود. برخی تحقیقات نشان میدهد که بروز اختلالات یا ناتوانی جنسی از شش ماه پس از ازدواج بر اثر اینگونه زیاده رویها بروز میکند.
متاسفانه در بسیاری از سایتهای غیرمجاز اینترنتی و فیلمها و میان
برنامههای مبتذل ماهوارهای به نمایش گذاشته میشود و تاسف بارتر اینکه
هیجانات کاذب آن موجب میشود برخی همسران بخصوص جنس مرد به برقراری این
اعمال نامتعارف و غیر بهداشتی در روابط زناشویی خود اقدام کنند.
حجت
الاسلام دکتر عابدینی در این خصوص میگوید: وضعیتی که زن در ارتباط با
سوءاستفاده و تعرضهای نامناسب و نامتعارف جنسی از سوی همسر یا با زیاده
رویهای زناشویی روبهرو میشود رابطهای است که در آن به دلیل یکطرفه بودن
عمل جنسی، زن تبدیل به ابزاری میشود در دست مرد برای دفع آتش شهوت. چرا
که وقتی مرد به طرز غیر عادی و با محرکاتی کاذب برانگیخته شود بیملاحظه
شده و دیگر قادر نخواهد بود به حقوق زناشویی همسر خود احترام گذاشته و یک
پاسخ عاطفی دهد و در نتیجه برقراری رابطهای که میلی به آن نباشد برای زن
نفرت انگیز، تحمیلی، ملامت بار، پست و مبتذل خواهد شد.
این روابط غیر
بهداشتی خارج از عرف و زیاده رویها نه تنها یک بیحرمتی اخلاقی به حریم زن
است بلکه سرچشمه ضعف و آسیبهای جسمانی او نیز هست. زیاده رویهای جنسی و
رنجشی که سبب آسیب زن شده حتی برقراری یک همدلی، همکلامی یا مصاحبت دوستانه
و صمیمانه را امکان ناپذیر میکند و قدرت و نیروی این دشمنی جنسی به حدی
است که بسیاری از زنان را به دادگاه و طلاق میکشاند.
به یاد داشته
باشید، انگیزه جنسی آن طور که عموم مردم تصور میکنند تنها یک تجلی جسمی
نیست بلکه سراسر وجود و روان یک شخص را در بر میگیرد و اگر بیحرمتی جنسی
رخدهد، آن چنان نارضایتی در خداوند و آن چنان نفرت و دشمنی بین زن و مرد
به وجود میآورد که میتوان آن را دقیقا با شدت محبتی که همسران قبلا نسبت
به یکدیگر داشتند مقایسه کرد که متاسفانه در جامعه امروز ما هزاران زن این
بیحرمتی جنسی را تجربه کردهاند و به دلیل شرم از ابراز آن ناچار به سکوت
شدهاند.
اغلب مردان از نظر برخوردار شدن از رابطه جنسی همیشه آمادگی دارند. به
عبارت دیگر مرد فقط در انتظار این است که زن او را دعوت کند؛ اما چون زن
تنها در دورههایی خاص قابلیت پذیرش بالایی دارد و خود به این امر واقف
است، باید مرد این را بپذیرد که امکان برقراری این روابط تنها در زمانهایی
خاص موجب انتقال انرژی مطلوب به او میشود و بیش از این قوت خود را به هدر
ندهد.
دکتر عابدینی با اشاره به این موضوع میافزاید زن و مرد باید
دورههای مباشرت خود را که اغلب از سوی زن تعیین میشود بتدریج منظم کنند
تا جاذبه و گرمی این روابط باقی روزها را تحتالشعاع خود قرار دهد. مردان
باید بدانند که دورههایی در زندگی زن وجود دارد که طی آن زن از هر حیث
خودش نیست. در حوالی این دوره زن فوقالعاده به عصبانیت، حساسیت و ترشرویی
گرایش دارد. دست کم در چنین اوقاتی مرد باید ملاحظه حال زن را بنماید و سعی
کند با زن توأم با درک و محبت و احترام برخورد کند و مطمئن باشد بازتاب یک
محبت واقعی به زن، دریافت هزاران محبت است. بنابراین برای اینکه بتوانید
از روابط زناشوییتان محافظت کنید باید یک عاشق ملاحظه کار باشید. این
ملاحظات بیش از هزار راه قانونی، پیوند زناشوییتان را محکم نگه میدارد و
وجود یک چنین پیوندی است که ازدواج را مقدس میکند.
اسمشان بد در رفته ، مردان را می گویم ، بخاطر صدای مردانه و ظاهرشان گمان می کنیم سر سخت تر از آن هستند که نیاز روحی داشته باشند. دلمان قرص است که مردمان مرد است و بیدی نیست که با این بادها بلرزد. اما به ظاهرشان نباید نگاه کرد. آنها همانطور که تکیه گاه چهاردیواری خانه مان هستند ، اگر از نظر عاطفی و روحی تامین نباشند ، می توانند خیلی شکننده شوند و این یعنی خانه ی ما آسیب می بیند.
بسیاری از ما خانم ها نمی دانیم نیازهای روحی همسرمان چیست .شاید این مطلب کمی باشد برای شناخت بهتر همسرتان...
مردان در زندگی شان چند نیاز اساسی دارند مانند:
یکی از مهمترین مسائلی که ذهن آقایان را درگیر میکند، میزان احترامی است که از همسر خود انتظار دارند. آنها شاید این مسئله را هرگز به زبان نیاورند، اما بیشک یکی از دلایل پرخاشگریها و ناسازگاریهای آنها، عدم دستیابی به احترامی است که از همسر خود توقع دارند.اگر به آنچه میگوییم صددرصد ایمان ندارید، از همسرتان بپرسید. احترام گذاشتن به همسر چیز ماورایی و سختی نیست.
همینکه شما به افکار و عقاید و رفتارها و احساسات مرد زندگیتان احترام بگذارید، او را آرام خواهد کرد. اگر همسرتان میگوید که خسته است، سکوت و درک متقابل شما در آن لحظه پاسخی در جهت احترامگذاشتن به همسرتان خواهد بود. چند بار اتفاق افتاده که همسرتان بگوید که خسته است و شما با پافشاری زیاد به او میگویید که باید به خرید بروید؟
مردها عاشق این هستند که همسرشان آنها را تحسین کند. اما فرق بین تشویق واقعی و تعریف و تمجید بیخودی را خوب درک میکنند. بهجای تعریفهای متملقانه در برابر اقوام و آشنایان که ظاهری کاملاً مصنوعی دارد، در خلوت خود به همسرتان بگویید که او بینظیر است و از کارهایی که انجام میدهد مثال بزنید و بگویید: فلان کار را عالی به اتمام رساندی یا تو در انجام آن کار بینظیری.
بخشی از زندگی مردها، همسرشان است. شاید این اعتراف را از هیچ مردی نشنیده باشید که بگوید: زیبایی و ظاهر تو برایم مهم است چون دوستت دارم! اما واقعیت این است که مردها به دلیل علاقهای که به همسرشان دارند، توقع دارند او را همیشه آراسته و مرتب ببینند. آنها از اینکه همسرشان برای خودش وقت میگذارد و تلاش میکند تا زیبا به نظر برسد لذت میبرند. کمی آرایش ساده و مرتب کردن موها شما را تا حد زیادی جذاب میکند.
فریاد زدن خوب نیست. کارهای مذموم مانند فریاد زدن و بلند صحبت کردن نه برای زنها خوشایند است و نه برای مردها. وقتیکه پیش همسرتان هستید، ملایم صحبت کنید. تن صدایتان را طوری تنظیم کنید که همسرتان از صحبتکردن شما آرامش بگیرد. از کلمات وزین و عبارات محبتآمیز استفاده کنید. گاهی با صدای کودکانه با همسرتان صحبت کنید.
چه کسی هست که نیاز به تشویق و تحسین نداشته باشد؟ مردها به دلیل حجم
کاری و فشارهای زندگی که بر دوش آنهاست، شاید بیشتر نیاز به تشویقها و
تعریفهای همسرشان دارند تا انرژی بگیرد و باانگیزه بیشتری برای
خانوادهشان تلاش کنند. تصور مردها اینگونه است که اگر همسرشان به
تواناییشان اعتماد داشته باشد میتوانند از پس هر مشکلی در زندگی
بربیایند. هدیه دادن چنین حسی به مرد زندگیتان، قطعاً کار سختی نخواهد
بود. کافی است هر شب با چند جمله انرژیبخش او را تحسین کنید.
هرچند که همه مردها میدانند کارکردن و برآوردهکردن مخارج زندگی یکی از وظایفشان است، اما دانستن وظیفه، یک مسئله است و نیاز به قدردانی یک مسئله دیگر. شاید کاری وظیفه خاص یک نفر باشد، اما بیشک قدردانی و تشکر باعث میشود او توان بیشتری برای کارش بگذارد و باکیفیت مطلوبتری به انجام کارش بپردازد. همانطورکه شما توقع دارید همسرتان کارهای خانه را که از صبح تا شب انجام میدهید ببیند و متوجه شود جای گلدان چینی روی میز را تغییر دادهاید، و به شما خسته نباشید بگوید و تشکر کند که خانه را مرتب کردهاید، طبیعی است او هم توقع داشته باشد شما متوجه فعالیتهای روزمرهاش شده باشید. نکته مهم و مستتری که در این نوع قدردانی کردنها وجود دارند، عزیزشدن شما در دلوجان همسرتان است.
حتماً شنیدهاید که یکی از اهداف زندگی مشترک، استقلال زوج جوان است. این استقلال یک حس همیشگی و مداوم در طول زندگی است که اتفاقاً مردها را بهشدت مجذوب خود میکند. هیچ مردی نیست که علاقهمند به استقلال نباشد.
این بدان معنی است که مردها تمایل دارند برخی از کارها را بهتنهایی و بدون آنکه مورد نظارت قرار بگیرند، انجام دهند. بههمین دلیل لازم است برخی اوقات اجازه بدهید همسرتان این حس استقلال را درک کند. اگر میخواهد یکی دو ساعت تنها باشد یا بهتنهایی بعضی از خریدها را انجام بدهد، به حس استقلالش احترام بگذارید. مطمئن باشید این احترام متقابلاً به خود شما بر خواهد گشت.
شاید شما بهعنوان یک خانم گمان کنید یکی از فواید ازدواج حس حمایتگری همسرتان از شماست. این دقیقاً در مورد آقایان هم صادق است. مردها هم نیاز دارند گاهی اوقات همسرشان حمایتشان کند.زمانی که همسرتان میخواهد تغییر شغل بدهد، ماشینش را عوض کند یا پای در یک معامله متفاوت بگذارد، بهشدت نیازمند حمایتهای شماست حتی اگر به زبان نیاورد. در اینگونه مواقع همسرتان را با گوشدادن به صحبتهایش و جملات امیدبخش حمایت کنید. بیشک حس حمایتگرانه شما عامل موفقیت همسرتان خواهد شد و همین حس در طول زندگی شما را هم با دست حمایتگر همسرتان از هر آنچه دلتان را بلرزاند مصون نگه میدارد.
تمایل به خواستهشدن در همه آدمها وجود دارد. همه افراد چه مرد و چه زن تمایل به خواستهشدن از سوی همسرشان را دارند. این حس در مردها بیشتر است. هرچند که لایه بیرونی چهره مردانه سرشار از غرور است، اما خوب جمله دوستت دارم را میشنوند و اینگونه جملات انقلابی در وجود آنها پدید میآورد. با دیدن چهره اخمو و مردانه همسرتان تصور نکنید که جملات عاطفی را لوسبازی میپندارد. او را نوازش کنید و در گوشش بگویید که دوستش دارید. حتی اگر پلکهایش را روی هم بگذارد و غرق در یک ظاهر مردانه شود، اما بیشک در درونش عشق به شما فوران میکند.
بیشتر زنان درباره مرد ایده آل خود خیال بافی می کنند اما باید بدانند که حتی یک مرد ایده آل هم کم و کاستی هایی دارد. من با رجوع به خانم ها و پرس و جو از آنها به این نتیجه رسیدم که تقریبا تمام مردها عاداتی مشابه و آزاردهنده دارند. اگر فکر می کنید که به سادگی می توانید رفتار مرد مورد علاقه خود را تغییر دهید، سخت در اشتباه اید. شاید بارها در اینترنت به دنبال روشی برای خلاصی از عادات بد شریک زندگی تان گشته اید، اما من به شما پیشنهاد می کنم واقعیت را بپذیرید زیرا بی تفاوتی و بی توجهی جزو طبیعت رفتار مردها است.
زنان زیرک می دانند که گاهی باید چشم های خود را روی عادت بد همسرشان ببندند و اگر رفتاری که از او می بینند واقعا آزار دهنده است، با گفتگو آن را حل کنند. اما اگر واقعا شریک زندگی تان را دوست دارید، از نقد و سرزنش کردن او بپرهیزید. این راه به شما در برقراری رابطه ای مستحکم کمک خواهد کرد. اگر به دنبال رابطه خوب و با دوام هستید، بر صبر و دانایی خود بیافزایید.
ما در اینجا تعدادی از عادات مشابه در بیشتر آقایان را برایتان آورده ایم، تا با خواندن آنها بدانید که این رفتار مختص همسر شما نیست و در رفتار اکثر آقایان دیده می شود. یادتان باشد، هیچ انسانی کامل نیست.
نمی دانم چرا ولی امروزه بسیاری از مردان رفتاری شبیه نوجوانان دارند. آنها ساعت ها روبه روی مانیتور می نشینند و خودشان را با بازی های رایانه ای سرگرم می کنند طوری که رفتار آنها موجب آزار تمام اعضای خانوده می شود. به نظر من این افراد در دنیای مجازی خود زندگی می کنند.
آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا افراد پس از یک روز سخت کاری، به بازی های رایانه ای پناه می برند؟ یکی از دوستانم در این باره به من گفت: «بازی استرس را دور می کند». اما متاسفانه آنها هنوز درک نکرده اند که برای این کار پیر شده اند. اگر می خواهید از این عادت همسرتان رها شوید، سعی کنید با بهترین روش حواس او را پرت کنید تا از دنیای مجازی خود بیرون بیاید. به عنوان مثال ورزشی گروهی انجام دهید یا روی فعالیت های مورد علاقه او تمرکز کنید.
برخلاف زنان، بیان احساسات درونی برای مردان دشوار است. آنها به دنبال شانه ای برای گریه کردن نمی گردند و هیچ گاه راز دل شان را پیش دیگران فاش نمی کنند. متاسفانه از نظر آنها بیان احساسات نشانه ضعف است و از طرف دیگر اعتقاد دارند که پنهان نمودن آنها بهترین راه برای محافظت از خود و اجتناب از مشکلات است در صورتی که این رفتار برای زنان بسیار آزار دهنده است زیرا هیچ درکی از آن ندارند.
ثابت شده زنان نسبت به مردان طول عمر بیشتری دارند زیرا احساسات مثبت و منفی خود را بروز می دهند. به همسر خود بگویید که پنهان کردن احساسات می تواند برای سلامت ذهن و بدن مضر باشد در حالی که بیان شان بسیار لذت بخش است.
مردها پیچیده و عجیب هستند و باید اعتراف کنم که خرید کردن در عادات مورد علاقه آنها نمی گنجد. آنها تمایلی به تغییر لباس های کمد خود ندارند زیرا معتقدند که یک جفت کفش، دو جفت شلوار و چند عدد تیشرت برای این که زیبا به نظر برسند، کافی است. اما زنان بر خلاف آنها عمل می کنند. آنها دوست دارند به همسرشان بقبولانند که خرید کردن بسیار لذت بخش است. تنها راه این است که شما خود برای خرید لباس همسرتان اقدام کنید. تنها در این صورت او از پوشیدن یک دست لباس مشابه دست بر می دارد.
بی توجهی یکی از آزاردهنده ترین رفتار مردان است. تحقیقات نشان داده که مردان زیادی به بیماری فراموشی مبتلا هستند. این طور به نظر می رسد که آنها در جهان دیگری سیر می کنند طوری که نمی توانند چیزهایی که برای زنان اهمیت دارد مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و غیره را به خاطر بسپارند. البته زنان باید بدانند که عوامل مختلفی از جمله افسردگی، استرس، فشار کار و عصبانیت بر حافظه آنها تاثیر منفی می گذارد. زنان عاقل در این مواقع، از قبل همسر خود را آگاه می کنند. آنها باید بدانند که این رفتار نشانه بی تفاوتی نیست بلکه جزوی از طبیعت مردان است.
متاسفانه تمام مردان فکر می کنند که رانندگی زنان خطرناک است. یک بار من از همسرم دلیل این طرز فکر را پرسیدم و او در جواب گفت: «حتی پیش از زمانی که مردها به این نتیجه برسند، دانشمندان کشف کردند که باید مراقب رانندگی زنانی که پشت فرمان نشسته اند، باشیم.» اما من واقعا با این جمله مخالفم. به نظر من یک زن به اندازه یک مرد می توانند راننده خوبی باشد اما مردها مدام سعی دارند ثابت کنند که علت تمام تصادفات، زنان هستند. در واقع این زنان هستند که می توانند حتی در بدترین شرایط از تصادف جلوگیری کنند.
پاسخ مشاور: بهتر بود درباره اینکه چطور به این مسئله پی بردید توضیح
بیشتری میدادید؛ بخصوص آنکه گفتهاید این موضوع از شما پنهان بوده است.
اگر چنین است چگونه متوجه آن شدهاید و چرا این موضوع باعث اختلاف شما و
همسرتان شده است؟
اطلاعات ناقص و از طرفی متناقض به حل مشکل شما کمکی
نخواهد کرد. با این حال شایسته است برای حفظ زندگیتان تلاش کنید و آرامش از
دست رفتهتان را بازگردانید.
همان طور که میدانید در محیط متشنج نه تنها مشکلی حل نخواهد شد بلکه
دامنه مشکلات به دیگر جوانب زندگی نیز رخنه کرده و شما را در حل آن گیج
خواهد کرد بنابراین سعی کنید ابتدا محیط خانه را برای خود و همسرتان آرام
کنید. پس از آن، میتوانید به مطرح کردن موضوع و حل آن اقدام کنید.
ابتدا
موضوع را بخوبی بررسی کنید. شما به عنوان همسر و شخصی که بیشترین حقوق را
دارد در جایگاهی هستید که باید برای آینده زندگیتان نگران باشید و با توجه
به اینکه به زندگی مشترکتان علاقه دارید باید درایت بیشتری در حل این موضوع
به خرج دهید.
زندگی مشترک زمانی معنا و مفهوم مییابد که زن و شوهر در کنار یکدیگر و
با رسیدن به تفاهم و توافق، دست به عملی کردن تصمیماتشان بزنند. بنابراین
میتوانید از همسرتان بخواهید با در جریان گذاشتن شما در مراحل کمک رسانی
به آن شخص دیگر، شما را نیز در روند اجرای تصمیمات قرار دهد. حتی این
اختیار میتواند از جانب همسرتان به طور کامل به شما واگذار شود چرا که شما
به عنوان زن میتوانید احساسات آن خانم را بهتر درک کنید و در یاری رساندن
به وی تلاش نمایید.
همان طور که همه ما میدانیم کمک به همنوع و نجات
زندگی افراد نیازمند، از جمله وظایف شهروندی و شرعی ماست، همچنین در علم
روانشناسی دستیابی به احساس مفید بودن، کمک کردن به دیگران و کارهایی از
این قبیل در سلامت روان افراد تاثیر بسزایی دارد. البته به شرطی که این کمک
رساندن با نیت خیر انجام گیرد و تهدیدی برای زندگی و خانوادهمان محسوب
نشود.
با انتخاب بهترین راه با نزدیک شدن به همسرتان و حل اختلافات، بیان
نگرانیها و دغدغههای فکریتان و پی بردن به نیت و قصد واقعی وی در انجام
این کار میتوانید همراه او باشید. در غیر این صورت به یاد داشته باشید
گاه غفلتها و چشمپوشیهای ما بر آنچه در زندگیمان میگذرد باعث میشود با
معضلات بزرگی روبرو شویم که تیشه به ریشه زندگی ما خواهند زد.
ارتباط
خارج از عرف همسرتان به طور پنهانی با خانمی دیگر به بهانه کمک و... قابل
توجیه نیست و با توجه به اینکه شما به عنوان کسی که در زندگی و تصمیمات
درباره آنچه در زندگیتان رخ میدهد سهیم هستید، حق دارید برای حل و رفع آن
بکوشید و این موضوعی نیست که بخواهید با آن کنار بیایید. لذا توصیه میشود
در یک گفتوگوی آرام، به نیت واقعی همسرتان پی ببرید و اگر احساس میکنید
مسائل دیگری نیز بین همسرتان و آن خانم وجود دارد، به جای کنار آمدن با
شرایط، ضمن حفظ احترام همسرتان و با کمک مشاور اقدام به حل مشکل کنید و
نگذارید این موضوع زندگی مشترک شما را تهدید کند.
دختری ۲۳ ساله و شاغلم. حدود یک سال است که ازدواج کردهام اما نمیدانم چه کنم تا همسرم فردی خانوادهدوست شود.
پاسخ مشاور: جای بسی خوشحالی است که به ارتقای سطح کیفی زندگی مشترکتان
میاندیشید. دو سال اول ازدواج سالهای پرمشقتی است چرا که زوجین رفته
رفته، از زندگی مجردی و شرایط قبلی خود دور میشوند و به عنوان همسر، وظایف
جدیدی را بر عهده میگیرند که این امر به سادگی محقق نخواهد شد.
عوامل
بسیاری مودت و الفت در خانه را افزایش میدهد، عواملی که به ظاهر مهم به
نظر نمیرسد ولی در عمل بسیار تاثیرگذار است. در ادامه به بیان نکاتی
میپردازیم که با رعایت آنها میتوانید ارتباط بهتری با همسرتان برقرار
کنید و صمیمیت را در روابط میان خود و همسرتان افزایش دهید:
صدا زدن همسر، بهتر است با القابی انجام پذیرد که بیشتر میپسندد. گاهی
اوقات برخی از ما در گفتوگوهای روزانه اصلا نامی از همسرمان به زبان
نمیآوریم، به بار عاطفی این جملات که همگی یک معنا دارند توجه کنید:
* پنجره اتاق رو ببند
* علی! پنجره اتاق رو ببند
* علی آقا! پنجره اتاق رو ببند
* علی آقا، عزیزم! پنجره اتاق رو میبندی لطفا؟
با پیشی گرفتن در سلام کردن به همسرتان، به استقبال وی بروید و با وی دست دهید و او را در آغوش بگیرید. همچنین به هنگام خروج از منزل، وی را بدرقه کنید. این کار صفا و صمیمیت در ارتباطتان را افزایش میدهد.
در حضور همسرتان مرتب باشید و با لباسهایی زیبا ظاهر شوید. استفاده از عطر و اسپری خوشبوکننده نیز بسیار مورد تاکید است. فراموش نکنید که لازمه یک زندگی پایدار، محبت است. رفتار، گفتار و تمام اعمال زوجین در افزایش و کاهش محبت موثر است؛ بنابراین از رفتار و گفتارتان مراقبت کنید. نوشتن نامههای پرمهر و محبت، تاثیرات مثبتی در افزایش محبت و هرچه گرمتر شدن کانون خانوادهتان دارد. باید توجه کرد که محبت باید به زبان آورده شود و اینگونه، باعث افزایش محبوبیت میشود.
فهرستی از علایق و نیازهای همسرتان تهیه کنید. این کار رمز ورود شما به قلب همسرتان است، چرا که همه انسانها به علایق و نیازهایشان وابستگی دارند. آگاهی از علایق ونیازهای منطقی همسر و تلاش برای تامین به موقع و مناسب آنها بذر محبت و علاقه را در دل او خواهد کاشت.
ایجاد اعتماد یکی از چالشهای اساسی در هر نوع رابطه و به خصوص در رابطه زوجی محسوب میشود؛ به طوری که صداقت در گفتار و عدالت در رفتار، نقش مهمی در اعتمادسازی در رابطه زناشویی بازی میکند.
احساسات همسرتان را ببینید و به آنها جواب مناسب دهید و با همدلی، به همسرتان در ابراز احساساتش کمک کنید. همدلی یعنی خود را در موقعیت همسرتان قرار دهید و احساسات وی را درک کنید و در آن احساسات، با او مشارکت داشته باشید. با این کار پیوندی بر پایه اعتماد شکل خواهد گرفت.
بر اساس تحقیقی که در مجله آمریکایی womens day منتشر شده است گاهی وجود عکسهای خانوادگی در اتاق خواب این حس را به زوجین میدهند که در دید هستند و این موضوع باعث سرکوب تمایلات جنسی میشود. سعی کنید عکس پدر و مادر را در اتاق خواب نگذارید.
سفتی تشک نه تنها میتواند باعث کمردرد شود بلکه روی رابطه جنسی هم اثر منفی میگذارد. بهتر است تشک نرمی انتخاب کنید تا خوابیدن روی آن مشکل ایجاد نکند.
شاید مخصوصا در فصل سرد سال تمایلی به پوشیدن لباسهای باز نداشته باشید اما پوشیدن پیژامه پشمی با کفشهای روفرشی بزرگ میل جنسی را در طرف مقابلتان از بین میبرد. سعی کنید لگهای تو کرک که در عین حال شما را جذاب و زیبا نشان میدهد به پا کنید.
لباسهای کثیف و جورابهایی که بوی عرق میدهد را از اتاق خوابتان بیرون بیندازید، بدنتان اگر بوی عرق میدهد حمام کنید و اجازه ندهید نفستان بوی بد بدهد.
به گفته محققان ایتالیایی وجود تلویزیون در اتاق خواب میل جنسی را ۵۰ درصد کاهش میدهد. محققان پس از زیر نظرگرفتن ۵۲۳ داوطلب متوجه شدند زوجهایی که در اتاقشان تلویزیون دارند ۴ بار در ماه رابطه جنسی برقرار میکنند در حالی که این میزان در زوجهایی که تلویزیون در اتاق خوابشان ندارند.۲ بار در هفته یعنی ۸ بار در ماه است.
بازی با تبلت یا کار با گوشیهای هوشمند گاهی به قدری زوجها را سرگرم میکند که برقراری رابطه جنسی را از یاد میبرند. سعی کنید وقتی وارد اتاق خواب میشوید تمامی تکنولوژیها را کنار بگذارید و حواستان به همسرتان باشد.
رضایت زناشویی در واقع نگرشی مثبت و لذتبخش است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی خویش دارند. پژوهش ها نشان داده اند که رضایت زناشویی در طول زندگی ثابت نبوده و با افت و خیزهایی همراه است.
برای نمونه یک پژوهشگر مراحلی را برای چرخه زندگی خانوادگی مطرح کرده و معتقد است که میزان رضایت زناشویی، در هر یک از این مراحل متفاوت است. او یک منحنی U شکل را با یک نقطه اوج در سال های اول، تنزل در هنگام تولد فرزندان و در نهایت صعود با رفتن فرزندان از خانواده ارائه می دهد.
پژوهشگر دیگری نیز عقیده دارد نارضایتی زناشویی در زنان، موقع مدرسه رفتن فرزندان بیش از هر زمان دیگری بوده اما به محض اینکه فرزندان به سن نوجوانی می رسند. رضایت زناشویی در زنان افزایش یافته و تا دوره های بعد همچنان ادامه دارد.
برای محکم تر کردن پیوند زناشویی و داشتن رابطه ای انگیزه بخش، پویا و شاد، راه های زیادی وجود دارد که ما برجسته ترین شان را بررسی می کنیم:
در یک رابطه خوب، هر دو طرف برای رشد و تغییر تشویق می شوند. اگر می خواهید کارتان را رها کنید و درستان را ادامه دهید، همسرتان باید از شما حمایت کند. اگر می خواهید کار جدیدی را امتحان کنید یا به کاری که در گذشته می کردید برگردید، او باید پشتیبان شما باشد.
شما هم باید او را از همین حمایت ها بهره مند کنید. همسرتان را تشویق کنید کارهای جدیدی را امتحان کند، چیزهای تازه بیاموزد و با افراد جدید آشنا شود. اگر بخواهید همسرتان هیچ تغییری نکند و همانطور بماند که هست، زندگی تان فوق العاده خسته کننده خواهد شد.
کوتاه آمدن به معنی ضعف نیست. کوتاه آمدن به معنی تسلیم شدن نیست. به این معنی نیست که جنگ را باخته اید؛ بلکه دقیقا برعکس آن است. آیا می دانید که گاهی کوتاه آمدن چه کار سختی است؟ دوست دارید حرف شما به کرسی بنشیند، چون فکر می کنید درست است و حرف های همسرتان معنایی برایتان ندارد. یک قدم به عقب بردارید و کمی سیاستمدارانه تر به این مشاجره نگاه کنید. نتیجه منطقی آن چیست؟
اگر حق با همسرتان است، از اینکه آن را بپذیرید، نترسید. حرف او را قبول کنید یا هر دو تا اندازه ای کوتاه بیایید و نظرتان را کمی تغییر دهید تا حس رضایت به تساوی تقسیم شود. نکته مهم این است که نخواهید حتما حرف خودتان را به کرسی بنشانید. بی تردید، کوتاه آمدن و صلح کردن به رشد رابطه تان کمک می کند.
همسرتان از شما انتظار ندارد فوق العاده باشید و احتمالا شما هم یک چنین انتظاری از او ندارید. همه ما انسان هستیم و ممکن است ضعف هایی داشته باشیم. در واقع، برای اینکه رابطه ای ماندگار و جدی داشته باشید، باید اجازه دهید همسرتان از ضعف های شما آگاه شود؛ این باعث می شود نسبت به چیزهایی که آزارتان می دهد حساس تر شده و به شما کمک کند تا خودتان را در آن زمینه ها تقویت کنید.
هر زمان که با هم دعوا کردید، نگران اینکه چه کسی می برد و چه کسی می بازد، نباشید. از مشاجره ها و حرف هایی که زده می شود درس بگیرید و در پی یافتن راه حلی برای مشکل تان باشید. وقتی از دعوایی درس می گیرید، می توانید آن درس را در رابطه تان پیاده کنید تا از بروز دوباره آن مشکل در آینده جلوگیری کنید.
همه اینها خیلی خوب است، اما کارتان تمام نشده است! همسرتان را ببخشید! خودتان را هم همینطور! دعوا تمام شده است، حالا دیگر باید از آن بگذرید. سعی کنید هیچ گاه از همسرتان کینه ای به دل نگیرید، زیرا این خشم و کینه تا جایی ادامه پیدا می کند که دیگر دوست نخواهید داشت رابطه تان را با او ادامه دهید.
ازدواج یک مرز می خواهد که نفوذپذیری آن نسبی باشد، طوری که به تمام دوستان و اعضای خانواده اجازه ارتباط دهد ولی در امور شخصی و برنامه های شما خللی وارد نشود. البته این موضوع در مورد خویشاوندان درجه اول، کمی پیچیده می شود. اینکه مثلا در برنامه ریزی تعطیلات نوروز، وقت تان را در خانه خانواده خود خواهید گذراند یا خانواده همسرتان؟ یا شاید برای اولین بار در خانه خودتان خواهید ماند؟ یا اینکه چه مقدار پشت تلفن و حضوری با خانواده تان حرف می زنید و در مورد جزییات زندگی تان اطلاعات می دهید؛ از مواردی است که با وجود مرزهای سالم، راحت تر تعیین می شود. البته فراموش نکنید که والدین خود را کنار نگذارید. شما تا آخر به عشق و حمایت آنها نیاز دارید اما مرزی بین محدوده رابطه خود با همسر و رابطه با والدین در نظر بگیرید.
استفاده افراطی از تلفن، می تواند خوشحالی را از خانه شما دور کند و حامل تنش باشد. هر چه بیشتر تماس و پیام دریافت کنیم، پریشان تر می شویم. تکنولوژی مرز بین خانه و محیط کار را از بین برده است. البته این موضوع به خودی خود بد نیست و انعطاف بیشتری به انسان می دهد اما قرار نیست رییس شما وقتی با شما تماس می گیرد، خبر خوبی به شما بدهد و تشویق تان کند و بگوید کاری که روی پروژه انجام دادی، بی نظیر بود. این تماس ممکن است آغاز یک بحران باشد؛ پس با ایجاد محدودیت، این تنش ها را کم کنید : پست الکترونیکی خود را فقط یک بار در شب چک کنید. اگر تماسی مهم نیست، پاسخ دادن به آن را به فردا صبح موکول کنید. هر شب در ساعت خاصی تلفن و کامپیوتر خود را خاموش کنید.
این زن در بازجوییهای بازپرس جنایی گفت: ساعت 10 شب گذشته از محل کار خود واقع در میدان هفت تیر خارج شدم و برای رفتن به سیدخندان سوار خودروی تیرهرنگی شدم که تنها یک مسافر داشت و راننده هم پسر جوانی بود. هنوز چند قدمی نرفته بودیم که ناگهان راننده تغییر مسیر داد و وقتی من اعتراض کردم و خواستم خودرو را متوقف کند، مرد جوان دیگری که تصور میکردم مسافر است، از صندلی جلو خودش را به صندلی عقب رساند و در حالی که گردنم را بشدت فشار میداد، به گونهای که مرگ را جلوی چشمانم میدیدم، فریادزنان خواست سکوت کنم و کمک نخواهم، چارهای جز تسلیم نداشتم. خودرو به سمت اتوبان همت تغییر مسیر داد و همزمان جوان خشن پس از کتک زدن من خواست تا در برابر خواسته شومش مقاومت نکنم.
وی افزود: با گریه و التماس خواهش کردم تا دست از سرم بردارند اما آنها
بیاعتنا بودند. در همان حال حرکت خودرو، مرد شیطانصفت خواستهاش را انجام
داد و در حالی که باز گریه میکردم، در گوشه خلوت و تاریکی من را از خودرو
به بیرون پرتاب کردند و گریختند.
سناریوی مشابه
در
حالی که مأموران پلیس به تحقیق برای ردیابی دو مرد شوم دست زده بودند،
بازپرس مدیرروستا با سناریوی مشابه دیگری مواجه شد که در آن زن جوانی در
منطقه یافتآباد تهران سوار بر ارابه شیطان گرفتار سرنوشت تلخی شده بود.
این زن به بازپرس جنایی گفت: از میدان حصارک به مقصد پونک سوار یک خودروی تیرهرنگ شده بودم که توسط دو سرنشین آن هدف آزار و اذیت قرار گرفتم.وی افزود: خودرو در حال حرکت بود که یکی از مردان من را تا حد مرگ پیش برد، خیلی گریه کردم اما آنها سنگدل بودند و وقتی چارهای جز تسلیم ندیدم، آنها بعد از مدتی من را در محله خلوتی از خودرو بیرون انداختند و با سرعت فرار کردند.
مأموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران که میدیدند جرایم سریالی سیاهی رخ میدهد، با استفاده از همه امکانات اطلاعاتی و علمی توانستند ارابه شیطان را شناسایی کنند که متعلق به مرد سن و سالداری بود که مشخصاتش با دو سرنشین جوان همخوانی نداشت.در جریان تحقیقات پلیسی و قضایی مشخص شد که بیشتر اوقات خودروی تیرهرنگ در اختیار پسر 25 ساله خانواده به نام «فرهاد» است که بارها به خاطر سرقت و مواد مخدر به زندان افتاده است.
مأموران بلافاصله فرهاد را تحت تعقیب دادند و وی را روز یکشنبه 7 تیرماه در غرب تهران بازداشت کردند. این پسر ابتدا ادعای بیگناهی کرد و وقتی در برابر دو زن جوان قرار گرفت، سر به زیر انداخت و جرم سیاه خود را به گردن گرفت.
با اعترافات هولناک فرهاد، مشخص شد وی همراه بچه محل 21 سالهاش به نام «سعید» سوار بر خودروی پدرش با پرسهزنی در اوایل شب و در تاریکی هوا زنان مسافر را سوار کرده و آنان را پس از تهدید به قتل تسلیم خواستههای شوم خود قرار میدادند.
با این افشاگری تلخ، کارآگاهان سعید را هم دستگیر کردند و وی نیز پذیرفت در اقدامات سیاه دوستش وی را همراهی کرده است.صبح دیروز این دو شیطانصفت در برابر بازپرس مدیرروستا قرار گرفتند و این در حالی بود که دو زن جوان هنوز از دیدن آنها وحشت داشتند.
سعید به بازپرس جنایی گفت: «هر بار یکی از ما رانندگی میکردیم و دیگری زنان مسافر را کتک میزد و تسلیم خود میکرد.»بنابر این گزارش، با توجه به احتمال اینکه زنان دیگری نیز در ارابه شیطان گرفتار سرنوشتهای تلخ شدهاند بازپرس مدیرروستا دستور داده تا تجسسهای ویژهای صورت گیرد.
از سوی دیگر، زنان جوانی که در دام این دو بچهمحل شیطانصفت افتادهاند و از ترس آبرویشان به طرح شکایت نپرداختهاند، با اطمینان داشتن از اینکه اطلاعات و مشخصاتشان محرمانه خواهد ماند، میتوانند به شعبه 6 دادسرای امور جنایی تهران یا اداره 16 پلیس آگاهی مراجعه و به طرح شکایت بپردازند.
خبر گزاری آسوشیتدپرس با انتشار این خبر نوشت تلویزیون اندونزی تصاویری از محل سقوط این هواپیما و شعلههای آتش ناشی از آن را منتشر کرد.
به گزارش فارس، برخی منابع گفتند احتمالا دهها نفر در اثر این حادثه کشته شدند اما آسوشیتدپرس به نقل از سخنگوی ارتش اندونزی نوشت، هنوز جزییاتی از این حادثه منتشر نشده است.

تهران که در توصیفش نوشتهاند «قریهای است بد آب و هوا که تابستانهای گرم دارد»، سالهاست مردم را زیر چتر چنارهایش محافظت میکند. سر چراغی که گرما کمکم میافتد، کاسبها کمی آب میپاشند جلوی مغازههایشان و مردمی که آفتاب نفسشان را گرفته است پناه میآورند به این سایهها که غروب را بگذرانند.
چنارهای خیابان ولیعصر
مشهورترین چنارهای تهران، چنارهای بلندترین خیابان خاورمیانه هستند، خیابان 18 کیلومتری که در 1300 شمسی ساخته شده است و در زمان احداثش به نوشته عبدالله مستوفی در فاصله هر دو متر یک چنار کاشتند و بین هر دو چنار یک بوته گل سرخ گذاشتند تا خیابان را آباد کنند.
چنارهایی که رضاشاه عشق زیادی به آن داشت و در موردشان حساس بود، همین چنارهای خیابان ولی عصر بودند و چند خیابان مرکزی دیگر تهران، که دستور داده بود پای هر کدامشان یک گودال یک و نیم متری بکنند و برای درختها کود بریزند، علاوه بر این که مشهورترین چنارهای تهران هستند، پر دردسرترین و جنجالیترین درختهای پایتخت و شاید کل ایران باشند. برنامههای گاه و بیگاه شهرداری برای خیابان ولی عصر هر چند وقت یک بار این درختها را به صدر اخبار میآرود.
یک بار سیمان کردن کف جویهای خیابان ولی عصر است که داد مردم را درمیآرود و برگ درختها را زرد میکند، یک بار بیتوجهی شهرداری به هرس به موقع درختهاست که دردسرهایی برای اتصالات برق درست میکند، یک وقت هم نگرانی از باد و بوران است که باعث میشود شهرداری درختهایی را که به موقع به آنها رسیدگی نشده و پوک شدهاند به دلیل نگرانی از سقوطشان روی خیابانها از جا دربیاورد و جای تنههای چندین سالهشان توی چشم بزند.
چنار بقعه امامزاده
تهران به غیر از این چنارهای 90 ساله، چنارهای مشهور دیگری هم دارد؛ یکیشان چنار عظیم بقعه امامزاده صالح است که با وجود اینکه سالهای زیادی از مُردنش میگذرد، هنوز هم در خاطرهها باقی مانده و بخشی از تنهاش هم هنوز روبهروی بقعه امامزاده صالح باقی است.
«ژان دیالافوا» باستانشناس فرانسوی که در حدود سال 1880 در ایران کار میکرد، با طرح این موضوع که چنار بقعه امامزاده صالح احتمالا در آن زمان قدیمیترین چنار زنده روی زمین بوده، در توصیف آن نوشته است: «در مسجد (بقعه امامزاده صالح) تجریش چنار عجیب و غریبی است که کمتر نظیر آن در دنیا پیدا میشود... قطر فوقالعاده آن را نمیتوان دقیقاً با رقم معین کرد. تقریباً محیط آن به پانزده متر میرسد. هریک از شاخههای آن مانند تنه درخت کهنسالی در بالای بنای مسجد و سایر اطراف سر به آسمان کشیده است. این درخت عده کثیری را در سایه خود پناه میدهد. مؤمنین در زیر آن نماز میخوانند... مکتبدار، اطفال را در آن جا جمع کرده درس میدهد. قهوهچی سماور و استکان و لوازم خود را در درون آن قرار داده است. سقا هم کوزههای پر آب خود را در گوشهای از تنه گذارده است».
محل فعلی امامزاده صالح را تا سالها، «امامزاده چنار» مینامیدند. دوستعلی خان معیرالممالک در این مورد نوشته است که در روزهای جشن، مردم به گورستان امامزاده چنار میرفتند، درخت را چراغانی مختصری میکردند و درویشها در آنجا معرکه میگرفتند.
به چنار بقعه امامزاده صالح دخیل نمیبستند اما در مورد عمر طولانیاش روایتی نقل میکردند که میگفت زنی برای تشکر از یک آدم گشاددست، تخم چناری در کنار خانهاش میکارد و در حق او دعا میکند که هزار سال عمر کند و دعایش پاگیر درخت میشود و باقی ماجرا.
امروز البته چیز زیادی از این چنار بزرگ باقی نمانده است، همانطور که چیز زیادی از محلههای تجریش و امامزاده صالح هم باقی نمانده است. میگویند علت بریدن این درخت، مزاحمت شاخههایش بوده است و خشک شدن بخشی از تنهاش که کار، دست مردم یک محله داد.
پا چنار
برخی چنارهای تهران هم به ایدههای سنتی و باورهای مذهبی گره خورده است. میگویند در محله پاچنار، در منطقهای که بازار تهران قرار دارد و در کنار بقعه امامزاده سیدولی، چناری بود که وقتی پوستش را میبریدند مایعی سرخ رنگ از آن بیرون میزد. اسم این چنار را گذاشته بودند چنار خونبار و نام محله پاچنار را هم از آن گرفتهاند که در اطراف این چنار توسعه پیدا کرد.
در مورد این چنار خاص یک اختلافنظر هم وجود دارد؛ آقابزرگ طهرانی در یادداشتهایش به چناری در منزل سیدمحمدباقر تهرانی اشاره میکند که در روز عاشورا از آن خون جاری شده است، منتها اشاره او به درختی در محله پامنار است. داریوش شهبازی هم در نوشتههایش به وجود یک چنار خونبار اشاره کرده اما گفته است که درخت در محله پاچنار و در بقعه سید ولی قرار داشت. برخی مورخان اعتقاد دارند که این هر دو روایت در مورد یک چنار است؛ احتمالا همان درختی که در بقعه سیدولی بوده و بعدها از ریشه درش آوردهاند.
هفت چنار
یکی دیگر از محلههای تهران که به چنارش معرف است، بریانک، یا همان محله هفتچنار است. درخت چنار معروف این محله تا مدتها بیرون محوطه تاریخی تهران قرار داشته اما بعدها در اطراف آن محله و زیارتگاه هم شکل گرفته است.
محمدتقی مصطفوی در توصیف این درخت نوشته است: «زیارتگاهی که در قریه بریانک وجود دارد، بقعه و مرقد نیست، بلکه هفت درخت چنار است که به جای تنه اصلی چنار کهنسالی از یک ریشه و پایین همان تنه درخت روییده، مستقیماً بالا رفته است و حقیقتاً شایستگی توجه و حرمت کامل دارد. این هفت چنار در کنار باغی که در سمت جنوب کارخانه جوراببافی واقع شده است، نزدیک دیوار و مشرف به خیابان غربی باغ کارخانه قرار دارد و مردم سادهدل و خوشعقیده بر دیوار گلی مجاور درخت، طاقچه کوچکی کندهاند و به افروختن شمع و عرض نیاز میپردازند»
این روزها از هفت تنه درختی که محله را به هفتچنار مشهور کرده بود، تنها سه درخت باقی مانده و چهارتای دیگر به علاوه آن سکوی کنده شده در دیوار از بین رفتهاند. کارخانه جوراببافی هم حالا باغ موزه حیات وحش هفتچنار است.
چنار عباسعلی
چنار عباسعلی، یا چنار پنجعلی، که در ارگ سلطنتی تهران قرار داشت هم مثل هفتچنار، از چنارهای مقدس تهران بوده است که به ابتکار ناصرالدین شاه، تبدیل به زیارتگاه شد.
دوستعلیخان معیرالممالک درباره آن نوشته است که «یکی از خدمه اندرون مرتکب خلافی شد و از آنجاکه دانست مورد خشم و بازخواست خانم خود قرار خواهد گرفت، شبانگاه فرار نموده در حضرت عبدالعظیم متحصن شد. چون این خبر به گوش شاه رسید، سخت به رقّت آمد و به خانم کلفت فراری گفت تا از تقصیر وی درگذرد. آنگاه برای آنکه اهل اندرون ملجأ و مأمن نزدیکتری داشته و هنگام ضرورت بدان پناه برند در نهان بیکی از گیسسپیدان حرم دستور داد تا شهرت دهد که خوابنما شده و به وی گفتهاند در پای چنار کهنسالِ کشن شاخ، که کنار مظهر قنات مهرگرد واقع در اندرون امامزادهای به نام عباسعلی مدفون است. همینکه این آواز در اندرون پیچید اهل حرم شادیها کردند و از شاه خواستند تا نردهای دور درخت کشیده شود. شاه بهنصب نرده امر نمود و آنرا بهرنگ سبز اندود کردند. از آن پس درخت مزبور به چنار عباسعلی معروف شد. زیارتنامه مخصوصی بهتنه آن آویختند و اطرافش شمعدانهای نقره کوبیده و هر شب شمعها در آن افروختند. رفته رفته چنار مزبور اهمیتی بسزا یافت و بست محکمی شد. اهل اندرون نذور خود را از قبیل حلوا و غیره در پای آن میپختند و به بدنه و پوستش دخیلها میبستند. بدین طریق برای نیازمندان حرم نقطه توجه و مأمن نزدیکی بوجود آمد».
سعید نفیسی در مورد این چنار نوشته است که «در داخل ارگ سلطنتی تهران حول و حوش عمارات غربی وزارت دارایی که مشرف به خیابان ارگ و روبهروی کاخ دادگستری است، چناری از چنارهای بسیار کهن شهر تهران نظیر چند درخت چنار دیگر … واقع بوده است که آنطور که معمرین و شاهزادگان درباریان و محارم اندرون خاندان قاجار نقل کردهاند، این چنار محل توسل و عرض نیاز بوده؛ مخصوصاً عدهای از بانوان و کارکنان حرم فتحلیشاه و ناصرالدینشاه و سایر پادشاهان قاجار به آن تبرک میجستهاند و با بستن دخیل و کوفتن پنجه و چیزهای دیگر عقیده ساده و بیشائبه بدان اظهار میداشتند، و هنگام برهم خوردن وضع این ابنیه و خلع سلسله قاجار، درخت چنار مزبور هم به سرنوشت دیگر دچار گردید و از میان رفت».
چنارستان مسموم
عمر بیشتر چنارهای تاریخی تهران به دوران ناصری و سلطنت طولانی این شاه قاجاری میرسد. از آن جمله چنارهای گود زنبورکخانه، چنارهای باغ فردوس و امامزاده یحیی و چنارهای قدیمی باغ امینالسلطان - صدراعظم ناصرالدین شاه - که بعدها به محله قیطریه معروف شد. سنت چنار کاشتن در تهران بعد از شاههای قاجار به رضاشاه رسید و بعد از آن هم توسط مردم حفظ شده است. کمتر خیابان قدیمی در تهران هست که ردیف چنار در آن دیده نشود. با این حال، نه اوضاع چنارهای چند صد ساله تهران خوب است، نه چنارهای چند ده ساله و نه حتی نهالهای باریک و بیرمقی که شهرداری به جای درختهای افتاده میکارد. نوارهای زردی که حامیان محیط زیست روی درختها میبندند که نشان دهند حواس مردم به درختها هست هم چندان فایدهای ندارد.
هوای سمی تهران، کمآبی و ساخت و سازهای بیتوجه به محیط زیست، نفس درختهای تهران را هم تنگ کرده است و کاری نمیشود کرد، حتی اگر شهرداری از تصمیمهای عجیب خود کوتاه بیاید و سیمان کف آبراههای کنار خیابان ولیعصر را بکَند که با کاشی جایگزین کند تا آب به درختها برسد، به سختی میشود کارگرهای ساختمانی را قانع کرد که نگذارند آب آلوده شده از مصالح ساختمانی، پای درختها بریزد و تازه بعد از آن است که مساله هوای آلوده تهران و برگهایی که تا حد خاکستری شدن به غبار آلوده شدهاند در نبود بارانی که آنها را تمیز کند، جلوی رشد درختهایی را میگیرد که نفس مردم تهران به آنها بند است.
ایسنا - فاطمه کریمخان
منابع:
آثار تاریخی طهران - اماکن متبرکه، سید محمدتقی مصطفوی، تنظیم و تصحیح: میرهاشم محدّث، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی انتشارات گروس، چاپ ۲، ۱۳۸۱
جغرافیای تاریخی تهران، محسن معتمدی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ ۱، ۱۳۸۱
جغرافیای تاریخی شمیران، منوچهر ستوده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۱
نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، آقا بزرگ الطهرانی، مشهد: دار المرتضی.
وقایع الزمان (خاطرات شکاریه)، دوستعلیخان معیرالممالک، تهران، نشر تاریخ ایران، چاپ ۱، ۱۳۶۱
یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدینشاه، دوستعلیخان معیرالممالک، کتابفروشی علیاکبر اعلمی.
«نوشتههای تاریخی در آثار متبرکه تهران قدیم و خارج شهر، سید محمدتقی مصطفوی، اطلاعات ماهانه، شماره ۴۵، آذر



تیتری که فارس برای این گزارش انتخاب کرده اینگونه است: «لایک به این حجاب زیبا… دمتون گرم خواهر! +تصاویر» و در ادامه تعدادی از این تصاویر کارتونی مورد استفاده در این کارزار را با توضیحاتی منتشر کرده است. براساس این گزارش، کمپین «تقوا در دنیای مجازی» به تمام کاربران شبکههای اجتماعی یادآور میشود رفتارها و تعاملات اجتماعی بین افراد در دنیای حقیقی تفاوتی با دنیای مجازی ندارد.

به تعبیر نویسنده این گزارش، طبیعتا بخش عمده فرهنگ اجتماعی حاکم بر فضای شبکههای اجتماعی و تعریفی که سازندگان و طراحان این نرمافزارها برای روابط بین افراد تعریف کردهاند، با فرهنگ اسلامی، ایرانی و سنتی کشورمان در تضاد است. استفاده از شبکههای اجتماعی بههمراه فرهنگ وارداتی خود روزبهروز در بین جوانان و نوجوانان در حال افزایش است.
تا پیش از این رسانههایی مانند این خبرگزاری بیشتر از هرچیز طرفدار فیلترکردن و عدم استفاده از شبکههای اجتماعی بودند و مطالب بسیاری را نیز دراینباره منتشر کردند. اما این کارزار از رویکردی جدید در این زمینه حکایت دارد.

دپای این رویکرد را در بخش دیگری از همین گزارش میتوان دید. نویسنده گزارش
در بخش دیگری از مطلب خود نوشته است: «اما آیا باید بهدلیل این تضاد بزرگ
فرهنگی، استفاده از این ابزارهای نوین بهکلی کنار گذاشته شود؟! به عقیده
بسیاری از افراد میتوان اصول و اعتقادات بهکارگیریشده در دنیای واقعی را
نیز در دنیای مجازی و در مجاورت ارتباط افراد با یکدیگر در شبکههای
اجتماعی نیز مدیریت کرد. برایناساس بهتازگی کمپینی با عنوان «تقوا در
دنیای مجازی» در شبکههای اجتماعی به راه افتاده است که به تمام کاربران
شبکههای اجتماعی یادآور میشود رفتارها و تعاملات اجتماعی بین افراد در
دنیای حقیقی را نیز میتوان در دنیای مجازی در پیش گرفت، فقط با اندکی توجه
بیشتر! در ادامه این گزارش نیز برخی از مطالب و عکسنوشتهای منتشر شده با
موضوع این کارزار در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. اسامی برخی از
چهرههای طراحی شده در تصاویر کارتونی این کارزار در نوع خود جالبتوجه
است.
برای یکی از این تصاویر که در آن دو کاربر از دو جنس مخالف به همدیگر
سلام میکنند، در کنارش نوشته شده «خدای دنیای واقعی همان خدای دنیای مجازی
است» و در زیر آن نیز توضیحی به این شرح دیده میشود. خدای دنیای واقعی
همان خدای دنیای مجازی است؟ اگر خودش را در جهان واقعی ببینی، یحتمل سرت را
میاندازی پایین و عبور میکنی، ولی اسمش را، نوشتهاش، کامنتش را، چراغ
روشنش را که در دنیای مجازی میبینی، چشمت تنگتر میشود، خیرهتر میشوی
به مانیتور، شاید ضربان قلبت هم کمی بالاتر برود.

در تصویر دوم، پیامی که گردانندگان کارزار قصد انتقالش را دارند، مقداری
شفافتر توضیح داده شده؛ توضیحی به این شرح در زیر تصویری کارتونی از یک
دختر و پسر که از کنار هم در حال عبور هستند. «دخترکم؛ از نظر قرآن یکی از
ملاکهای بیحیایی، خودنمایی برای نامحرم است. خودنمایی فقط برای بدحجابها
نیست، بلکه با حجاب هم میشود خودنمایی کرد؛ فقط مشتریاش فرق میکند.
رعایت کن!»
پیام یکی دیگر از تصاویر هم به این شرح است: «حالا اگر احوالپرسی نکنی
چه میشود؟!» در این تصویر کاربری به اسم امیرحسین، عکسی از انگشت
آسیبدیدهاش را در شبکه اجتماعی گذاشته و دو کاربر به نامهای مریمخانم و
سارابانو در زیر آن کامنتهایی گذاشتهاند به این شرح: «وای خدا مرگم بده،
انگشتتون چی شده؟» و «بلا بهدور چه بلایی سر انگشتتون اومده؟»پیام یکی
دیگر از تصاویر هم به این شرح است: « بانو… همانطور که در دنیای واقعی
حیایت، حجابت، وقارت تو را از برخورد صمیمانه با هر نامحرمی بازمیدارد،
همانطور که وقتی نگاهی آزارت میدهد؛ رویت را محکمتر میگیری، اینجا هم
در فضای مجازی در برخورد با نامحرم، رویت را بگیر در قالب کلمات».
بقیه تصاویر نیز توضیحات و نکاتی به همین سبکوسیاق دارند، هم در زمینه
لزوم نگاهنکردن و سلامنکردن و احوالپرسینکردن با نامحرم و همینطور عدم
انتشار عکسهای بیحجاب و… .


هشتمین نشست ماه گفتار تولیت شمس تبریزی با محوریت نیایش از منظر مولانا شاعر برجسته ایرانی و با حضور جمعی از علاقه مندان به عرفان و ادب ایرانی اسلامی در محوطه ساختمان قدیمی شهرداری خوی برگزار شد.
ایرج شهنازی از پژوهشگران برجسته ایرانی و صاحب آثار مهم در عرصه عرفان و ادبیات در این نشست به تشریح دیدگاه مولانا و عارفان نامی ایرانی پرداخت و گفت: دعا و نیایش یکی از ابعاد اصیل وجود انسانی است که در آثار مولانا به ویژه در مثنوی جایگاه والایی یافته است.
وی افزود: برخلاف آثاری که در جهان غرب برعلیه دعا و نیایش نوشته شده و این رشته پیوند اصیل با باری تعالی مورد هجمه قرار گرفته است ولی انسان امروزی برای بهره مندی از این امر معنوی اشتیاق زیادی دارد.
محبوب تیزپاز نیاری نیز در این نشست از برگزاری همایش بین المللی شمس تبریزی عارف نامی ایران زمین در 7 مهر امسال همزمان روز ملی شمس در خوی با حضور صاحبنظران ملی و بین المللی عرصه عرفان و ادبیات و تاریخ خبر داد و افزود: ایجاد فرصتی مناسب برای تبیین ابعاد فکری این عارف بزرگ هدف مهم برگزاری این همایش ملی است که امیدواریم در اجرای آن موفق باشیم.




روز چهارشنبه سوم تیرماه 94 خبری با مضمون "زن جوان خویی قربانی اسیدپاشی همسر سابقش شد" روی خروجی سایت آذرنــگاه قرار گرفت.
از آنجائیکه سایت آذرنــگاه در طول سه سال گذشته بعنوان اولین و تنها سایت تحلیلی خبری شهرستان خوی فعالیت خود را رسماً آغاز کرده و امروزه به تنها رسانه مردمی خوی نیز شهرت یافته، لذا بر خود وظیفه میداند با هدف اطلاع رسانی دقیق به مخاطبان، آنها را در جریان اهم اخبار و وقایع شهرستانی و کشوری قرار دهد و مطالب را بدون کم و کاست در داخل چارچوب و بر اساس سیاست کلی نظام به مخاطبان خود انتقال دهد.
و اما در خصوص خبر مذکور اینکه واقعاً جرمی اتفاق افتاده یا نه و اینکه صحت و سقم این اسیدپاشی تأیید یا بعداً تکذیب شده، بحثی نیست و اثبات یا نفی آن نیز از عهده این رسانه خارج می باشد، اما لازم است برای شفاف شدن موضوع و اینکه حرف چه کسی یا کدام خبرگزاری رسمی و ملی را قبول کنیم و مردم نیز بیش از این دچار بدگمانی نشوند، مطالبی را بیان کنیم:
خبرنگار آذرنــگاه پس از تماس تلفنی شهروندان و اطلاع از موضوع، اولین کسی بود که لحظاتی بعد از وقوع حادثه به محل اعزام میشود، پس از انجام تحقیقات میدانی و اخذ اظهارات شاهدین و همسایگان و با اطلاع دقیق از گزارش پلیس و فوریت پزشکی اعزامی به محل حادثه و در نهایت با روئیت لباسهای ذوب و سوراخ شده زن آسیب دیده و همچنین استشمام بوی شدید اسید در کوچه و داخل راهرو منزل وی این احتمال را میدهد که یک حادثه اسیدپاشی شکل گرفته و برای تکمیل و ارسال خبر نهایی روی سایت، اقدام به مصاحبه با یک منبع رسمی میکند که متعاقباً طی تماس تلفنی رد و بدل شده با فرمانده انتظامی شهرستان بعنوان ضابط رسمی دستگاه قضایی پی به صحت خبر اسیدپاشی و زخمی شدن یک نفر بر اثر اصابت گلوله برده و خبر را منتشر و آن را در چندین مرحله بروز رسانی و در نهایت تا لحظه دستگیری متهم در ساعت 1:30 دقیقه بامداد در مخفیگاهش تکمیل میکند.
فردای روز حادثه خبری با عنوان "اسید پاشی بر روی یک زن در خوی" توسط دفتر خبری خبرگزاری صدا و سیما در خوی آنهم با جزئیات کامل مخابره میشود که منبع خبری وی نیز معتبر بوده و خبر اسیدپاشی در خوی را تأیید می کند.
بدنبال آن فرمانده انتظامی آذربایجانغربی نیز در نشست خبری صحت اسیدپاشی و تیراندازی را بر اساس بررسیهای پلیسی تأیید و اعلام میکند که متهم در بازجوییهای فنی پلیس به اعمال ارتکابی اعتراف و هدف خود را انتقامجویی اعلام کرده است.
متعاقباً نمایندگان خبرگزاری ها، رسانه ها و نشریات محلی و کشوری نیز این خبر را پوشش و برخی از آنها نیز منابع خبری مجزایی اعلام می کنند.
همشهری: دستگیری عاملان اسیدپاشی در خوی
خبر آنلاین: عواملی که یک نفر را اسیدپاش می کند
تسنیم: عامل تیراندازی در شهرستان خوی دستگیر شد
باشگاه خبرنگاران: عامل اسیدپاشی در آذربایجان غربی دستگیر شد/ متهم شوهر سابق قربانی بود
خبر آنلاین: عامل اسیدپاشی در آذربایجان غربی دستگیر شد
تابناک: انتقامجویی؛ انگیزه اسیدپاشی روی همسر سابق
انتخاب: مرد اسید پاش به جرم خود اعتراف کرد
فرارو: دلایل مردی که روی زنش اسید پاشید
پارس: انتقامجویی؛ انگیزه اسیدپاشی روی همسر سابق
شفاف: انتقامجویی؛ انگیزه اسیدپاشی روی همسر سابق
الف: اعتراف عامل تیراندازی و اسیدپاشی خانوادگی
سلامت نیوز: انتقامجویی؛ انگیزه اسیدپاشی روی همسر سابق
افکار نیوز: دلایل مردی که روی زنش اسید پاشید
آفتاب: انتقامجویی؛ انگیزه اسیدپاشی روی همسر سابق
ایرنا: دستگیری فرد اسیدپاش در شهرستان خوی
عصر ایران: دستگیری مرد اسیدپاش در خوی
مشرق: دستگیری فرد اسیدپاش در شهرستان خوی
باشگاه خبرنگاران: اعترافات مردی که روی زنش اسید پاشید
برترین ها: اعترافات مردی که روی زنش اسید پاشید
خبرچه: اعترافات مردی که روی زنش اسید پاشید
قطره: مردی که روی زنش اسید ریخت پسرش را با گلوله زد
ندای ارومیه: اعترافات اسیدپاش خویی از اسیدپاشی روی همسر سابقش
اروم نیوز: زن جوان خویی قربانی اسیدپاشی همسر سابقش شد
دانـا: زن جوان خویی قربانی اسیدپاشی همسر سابقش شد
و اما چند روز بعد علیرغم اینکه خبرگزاری ایرنــا خودش این خبر را تأیید کرده بود، مجدداً این خبر را تکذیب میکند
ایرنا: مدت رسیدگی به پرونده ها در شهرستان خوی به 30 روز کاهش یافت
ایرنا: فرمانداری خوی اسیدپاشی را تکذیب کرد
گفتنی است این خبر در حالی تکذیب می شود که علاوه بر گزارشات، اسناد، مستندات پلیس و فوریتهای پزشکی، خود متهم نیز در بازجویی های پلیسی به اعمال ارتکابی اعتراف و هدف خود را انتقام جویی اعلام کرده است.
حال ما در اینکه حرف چه کسی و یا کدام خبرگزاری را باور کنیم، عاجز مانده ایم؟!
در تمام نقاط شهر ارومیه که چشم می گردانی خیابانی را پیدا نمی کنی که تابلوی تبلیغاتی نداشته باشد و در جای جای شهر با انبوهی از تابلوهای تبلیغاتی روبرو می شوی که هر کدام با تبلیغ مسائل غیر ارزشی چشم هر بیننده ای را می آزارد.
از آنجا که تابلوهای تبلیغاتی به عنوان نماد شهری می توانند نقش بسیار تاثیرگذاری در ارائه برنامه و فرهنگ جامعه داشته باشند متاسفانه عدم توجه به این موضوع موجب شده تا تابلوهای بد قواره گاهی در شکل ها و اندازه های بسیارناهنجار وضعیت شهر ارومیه را ناهنجار جلوه دهند.
آشفته بازار تابلوهای تبلیغاتی که با بی نظمی بصری در شهر، جلوه ناخوشایندی به چهره شهر داده اند بجای اینکه به مسائل غیرارزشی اختصاص داده شوند می توانند به نوعی انتقال دهنده پیامهای ارزشی و ارائه دهنده راهکارهای عملی به انحاء مختلف جهت حل مشکلات موجود در جامعه باشند.
جای خالی پرداخت به دغدغه های مقام معظم رهبری که شامل حجاب و عفاف، مضرات ماهواره و خصوصا افزایش کیفی جمعیت در این تابلوها بسیار به چشم می خورد و اینکه چرا دغدغه مقام معظم رهبری به دغدغه مسئولین شهری تبدیل نشده است بسیار تعجب آور است.
در حال حاضر بیلبوردها به یکی از منابع درآمد شهرداری تبدیل شده اند و شهرداری باید سیاست خودش را نسبت به بیلبوردها و تلویزیون های شهری تغییر دهد و درآمد باعث دور شدن از پرداخت به ارزشها و بیانات مقام معظم رهبری نشود چرا که تابلوهای تبلیغاتی ظرفیت بسیار خوبی برای انتقال فرهنگ و الویتها و دغدغه هایی هستند که نیاز به تلاش جهت رفع آنها در جامعه و تقویت نگرش فرهنگی به بیلبوردها و تلویزیون های شهری ضروری است.
باید در تابلوهایی که جنبه تبلیغاتی و فرهنگی دارند از مطالب ناب استفاده شود
حجت الاسلام والمسلمین سیدمهدی قریشی در این زمینه به خبرنگار ما گفت:استفاده از منویات مقام معظم رهبری در تابلوهای تبلیغات شهری نیازی به سوال و بحث و گفت و گو ندارد.
وی با بیان اینکه این موضوع که باید از منویات مقام معظم رهبری در تابلوهای تبلیغات شهری استفاده شود امر بدیهی است، افزود: این امر منطقی است و سخن گفتن از آن تکرار بدیهیات است.
امام جمعه ارومیه اظهار کرد: باید در تابلوهای تبلیغات شهری از مطالبی که برای مردم مفید است شامل احادیث، روایات و منویات مقام معظم رهبری استفاده شود.
وی با بیان اینکه بحث بعضی شرکتها و برخی مسائل که جنبه اقتصادی از این مسئله جداست، گفت: باید در تابلوهایی که جنبه تبلیغاتی و فرهنگی دارند از مطالب ناب مانند آیات، روایات، نظرات مقام معظم رهبری استفاده شود.
نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی تصریح کرد: این تابلوها تأثیرگذاری بسیار بالایی دارند و از این ظرفیت باید به نحو احسن در جهت طرح مسائل ارزشی و القاء آن به شهروندان استفاده شود.
علیرغم آنکه به تازگی درباره گم شدن یک دکل حفاری دریایی نفت ایران هیاهو و جنجال گستردهای در رسانههای یک جریان خاص سیاسی به پا شده، اما واقعیت آن است که سابقه انتشار این خبر به 10 ماه پیش باز میگردد و هیچ یک از این رسانهها در آن زمان به انتشار این خبر واکنش نشان ندادند تا شائبه برخورد سیاسی رسانه های مذکور با فساد به شدت تقویت شود.
خبرگزاری فارس اولین رسانهای بود که در شهریور ماه 93 خبری با عنوان «دو نهاد نظارتی در جستوجوی دکل گمشده 87 میلیون دلاری حفاری نفت» منتشر کرد.
در این خبر از قول یک مقام آگاه در وزارت نفت درباره فرآیند خرید این دکل اشاره شده بود که: « قرار بود 20 درصد از بهای 87 میلیون دلاری این دکل حفاری به عنوان پیش پرداخت در اختیار شرکت خارجی قرار بگیرد و 80 درصد باقیمانده نیز پس از تحویل دکل به این شرکت پرداخت شود. با این وجود طرف ایرانی برخلاف مفاد قرارداد کل بهای دکل را به تدریج پرداخت کرده است اما پس از گذشت یک سال از موعد تحویل دکل و پرداخت بهای آن، هیچ خبری از دکل خریداری شده نشده و حتی مشخص نیست که این دکل اساسا وجود خارجی داشته است یا نه. بر اساس اطلاعات ما با توجه به احتمال بالای وقوع فساد در این خرید، برخی از مسئولین سابق این شرکت ایرانی به عنوان مظنون تحت تعقیب قرار گرفتهاند. این شرکت اقدام به خرید اقلام دیگری نیز به همین شیوه کرده است که در آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت.»
کمتر از یک ماه بعد علی مروی رئیس کمیسیون انرژی در گفتوگو با فارس از تشکیل پرونده تحقیق و تفحص از عملکرد شرکت تاسیسات دریایی از ابتدای تاسیس تاکنون در مجلس خبر داد. دیگر نمایندگان مجلس نیز موضوعات مطرح در این تحقیق و تفحص را مواردی چون تعیین تکلیف دکل 78 میلیون دلاری این شرکت، عملکرد شرکتهایی که با پول این شرکت و به نام بخش خصوصی تشکیل شده و از این شرکت پروژه دریافت کردهاند، دکل دیگری که سالها پیش خریداری شده اما به دلیل مشکلات متعدد سالهاست که در بندر شارجه مانده و اساسا در کشور مورد استفاده قرار نگرفته است و خرید اقلام و تجهیزات مربوط به کار در پارس جنوبی اعلام کردند.
تخلفات احتمالی مطرح شده از سوی نمایندگان از ابتدای تشکیل شرکت تاسیسات دریایی تا کنون به خصوص در دولتهای هشتم، نهم و دهم رخ دادهاند، اما نکته جالب اینجا است که رسانههای جریان سیاسی خاص در آن زمان یعنی 9 یا 10 ماه پیش تمایلی به انعکاس این اخبار نشان ندادند و در عین حال، به طور کلی از تخلفات مربوط به قبل از دولتهای نهم و دهم چشم پوشیدند. چنانکه امروز هم از نقش پسر یکی از وزرای مشهور دوره اصلاحات در دلالی دکلهای نفتی و از جمله دکل اخیر سخنی نمیگویند.
خبرگزاری فارس، همچنین در دی ماه 93 از تشکیل پرونده قضایی برای دو تن از مدیران عامل سابق شرکت تاسیسات دریایی خبرداد. اما این خبر هم مورد توجه این رسانهها قرار نگرفت. این بیتوجهی یک دلیل ساده داشت: علیرغم اینکه یکی از این مدیران از سوی زنگنه معزول شده بود اما یکی از این دو مدیر نیز از سوی وی منصوب شده و همین امروز هم یکی از افراد بسیار نزدیک به وزیر نفت به شمار میرود که حتی دفاع از زنگنه در ماجرای کرسنت در رسانهها نیز به عهده وی گذاشته شد.
چنین برخورد متناقضی با فساد به وضوح نشان میدهد که هدف اصلی این رسانه نه برخورد واقعی با مفاسد اقتصادی، بلکه استفاده سیاسی از مفاسد اقتصادی است. چنانکه این رسانهها حتی به خبر بازداشت متهمان فساد در شرکت تاسیسات دریایی که در دی ماه گذشته در فارس منتشر شد نیز واکنشی نشان ندادند.
در واقع تنها پس از انتشار خبر جمع آوری امضا برای استیضاح زنگنه بود که ناگهان این رسانهها کشف کردند یک دکل نفتی گم شده و سیل اخبار و مصاحبه با افراد مرتبط و غیر مرتبط و تولید سناریوهای تخیلی و طنز و امثال آن به صورت کاملا خودجوش به این رسانهها سرازیر شد. نکته جالب اینجا است که بعضا افرادی مورد مصاحبه قرار گرفتند و در این باره فیلمنامه تهیه کردند که خود پروندههای متعدد اقتصادی در مراجع قضایی داشته و دارند.
این رسانهها در حالی دکل حفاری گمشده (فورچونا) را در راس اخبار خود قرار دادهاند که مدتها قبل از خرید این دکل توسط مدیرعامل شرکت تاسیسات دریایی، این شرکت یک دکل حفاری دیگر را در زمان تصدی یکی از مدیران عامل اسبق شرکت تاسیسات دریایی خریداری کرده است اما این دکل نیز ظاهرا سرنوشت مشابهی داشته است.
با این تفاوت که دکل فورچونا (که به نام شرکت فروشنده یعنی «دین» نیز مشهور شده است) در حال حاضر به شرکت دیگری فروخته شده و در حال حفاری است اما دکل گلوبال پرل که در زمان مدیر منصوب زنگنه و نزدیک به یکی از خانوادههای بسیار قدرتمند ایران خریداری شد به حدی در طوفان کاترینا آسیب دیده بود که اساسا بازسازی و استفاده از آن امکانپذیر نشده است.
این دکل به مبلغ 43 میلیون دلار خریداری شد و از زمان خرید، در بندر الخالد شارجه نگهداری میشود که هزینه نگهداری آن در بندر یاد شده تا سال 92 بیش از 7 میلیون دلار بوده است.
به عبارت دقیقتر تا کنون 50 تا 60 میلیون دلار برای تملک این دکل هزینه شده است اما گزارشهای شرکت تاسیسات دریایی نشان میدهد که در حال حاضر این دکل حتی به عنوان آهن قراضه نیز خریداری ندارد و اگر خریداری برای آن پیدا شود بیش از 3 تا 5 میلیون دلار ارزش نخواهد داشت.
با این وجود تا کنون خبری از لاشه این دکل حفاری که سالها است در شارجه پهلو گرفته، منتشر نشده است.
خبرگزاری فارس، در آینده گزارشهای دیگری از نقش دلالان خرید دکل در پروژههای نفتی ایران از جمله فرزند زینتالوزرای دولت اول اصلاحات و همچنین دیگر مفاسد مطرح در شرکت تاسیسات دریایی در طول دورههای مختلف مدیریتی این شرکت بزرگ نفتی منتشر خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، مدیریت شرکت تاسیسات دریایی از ابتدای تاسیس تا کنون در اختیار مهدی هاشمی، مسعود سلطانپور و علی طاهری مطلق قرار داشته است. مدیریت این شرکت از یک سال پیش تا کنون بر عهده غلامرضا منوچهری گذاشته شده است.
با اشاره به وضعیت صنعت و معدن استان آذربایجان غربی گفت: متاسفانه امروزه مهم ترین مشکل واحدهای تولیدی و صنعتی این استان تأمین سرمایه در گردش و نقدینگی است.
قاضی پور اظهار کرد: اما با این شرایط استان آذربایجان غربی از لحاظ صنایع تبدیلی توانسته رتبه اول را درکشور کسب نماید.
وی سهم بخش دولتی را در صنعت آذربایجان غربی یک درصد عنوان کرد و افزود: 99 درصد صنایع این استان در دست بخش خصوصی است.
نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی با اشاره به مشکلات کارگران بخش صنعت در استان آذربایجان غربی نیز گفت: متاسفانه کارگران این استان علاوه بر اینکه بصورت فصلی کار می کنند از حداقل ترین حقوق نیز برخوردار هستند.
قاضی پور درباره وضعیت معادن آذربایجان غربی نیز اظهار کرد: با توجه به اینکه معادن این استان کلدکسیونی از سنگ های زینتی است اما معضل خامفروشی باعث می شود تا فرصتهای شغلی در این زمینه نیز از دست برود.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی به مشکلات کارگران بخش معدن استان نیز اشاره کرد و افزود: به دلیل آماده نبودن زیر ساخت ها یی همچون آب، برق و گاز در محیط های اطراف معدن کارگران این بخش در شرایط سختی به سر می برند.
نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: حتی اجازه ساخت خانه های کارگری نیز به این افراد داده نمی شود.
، محمدرضا رشیدی در جمع خبرنگاران اظهار کرد: هیئت ورزشهای روستایی و بازیهای بومی-محلی شهرستان ارومیه با هدف توسعه ورزش در روستاها و ایجاد شور و نشاط در بین روستائیان ایجاد شده و سعی دارد با کمترین امکانات، مقوله ورزش را در روستاها نهادینه کند.
وی با بیان اینکه کشف استعدادها یکی از مهمترین اهداف این هیئت است، افزود: افراد بسیاری را در سطح روستاهای ارومیه داریم که به مسابقات بین المللی راه یافته اند.
رئیس هئیت ورزشهای روستایی و بازیهای بومی محلی ارومیه گفت: سعی داریم ورزش را در تمام مقاطع سنی گسترش دهیم و فرهنگسازی در این باره را در صدر اولویتهای کاری خود قرار داده ایم.
رشیدی فرهنگسازی درباره ورزش بانوان در روستاها را نیز از جمله مسائل مهم عنوان کرد و ادامه داد: در مناسبتهای مختلف مانند نوروز، روز حمل و نقل، هفته سلامت، اعیاد شعبانیه و ... جشنواره های مختلفی را برگزار کرده ایم که جشنواره سمنو و جشنواره غذاهای محلی نیز در این زمره قرار می گیرد.
وی تصریح کرد: بسیار ضروری است تا در کنار کارهای عمرانی، طرحهای ورزشی نیز به صورت جدی در روستاها پیگیری و اجرا شود.
رشیدی از راه اندازی مدارس فوتبال، فوتسال و والیبال در روستاهای ارومیه خبر داد و افزود: در روستاهایی مانند بالانج، کوکیا و قره آغاج نیز کلاسهای رزمی راه اندازی شده است که علیرغم انتظار همه، با استقبال بسیار خوبی مواجه شده است.
وی نبود زیرساختهای کافی در روستاها، خشکسالی و مهاجرت روستائیان و نبود امکانات ورزشی را مهمترین معضلات در خصوص گسترش ورزش در روستاها عنوان کرد و ادامه داد: برای نیمه دوم امسال که فصل کار کشاورزان به اتمام می رسد برنامه ریزی کرده و برنامه های مختلفی را به اجرا خواهیم گذاشت.
رئیس هئیت ورزشهای روستایی و بازیهای بومی محلی ارومیه گفت: اهمیت ندادن صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی و عدم پوشش خبری بازیهای ورزشی روستایی ارومیه یکی از معضلات موجود است و متأسفانه علیرغم اطلاع رسانی به مدیرکل این سازمان تاکنون اقدامی صورت نگرفته است.
وی به علاقمندی مردم در روستاها به ورزشهای توپی مانند والیبال و فوتبال اشاره کرد و یادآور شد: بنابراین مجبور هستیم ورزشهای بومی محلی را در کنار ورزشهای توپی اجرا و برنامه ریزی کنیم.
رشیدی اظهار کرد: با رایزنی های انجام گرفته بخشی از هزینه های برگزاری مسابقات ورزشی روستایی مانند لباسهای ورزشی از محل اعتبارات فرهنگی دهیاریها پرداخت می شود.
رئیس هئیت ورزشهای روستایی و بازیهای بومی محلی ارومیه با بیان اینکه در برگزاری مسابقات ورزشی روستایی تمام قوانین بین المللی مسابقات اجرا می شود، خاطرنشان کرد: انتظار داریم رسانه ها برای شناساندن محرومیت روستاها، کشف استعدادها و همچنین جلب حمایت مسئولان تلاش کنند و یاری گر این هیئت باشند.
با اشاره به هفته قوه قضاییه و مطالباتی که از این قوه وجود دارد گفت: یکی از مهمترین مطالباتی که در جامعه از این قوه وجود دارد رسیدگی و برخورد قاطعانه با فسادهای اقتصادی است.
وی تصریح کرد: فساد اقتصادی از جمله مواردی است که کثرت آن در جامعه باعث بدبین شدن مردم به نظام می شود .
رئیس مجمع نمایندگان آذربایجان غربی افزود: قوه قضاییه و سیستم های نظارتی بایستی بدون فوت وقت در مورد پروندههای اقتصادی تصمیم بگیرند و اجازه ندهند در مملکت اسلامی ایران فسادی رخ دهد.
نماینده مردم ماکو، چالدران،شوط و پلدشت با اشاره به اختلاس های سال های گذشته اظهار کرد: متاسفانه این اتفاق ها نشان می دهد که خلا و نقصانی در دستگاه های نظارتی و قضایی کشور وجود داشته که فسادهای 3 هزار میلیاردی و موارد مشابه آن صورت گرفته است.
وی تاکید کرد: مردم از دستگاه قضایی و دستگاه های اجرایی توقع دارند با نظارت دقیق از بروز فساد در جامعه جلوگیری کنند و با محکومان فساد بانکی نیز برخورد قاطعانه داشته باشند.
انتهای پیام/
در پی شکایت یکی از شهروندان مبنی بر اینکه فردی به هویت معلوم در یکی از شبکه های اجتماعی اقدام به درج مطلب توهین آمیز و انتشار عکسهای غیراخلاقی علیه او و خدشه دار کردن وجهه اجتماعی اش کرده است، موضوع به صورت ویژه در دستور کار مأموران این پلیس قرار گرفت.
وی افزود: با بررسی های تخصصی در فضای مجازی و همچنین یکسری اقدامات محسوس و نامحسوس توسط تیم کارشناسی، متهم شناسایی و با هماهنگی مقام قضایی در مخفیگاهش دستگیر و به مقر پلیس منتقل شد.
رئیس پلیس فتای آذربایجان غربی با بیان اینکه متهم در بازجویی های پلیسی به بزه ارتکابی معترف و انگیزه خود را از این عمل مجرمانه را انتقام گیری و خصومت شخصی از فرد شاکی و ایجاد مزاحمت عنوان کرد، ادامه داد: نامبرده جهت سیر مراحل قانونی با تشکیل پرونده، تحویل مقامات ذی صلاح قضایی شد.
کوره بلاغی در پایان به کسانی که اقدام به انتشار خلاف واقع و توهین نسبت به اشخاص در سایتها و شبکه های مجازی می کنند هشدار داد و خاطرنشان کرد: طبق ماده 18 قانون جرائم رایانه ای هرکس به وسیله سامانه های رایانه ای یا مخابراتی اکاذیبی را منتشر کند، افزون بر اعاده حیثیت به حبس و جزای نقدی محکوم می شود.